زنجان
← همه اخبار

شرحی مختصر در تاریخچه هنر نگارگری ایرانی اسلامی در ادوار تاریخ هنر ایران/ گردآورنده: سید رضا اصل نجفی فرد
۲۵ تیر ۱۳۹۲کد خبر: 32066۳
عالم لطیف و زیبای نقاشی های ایرانی ، پر از رمزها و شگفتی هاست لیکن ذیده ای می باید که آنها را بشناسد و بشکافد و آن چه را که مستتر است بیابد. هنر نگارگری (مینیاتور) از جمله هنرهایی است که جمال شناسی و کمال یابی را نمی توان تنها با حواس ظاهری شناخت بلکه باید چشم باطن بیدار باشد تا درک آن به خوبی امکان پذیرد.
با بررسی و تعمق بیشتر در آثار این هنرمندان می توان اینگونه استنباط کرد که ایشان خود را مقید به تقلید صرف از طبیعت نما دانسته اند، بلکه در عالم خیال و تصورات ذهنی به عالمی غیر از جهان ماده توجه داشته اند. بنابراین نقاشی ایرانی علاوه بر صورت های ظاهری و مادی که در صفحه منعکس می شود دارای عالمی معنوی و روحانی است که در فضای نقش جایگزین می شود.
شناخت زیبایی های هنر نگارگری بدون شناخت آثار ادبی و شعر ایرانی از یک سو و دیدگاههای عارفانه از سوی دیگر ممکن نیست. چرا که هنرمند نگارگر برای تصویرسازی خود خود بیش از عالم ماده به عالم معنا توجه دارد. تصویر او از یک اسب نه اسب موجود در عالم ماده که اسب دنیای مُثُلی (عالم ایده) است. به همین دلیل در نگارگری ایرانی، تصاویر غرق در نور هستند. در هیچ نگاره ای سایه وجود ندارد چرا که سایه از نبود نور ایجاد می شود و دنیای ایده و مثل غرق در نور است و عدم در آن جای ندارد.
با دقت در تصاویر یک نکته ظریف دیگر را می توان مشاهده کرد که بازتاب همین نگرش است؛ در نگارگری ایرانی فرق چندانی میان چهره سازی مرد و زن نیز وجود ندارد چرا که جنسیت، نتیچه نقص است و نقص بازتاب عالم ماده و در عالم مثل نقص موجود نیست پیران را به واسطه مو و محاسن می توان شناخت، چین و چروکی در چهره نیفتاده است. همه چیز در تمامیت خود جلوگر است و به همین دلیل از عمق نمایی واقعی (پرسپکتیو) نیز دوری می شود.
هنرمند نگارگر برای تصویرسازی خود خود بیش از عالم ماده به عالم معنا توجه دارد. تصویر او از یک اسب نه اسب موجود در عالم ماده که اسب دنیای مُثُلی (عالم ایده) است. به همین دلیل در نگارگری ایرانی، تصاویر غرق در نور هستند
شاید برخی گمان کنند که هنرمند ایرانی از عدم توانایی در کشیدن تصاویر با عمق نمایی صحیح به چنین رویکردی ری اورده است. این یک اشتباه محس است. هنرمندا ایرانی اصلا ضرورتی برای چنین تکنیکی نمی بیند. دید انسانی باعث می شود که تصاویر در عمق فرو روند ، همین نوع دید، انسان را از شناخت کلیت یک شی بی نصیب می کند یعنی نه تنها دید خوبی نیست بلکه باعث شناخت غلط نیز می شود و یک نقص بزرگ است. شما در واجهه با یک نگاره همه چیز را به صورت کامل می بینید، درختان از روبر، انسانها سه رخ، بناها نیم رخ ، حوض و قالی از بالا تجسم می شوند تا بیننده درک درستی از شی داشته باشد. همین یکی از امتیازات بزرگ نگارگری ایرانی است. در قرن بیستم ، در جوامع غربی به چنین نتیجه ای رسیدند و انواع سبکها از کوبیسم و ... سر برآورد اما نگارگران ایرانی قریب به 400سال قبل چنین نگرشی را به اوج اعتلای خود در آثارشان بازتاب داده بودند هزار افسوس و دریغ که تهاجم فرهنگی و دلباختگی به هنر غرب و بالاتر شمردن آن این مایه فخر و مباهات را کمرنگ کرد و نورش را خاموش گردانید.
هدف از این ویژه نامه شناساندن اجمالی هنر نگارگری به مخاطب است تا به صورت کاملا اجمالی از سیر تاریخی و تکامل متد نگارگری ایرانی، اوجها و افول های آن آگاه شود. به همین دلیل با توجه به ادوار تاریخی ، مهمترین جنبشهای هر عصر مورد توجه قرار گرفته و برخی از مشهورترین نگارگران، حامیان هنری و کتب تولید شده آن عصر نام برده شده است.
در توضیح چرایی این نکته که به چه دلیل بررسی بر اساس تاریخ به عنوان فصل بندی این ویژه نامه انتخاب شده اینکه معمولا در هر دوره تاریخی، پادشاهان و حکمرانان علاقه وافری به گرد هم آوردن هنرمندان نخبه و بااستعداد سراسر مملکت تحت حکمرانی خویش در مرکز حکومت داشتهاند، تا شاهد خلق عظیمترین آثار هنری بوده، به سبب آنها به سایر ممالک مباهات کنند؛ از این رو هنرمندان در هر شاخه هنری در پایتخت گرد میآمدند. کتابخانههای سلطنتی بهعنوان مرکز طبع و نشر آثار فرهنگی بهصورت مکتوب، میزبان نقاشان، خطاطان، صحافان، جلدسازان و... بودند. همانطور که اشارت رفت، شاخههای هنری گوناگون در کنار هم قادر به خلق کتب نفیس و گرانبهایی میشدند که کتابخانه سلطنتی را رونق و جلا میبخشیدند. معمولا از میان این هنرمندان، شخصی را که در فن خود از دیگران سرآمدتر بود و مظهر فضل و کمال به شمار میآمد، به سرپرستی کتابخانه برمیگزیدند و او بود که بر کار دیگر استادان نظارت داشت و آثار را مورد مداقه قرار داده، کیفیت آنها را میآزمود؛ به عنوان مثال، جعفر بایسنقر خطاط، در عهد تیموریان و کمالالدین بهزاد هروی، در اوایل عهد صفویان این سمت را عهدهدار بودند.
از آنجایی که آثار به عمل آمده در این اماکن، هیچگاه خارج از استانداردها و معیارهای استادالاساتید نبودهاند، مشابهتی فراوان با یکدیگر پیدا میکردهاند و مستقیما تحت تاثیر سبک و روش استاد بزرگ قرار میگرفتهاند و چون این آثار مشابه در برههای از تاریخ خلق میشده و مکان خاصی برای آفرینش آنها وجود داشته است (که عمدتا پایتختها بودهاند)، نام آن مکان را به عنوان نام سبک و مکتب بر آنها نهادهاند؛ مثلا زمانی که سخن از «مکتب تبریز اول» یا «مکتب تبریز نخست» به میان میآید، منظور نقاشیهایی است که برای اولین بار در دوره ایلخانان مغول در تبریز که پایتخت ایشان بوده است، به تصویر کشیده شدهاند.
معمولا در هر دوره تاریخی، پادشاهان و حکمرانان علاقه وافری به گرد هم آوردن هنرمندان نخبه و بااستعداد سراسر مملکت تحت حکمرانی خویش در مرکز حکومت داشتهاند، تا شاهد خلق عظیمترین آثار هنری بوده، به سبب آنها به سایر ممالک مباهات کنند.
ادوار تاریخی نگارگری ایران با توجه به آنکه از آثار دوران قبل اسلام اثر مکتوب بجا نمانده (بجز برگهایی از نقاشان پیرو دین مانی که در تورفان چین بدست آمده) بررسی هنر نگارگری ایران تنها در دوران بعد از گرویدن به اسلام ممکن است. به طور کلی می توان تحول تاریخی هنر نگارگری را به صورت زیر بررسی کرد: مکتب بغداد: یا مکتب بین المللی عباسی که اولین مکتب نگارگری جهان اسلام است و به سده های اولیه هجری و دوران خلافت عباسیان گفته میشود. مکتب سلجوقی: که مکتبی است که در دوران حکومت سلجوقیان رایج بوده و قرون 5 و 6هـ. را شامل می شود. مکتب تبریز اول: که مربوط به دوران حکومت مغولان در ایران است و قرون 7و8هـ. را شامل می شود. مکتب شیراز اول: که همزمان با مکتب تبریز اول در شیراز صورت می گرفته و مربوط به دوران حکومت آل انجو و آل مظفر طی سده 8هـ. است
مکتب جلایری: یا مکتب تبریز-بغداد که مربوط به حکومت آل جلایر بعد از خاندان ایلخانی است و قرن 8 را شامل می شود. مکتب شیراز دوم: یا مکتب شیراز سده 9هـ. که مربوط به حکومت دورات تیموریان در شیراز است و دوران فرمانروایی اسکندر سلطان، ابراهیم سلطان و ترکمنان می شود. مکتب هرات: که مکتب رسمی دوران تیموری است و مربوط به سلطنت شاهرخ، پسر تیمور و سلطان حسین بایقرا است و قرن 9 هـ. را شامل می شود. مکتب تبریز دوم: که مربوط به دوران حکومت صفوی در ایران است و دوران زمامداری شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب را شامل می شود. مکتب مشهد: که مربوط به دوران صفویه و شاه تهماسب است و در مشهد به حمایت ابراهیم میرزا است. مکتب قزوین:که مربوط به دوزان صفویه است و دوران شاه تهماسب را بعد از تغییر پایتخت به قزوین تا به حکومت رسیدن شاه عباس را شامل می شود. مکتب اصفهان: که مربوط به دوران صفویه بعد از تغییر پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان می شود و تا پایان دوران صفوی برقرار است. لازم به ذکر است که نگارگری ایران از اواخر دوران صفوی با ورود هنرمندان خارجی به دربار صفوی و دلباختگی هنرمندان ایرانی به تقلید از آثار غربی رو به افول نهاد. امید است این مجموعه باعث آشنایی مخاطبان گرامی با این هنر ارزشمند و ظریف شود. ------------------------------------------------------------------------- مکتب بین المللی عباسی (بغداد) اولین مکتب نگارگری دنیای اسلام
مکتب بین الملی عباسی یا بغداد اولین مکتب نگارگری در تمدن اسلامی ست که بیشتر به مصور سازی کتب علمی و ادبی پرداخته است.
با ظهور اسلام، هنرمندان ایرانی که اسلام آورده بودند با دیدگاهی تازه شروع به فعالیت هنری کردند. در دوران خلافت بنی امیه که پایتخت خود را دمشق (سوریه امروزی) انتخاب کرده بودند، به دلیل مجاورت با تمدن بیزانس در روم شرقی، تاثیرات سنت تصویرگری مسیحی در هنر نوپای اسلامی راه یافت که از جمله می توان به نقاشی های دیواری به جای مانده از بنی امیه اشاره کرد. با روی کار آمدن عباسیان، که خود با حمایت یکی از قدرتمندترین خانوادههای ایرانی به نام «آل برمک» یا «برامکه» به تاج و تخت رسیده بودند، پایتخت به بغداد تغییر مکان داد. جایی که در قبل از اسلام یکی از بزرگ ترین پایتختهای ساسانی بود (تیسفون) و به همین دلیل هنر ایرانی در دیدگاهای زیبایی شناسی عباسی رخنه کرد و نقاشی های دیواری کاخها و هنر کتابت کتب خطی از جمله تاثیرات ایران ساسانی بر هنر اسلامی بود. در این عصر، نهضت ترجمه کتب بهخصوص از زبانهای پهلوی، سانسکریت و یونانی به عربی شکل گرفته بود. در سدههای آخر حکومت عباسیان، حکومتهای ملوکالطوایفی در مناطق مختلف ایران بر روی کار آمدند که خود جداگانه هنر نگارگری را مورد عنایت خویش قرار داده بودند؛ از این دست، سامانیان و غزنویان را میتوان نام برد. با روی کار آمدن عباسیان، که خود با حمایت یکی از قدرتمندترین خانوادههای ایرانی به نام «آل برمک» یا «برامکه» به تاج و تخت رسیده بودند، پایتخت به بغداد تغییر مکان داد. جایی که در قبل از اسلام یکی از بزرگ ترین پایتختهای ساسانی بود (تیسفون) و به همین دلیل هنر ایرانی در دیدگاهای زیبایی شناسی عباسی رخنه کرد و نقاشی های دیواری کاخها و هنر کتابت کتب خطی از جمله تاثیرات ایران ساسانی بر هنر اسلامی بود. به مکتب هنری که به مرکزیت بغداد در این دوره شکل گرفت مکتب بغداد گفته می شود ولی به دلیل آنکه هنرمندان این مکتب در اقصی نقاط بلاد اسلام به تولید آثار می پرداختند گاهی لفظ مکتب بین المللی عباسی را برای این دوره بکار می برند. حکومت طایفه عباسی قریب به 500سال برقرار بود و در طی این دوران، ترکان سلجوقی توانستند حکومتی مستقل به مرکزیت نیشابور در ایران تشکیل دهند که مکتب سلجوقی رهاورد آن است و در مقاله بعدی بررسی می شود. خصوصیات در مکتب بغداد موضوعات فنی سوژه های نقاشی بدون تغییرات اساسی، به طور ساده تکرار می شد و نقاشی همیشه جزئی از متن کتاب بود. چهره های کار شده در این تصاویر به شکل چهره های سامی نقاشی شده است: بینی ها کشیده و صورت ها با ته ریش سیاهی پوشیده شده است. دورگیری زخیم و زمخت با رنگ تیره یک دیگر از عناصر هنر عربی در این نگاره هاست. از خصوصیات دیگر آن که نقش ها و شکل جانوران و اشخاص قدری درشت تر ترسیم شده؛ اغلب کوتاه و پهن و اندام ها مشخص و صریح طرح شده است. در نگاره ها، رنگ زمینه یا اصلا به چشم نمی خورد و یا بسیار اجمالی است. رنگ هایی که در نگاره ها به کار رفته است معدود، اما تناسب آنها با یکدیگر بسیار دقیق و لطیف صورت گرفته است. این نگاره ها از صفحه جدا نیست و بخشی از متن به شمار می رود. جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند. کتب مکتب بغداد با توجه به آنکه هنرهای تصویری و تجسمی، در اسلام مکروه بود در این دوره کتاب های بیشتر در زمینه ی طب، علوم و فنون، تالیف شده است. مشهور ترین نقاش این دوره «عبدالله بن فضل» بود که سالهای 600 ه. ش کتاب می نوشت و آن را نقاشی می کرد و زکیمحمدحسن که از هنرپژوهان مشهور مصری بوده و زمانی ریاست موزه قاهره را بر عهده داشته است، وی را قدرترین نقاش دوره عباسیان میشناسد. یک نسخه خطی ترجه شده از کتاب یونانی ماتریامدیکا نوشته دیوسکوریدوس در دست است که توسط این هنرمند مصور شده است و تحت عنوان الادویه المفرده صوری چند از آن در مجموعه دکتر سار در برلین و دکتر مارتین در استکهلم موجود است. جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند از دیگر هنرمندان این مکتب می توان « یحیی بن محمود واسطی» را نام برد. وی نسخه ای از مقامات حریری را نگاشته که در آن بیش ازصد تصویر نقاشی شده است. نسخه مذکور به تاریخ 635ه.ق اکنون در کتابخانه ی ملی پاریس نگهداری می شود. تصاویر عالی این کتاب و اشکال بزرگ آن که نقاشی های دیواری را به یاد می آورد، تصویر واقعی زندگی روزانه و حیات اجتماعی را نشان می دهد. در اینجا اعراب قرن سیزدهم در مسجد، مزرعه، صحرا، کتابخانه و هنگام برگذاری جشن و اعیاد مختلف دیده می شوند. یکی دیگر از قدیمی ترین نسخ خطی مکتب عراق، کتاب البیطره است که درباره علم دامپزشکی است و در سال 605ه.ق در بغداد تألیف شده و هم اکنون در کتابخانه مصر در قاهره محفوظ است. نسخه دیگر از این کتاب تالیف 606ه.ق در موزه توپقاپی استانبول نگه داری می شود. مجموعه دیگری از نگاره های مکتب بغداد، آنهایی هستند که در لابه لای کتابهای مربوط به ساعت های آبی و اسباب های مکانیکی یافت شده و بسیاری از آنها ریشه یونانی دارند. از مشهور ترین این آثار، کتاب آلات خودکار « الجامع بین علم و العمل فی الحیل» است که کاتب و نگارگر آن محمد بن یوسف کوفی است. نسخه مصوری از این کتاب در کتابخانه موزه توپ قاپوسرای استانبول وجود دارد که تاریخ آن 601 ه.ق است و احتمالا در موصل استنساخ شده است. اثر شاخص دیگر که به شیوه مکتب بغداد مصور شده است کتب کلیله و دمنه است. این اثر مجموعه ای از افسانه های هندی است که توسط ابن مقفع به عربی برگردانده شد. یک نسخه عالی از این کتاب در کتابخانه ملی پاریس وجود دارد که تاریخ آن در حدود سال 627-616ه.ق است. تصاویر حیوانات در این کتاب به شیوه ساسانی است و رعایت طبیعت نیز در آن دیده می شود. اشکال حیوانات و مناظر طبیعی اشجار و نباتات به طور کلی حالت تزئینی خاصی را ایجاد کرده است. از دیگر کتب این مکتب می توان به موارد زیر اشاره کرد: - الاغانی نوشته ابوالفرج اصفهانی - مختارالحکم و محاسن الکلم - دعوه الاطبا - اخوان الصفا - مرزبان نامه کاتب و نگارگر مرتضی بن ابی طاهر بن احمد کاشی - بیاض و ریاض - الدریاق کاتب و نگارگر محمد بن سعید شرف الحاج -------------------------------------------------------------------- مکتب سلجوقی اولین مکتب نگارگری ایرانی
مکتب سلجوقی که مربوط به دوران حکومت سلجوقیان در ایران است اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام است که در آن تاثیرات هنر ایرانی کاملا مشهود است و کم کم انگاره های هنر عربی ( مکتب بغداد) از آن کنار می رود و زدوده می شود.
سلجوقیان که طایفهای ترکتبار بودند و در زمان سامانیان ماوایشان در اطراف بحر خزر بود، در روزگار غزنویان در حدود سال 416 هق در ماوراءالنهر طغیان کرده، با وجود سرکوب شدن توسط حکومت وقت، علم عصیان خود را بر زمین نگذاردند و پس از مرگ سلطانمحمود غزنوی، با پسرش مسعود جنگیدند و بالاخره او را در نواحی مرو و سرخس شکست دادند و در سال 429 هق سلسله سلجوقی را در نیشابور تاسیس کردند. آنها که قدرت زیادی داشتند، تا سرزمین های نزدیک بغداد را به متصرفات خود ضمیمه کردند. در این دوران، تصویرسازی کتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشیهای مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، کنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد. در مکتب سلجوقی دیگر خبری از سرهای باریش و عمامه بزرگ که نشانگر تصویرسازی عربی بود ، نیست. با دیدن نگاره اهی سلجوقی حسی از نقاشی دیواری در چشم بیننده زنده می شود. موضوعات نیز به تبعیت از پیشینه ادبی ایران، بیشتر موضوعات ادبی است تا علمی. استفاده از موضوعات شکار و داستانهای ایرانی مانند بهرام و آزاده یکی دیگر از وجوه تاثیرات هنر ساسانی بر کتابت سلجوقی است. به همین دلایل، مکتب سلجوقی را اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام می دانند. خصوصیات در مکتب سلجوقی ، نقشها و تزئینات بر روی متن رنگ آمیزی شده پدیدار گشته اند. این رنگ معمولا سرخ بوده است و زمینه را با آن می پوشاندند ، در صورتی تصاویر موجود در مکتب بغداد بدون رنگ آمیزی زمینه نقش می شده اند . در این دوران، تصویرسازی کتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشیهای مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، کنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد. در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. الکساندر پاپادوپولو در مورد تزیین لباس در نگاره های ایرانی و سادگی آنها در شیوه های بعدی چنین می نویسد: زمانی که نقاشی ایرانی هنوز سنتهای مینیاتورهای عربی را ادامه می دهد، پیراهنهایی را مشاهده می کنیم که همان تزیینات نقاشیهای عربی را دارد و نمونه آن را در شاهنامه سالهای 1330-1340 میلادی و به ویژه در کتاب سمک عیار که مربوط به همین دوران است می بینیم. تزیین لباسها از این دوران به بعد کمتر و نامشخص تر می شود؛ تنها تزییناتی را مشاهده می کنیم که با نوک قلم مو به وجود آمده است و یا حاشیه ای طلایی روی سینه و شانه ها دارد. هنرمندان ایرانی کم کم در می یابند که تزیین لباسها، اشتباه بزرگ ذوقی و کاری اضافی و طاقت فرساست. لباسها اگر یکرنگ نقاشی شود، به دلیل سادگی و یکپارچگی روی زمینه مشخص می شود و بدین ترتیب لحظات آرامبخشی را در تزیینات افراطی زمینه به وجود می آورد. بنابراین لازم بود که لباسها یکرنگ باشد تا شخصیتها در زمینه تزیین شده به راحتی قابل تشخیص باشند. به علاوه نقش لباسها به سلاحهای جنگجویان و زین اسبها که فضاهایی بسیار نقشدار و مخطط ایجاد می کند، منتقل می شود. البته باید متذکر شد که تزیین لباس هم در دوران عباسی و هم در شیوه سلجوقی جود داشته، ولی نقشها کاملاً با هم متمایز و متفاوت بوده است. اما پس از مکتب سلجوقی تزیین لباسها کم می شود ولی از بین نمی رود. در مورد ترکیب بندی ، به تبعیت از هنر حجاری و نقش برجسته های ساسانی، کمپوزیسیون های این کتب، سترگنما و ساده هستند. کتب از کتب مصور این دوره شاید قدیمیترین آن «اندرزنامه» باشد که تاریخ 483 هجری را دارد و کریستین پرایس آن را «کهنترین مینیاتور» می داند که در گرگان به سال 475 تا 483 نوشته و به تصویر کشیده شده است و اکنون به همراه دیوان مصور دیگری با نام «ورقه و گلشاه» که داستانی تغزلی دارد در موزه توپقاپوی استانبول نگهداری می شود. این نسخه یکی از عالیترین نمونه های تصویرگری در کتب مربوط به شیوه سلجوقی است. بیشتر اهل فن نگاره های این کتاب را اثر هنرمندی ایرانی می دانند. این نسخه ممتاز طبق تحقیقات پژوهندگان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری نگاشته و مصور شده است. هفتاد و یک تصویر در این کتاب وجود دارد که متن و زمینه بسیاری از آنها به رنگهای آبی و قرمز و سبز است و بخشهای خالی و ساده متن با گل و پرنده و پیچکهای تزئینی پر شده و یادآور شیوه سفالینه های این دوران است. متن کتاب از اشعار فارسی است و تصاویری زیبا بدون استفاده از سایه روشن و قوانین مربوط به مناظر و مرایا دارد. در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. در طراحی های زیبا و دل انگیز درنگی کتاب مفید الخاص از محمدبن زکریای رازی محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی مشهد، تصویر چندی از گیاهان طبی دیده می شود که نشانه هایی از ترکیب بندی های حیوانی عصر ساسانی را دارد و دو حیوان را روبروی هم و زیر پای درختی با طبیعت گرایی ویژه و بسیار دقیق تصویر کرده است. تصاویر روی متن نخودی رنگ کاغذ بی آنکه اطراف آنها رنگ آمیزی شده باشد منقوش گشته است بوجهی که اندامها مستقیماً بر روی زمینه کاغذ خود نمایی می کنند. نقاشی های این نسخه که در سال 600 هجری قمری نگاشته شده است در عین سادگی دارای حالت بسیار میباشد. یک نسخه نیز از خواص الاشجار متعلق به همان دوره در کتابخانه مذکور نگهداری می شود که تصاویر آن از نظر مطالعه نقاشی و به ویژه پیسرفت علم گیاه پزشکی در ایران آن روزگار دارای اهمیت فراوان است. از سایر کتابهای مصور در این شیوه می توان به «طب جالینوس»، «سمک عیار»، و «الاغانی» اشاره کرد. کتاب سمک عیار که نسخه ای از آن در کتابخانه بودلیان موجود است، تمام خصوصیات و سنتهای نقاشی ایرانی در عهد ساسانیان را دربردارد. این کتاب را «صدقه بن ابی القاسم» نوشته است و «فرامزبن خدادادبن عبدالله الکاتب الارجانی» در سال 585 گردآوری آن را آغاز کرده است که پس از مدت کوتاهی به تصویر درآمد. کتاب الاغانی که به وسیله دانشمند اسلامی «ابوالفرج اصفهانی» نوشته شده، بیست جلد بوده که اکنون شش جلد آن باقی مانده است. یکی از معروفترین و قدیمیترین نسخ شاهنامه که تاکنون شناسایی شده مربوط به دوره سلجوقیان است. نسخه ای که آقای مهدی غروی آن را با عنوان «شاهنامه کاما» معرفی کرده اند، شاهنامه ای که به عقیده ایشان و شادروان مجتبی مینوی به دوران سلجوقی مربوط است. از نگارگران مربوط به این دوره می توان از «ابوتراب» و «فخرالدین حسین بدیع نقاش» که معاصر خواجه نصیرالدین طوسی بوده اند نام برد. ---------------------------------------------------------------------- مکتب تبریز اول ( مکتب مغولی)
در دوران حکومت ایلخانان مغول و فاصله قرون 7 و 8هـ. مکتبی در پایتخت ایشان شکل گرفت که به مکتب تبریز اول و یا مکتبی مغولی مشهور است.
یورش ایلخانان مغول در سال 616هـ. از یک سو و ارتباط با جاده ابریشم از سوی دیگر وارد ورود و آشنایی هنرمندان ایرانی با هنرهای تزئینی و تصویری چینی شد. سلسله ایلخانی توسط هلاکوخان مغول به سال 736هـ. پایه گذاری شد. ایلخانان توانستند فتحیات خود را تا بغداد و سرنگونی سلسله عباسی، که چیزی قریب به 500 سال دوام آورده بود، ادامه دهند. ایشان تبریز را به عنوا ن پایتخت خود انتخاب کردند. در شهر تبریز در دوره ایلخانان مغول مکتب هنری پدید آمد که به مکتب تبریز اول مشهور است . در این دوران به دستور خواجه رشید الدین فضل الله، یک کارگاه هنری در تبریز با نام ربع رشیدی ساخته شد و به همین دلیل نگاره های این دوره ها بیشتر از آنکه با عنوان مکتب تبریز شناخته شده باشد، با عنوانهای سبک مغولی ، و گاه سبک رشیدیه شناخته می شوند. ایخانیان نخستین سلسله ترکی مغولی بودند که دین اسلام را پذیرفتند و زبان فارسی را رسمی شمردند. در دوران حکومت ایشان دو اتفاق مهم در هنر نگارگری رخ داد: اول ، آغاز ورود عناصر چینی به حوزه نگارگری ایرانی که بعدها همچنان در شکل ابر و کوه و یا تزیینات البسه همچنان باقی ماند. دقت در جزئیات رهاورد این انتقال است. دوم ایجاد سنت کارگاهی، تا پیش از این یک نگارگر کل نقاشی های یک نسخه را در تمام مراحل انجام می داد ولی از این دوران به بعد، هنرمندان به صورت تخصصی درآمدند و هر یک بخشی از کار را برعهده گرفتند. بوجود آمدن ربع رشیدی، کتابخانه مراغه و... به نوان محلی برای دورهم جمع شدن هنرمندان از نقاش و خطاط، جلدساز و... رهاورد این سنت تازه است. سنتی که تا روی کار آمدن مکتب اصفهان همچنان پابرجا ماند. در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد. خصوصیات در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد. به دلیل تمایل برخی سلاطین به مسحیت، برخی سنتهای بیزانسی در هنر این دوران دخیل شد. نقشها با رنگهای تیره تر از زمینه تصویر می شدند. چین وچروک لبلسها متاثر از سنت بیزانسی است. چهره ها مغولی است. دیگر خبری از عمامه های بزرگ عربی مکتب بغداد نیست. خط عنصر اصلی در بیان حالت است. نوعی اکپرسیو در بیان حالت چهره در برخی از نگاره ها دیده می شود. از دیگر عناصری که متاثر از هنر چینی وارد شد می توان به نحوی نمایش طبیعت مثلاً ترسیم تنه پیچیده و گره دار درختان و صخره های تیز و دشتهای بریده و ابرهای مواج ، مراعات نسبتها، دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات ، و تحرک و جنبش بیشتر در نمایش صحنه ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنّتی ایرانی اشاره کرد. از سوی دیگر، استفاده از نقوش تزیینی هنر ایرانی مانند نقوش هندسی کاشی کاری ، و اعتبار بخشیدن به معماری ایرانی به عنوان اصلیترین جانمایه کار و بازنمایی روح ملی ، تقلید صرف از هنر چینی را نفی می کند. هنرمندان ایرانی در عین پذیرش عناصر تازه که به آثار آنان جلوه ای نو و تحرکی بیشتر می بخشید، این عوامل را با شیوه سنّتی نگارگری ایرانی چنان آمیختند که بسختی می توان این عناصر تازه را در میان تاروپود هنر سنّتی تمیز داد. در واقع ، آمیختن این عناصر جدید به شیوه ای کاملاً ایرانی انجام پذیرفت ، به طوری که لطمه ای به تداوم هنر نگارگری ایرانی وارد نکرد . کتب از کتب مشهور این مکتب می توان به نسخه ای از جامع التواریخ رشیدالدین فضل اللّه به تاریخ 707ـ714 (محفوظ در کتابخانه های دانشگاه ادینبورو و انجمن سلطنتی آسیا ) است . در این نگاره ها ــ که به گمان برخی محققان حاصل کارگاههای تبریز در زمان حیات رشیدالدین (اوایل قرن هشتم ) است ــ چهره ها و جامه ها و جنگ افزارها مغولی است و مناظر شباهت نزدیکی به آثار استادان دوره های سونگ و یوان چین دارد، هرچند اشکال ساده شده (استیلیزه ) و تزیینی و ریزه کاریهای نقاشی ایرانی نیز در کنار عناصر چینی به چشم می خورد. این کتاب شامل چهار جلد است که به شرح وقایع تاریخ کلی جهان شامل موضوعات مذهبی و ادبی و اجتماعی می شود. کتاب منافع الحیوان که به تاریخ 698هـ. طبع شده نوشته ابن بختیشوع است . این کتاب در کتابخانه مراغه تهیه شد و شامل 94 نگاهر است. موضوع این کتاب علم تشریح ویژگی های حیوانات است و موضوع آن نشان دهنده ورود دیدگاه های واقعگرایی چینی به ایران است. شاهنامه ای معروف به «شاهنامة دموت » نقطه اوج پیشرفت نقاشی ایلخانی است . به رغم نظر بیشتر محققان ، از جمله اشرودر ، این شاهنامه همان است که دوست محمد هروی ، نقاش دربار شاه طهماسب اول ، نقاشیهای آن را از آثار نقاشی به نام شمس الدین دانسته است . در این اثر صحنه های رزم قهرمانان ایرانی به تصویر درآمده است . هرچند عناصر چینی همچنان در این نگاره ها دیده می شود، اما نوآوری در منظره پردازی و نحوة ترکیب مناظر و نیز درآمیختن آن با روح ملی راه را برای رهایی از تأثیرات خارجی گشود. این کتاب حدود 57 نگاره دارد که در قطع نزدیک به مربع در میانه متون تجسم یافته است. نوع نقوشی که در جزئیات معماری ساختمانها در این نگاره ها دیده می شود، به نقوش گنبد سلطانیه (واقع در زنجان) شباهت دارد . اگرچه در انتساب نگاره های این شاهنامه به مکتب تبریز سده هشتم اتفاق نظر نسبی وجود دارد، لیکن در تعیین تاریخ دقیقتر آنها، اختلاف نظر هست . دلری حدود 735 را مقرون به صحت دانسته ، در حالی که اشرودر با مقایسه جامه های نگاره های مختلف دورة ایلخانان نتیجه گرفته است که جامه های منقوش در این شاهنامه با جامه های اواخر سدة هشتم همسانی بیشتری دارد. با توجه به نوشتة دوست محمد هروی که شمس الدین در زمان سلطان اویس (حک : 757ـ 775) این هنر را آموخته است ، نظر اشرودر مرجح است . همچنین اشرودر براساس شیوه رایج در کتابخانه ها و کارگاههای اسلامی ، شاگردان شمس الدین را نیز در خلق این اثر سهیم دانسته است . از دیگر کتب می توان به کلیله دمنه اشاره کرد که احتمالا توسط احمد موسی تصویرگری شده است. تاریخ جانگشای جوینی، ابوسعیدنامه، تاریخ چنگیزی، سلسله الذهب و آثارالباقیه بیرونی از دیگر کتب مشهور این دوران است. -------------------------------------------------------------------- مکتب شیراز سده 8هـ.ق
مصون ماندن شیراز از حمله مغولان ایلخانی باعث به وجود آمدن مکتب نگارگری در خطه فارس به مرکزیت شیراز شد که به مکتب شیراز اول یا شیراز سده 8 مشهور است.
مصون ماندن شیراز از هجوم مغولها سبب گردید این خطه بهعنوان محلى امن مورد توجه بسیارى از هنرمندان و دانشمندان قرار گیرد. ساکنان زمان مغول در شیراز امروزی ، اتابکان فارس بودندکه با مغولان مهاجم صلح کردد و مغولان هم در عوض، حکومت فارس را به ایشان بخشیدند. بدین ترتیب در شرایطی که کل خطه ایران تا بغداد در تب و تاب هجوم بیگانه بود، مردمان فارس در آرامشی نسبی بسر می بردند. از آنجا که حاکمان همواره حامیان هنر بودند، هنر فارس به مرکزیت شیراز از حمایت سران تازه به تخت نشسته مغول برکنار ماند، چرا که سلیقه هنری مغولان با آنچه هنرمندان بومی شیراز کار می کردند متفاوت بود. بدین ترتیب هنر شیراز به هنری محلی تبدیل شد. این مسئله چند رهاورد هنری در پی داشت: 1- عدم ورود سلیقه هنری مغولی که همان سلیقه هنر چینی بود. 2- امتداد سلیقه هنری ایران قبل اسلام که در آن هنرمندان نگارگر بخصوص از حجاری ها و نقاشی ها و موزاییک کاری های دوران اشکانی و ساسانی متاثر بودند. 3- به وجود آمدن آثار هنری با کیفیت پایین، به دلیل عدم حمایت دولتی 4- بوجود آمدن حامیان غیر دریاری که عمدتا بازرگانان و تجار بودند و در نتبجه ورود سلیقه عوام و مردمان عادی به عرصه هنرهای خاص درباری مانند کتابت از عهد اینجویان چند کارگاه کتابنگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخههاى کوچکى را مصور مىکردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مىکردند. 5- ورود هنر کتابت به محفلهای تجار و در نتیجه بوجود آمدن صادرات کتب خطی ایرانی به کشورهایی چون هند و ترکیه . به این ترتیب سبک نگارگرى شیراز به مناطق دیگر نیز راه یافت. بعد ار اتابکان فارس، خاندان ایجوییان و سپس خاندان مظفریان به تریب در فارس به حکومت رسیدند و توانستند تحت حمایت حکومت مرکزی ، یعنی ایلخانان مغول درآمده و به عنوان حاکمان محلی در سده های 8ه.ق و تا ورود تیموریان در سده 9 بر سر قدرت باقی بمانند. از اوایل سدهء هشتم، کارگاههاى شیراز تحت حمایت امیران اینجو فعالیت وسیعى را در مصورسازى متون ادبى و خصوصاً شاهنامه آغاز کردند. با توجه به ادله ای که ذکر شد، چینىمآبى در تبریز کمترین تأثیر را در نقاشى شیراز گذاشت و مکتب شیراز سنت پیشین نقاشى ایرانى را تداوم بخشید. تصاویر شاهنامهء فردوسى (733 هـ.ق.) محفوظ در کتابخانه دولتى سنپترزبورگ، نمونهء خوبى از نقاشى نسخ شیراز در آن عهد است. در تصویرسازى این شاهنامه بر صحنههاى تاریخى و حماسى تأکید شده است. تصاویر آزادتر و متنوع هستند و رنگها بهصورت محدود و تفکیکشده بهکار رفتهاند. رنگ پروازى ساده و توأم با طراحى قوى است چراکه رنگهای پرتلولو و با کیفیت خیلی گران در می آمد و هنرمند بجای استفاده از رنگهای متنوع ، با تعداد رنگ بندی محدود کار کرده ولی در عوض طراحی این آثار از نظر خطی دارای اهمیت بیشتری است. رونق فرهنگى شیراز در عهد مظفریان ادامه یافت. در ربع سوم سدهء هشتم، منظومههاى تغزلى به برنامهء کتابنگارى افزوده گشت و شیوه و اسلوب کار نیز کم کم ارتقا یافت. از عهد اینجویان چند کارگاه کتابنگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخههاى کوچکى را مصور مىکردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مىکردند. در نگارگرى دوره مظفریان، عناصر ترکیببندى بیش از پیش خصلت مفهومى و نمادین یافتند. خصوصیات : 1- کمترین میزان تاثیر هنر چینی در میان مکاتب نگارگری 2- رجعت به هنر ایران قبل اسلام 3- گزینه رنگی محدود 4- استفاده از طیف رنگهای گرم خصوصا رنگ قرمز 5- عدم توجه به رنگ پردازی 6- متاثر از هنر حجاری ساسانی 7- خلاصه نگاری مثلا یک بوته نمادی از گلزار است و یا یک سرباز نمادی از لشکر 8- توجه به مجالس رزمی بیش از مجالس بزمی نسخ مصور از نسخههاى مصور شده در شیراز سده 8 می توان به کتب زیر اشاره کرد: 1- شاهنامه فردوسی (نسخه کتابخانه دولتى سنپترزبورگ، 733هـ.ق) 2- شاهنامه حزین (770هـ.ق) 3- شاهنامه (نسخهء کتابخانه، توپقاپو استانبول، 773 هـ.ق.) 4- شاهنامه (نسخهء کتابخانه سلطنتى قاهره، 796 هـ.ق.) 5- شاهنامهء وزیر قوامالدین (742 هـ.ق.) 6- مونسالاحرار نوشته محمد بدر جاجرمی(742 هـ.ق.) ---------------------------------------------------------------- مکتب جلایری
مکتب تبریز- بغداد و یا مکتب جلایری از مکاتب زمینه ساز برای ظهور مکتب بزرگ هرات است.
مکتب نگارگری بغداد در دوران حکومت آل جلایر به مکتب نگارگری جلایری مشهور است. این مکتب که وامدار تمام رهاوردهای مکتب بغداد سده 6 و مکتب تبریز اول دوران ایلخانی است، مکتب تبریز- بغداد نیز نامیده می شود. در دوران جلایری تحول دیگری نیز رخ داد و آن ابداع خط نستعلیق توسط میرعلی تبریزی بود و از آن به بعد برای متون کتب ادبی فارسی نظیر شاهنامه و خمسه و... از این خط زیبای فارسی بهره گرفته شد. از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت . نمونه های تشعیر این دوران می توان به تشعیرهای بکار رفته در حاشیه دیوان سلطان احمد جلایر اشاره کرد. اگر مکتب شیراز سده 8 بیشتر یه موضوعات رزمی و دلاوری به تاثیر از هنر ساسانی می پرداخت و یا مکتب تبریز اول به تاثیر از واقعگرایی چینی، موضوعاتی واقعی و تاریخی را مد نظر قرار داد، مکتب دوران آل جلایر به موضوعات تغزلی و عرفانی و عاشقانه توجه ویژه نمود . این دست کتب مانند دیوان جواجوی کرمانی و خمسه نظامی در این مکتب تهیه و طبع شد. هنرمندانی چون احمد موسی که در مکتب تبریز رشد یافته بودند با تربیت شاگردانی چون شمس الدین میراث هنری خود را منتقل کردند و قوام و ثمر این میراث در همامیزی با هنر ایران( ادبیات) و بغداد(کتابت) به ظهور هنرمند بزرگی چون جنید بغدادی ( جنید سلطانی) منجر شد. افرادی مانند شیخ اویس و فرزندش سلطان احمد به حمایت از هنرمندانی این چنین همت گذاشتند و اولین قدمهای برای زمینه سازی درظهور یک مکتبی کاملا ایرانی مانند مکتب هرات در همین دوره برداشته شد. از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت آل جلایر از سلسله های محلی ایران بودن که از سال 740 تا 813هـ. در عراق و آذربایجان حکومت می کردند. تبار آنها به مغولان می رسید و پس از فروپاشی ایلخانان در سال 736هـ. از برای کسب قدرت به پا خاستند و شیخ حسن بزرگ جلایری توانست پس از درگیری های طولانی با آل چوبان بر بخشی از غرب ایران استیلا یابد. پس از شیخ حسن بزرگ فرزند او شیخ اویس به حکومت رسید و قلمرو خود را تا تبریز گسترش داد. پس از او نیز پسرش بزرگش سلطان حسین به سلطنت رسید که در نهایت توسط برادرش سلطان احمد کشته شد. دوران حکومت سلطان احمد مصادف با برآمدن تیمور از شرق ایران بود. وی چندین بار به مبارزه با تیمور پرداخت و در نهایت به دست رقیب خود قرایوسف قراقویونلو به سال 813هـ. به قتل رسید و بدین ترتیب دفتر حکومت آل جلایر بسته شد. به دلیل آنکه هم شیخ حسن بزرگ و هم فرزندانش افرادی هنر دوست و هنرپرور بودن و خود علاوه بر خطاطی در نقاشی نیز دستی داشتد، هنر کتابت در دوران ایشان دارای تحولات خاصی شد. خصوصیات در مکتب جلایری، دیگر اثری از واقعگرایی مکتب تبریز اول نیست. شاید به دلیل روحیه هنری حاکمان جلایری، موضوعات عاشقانه و عارفانه و تغزلی در این دوران موضوع کتب خطی و به تبع آن نگارگری قرار می گیرد.علاقه به نمایش طبیعت شاعرانه ادب فارسی و تصویرسازی از جهان خیالی و فضای بیکران، هماهنگی میان پیکره و منظره، تفکیک سازی فضا، بکارگیری طیف وسیع رنگی از دیگر خصوصیات این مکتب است. در مکتب جلایری بر خلاف مکاتب پیشین ، پیکره ها نه در پلان جلو بلکه در پلانهایی عقب تر ترسیم شده اند و به همین دلیل کوچکتر اند و دست نقاش برای پرداختن به طبیعتی پر از عناصر ریز و تزئینی و ظریف باز است. در نگاره های بجای مانده از دوران جلایری منظره و طبیعت مانند یک فرش پر نقش و نگار با ظرافت تمام تصویر شده است. از دیگر ویژگی های خاص مکتب تبریز- بغداد می توان به اختصاص یافتن یک برگ کامل برای نگاهر اشاره کرد. تا پیش از این همیشه نقاشی و متن نگارشی با هم تصویر میی شد ولی از این دوران به بعد برای نگاره ها ، صفحه ای جدا تعبیه شد و کادری نیز در داخل نگاره برای نوشتن نام اثر ( نام صحنه) در نظر گرفته شد که به عنوان یک سنت تا سالیان طولانی باقی ماند. از ویژگی های منحصر به فرد دیگر آنکه برای اولین بار شاهد ظهور نقاشی هایی هستیم که هنرمند نگارگر آنها را امضا کرده است . جنید سلطانی (بغدادی) بزرگترین هنرمند این دوره است که برخی از آثارش را امضا نموده است . تا قبل و حتی بعد از این دوران (قرن 10هـ.) هیچگاه نگارگر اثرش را امضا نمی کرد و نمی کند. مهمترین هنرمندان این مکتب عبارتند از جنید سلطانی و عبد الحی که هر دو از شاگران شمس الدین ، هنرمند مکتب تبریز اول بودند. کتب شاید مشهور ترین کتاب مکتب جلایری دیوان خواجوی کرمانی باشد که مثنوی عاشقانه همای و همایون بخشی از آن است. این نسخه که مربوط به سال 799هـ. است توسط جنید در 9صحنه تصویرگری شد و میر علی تبریزی آن را به خط نستعلیق نگارش کرد. از دیگر کتب این دوران می توان موارد زیر را نام برد: خمسه نظامی، عجایب المخلوقات قزوینی و کلیله و دمنه ---------------------------------------------------------------------------- مکتب شیراز سده 9هـ.ق
بعد از به حکومت رسیدن تیموریان یکی از مراکز هنری در ایران واقع در استان فارس، به مرکزیت شیراز بود که تحت عنوان مکتب نگارگری شیراز سده 9هـ.ق و یا شیراز دوم شناخته می شود و شامل دوران حکومت اسکندر سلطان، ابراهیم سلطان و ترکمنان است.
مکتب نگارگری شیراز همچون پلی بین مکتبهای نگارگری تبریز-بغداد (ایلخانی- آل جلایر) و مکتب نگارگری هرات (تیموری ) بود. این مکتب زمینه را برای مکتب هرات فراهم کرد و در بسط و غنای آن نقشی درخور داشت. هنرمندان شیراز ، خطاط و نقاش با مواریثی که از مکتب شیراز سده 8 ( آل اینجو و آل مظفر) بدست آورده بودند، آثاری را برای صاحبان قدرت تیموری (اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان) تولید کردند که امروزه در موزه های جهان پراکنده است. این مکتب الگوی مکتب اولیه هرات شد و به همین دلیل شناخت و کنکاش در آن ضروری است. زمینه سیاسی پس از مرگ تیمور لنگ در سال 807هـ. و یک سری جنگهای داخلی، بالاخره پسر وی شاهرخ حکومت را بدست گرفت . هرات را مرکز حکومت خود کرد. در این زمان پیرمحمد بن جهانگیر، نوه تیمور حاکم فارس بود و دو برادرزاده اش رستم میرزا و اسکندر میرزا به ترتیب زمامدار اصفهان و همدان بودند. چون ایشان در جنگهای داخلی جانب شاهرخ را گرفته بودند بعد از به سامان شدن اوضاع، شاهرخ ایشان را به زمامداری ابقا کرد. با اختلافاتی که میان این دو پیش آمد اسکندر میرزا شورش کرد و موفق شد این دو را شکست دهد و حکومت شیراز و اصفهان را نیز بدست آورد. چون کار اسکندر بالا گرفت از اطاعت شاهرخ نیز سرباز زد و اصفهان را پایتخت خود انتخاب کرد و خود را اسکندر سلطان نامید(815هـ.) شاهرخ که نتوانست به وسیله نامه وی را مجاب کند ناچار به شیراز و اصفهان لشکر کشید و اسکندر سلطان را دستگیر کرد و حکومت اصفهان و همدان را به میرزا بن عمر شیخ و حکومت شیراز به به فرزند خود ابراهیم میرزا سپرد. بعد از مدتی میرزا بن محمد شیخ نیز یاغی شد و اسکند سلطان را که محبوش بود به قتل رساند و در 818هـ. به شیراز تاخت. شاهرخ به ناچار باز به فارس لشکر کشید و وی را نیز دستگیر کرد. حکومت این نواحی تحت فرمان ابراهیم سلطان به آرامش رسید . وی در سال 838هـ. در شیراز درگذشت و در دارالصفا مدفون شد. جهانشاه قراقویونلو در سال 853هـ. به فارس لشکر کشید و شیراز به دست قراقویونلوها افتاد. زمینه فرهنگی اسکندر سلطان مردی کرم ستوده و حامی شعر و شاعری بود.وی که میراث مکتب شیراز سده 8 را صاحب بود کتابخانه ای تشکیل داد و هنرمندان زیادی از نقاش و خطاط و مذهب و مجلد را به خدمت گرفت. بسیاری از این هنرمندان قبلا در دربار آل مظفر به کار مشغول بودند و این را می توان از تشابه نگاره ها در چهره پردازی و افقهای بلند تشخیص داد. در دوران حکومت اسکندر سلطان تهیه گلچین و جنگ رواج یافت و گلچینهای متعددبی تهیه شد که بعضی نماینده بسزا و شایسته این مکتب هستند. چون کار اسکندر بالا گرفت از اطاعت شاهرخ نیز سرباز زد و اصفهان را پایتخت خود انتخاب کرد و خود را اسکندر سلطان نامید(815هـ.) شاهرخ که نتوانست به وسیله نامه وی را مجاب کند ناچار به شیراز و اصفهان لشکر کشید و اسکندر سلطان را دستگیر کرد و حکومت اصفهان و همدان را به میرزا بن عمر شیخ و حکومت شیراز به به فرزند خود ابراهیم میرزا سپرد. کتب دوران اسکندر سلطان: گلچین حماسه ها (799هـ.) که مربوط به اشعاری درباره تاریخ مغولان است و چهار نگاره دارد. بهمن نام(799هـ.) که مجموعه شعر حماسی است و هم اکنون در کتابخانه بریتانیا محفوظ است. زیج (813هـ.) تالیف محمد بن یحیی بن حسن کاشی گلچین خمسه نظامی (813هـ.) در بریتانیا گلچین اسکندر سلطان که شامل حدودا 20 نگاره می شود وی در دوران حکومت خود با حمایتش توانست یکی از ظریف ترین آثار نگارگری ایران را پدید آورد و این از ذوق و سلیقه و پشتیبانی او از هنرمندان نشات می گرفت. با اینکه بعد از تصرف شیراز و اصفهان توسط شاهرخ، وی عده ای از هنرمندان را با خود به هرات برد اما از نسخه های زیبا و نفیسی که در دوران حکومت ابراهیم سلطان تهیه شده و به شاهرخ هدیه شده اند پیداست که شیراز همچنان مامن هنرمندان مذهبان و نگارگران بوده است . هنرمندانی که در دوران اسکندر سلطان در بارگاه وی مشغول به هنرآفرینی بودند در دوران ابراهیم سلطان نیز همچنان به کار خود ادامه دادند. ابراهیم سلطان که خود خطاطی قابل و استادی مسلم بود به حمایت از هنر ادامه داد و همین امر موجب بوجود آمدن آثاری شد که امروزه مایه افتخار هر ایرانی است کتب دوران ابراهیم سلطان ظفرنامه علی یزدی (839هـ.) که شامل 14 تصویر است و هم اکنون در بنیاد کورکیان نیویورک نگهداری می شود. شاهنامه فردوسی(849هـ.) که 19 تصویر دارد و اکنون در کتابخانه دانشگاه لیدن است. تاریخ جهانگشا( 841هـ.) شامل 6نگاره محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، شاهنامه(844هـ.) با 52نگاره محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، خمسه نظامی(848هـ.9 با 19 تصویر در کتابخانه رایلندز منچستر، خمسه نظامی(853هـ.) با 17 تصویر در بنیاد کورکیان نیویورک بخشی از کتبی است که در زمان وی تصویرگری و طبع شد. مکتب ترکمنان بررسی مکتب شیراز سده 9 بدون در نظر گرفتن جریانهای موازی در قلمرو ترکمنان ناقص خواهد بود. در نیمه نخست این قرن دو قوم از ترکمنان، قوم آق قویونلو و قراقویونلو نواحی باختری و از جمله شیراز را تصرف کردند. ایشان پس از پیروزی بر تیموریان کتابخانه و کارگاه های سلطنتی برپا کردند و هنرمندان را به کار گماشتند. در این کارگاهاه شیوه های متاثر از مکتب هرات و با خصوصیا متفاوت بوجود آمد که شاخص ترین آنها عبارت بود از: پیکره های خپل، چهره های گرد با ابروان قوس دار، دهان و بینی کوچک و مناظر عجیب و غریب و خیالی. سبک دربار ترکمن تحت حمایت یکی از امیران قره قویونلو به نام پیربداق بیشتر به مکتب هرات گرایید و شکل پالایش یافته ای کسب کرد. این سبک نو را که به مرکزیت شیراز بوجود آمده بود، سبک تجارتی شیراز نیز می نامند. رابینسن از هنرمندی به نام فرهاد نام نی برد که واضع این سبک بود. مهمترین اثر وی کتابی به نام خاوران نامه (881هـ.) است که به شرح دلاوری های حضرت علی می پردازد که روایاتی آمیخته با اسطوره و تخیل هستند. --------------------------------------------------------------------- مکتب هرات
در دوران حکومت تیموریان، هرات تبدیل به مرکز هنری شد. کتابخانه بایسنقر میرزا فرزند شاهرخ و سپس کتابخانه سلطان حسین بایقرا با گردهم آوردن بهترین هنرمندان ایران از اقصی نقاط کشور توانستند تحول شگرفی در عرصه هنر نگارگری ایجاد کنند.
در دورهء تیموری، با همه ویرانىها و خشونتهایى که اتفاق افتاد، هنر نگارگرى ادامه یافت و بهطرز شگفتآورى ترقى کرد. پایتخت تیمور سمرقند بود و مرکزیت هنرى کوتاهى در این پایتخت فراهم آمد که در واقع طلیعهء مکتب هرات شد. مکتب هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد. این سبک در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی میکند، اما در سال 1507 میلادی با حملهء ازبکها رشدش متوقف میشود. سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم می یابد و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات می شود. مهمترین هنرمند این دوران کمال الدین بهزاد است که شاگردانش بعدها مکتب تبریز دوم را در دوران صفوی شکل می دهند . مکتبی که شاید بتوان آن را اوج مکاتب نگارگری ایرانی به شمار آورد. پیدایش شاهزاده بایسنقر میرزا و پدرش شاهرخ از جمله مشوقان بزرگ سبک هنری یا مکتب هرات بود. بایسنقر گرایش شدیدی به ماندن در هرات داشت و مورخان یکی از دلایل ماندگاری بایسنقر در هرات را، شکوفایی حیات فرهنگی در آن شهر میدانند که بایسنقر میتوانست علایق سرشار هنری و فکری خود را در آن شهر به خوبی تعقیب کند. پس از آنکه بایسنقر از نبردِ پیروزمندانه با ترکمانان در 823 بازگشت و مولانا جعفر تبریزی، بعدها ملقّب به جعفر بایسنقری، استاد مسلّم خط نستعلیق و سایر استادان فن را از تبریز به همراه آورد، هرات تبدیل به مرکز هنر خوشنویسی شد. توفیق شاهرخ در تسخیر تمامی قدرت در هرات و توجّه وی و بایسنقر به هنر، بسیاری از هنرمندان را از اقصی نقاط ایران به هرات کشاند و سبب شد که مراکز مهم پیشین اهمیت و اعتبار خود را از دست بدهد و در مرتبهای نازلتر قرار گیرد. مکتب هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد. این سبک در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی میکند، اما در سال 1507 میلادی با حملهء ازبکها رشدش متوقف میشود. تحت حمایت او چهل نفر کاتب و خطاط به راهنمائی مولانا جعفر تبریزی معروف به جعفر بایسنقری که خود او نیز شاگرد عبدالله بن میر علی است به استنساخ کتب مشغول بودند. وی بوسیله پرداخت دستمزدهای گزاف و اعطاء انعام فراوان و شاهانه، هنرمندترین استادان خوشنویسی و تذهیب را نزد خود نگاه میداشت و آنان برای وی ظریفترین آثار هنری را درخط، تذهیب، جلدسازی و صحافی به وجود میآوردند. کتابهای کتابخانه وسیع این شاهزاده هم اکنون در تمام جهان متفرق است و هرجا که هست در کمال حرمت و دقت نگاهداری میشود. کانون هنری بایسنقر در هرات بهنام دارالصنایع کتاب سازی معروف بود و کتابهای پدیدآمده در دوره بایسنقری شامل نفیسترین مینیاتورها و استادانهترین خوشنویسیها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشتهاند. هنرمندان نقاش و خوشنویس و خطاط که در کتابخانه بزرگ شاهی هرات به امر بایسنقر میرزا مشغول به کار بودند، آثار زیادی همچون کتابهای شاهنامه، لیلی و مجنون، بوستان و گلستان سعدی را مصوّر ساختند. مجموع این آثار سبک جدیدی را پدید آورد که در تاریخ هنر ایران به «مکتب هرات» معروف است. در مکتب هرات تصاویر انسانها به صورت ریز وکوچک ترسیم گشته و مینیاتورها با خطوط ساده و بی پیرایه اجرا شدهاند. پس از مرگ بایسنقر در 1433م هرات همچنان به صورت مرکزی برای هنر مصورکردن کتابهای نفیس برای مدت نسبتاً طولانی باقی ماند. طبق گزارش دوست محمد، در مقدمه آلبوم یا مرقعی که به فرمان ابوالفتح بهرام میرزا یکی از شاهزادگان صفوی در سال 1544م فراهم کرده بود، سنتی که بایسنقر میرزا و شاهرخ پدرش بنا گذاشته بودند، به سرپرستی و حمایت علاءالدوله پسر بایسنقر تا سال 1447م به حالتی زنده باقی ماند. خصوصیات سبک هراتی ویژگی خود را داشت. یکی از ویژگیهای آن، وجود عناصر شرق دور بود که احتمالاً ازمبادلهء سفیر میان ایران و چین ناشی میشد. مشهور است که هنرمندان هرات همراه هیئتهای سیاسی به خانبالق (پکن) آمد و شد داشتهاند؛ یکی از آنان، به نام غیاث الدین نقاش، که بایسنقر او را برگزیده بود، بعدها شرح سفر خود را نوشت که این شرح در تاریخ حافظ ابرو آمدهاست. منتهی این عناصر چینی در دست هنرمند ایرانی رنگ و بوی ایرانی می گیرد به طوری که مکتب هرات را رهایی هنر نگارگری ایرانی از بند چینی مآبی دوره تبریز اول می داند. پس از مرگ بایسنقر در 1433م هرات همچنان به صورت مرکزی برای هنر مصورکردن کتابهای نفیس برای مدت نسبتاً طولانی باقی ماند. طبق گزارش دوست محمد، در مقدمه آلبوم یا مرقعی که به فرمان ابوالفتح بهرام میرزا یکی از شاهزادگان صفوی در سال 1544م فراهم کرده بود، سنتی که بایسنقر میرزا و شاهرخ پدرش بنا گذاشته بودند، به سرپرستی و حمایت علاءالدوله پسر بایسنقر تا سال 1447م به حالتی زنده باقی ماند. بازیل گری در بررسی ویژگیهای سبک هراتی، اهمیت خاصی به تأثیر متقابل تصاویر بر یکدیگر میدهد که با اشارات معنیدار جان گرفتهاند. او خاطرنشان میکند که این سَرزندگی و تحرک، کاملاً مغایر با خشکی و بی روحی چهرهها در نگارگریهای مکتب جلایری است. همچنین، صحنهها با قرارگرفتن افق در نزدیک لبة بالایی، عمق بیشتری یافتهاند. زمینههای فیروزهای متمایل به آبی و سبز، رنگهای عمده در این نگارگریها هستند. از دیگر خصوصیات منحصر به فرد مکتب هرات می توان به ترکیب بندی های متقارن و غیر متقارن، واقع گرایی در ترسیم گل و گیاه، تنوع رنگ در قلمگیری، غالب بودن رنگ آبی در کل تصویر، ریزه کاری در معماری، مهارت در ترسیم طراحی اندام، تراکم در مرکز صحنه، نمایش چند زمانی، استفاده از ترکیب بندی دایره اشاره کرد. کتب از مهمترین آثاری که در این مکتب هنری خلق شدهاست میتوان به شاهنامه بایسنقری اشاره کرد که در سال 1430 (میلادی) به سفارش شاهزاده بایسنقر میرزا (فرزند شاهرخ و نوهء تیمور گورکانی) تهیه شدهاست. این کتاب ارزشمند که شامل 22 صحنه است خوشبختانه به صورت دست نخورده در موزه کاخ گلستان موجود است. کلیله و دمنه بایسنقری، شاهنامه محمد جوکی، بوستان سعدی، خمسه نظامی، مرقع گلشن ، دیوان میرعلیشیرنوایی و هشت بهشت از دیگر کتبی است که در دوران پادشاهی شاهرخ و سلطان حسین بایقرا در هرات تصویرسازی شد. هنرمندان در دوران شاهرخ هنرمندانی چون جعفر بایسنقری ( خوشنویس) ، قوام الدین (مجلد)، پیراحمد باغشمالی، میر خلیل، خواجه غیاث الدین و امیر شاهی سبزواری در کتابخانه بایسنقرمیرزا به فعالیت مشغول بودند. بعد از مرگ شاهرخ و به سلطنت رسیدن سلطان حسین بایقرا هنرمندانی چون سلطانعلی مشهدی(خوشنویس) ، کمال ادین بهزاد، یاری ( مذهب)، روح الله میرک خراسانی، حاجی محمد هروی ( محمد سیاه قلم) ، منصور و شاه مظفر در کتابخانه شاهی به تولید نسخ خطی نفیس مشغول بودند. --------------------------------------------------------------- مکتب تبریز دوم
مکتب تبریز دوم اولین مکتب نگارگری دوران حکومت صفوی است که می توان آن را پرتزیین ترین مکتب نگارگری ایرانی دانست. این مکتب توسط کمال الدین بهزاد و شاگردانش به اوج شکوفایی رسید.
با به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل، پایه گذار سلسله صفوی، دوران درخشان صفویه در ادب و هنر آغاز شد. در تمام دوقرن حکومت صفویان تک تک پادشاهان در اعتلای هنر و فرهنگ ایرانی – اسلامی کوشش فراوان کردند و دادن لقب عصر زرین هنر صفوی به این دوره چندان خالی از لطف نیست. شاه اسماعیل در سال 906 ه.ق پس از شکست دادن آققویونلوها تبریز را به پایتختی برگزید. کتابخانه سلطنتی آققویونلوها در اختیار او قرار گرفت و هنرمندانی که در کتابخانه آققویونلوها کار می کردند به خدمت او در آمدند. شاه اسماعیل آنها را به ادامه کارهای هنری که در دست داشتند، واداشت. یکی از هنرمندان برجسته مکتب ترکمان تبریز، سلطان محمد تبریزی بود که به خدمت شاه اسماعیل درآمد و از این زمان به بعد یکی از پایههای محکم مکتب جدیدالتأسیس تبریز دوره صفوی شد. شاه اسماعیل در سال 916 ه. ق به هرات حمله برد و آنجا را به تصرف خود درآورد و سنت و دستاوردهای غنی و شکوهمند مکتب هرات دوره تیموری را به ارث برد. او از قرار معلوم بعضی از آثار نفیس و کتب ارزشمند مکتب هرات را به تبریز منتقل کرد. شاه اسماعیل سپس فرزند دو ساله خود تهماسب میرزا را همراه یکی از امیران قزلباش، حاکم هرات کرد. تهماسب میرزا در هرات زیر نظر استادان برجسته به فراگیری نقاشی و خطاطی پرداخت. او پس از گذراندن هشت سال در هرات به تبریز بازگشت و در سال 930 ه. ق به سلطنت رسید. ظاهراً او همراه خود شماری از هنرمندان مکتب هرات از جمله کمالالدین بهزاد را به تبریز آورد. شاه اسماعیل در سال 928 ه. ق فرمان کلانتری کتابخانه را به نام بهزاد صادر و او را سرپرست کتابخانه سلطنتی کرد. هنر این دوران را شاید بتوان اوج اعتلای هنر نگارگری نامید چراکه تمام دستاوردهای دوران پیشین ، در این مکتب قوام یافت و هنری در حد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد شاه تهماسب که شیفته نقاشی و خطاطی بود پس از رسیدن به سلطنت به حمایت از این هنرها پرداخت و هنرمندان زیادی از مکتب هرات و ترکمان را در پروژههای شکوهمند کتاب آرایی به کار گرفت و بدین ترتیب آثار مکتب تبریز دوره صفوی پدیدار شد و مکتب تبریز که یکی از مکاتب درخشان هنر نگارگری ایران است شکل نهایی خود را پیدا کرد و آثار شکوهمندی چون شاهنامه شاه تهماسبی و خمسه نظامی شاهی را تولید کرد. پس از بقدرت رسیدن شاه تهماسب هنرمندان در تبریز گرد آمدند و در کتابخانهء سلطنتی که ریاست آن را بهزاد بعهده داشت به فعالیت پرداختند . قاسم علی شیخ زاده و میرک که همراه بهزاد از هرات به تبریز آمده بودند شیوه ای را بنیاد گذاشتند که بر دوش بهزاد و شاگردانش بود. شهرت بهزاد هنرمندان پس از خود را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری آثار خود را با نام و امضای او ارائه می دادند. به دلیل آنکه شاگردان کمال الدین بهزاد ، هنر مکتب تبریز را شکل دادند این مکتب را مکتب وارثان کلک بهزاد می نامند. خصوصیات هنر این دوران را شاید بتوان اوج اعتلای هنر نگارگری نامید چراکه تمام دستاوردهای دوران پیشین ، در این مکتب قوام یافت و هنری در حد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد. استفاده از رنگهای بغایت درخشان، پرمایه و متنوع، پرداخت دقیق به جزییات، توجه به موضوعات درباری، صحنه های پرتحرک و منظره های طبیعی برخی از ویژگی های این مکتب است. ایجاد ترکیب بندی های چند وجهی و استفاده از کمپوزیسیون اسپیرال، تزیینات البسه با نقوش گل و پرنده ، فضاسازی چندزمانی، شکست کادر (بیرون زدگی بخشی از نگاره از کادر) از دیگر خصوصیات بارز مکتب تبریز دوم است. یکی از شاخصه های نگارگری این دوران، استفاده از لباس مد روز است. مثلا در نگاره ها ، مردان کلاهی به سر دارند که به کلاه قزل باش معروف است. این کلاه که دستاری سفید است که به نشان دوازده امام دوازده دور پیچیده شده و در نوک آن تیزیِ قرمز رنگی دیده می شود. این کلاه که گویا در آن زمان جزو البسه نظامیان بوده در تمام نگاره های مثلا شاهنامه شاه تهماسبی بر سر سپاهیان نقاشی شده قابل مشاهده است. هنرمندان همانطور که گفته شد اکثر هنرمندان مکتب تبریز دوم شاگردان بهزاد بوده اند. برخی از مهمترین این هنرمندان عبارتند از: میرمصور، میر سیدعلی، آقامیرک، مظفرعلی، دوست محمد، عبدالصمد، میرزاعلی، سلطان محمد، عبدالعزیز، شیخ زاده، شیخ محمد و محمدی هروی کتب شاید مشهورترین کتاب مکتب تبریز دوم، شاهنامه بزرگ تهماسبی باشد که به شاهنامه هوتون معروف است. چراکه این کتاب ارزشمند متعلق به مجموعه داری به نام هوتون بوده است. این نسخه بی نظیر که در قطع سلطانی طبع گردیده شامل 258نگاره است. متاسفانه هوتون شیرازه این کتاب را باز کرد و اوراق آن را به موزه های مختلف فروخت! خوشبختانه هم اکنون 118 برگ از این نگاره ها در ایران موجود است. از دیگر کتب می توان به خمسه تهماسبی، دیوان حافظ سام میرزا، دیوان میرعلی شیرنوایی اشاره کرد. -------------------------------------------------------------------------- مکتب مشهد
در دوران حکومت صفویان مکتب مشهد آخرین مکتب هنر درباری است که تحت حمایت ابراهیم میرزا در خراسان تشکیل شد.
سلسله صفویه به دست شاه اسماعیل اول پایه گذاری شد . وی پایتخت خود رابه تبریز منتقل کرد و یکبار دیگر تبریز مرکز هنرپروری شد. پس از وی شاه تهماسب به حکومت رسید. وی درخلال دودهه اول از پنجاه وچهار سال سلطنت خود حامی پرشوزهنرمندان بود . اما رفته رفته رفتار شاه تهماسب باهنرمندان تغییر کردونسبت به هنر و هنرمندان بی تفاوت شد . وی درخلال این دو دهه کشوررا باسباط وقدرتمند کرده بود . باوجود دخالت موفقیت آمیز نظامی ایران در امورداخلی هندوستان وکمک به همایون پادشاه هند درباز پس گیری حکومت ازدست شورشیان ودفع حمله ازبکان شاه تهماسب همچنان بامشکل روز افسون ازبکان مواجه بود . ازطرفی باشورش برادرانش سام میرزا والقاس میرزا علیه وی وپناهندگی آنان به سلطان عثمانی مشکلات وی صد چندان شد وهمینها باعث افسردگی وبیتفاوتی شاه تهماسب نسبت به هنروهنرمندان وبی اعتمادی به اطرافیان وحتی مردم شد .آنتی جکسون فرستاده ملکه الیزابت درسال 1562م وی رافردی عبوس ومتعصب توصیف میکند .به گفته سفیر ونیز« شاه تهماسب به خاطرناخوشنودی ازمردمش یازده سال از کاخ سلطنتیش بیرون نیامد».درپی اخراج علمای شیعه از لبنان توسط سلطان عثمانی ومهاجرت ایشان به ایران وتاثیر برخی از علمای اخباری متعصب بر شاه تهماسب وی به مخالفت با فلسفه ،عرفان وهنرپرداخت .ازنتایج این تاثیرات، محدودیت وطرد علمای فلسفی وعرفانی مشرب چون شیخ عاملی«پدر شیخ بهائی» که با جمعی از علما به خان احمد گیلانی(حاکم وقت گیلان) پناهنده شدند. این بی تفاوتی نسبت به هنر وهنرمندان به تدریج تبدیل به نفرت از هنرشد.برخی ازمورخین یکی از دلدیل این امررا ناکامی شاه تهماسب درهنر دانسته اند. این نفرت دامنگیر تمام هنرهاشد . شیلار کن بای درکتاب نقاشی ایرانی می نویسد:شاه تماسب تاحدودسال 937باهرچیز سکر آوری مخالفت می کرد،تا946ازنقاشی وخوشنویسی نیز زده شد . درسال 946 باصدور فرمان تائبین بری ازگناه ،که رواج هرنوع هنر غیر روحنی را ،درسراسر کشور منع می کرد.ازآنجاکه درسال 961تجاوز نیروهای عثمانی را که به عهدنامه آماسیه درسال 961 انجامید ،دفع کرده بود، شاید صدور چنین فرمانی به لحاظ شکر گزاری برای امنیت سرزمینهای تحت امرش بود . باوجود صدور چنین فرمانی نگارگران به تهیه دیوانهای مصور ادامه دادند. عموم نگارگران بزرگ آن دوران که دربرنامه های پیشین همکاری داشته بودند، و خود سلطان محمد در رأسشان، دست ودل به انجام این مهم گماشتند، ولی جانب احتیاط را فرونگذاشتند ، ازاین جهات که به رعایت جو اجتماعی رنگهای خود را خاموشتر سازند، و مضامین مینیاتورها را با حرمت بیشتر برگزینند.این تلفیق خود موجب تحکیم وحدت در ترکیب بندی آثار نگارگری آن دوره گردید.نمود این تغیرات را می توان در خمسه نظامی (شاه تهماسبی) مشاهده نمود. در وقایع درباری مضبوط است که به بهانه ای ناچیز بر عبدالعزیز نقاش درگاه و استاد پیشین خودچنان خشم گرفت که از روی کینه توزی بادست خویش بینی ودوگوش اورا برید اما این بی مهری رفته رفته تشدید شد.شاه به نگارگران دستور داد که در منازل خود آثارخود را خلق کرده و پس از آماده شدن تحویل کتابخانه سلطنتی دهند . مقرری هنرمندان رفته رفته قطع شد . این موضوع ازشکوایه ای که استاد کمال الدین بهزاد ازوضع معیشتی خودبراثرقطع مقرری ازپیش تائین شده خطاب به شاه تهماسب نوشته است هویدا ست .همچنین استاد سلطان محمد نقاش را که پس ازبازنشستگی استاد بهزاد به ریاست کتابخانه سلطنتی منصوب شده بود را برکنار ویک خطاط ثلث به نام مولانایوسف غلام خاصه را به جای وی منصوب نمود. اماکاربه اینجاهم ختم نشد.در وقایع درباری مضبوط است که به بهانه ای ناچیز بر عبدالعزیز نقاش درگاه و استاد پیشین خودچنان خشم گرفت که از روی کینه توزی بادست خویش بینی ودوگوش اورا برید.البته در تواریخ آمده است که عبد العزیزدر نبود شاه مهر سلطنتی را جعل نموده بود لذا از سوی شاه تهماسب مستوجب این عقوبت گردید. این رفتار شاه تهماسب موجب شد تعدادی ازهنرمندان ازایران به سوی دربار سلاطین کشور های همسایه چون هند وعثمانی مهاجرت کنند که شاخصترین ایشان میرمصور و میرسید علی و عبدالصمد به دربارهمایون پادشاه گورکانی هند و شاه قلی شاگرد میرک به دربارسلطان سلیمان قانونی می باشند. تعدادزیادی ازهنرمندان جذب دربارشاهزادگان حاکم بر نواحی مختلف ایران شدند و در کارگارگاهای آنان مشغول به فعالیت شدند. مهمترین حامی هنرمندان درآن روزگار وانفسا که هنرمندان را زیر چتر حمایت خودگرفت ابراهیم میرزا برادرزاده شاه تهماسب و حاکم خراسان میباشد.وی ازسال964تا982ه ق کارگاهی درمشهد تاسیس کرد وعلاوه برهنرمندان مقیم خراسان تعدادی از هنرمندان تبریزرا به خدمت گرفت که آثار زیبائی ازخودبه یادگار گذاشتند. کتب مهمترین اثرکارگاه ابراهیم میرزا کتاب گران سنگ هفت اورنگ جامی است که ازسال 963_972ه ق درمشهد کتابت ومصور گردید.این اثرکه مشتمل برسیصدصفحه خوشنویسی شده به خط نسطعلیق باحاشیه تشعیرشده توسط شش نفر از برجسته ترین خطاطان آن عصر به نامهای رستم علی، شاه محمود نیشابوری، محب علی، مالک دیلمی، عسیی بن عشرتی وسلطان محمد خندان است ودارای بیست وهشت مجلس مصور ازآثارهنرمندانی چون شیخ محمد، سلطان محمد خندان، میرزاعلی فرزندسلطان محمدتبریزی، مظفرعلی آقا وآقا میرک میباشد و همچنین نه سرفصل تذهیب شده ونه صفحه درآخر کتاب حاوی نام کاتبان میباشد. اکنون این نسخه خطی مصوردر گالری فیریر درواشننگتن دی سی نگهداری می شود کتاب هفت اورنگ جامی را باید واپسین نسخه مصور ممتازبامعیارهای سلطنتی به شمار آورد. دراین نگاره هاکه باهمکاری هنرمندان خراسانی چون شیخ محمد سبزواری وهنرمندان مهاجری چون میرزاعلی فرزند سلطان محمد تبریزی به تصویر در آمده است می توانیم تاثیر دوشیوه خراسانی تبریزی رابه خوبی مورد برسی قراردهیم. دراین آثار اصلوب طراحی به اوج روانی وبی پیرایگی خود میرسد. تاکیدهای رنگی وریتم متنوع وموجدار خطوط ولکه های سفید حالتی پرجنبوجوش به صحنه بخشیده اند. اماشایستگی مکتب مشهد دراین واقعیت است که برمبنای دستاورد های هنری تصویری تبریز در مورد مناظرمتحول شد.نقاشیها اکنون پسزمینه یا نمای بنارا نشان نمی دهند. سطح آنان تماماْبرای نمایش فضای فراخ وعرصه عمل آدمها به کار میرود. گهگاه نیز به سبب کشش عناصربه صوی حاشیه ها، ساختار محکم تصویر ازدسترفته است. شخصیتهایی که هیچ ارتباطی با موضوع داستان ندارند، جای با اهمیتی رادرصحنه اشغال کرده اند. جوانها باریک اندام باگردن بلند وچهره های کشیده وچانه های چاله دار و چهره افراد میانسال ومسن باریش وموی خاکستری وحنائی رنگ بیش ازآنکه مانند جوانان خیالی باشد به طبیعت نزدیکتراست. در این آثار هنرمندان متأثراز دوران افول مکتب تبریز که به جهت جو موجود دراجتماع، رنگها را خاموشتر به کار می برند بودند و طبیعت نیمه بیابانی خراسان نیز در پختگی وخاموشی رنگها تأثیر به سزائی داشت.امابااین حال دقت و مهارت هنرمندان این دوره در کنارهم چینی رنگها چنان است که فضائی شکوهمند وپرتجمل را ایجاد میکند.این موضوع در فضا سازی این آثارنیز مشهود است به نحوی که حالتی نسبتا متظاهرانه به آن بخشیده است. کتاب هفت اورنگ جامی را باید واپسین نسخه مصور ممتازبامعیارهای سلطنتی به شمار آورد. دراین نگاره هاکه باهمکاری هنرمندان خراسانی چون شیخ محمد سبزواری وهنرمندان مهاجری چون میرزاعلی فرزند سلطان محمد تبریزی به تصویر در آمده است می توانیم تاثیر دوشیوه خراسانی تبریزی رابه خوبی مورد برسی قراردهیم. در پس زمینه وطبیعت سازی نیز تأثیر آب وهوای نیمه بیابانی خراسان هم در عناصر سازنده پس زمینه وهم در رنگ بندی آن مشهود است. بخلاف نگاره های دروان اوج مکتب تبریز که ترکیب بندی شلوغ ولی به سامان وابرهای پیچان وصخره ها ی بافت داروپرپیچ وتاب ودرختان پرشکوفه وجوان وموج دارو تپه های سرسبزوبوته های پرگل بارنگهای شاد وشفاف مشخص میشود درمناظر این دوره ابرهای درشت وکم پیچ وتاب، صخره های بدون بافت وکم حرکت وگاها زاویه دارباتأکیدهای تیره درپرداخت ، درختان کهنسال وکم شاخ وبرگ، تپه های خشک وکم آب وعلف بارنگهای خاموش وبوته های کم پشت جزئیات مناظر راتشکیل میدهند. نگارهای این دوره نسبتا کم پرسوناژتر هستند. دراین دوره توجه به حرکات زندگی روزمره مردم عادی که به وسیله استاد کمال الدین بهزاد آغاز وتوسط میر سید علی به تعالی رسید در درجه اول اهمیت قرار دارد خوصوصا دراین آثارمکتب مشهد توجه زیادی به زندگی عشایری ازجمله زندگی چوپانی شده است. این مهم فضائی آرام، لطیف وقابل قبول به آثاراین دروه بخشیده است.در ساختمانها دیگرتوجه زیادی مانند مکتب تبریز به جزئات نمای ساختمانها نمی شود ونمای بناها معمولابا آجر چینی ویاهمراهی آجروکاشی که اصطلاحابه آن معقلی می نامند تزئین می شوند. ابراهیم میرزا در اول جمادی الاول974به فرمان شاه تهماسب به سبزوارتبعیدشدولی همچنان به حمایت خودازهنرمندان گرد آمده درمشهد ادامه داد، به نحوی که حتی تعدادی ازهنرمندان چون شیخ محمد با او به سبزوارعزیمت کردندو دراصل کتاب هفت اورنگ جامی درسبزوار تحویل سلطان ابراهیم میرزا شد. درسال982ه ق شاه تهماسب درگذشت وپس از یکسال کشمکش میان شاهزادهگان صفوی فرزندش اسماعیل میرزابانام شاه اسماعیل دوم برتخت نشست وی که به فرمان پدرش به مدت سی سال درزندان قلعه قهقه محبوس بود بعداز تکیه زدن براریکه قدرت دست به قتل عام ومحبوس ساختن شاهزادگان صفوی زد و ابراهیم میرزا نیز ازآتش این فتنه بی نسیب نماند. ------------------------------------------------------------------------ مکتب قزوین
مکتب قزوین از زمان انتقال پایتخت به قزوین، توسط شاه تهماسب تا دوره انتقال پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان ،را شامل می شود.
شاه تهماسب صفوی به دلیل حمله ازبکها از سمت شرق، هجوم عثمانی ها از سوی شمال غرب و سرکشی های برادرش مجبور به انتقال پایتخت از تبریز به قزوین شد. در شهر قزوین مکتبی شکل گرفت که به مکتب نگارگری قزوین مشهور است. همانطور که در مقاله مکتب مشهد توضیح داده شد ، شاه تهماسب به دلیل پیدا کردن عقاید بسیار خشک مذهبی ، از هنر و عرفان و ادب دل زده شد و هنرمندانی که زمانی تحت حمایت وی در مکتب تبریز به تولید آثار بی نظیر مانند شاهنامه تهماسبی مشغول بودند، مجبور به جلای شهر و دیار خود شدند. عده ای به دربار هندوستان به نزد همایون شاه گورگانی رفتند و هنر هندی بسیار از ایشان متاثر شد. عده ای نیز به دربار پادشاهان عثمانی مهاجرت کردند. آنان که در ایران ماندند یا همراه شاه تهماسب به قزوین رفتند و یا به دربار ابراهیم میرزا در مشهد پناهنده شدند. مکتب قزوین در تمام دوران باقی بودن شاه تهماسب بر قدرت و سپس به سلطنت رسیدن پسرش شاه اسماعیل دوم دوام آورد. به هر ترتیب با قطع حمایت دولتی از هنرمندان ، تحولاتی در هنر نگارگری صورت پذیرفت که زمینه را برای ظهور مکتب اصفهان فراهم کرد. خصوصیات مکتب نگارگری قزوین جدا از مکتب هرات، تبریز و دیگر مکاتب دارای ویژگی هایی است که آن را از سبک های دیگر متمایز می کند. مثلا سرعت در ایجاد اثر باعث کاهش توجه به رنگ و قوت یافتن طراحی و عناصر خطی در نگاره شد. در این مکتب، برای نگارگران علاوه بر تصویر حیوانات، پرندگان، گلها و درختان آنچه بیش از همه جالب توجه می کرد، اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان است که در تابلوهای آنان، چهره ها غالباً به گونه ای سه رخ تصویر شده و چهره های تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی شود و هیچ انسانی از پشت سر نیز تصویر نشده است. با قطع حمایت دولتی از هنرمندان ، تحولاتی در هنر نگارگری صورت پذیرفت که زمینه را برای ظهور مکتب اصفهان فراهم کرد. در آثار مکتب قزوین با توجه به آشنا شدن نقاشان ایرانی با نقاشی غربی، تأثیرات نقاشی غربی مشاهده میشود. موضوعات طبیعی و حقیقی در آثار این مکتب وجود دارد. از شدت تزئیتات و ریزهکاریها کاسته شد و تصاویر طبیعت و شاهزادگان بیشتر تصویر شد. تکچهرهها به شدت رواج یافتند. سوژه هابیشتر از میان افراد عادی برگزیده شده و لباس های فاخر در نگارگری ها دیده نمی شود و جامه زنان و مردان چندان تفاوتی در نگاره ها ندارد. هنرمندان از نگارگران معروف قزوین استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، علی اضغر کاشانی، مراد دیلمی، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضا طالقانی ملقب به ضیع همایون را می توان نام برد. اما در مورد چگونگی به وجود آمدن مکتب نگارگری در قزوین و راه یافتن این هنر به شهر قزوین باید به زمان سلطنت شاه تهماسب مراجعه کرد. کتب به دلیل نبود حامی هنریف در این دوران آثار شاخصی بوجود نیامد. معراج نامه، شاهنامه ناتمام شاه اسماعیل دوم و شاهنامه قوام ابن محمد شیرازی از جمله چند کتابی است که در این مکتب تصویر شد. با کمرنگ شدن اهمیت کتب خطی و سنت کارگاهی در مکتب قزوین ، زمینه برای ظهور مکتب اصفهان و رواج مرقعات مساعد گشت و این رهاورد مکتب قزوین بود. ---------------------------------------------------------------------- مکتب اصفهان
واپسین مکتب نگارگری در دوران حکومت صفویان ، مکتب نگارگری اصفهان است که بعد از انتقال پایتخت توسط شاه عباس کبیر به اصفهان بوجود آمد.
آغاز مکتب اصفهان در نقاشی منتسب به اواخر سال 997 هـ . ق است ولی این نوع نگرش حداقل از 10 سال قبل آغاز شده بود. از مرگ شاه اسماعیل دوم در سال 985 هـ . ق تا پادشاهی شاه عباس اول حدود 10 سال اوضاع سیاسی کشور دچار آشفتگی و نابسامانی بود تا آنکه شاه عباس 16 ساله وارث تاج و تخت گردید . از اولین اقدامات وی برای سامان دادن به این اوضاع جابجایی پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 995 هـ . ق بود . کم کم اصفهان نماد قوت و ثبات سیاسی ایـــران گشت . او به رغم طغیان ها و مــــزاحمتهای ازبکان و عثمانی ها همواره به تحکیم سلطه خود می پرداخت و از حمایت هنرمندان و معماران دست بر نمی داشت و با کمک هنرمندان و معمـــاران خیابان ها عمارات و مساجد بزرگ و زیبایی بر پا داشت و شهر نه تنها مرکز حکومتی بلکه مرکز تجاری و نمادی از نظام جدید اجتماعی ایران شد . در طول این دوران، در نقاشی ایران تغییر و تحولات کلی بوجود آمد و هنرمندان به آزادی بیشتری نسبت به گذشته دست یافتند واز چهار چوب موضوعاتی که قبلاً هنرمندان روی آن کار کرده بودند فراتر رفتند . نقاشی از درون صفحات کتابهای خطی بیرون آمد و نقاشی و طراحی به صورت تک ورقی رواج پیدا کرد ، بیشتر موضوع کار این نقاشان به تصویر کشیدن زندگی سنتی مردم و درباریان و تصویر کردن اشخاصی بود که لباسهای فاخر و الوان پوشیده اند و همچنین در همین زمان است که سبک طراحی به شیوه قلم گیـــری از اهمیت خاصی برخوردار میگردد . در مکتب اصفهان به علت کوشش وتوجه بیش از حد هنرمندان به نقاشی های تک چهره نقاشی به شیوه قدیـــم که در آن تعـــداد زیادی پیکرهای انسانـــی کار شده از رونق می افتد . در کتابسازی رفته رفته همکاری نزدیک هنرها کم میشود . تصاویر آشکار تر از پیش خود را به حاشیه تحمیل میکنند . تذهیب کتابها نیز اغلب سرسری و سطحی است ، رنگها گاه کیفیت متوسطی دارند و تصاویر پیکره دار کاملاً عادی و فاقد هر گونه شکوه هستند . از اواخر قرن 16 تاثیرات هنر اروپایی بر نقــاشی ایرانی بیشتر نمود پیدا میکند ، نقاشی پیکره های منفرد ، انجــام سایه پردازی ، رعایت پرسپکیتو و نقاشی های رنگ و روغن از جمله موارد تاثیر هنر اروپایی میباشد . اگـرچه طراحــی های این دوره تــاریخ و امضاء دارند ولی انتساب آنها به نقاشان مشخصی بی نهایت دشوار است . در مکتب اصفهان به علت کوشش وتوجه بیش از حد هنرمندان به نقاشی های تک چهره نقاشی به شیوه قدیـــم که در آن تعـــداد زیادی پیکرهای انسانـــی کار شده از رونق می افتد . در کتابسازی رفته رفته همکاری نزدیک هنرها کم میشود . تصاویر آشکار تر از پیش خود را به حاشیه تحمیل میکنند . تذهیب کتابها نیز اغلب سرسری و سطحی است ، رنگها گاه کیفیت متوسطی دارند و تصاویر پیکره دار کاملاً عادی و فاقد هر گونه شکوه هستند . 2 یا 3 نفر از هنرمندان کار آزموده سابق که در خـــدمت شاه طهماسب ، ابراهیم میرزا و اسماعیل دوم بودند ، بار دیگر در کتابخانه شاه عباس بکار گماشته شدند که برجسته ترین آنها صادقی بیک بود و در مقام رئیس کتابخانــه ابقا شد ولی شخصیت و طبع سرکش و مبتکر از وی فضای ناسالمی آفرید و از کار بــرکنار شد. اما نگارگـــری را همچنان پی گرفت ، افول او در نتیجه درخشش شهرت رضا پسر علی اصغر بود . رضا پسر علی اصغر که از نگار گران دربار شاه اسماعیل دوم بود و حدود سال 995 هـ . ق به جمع نگارگران شاه عباس پیوست . این نقاش چیره دست جوان بتدریج سبکی را ابداع کرد که در عرض دو دهة آینده چهره نگار گری ایران را به کلی تغییر داد . کار و اثر او شامل طراحی بی عیب و نقش و در درجه اول رنگ آمیزی درخشان سبک عالی صفوی بود . اما با گذشت زمـــان چهره پیکره های جـوان او مملو از چشمان درشت ، بی لطافت ، طره های تکلف و گاهی هم چانه های پهن گردیـــد و همه آنها در زیر درخت بیــد تصویر شد که تاثیر کمتری در پی داشت . جدول رنگ آمیــزی او کم کم تغییـر یافـت و رنگهای زرد ، قهــــوه ای و ارغوانی جــای قرمز روشن و لاجــوردی آثــار اولیــه را گرفـت . او آثـــار متاخــر خود (که شاید منسوب بــه اوست ) به نام ”¹”¹ رضا ”؛”؛ و یا ”¹”¹ آقا رضا ”؛”؛ امضاء کرده ولی در اواخر قرن لقب افتخاری ”¹”¹ عباسی ”؛”؛ را نیز بـــدان افـــزود که احتمالاً از طرف شاه به او تفویض شده بود . از سال 1029 به بعد آثار باقیمانده او بسیار زیاد است و اما از نظر شیوه ودلچسبی چندان به پای سبک طراحی ها و نقاشی ها ی اوایل زندگیش نمی رسد . تقریباً همه آثار او تصاویری آلبومی است که حاوی یک پیکره منفرد و یا گاهی دو پیکره است بغیر از شاهنامه سترگی که با کمک صادقی بیک تهیه شد ، فقط سه نسخه مذهب از او در دست است . رضا عبــاسی حتی پس از مرگ شاه عباس در سال 1038 / 1629 بـــرای دربار کار می کرد. در مکتب اصفهان علاوه بر هنرمندانی که قبلاً نام آنها ذکر شده نقاشان دیگری کار میکردند که مهمترین آنها حبیب ا.. مشهدی ، محمد رضا تبریزی ، محمد طاهر ، لطف ا.. ، محمد حسن ، ملک حسین اصفهــانی و محمد رضا عراقی هستنـــــد. شاه عباس همچون نیکان خود در سفارش اجرای نسخه با شکوهی از شاهنامه هیچ درنگ نکرد .... در نگاره های زیبای این نسخه میتوان شاهکارهایی از استاد کهنه کار صادقی بیک و ترکیب بندی های با شکــوه رضا جوان را مشاهده کرد. شاهنامه شاه عباس در مجموعه اسپنسر از کتابخانه عمومی نیویورک موجود است. شاه عباس آنرا در سال 1019 هـ . ق شخصاً سفارش داد و حاوی چهل و چهار نگاره برگ است . در میان پیروان رضا عباســـی معروفتر از همه معین مصور محمد قاسم محمد یوسف و محمد علی هستند . افضل حسینی نیز از نقاشان به نام دیگر این ایام است که نگاره های مستقل او در زمینه مسائل عاشقانه و گرایش های منحط زمانه از بیان قوی برخوردار است محمد معین مصور که در زمان چهار پادشاه صفوی ( صفی ، عباس دوم ، سلیمان و سلطان حسین ) زنــدگی میکرد و از جملـــه با استعداد ترین شاگران رضا عباسی به شمار میرود و جزو آخرین هنرمندان سنتی مکتب اصفهان میباشد ، تا پایان عمر طولانی هنر خویش حدود 75 سال که همزمان با نفوذ نقاشی اروپا در این بود ، علیرغم اینکه اکثر هنرمندان معاصرش همچون محمد زمان و علیقلی جبه دار که شدیداً تحت تاثیر هنر اروپا بودند او به خاطر احترام خاصی که به سنت استاد خویش داشت آثار خود را از نفوذ هنر اروپایی حفظ کرد . رضا پسر علی اصغر که از نگار گران دربار شاه اسماعیل دوم بود و حدود سال 995 هـ . ق به جمع نگارگران شاه عباس پیوست . این نقاش چیره دست جوان بتدریج سبکی را ابداع کرد که در عرض دو دهة آینده چهره نگار گری ایران را به کلی تغییر داد از دیگـــر هنرمندان اواخر مکتب اصفهان محمد شفیع عباسی وافضل الحسینی است . محمد شفیع پسر رضا عباسی است . او تحت نظر پدرش آموزش یافت و در طراحی به درجه والایی دست یافت ، او علاوه بر اینکه در مینیاتور مهارت داشت ،طراح مهم پارچه هم بود . او همچنین در نقاشی گل ها که نوع جدیدی از نقاشی بـــود که در اواخر دوران صفویـــه از تاثیر نقاشی اروپا بوجود آمده بود مهارت کافی داشت ( این شیوه که مبتنی بر مطالعه گلها و پرندگان بود بعدها به وسیله نقاشان قاجار کاملاً گسترش یافت) . افضل الحسینی نیز از شاگردان رضا عباسی است کارهای افضل شباهت زیادی به آثار رضا عباسی دارد . تعدادی از نقاشی های شاهنامه عباس دوم که در موزه لینگراد نگهداری میشود به امضاء این هنر مند است . محمد علی ، محمد یوسف و محمد قاسم سه تن از هنرمندان اواخر مکتب اصفهان هستند که ظاهراً در دربار شاه عباس دوم و شاه سلیمان به موازات هم پیش رفته اند ، هر سه از پیروان و شاگردان رضا عباسی هستند و شیـوه استــاد خود را توسعــه داده اند . در طـراحی های آنها خطوط به نرمی تمام طـراحی شده است و زمینـه های منظره و صخره ها را با لطافت تمام تصویــر کرده اند ، موضوع کار آنها زن و مردهای ایستاده و یا نشسته دراویش ، حیوانات و پرندگان است . در طراحی های محمد قاسم و محمد یوسف علاوه بر رنگ مشکی از رنگ قرمز نیز استفاده شده است . طراحی های محمد علی نیز از نظم و زیبایی خاصی برخوردار است و از مشخصات فنی طرحهای این استاد استفاده از رنگ صورتی در آثارش میباشد و بیشتر طراح های او در ابعاد کوچک کار شده است . با هجوم فرهنگ بیگانگان ، تاخت و تاز یغماگران ، فقر و سوء حکومت ، تشویق و ترویج نقاشی اروپایی بوسیلـــه شاه عباس دوم و مرگ شاگــردان با وفای رضا عباسی موجبات فنا و اضمحلال سبک مینیاتور پر شکوه صفویه فراهم شد . مهمترین عامل این سقوط نفوذ هنر اروپا بود. ----------------------------------------------------------------------------- مکتب استاد محمود فرشچیان
افول هنر نگارگری بعد از واپسین مکتب نگارگری در دوران حکومت صفویان ، مکتب نگارگری اصفهان شروع و تا دوران حکومت قاجاریه ادامه داشت. در دوران قاجاریه نقاشی قهوخانه ای با مشخصات خاص خود در ادامه نقاشی تعزیه که از دوران صفویه رواج گردیده بود، مورد توجه مردم و هنرمندان مردمی آن زمان قرار گرفت. نقاشی قهوخانه ای تا این آواخر مورد توجه بوده و هنرمندان معروفی در این رشته فعالیت داشته و دارند هر چند این سبک نقاشی نیز با فوت هنرمندان مطرح این رشته در حال کم رنگ شدن می باشد. علت افول این نوع نقاشی در مقاله ای مجزا با شرح ادوار تاریخی آن توضیح داده خواهد شد. بعد از دوران قاجاریه هنرمندانی پا به عرصه ظهور دوباره نقاشی نگارگری در ایران گذاشتن که باعث رونق دوباره این هنر مخصوصا در شهر اصفهان گردیدند. هنرمندانی چون استاد حاج میرزا آقا امامی، استاد عیسی بهادری، استاد زوفن، استاد حسین بهزاد، استاد مهدی علمداری، استاد حاجیه خانم زینت السادات امامی و استاد محمود فرشچیان. با شروع فعالیت هنرستان هنرهای زیبای اصفهان و وجود استاد عیسی بهادری به عنوان استاد اول این هنرستان، نگرش جدیدی به نگارگری آغاز گردید و نقش استاد حاج میرزا آقا امامی در کشف و هدایت هنرمندان نوجوان به این هنرستان حاذ اهمیت می باشد که نمونه بارز آن کشف استعداد نوجوان اصفهانی محمود فرشچیان و هدایت آن به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، می باشد. استاد محمود فرشچیان هنرمند و نقاش برجسته معاصر به سال 1308 در اصفهان پایتخت هنر ایران، دیده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا فرشچیان از بازرگانان بنام فرش بود و بذر هنر دوستی را در دل فرزند کاشت. این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد. از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح می زد، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید. فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزا آقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقش های زیبا بست. او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت. از کلاس هفتم دبیرستان "14 سالگی" فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی، زیر نظر استاد عیسی بهادری، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی، مینیاتور، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی "نقشه قالی، تذهیب، مینیاتور" پرداخت. بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود. استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد. فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف می پرداخت. او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمی شناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه می کرد. فرشچیان در سال1332 تصمیم گرفت برای دیدن آثار هنری هنرمندان معروف جهان سیری در موزه های دنیا کند. این سفر دو سال به طول انجامید و بر دانش و تجربیات هنری استاد افزود و دستاوردی جهانی از هنر اندوخت. پس از بازگشت به ایران کار خود را در اداره کل هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ و هنر آغاز کرد و پس از مدتی به مدیریت هنر های ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران منصوب شد. و در این میان با کار و کوشش مداوم و خلق آثار شگفت انگیز آوازه هنر وی در ایران و در فراسوی مرزهای ایران گسترش یافت. آثار استاد در 37 نمایشگاه انفرادی و 62 نمایشگاه گروهی در ایران و اروپا و کشورهای آسیایی و آمریکا به نمایش گذاشته شده و همه جا مورد تحسین و تقدیر هنر دوستان و هنر شناسان قرار گرفته است. اولین نمایشگاه انفرادی او به سال 1327 در اصفهان برگزار شد، و اولین نمایشگاه خارجی او در شهر استانبول، به سال 1335 برگزار گردید. نمایشگاه بزرگی از کارهای استاد در سال 1339 در تهران در موزه کاخ گلستان بر پا گردید و نمایشگاه های بعدی او در داخل و خارج از کشور یکی پس از دیگری برگزار شده اند: میلان، رم، مونیخ، پاریس، کراچی، لاهور. نخستین نمایشگاه های آثار فرشچیان در آمریکا در سال 1349 در نگارخانه ریما در نیویورک و چندی بعد در موسسه خاورمیانه در شهر واشنگتن برپا گردید، و استاد بار دیگر در سال 1355 آثار تازه خود را در همین دو مکان در معرض تماشای هنر دوستان قرار داد. اینک آثار استاد فرشچیان در موزه ها و نگارخانه های معتبر اروپا و آمریکا جایگاهی شایسته یافته و شهرت او در میان دوستداران هنر نقاشی دو چندان ساخته است، به گونه ای که نه تنها امروزه بسیاری از آثارش در مجموعه های خصوصی و گنجینه های عمومی هنر نگاهداری می شود، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان او را به عنوان چهره بارز و نماینده اصیل هنر نقاشی ایرانی می شناسند. موزه ها و فرهنگستان های اروپا، مخصوصا مجامع فرهنگی ایتالیا، جوایز و تقدیرنامه های متعددی به استاد اعطا کرده اند که از آن جمله است پیکره طلایی اسکار ایتالیا در سال 1364 و نخل زرین اروپا در سال 1366. استاد همچنین به عضویت "فرهنگستان اروپا" و "فرهنگستان هنر و حرف ایتالیا" انتخاب شده است. استاد فرشچیان در نقاشی ایرانی صاحب سبک و مکتب خاص است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر با گسترش و ابداع شیوه های نو، قابلیت وسعت پذیری و کارائی نقاشی ایرانی را برای بیان اندیشه ها و انگیزه ها آشکار نمود. این هنر را غنا و تکامل بخشید و از حالت الزامی یک پدیده متکی به شعر و ادبیات که غالبا برای تجسم و تصویرگری مضامین به کار برده می شد رها ساخت و برای آن تعهد و رسالتی در حد سایر هنرها پدید آورد. تخیل قوی در خلاقیت موضوعات در طراحی های پُر حرکت، خلق فضاهای مُدور، بهره گرفتن از خطوط روان، آزاد و با قدرت به منظور گسترش فرم های با حالت و متنوع که سرشار از رسایی است و رنگ های مواج و متنوع را در برگرفته، از امتیازات خاص اوست. وی استادانه به چهره ها و اندام های متداول و یکنواخت نقاشی سنتی جان داده و انعکاس روحیات و حالات مختلف روانی را در سیمای نقش هایش به کمال نمایان می سازد. نقاشی های استاد آمیزه دلپذیر است از اصالت و نوآوری: در حالی که وی با خطوط روان و مواج، رنگهای تابناک و ترکیب بندی های ظریف و مدور خود ادامه دهنده سنت نقاشی ایرانی است، در همان حال با نوآوری در گزینش موضوع و پرداخت اثر به گستره ای فراتر از قالب های مرسوم می رسد و از این راه برای بیان احساس درونی و تخیلات پُر دامنه خود جلوه گاهی گرانقدر می یابد و بر قبلیت و کارایی این نوع نقاشی می افزاید. درون مایه نقاشی های استاد بیشتر داستان هایی است برگرفته از فرهنگ و ادب والای اسلامی ایرانی، کتاب های مقدس اسلام، مسیحیان و یهود، به اضافه مضامینی که از نهانخانه خیال ژرف انیش استاد سرچشمه گرفته اند و همچنین از گل و گیاه و جانوران که در ترکیب بندیهای خوش آب و رنگ، با زمینه هایی جاندار و پُر آهنگ، و فضاهایی غنی و سرشار از حالات گویا و گونه گون تجسم می یابند. مهم ترین آثار، علاوه بر بُعد زیبایی شناختی، دارای ابعادی انسانی هستند و عواطف و روحیات مختلف را، مخصوصا در نقش چهره ها و اندام ها، به خوبی و گویایی باز می نماید. فرشچیان را همین نبوغ بس که توانسته است میراث هنری این سرزمین را که عاشقانه بدان دل بسته است با حیات و منش انسان معاصر شکوهمندانه به هم بپیوندد.
منتخبی از جوایز استاد محمود فرشچیان ۱۳۷۹: انضمام نام هنرمند در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم ۱۳۷۲: نشان درجه یک هنر ۱۳۶۴: تندیس طلایی اسکار ایتالیا ۱۳۶۳: نشان هنر نخل طلایی ایتالیا ۱۳۶۳: تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا ۱۳۶۲: دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا ۱۳۶۱: دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا ۱۳۶۰: مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا ۱۳۵۲: جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران ۱۳۳۷: مدال طلای جشنوارهٔ بینالمللی هنر، بلژیک ۱۳۳۱: مدال طلای هنر نظامی، ایران عمدهی آثار استاد در چند جلد کتاب بسیار نفیس و ارزنده و نیز در قالب پوستر و کارتهای پستال زیبا به چاپ رسیده است. از آن جمله 2 جلد کتاب از آثار وی در زمره ی "برگزیدهی آثار یونسکو" در ایتالیا و آلمان به زیور چاپ آراسته گردیده است و بزرگترین منتقدان نقاشی دنیا که در نقاشی ایرانی و اسلامی دارای اعتبار ویژه ای می باشند، بر این کتاب نقد نوشته اند. این کتابها از سوی موزه "ویکتوریا آلبرت" لندن و مدیر کل یونسکو به اکثر موزه ها، کلکسیونها، کتابخانه های بزرگ دنیا و کتابخانه های شخصی کسانی که به کتب هنری علاقه نشان می دهند ارسال شده و مورد استقبال آن علاقمندان قرار گرفته است. و 3 جلد دیگر در ایران به چاپ رسیده است که از آن جمله کتابی است که با بهترین شکل ممکن توسط انتشارات گویا و نظارت خوداستاد تهیه و چاپ گردید.
نظرات تعدادی از منتقدان هنر دنیا در مورد استاد فرشچیان
" ل . زینچوک - منقّد و هنرشناس موزه ت . ج . شِوچنگو ، کِیف – اوکراین "
تخیّل خلّاق کردار های یزدانی تکرار می شوند کردار های اهریمنی می میرند " ت . ج . شِوچنگو" جناب آقای محمود فرشچیان ِ بسیار محترم ، کارمندان موزه دولتی ت . ج . شِوچنگو در شهر کِیف پایتخت اوکراینی، بسیار سپاس گزاری و ارادت عمیق خود را خدمت شما ابراز می دارندی. تقریباً در سرتاسر ماه های بهار امسال نمایشگاه نقّاشی های بسیار هنری و عمیقاً فلسفی شما که در اشکال زمینی، تکوین معنوی ِ جهان و جایگاه انسان را در آن مصوّر می کنند، در تالارهای موزه برپا بود. تنها هنرمندی که نشانی از خداوند بخشنده مهربان در اوست می تواند شاهکارهایی این چنین بی مانند بیافریند که در آنها کردارهای معنوی و دستاوردهای نوع انسانی، دست کم در دوهزار سال گذشته، تا این پایه محسوس و طبیعی بازتاب یافته است؛ و این همه حساسیت را شما در طریق نیکی، روشنی و هماهنگی گسترده اید، طریقی که گام به گام هر دو هنرمند و بیننده را به ساحت ِ علوی خواست متعالی و مطلوب لطف خداوندی نزدیک تر می کند. ما با گام نهادن در جهان شخصیت های آثار شما اندک اندک سختی های دنیوی انسان ها را از یاد می بریم. جهان های ما کم کم از بیهودگی ِ تباهی پذیر جنجالهای روزمره آسوده می شد و آن گاه شخصیت های آثار شما درخشان تر و روزشن تر دیده می شدند، و سرانجام در پاکی و شفافیّت چون پرتو آفتاب می گشتند. امیدوارم آشنایی مان با آثار خلّاقه شما ادامه یابد، به یادبود خاطره دل نشین هنرتان، تابلوی بسیار زیبای "طبّال دوردست" شما را با خود داریم که در مجموعه ما و در کنار میراث خلّاقه ت . ج . شِوچنگو نابغه اوکراینی چون مرواریدی تا ابد خواهد درخشید. استاد گرامی، آرزومندیم که در همه کارهایتان بخت یارتان باشد و کوشش های خلّاقه تان سالها و سالها ادامه یابد، و ما را به سوی ملکوت جاودانی خداوند هدایت کند. ------------------------------------------------------------------ پرفسور فرانسیس ریشار سرپرست بخش هنرهای اسلامی موزه لُوور موزه دار ارشد سابق، بخش نسخه های خطی، کتابخانه ملّی فرانسه (پاریس)
رنگ های اعجاب انگیز لازمه هنر نقاشی معاصر ایران این است که آفریننده آن از ذوق و استعداد مضاعفی برخوردار بوده و در عین حال که نقش آفرین چیره دستی است باید به خوبی و با ظرافت تمام از ریزه کاری های یکی از غنی ترین سنت های نقّاشی عالم نیز آگاه بوده و بر اسرار فنی و رموز زیباشناسی آن دست یافته باشد . هرکه برای نخستین بار طرح یا نقّاشی ای از محمودفرشچیان را ملاحظه نماید، هیجان شدیدی در خود احساس می کند و از همان اولین لحظه در می یابد که فرشچیان هنرمندیست که گرچه همه اصول و منابعی را که استادان پیش از او می دانسته اند چگونه از آن بهره برداری کنند، عمیقاً و به خوبی می شناسد. با این همه اثر هنری او تشخّص ویژه خود را داراست. همین کیمیاگری است که فرشچیان را یکی از اساتیدی ساخته است که هرگز کسی از لذّت بردن و مجذوب شدن به غنا و تنوّع آثار او خسته نمی گردد. کیست که تحت تاثیر جاذبه آن آزمونه پالت غنی و سرشاری که از رنگ های گونه گون نقّاشی های فرشچیان آفریده می شود، قرار نگیرد؟ او با شجاعتی بی سابقه و شگفت انگیز در به کار بردن رنگ های بسیار تند که گاه ملایم و رنگ باخته به نظر می آید از حس غریزی و خدادادی بهره می برد که همان رنگ ها را با سایه روشن هایش بصورت یکی از زیباترین و دل ربا ترین ویژگی های نقاشی معاصر ایران به جلوه درآورده است. از این روست که بینندگان خود را در برابر برترین سنّت موروثی رنگ آمیزی و تذهیب کاری ایرانی می یابند. همان سنّت بازمانده از نقّاشان دوران تیموری و صفوی که به گونه ای باورنکردنی احساس شگرف و درک پیشرفته ای از "رنگ" داشتند. آن حس با مشاهده هر روزه مناظر و چشم اندازهای ایران با کوهستانهای پوشیده در رنگهای اعجاب انگیز و آسمانهای رنگارنگش که از زیباترین آسمانهای عالم است. در بینندگان نیرومندتر و شفاف تر می شد. اینکه آسمان ایرانی نوبه به نوبه از رنگی سرخ و آتشین که گویا زرّین است به رنگی آبی و گسترده که ستارگان درخشان آن را آراسته و در آن جای گرفته اند درمی آید، همان تناوب سنّتی مینیاتور ایرانی است و همین احساس به حدّ کمال نیز در هنرمند ما وجود دارد و او آن را با مهارت و ظرافت خاصّی بر روی آزمونه خود در هم می آمیزد و با تنوّع رنگها و سایه روشن های موّاج آن هنر آفرینی می کند. در رویکرد به هنر فرشچیان، شناخت پُردامنه و اطّلاع وسیع او از مجموعه آثار تصویر سازی سنّتی ایران را باید به خاطره سپرد. او با روشن بینی ماهرانه و ظریفی پرده های نقّاشی را که متقدّمان بر او با الهام از متون پُرآوازه ادب فارسی ساخته و پرداخته اند به خوبی می شناسد و همین متون که شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی است همواره روح ایرانیان را تقویت می بخشد و عرصه های رزم و صحنه های بزم و منظره های شکار و لحظه های دیدارهای عاشقانه در آنهاست که یکی پس از دیگری در آن پرده های نقّاشی ظاهر می شود و بدین وسیله دنیای تصوّرات و تخیّلات ایرانیان فرهیخته، آباد و سرسبز می گردد، منظور همان دنیایی است که شعر فرمانروای بلامنازع آن همواره در خدمت بیان مفاخر و مایه مباهات گذشته ای فارغ از قید زمان می باشد، فرشچیان که مایه گرفته و انباشته از همان مجموعه است مقام مشخصّی را در سلسله نقّاشان سنّتی ایرانی داراست. به این پرندگان خیال انگیز به سیمرغ هایی که بعضی آسمانها را زیر بال و پر خود گرفته اند. باید این قهرمانان اساطیری ایران باستان که نبردهای دلیرانه آنان را هنر این نگارگر به زمان حاضر آورده بیندیشیم. همه ایرانیان که نموداری از انسانهایی هستند که در شرایطی سخت پایداری می کرده اند، سراینده این نغمات و آفریننده این لحظات که آدمی می کوشد تا از دست قضا و قدر، یا گردش همان چرخ گردونی که طالع بینان سعی در رازگشایی آن دارند، بگریزد. فرشچیان است که موفق می شود لحظاتی از آن خوشبختی فراگیر را به چنگ آرد و به منظور آرامش بخشیدن به ما، با قلم موی تحسین برانگیز و فریبای خود بر روی کاغذ پای بر جای نگهدارد. ولی بی هیچ تردید سخن گفتن درباره هنر این هنرمند بزرگ بدون یادآوری و بیان تخیّل فوق العاده و باورنکردنی و خلّاقیّت توانمند او مشکل می نماید. هنری که می توان گفت به صورت رویا جلوه گری می کند. رویایی که دوستان ایرانی ما آن چنان اهمیّتی در تعبیرش قائلند که آن را در حدّ پیشگویی می شمارند. پیچ و خم و فراز و نشیب هایی که آرایه ترکیبات نقاشی فرشچیان است نیز در خدمت همین رویاست و آنها حالتی از همان ابرهایی که مظهر جاودانگی است، می باشند که ایرانیان از آغاز قرون وسطی برای پوشش و آرایش آسمانها در نقاشیهاشان پذیرفته وبه کارگرفته بودند. این پیچ و خم ها و منحنی های بی شمار ما را با خود به گرداب های بی پایانی از رویاها می برد و درباره خودمان به پرسش وامی دارد که ما کیستیم؟ ازکدامین جهانیم؟ آیا ما از ساکنان همین جهانی هستیم که قلم موی فرشچیان آن را بدین صورت درآورده است؟ این هنرمند ما را به همراه خود در برابر سؤالات و پی جویی های بزرگی از زندگی انسان قرار می دهد. آن مردان جوان، زنان یا فرشتگان که شاید نیز همان "پریان" باشند. به بهترین وجه احساسات والا و لطیفی را متجلّی می سازند . کیست که چهره های فریبا و دلربای زنانی را که شاهکارهای این هنرمند گویی به آنان جان بخشیده است، با دیده تحسین نگریسته باشد؟ آنان با دلربایی ای که آمیزه ای از صفا و پاکی و هیجان انگیزی شدیدی است، تماشا کننده را محسور خود می سازند و او را به دنیای خیال می کشانند. چه تضادی میان جامه های کم رنگ و رخسارهای سبزه با آن نگاه های آتشین و غیرقابل نفوذ آنهاست. این پری پیکران، دامن کشان از لابه لای جامه های گره زده و پُرچین و شکن شان، همانند شعله هایی آتشین سر بر می آورند و با حمایل های بلند رنگارنگ که بر گردِ بر و دوششان می پیچد گوئیا برای رقصیدن آهنگ می نوازند. این پیچ و خم دادن و اوج و حضیض بخشیدن بدان چهره ها همان نقاشی است که آن نیز دقیقاً در راستای سنّت نقّاشان بزرگ هرات در پایان قرن پانزدهم میلادی است و مگر توجّه عمیق بدان و بیان دل انگیز آن نیست که کمال الدّین بهزاد نقّاش را بزرگ ترین استاد در میان همه نقاشان سنتی ایران ساخته است؟ و بهزاد نیز قاعدتاً آن را از زندگی صوفیانه خود الهام گرفته که او را در تحقّق چنین نوآوری اعجازآمیز و کریمانه مجاز ساخته است. هنر فرشچیان در این جهت بسیار توانمند است زیرا با زبردستی خیره کننده ای که برخلاف منش و روش ظریف اوست با قدرتی کوبنده با انسان امروزی سخن می گوید و براساس سنّت نقاشی ایرانی، در دنیایی فارغ از زمان، در ناکجا آباد از راه و رسم و موضوعات بنیادی زندگی انسان، نیروی حیات بخش و شورش و عشقی، نبرد با عناصر ناسازگار – دادادگی و شیفتگی – اندوه مرگ، سرود می سراید. هنر ایرانی آن چنان سرشار از دنیای لبریز از مظاهر و تصاویر است که به خودی خود جهانی دیگر است و فرشچیان کلید این جهان را داراست. او ما را به دنبال خویش به گشت و گذار اسرارآمیزی می برد که تخیّلمان مسحور و مجذوب و نیازمان به زیبایی سیراب می گردد و با خشنودی و رضایت کامل به این جادوگر که همان نقاش است تن می دهیم و سر می سپاریم و او مارا به رازگشایی و کشف دنیایی از نعمت و توانگری که هیچ گمان بدی را در آن راه نیست می برد. با این همه، برای متوجّه شدن و درک کامل غنای کامل این دستاورد صورتگری که خطوط و ظرافتکاریش همانند چین و شکن زلفان محبوبان آن قدر ظریف است که نامرئی به نظر میرسد. راهی جز آفرین گفتن و تحسین کردن نمی ماند. باید عنان خیالمان را رها کنیم تا به دنبال تخیّل این هنرمند رود و بگذاریم او ما را با خود به همان خلسه یا "حال" تقریباً صوفیانه ببرد. آیا زیباتر از این می توان به ذوق و قریحه این هنرمند ادای احترام کرد؟ ------------------------------------------------------------------ کویچیرو ماتسورا – مدیر کل یونسکو سرآغاز کتاب برگزیده آثار محمود فرشچیان چاپ شده توسط یونسکو مایه مسرت و مباهات من است که خواننده را به جهان رویاگونه محمود فرشچیان خوشامد گویم. جهان او براستی قلمرو سحرآمیزی است که در آن واقعیت و خیال در برابر یکدیگر قرار نگرفته اند بلکه با همسازی و همنوایی تخیل حیرت انگیز به هم آمیخته و توام شده اند. در نقاشی های محمود فرشچیان طبیعت و اشیاء را چنان که هستند می توان بازشناخت اما در عین حال به طرز رازآمیزی دگرگون گشته اند. بدین معنا که گرچه ظاهراً در نظر آشنا می نمایند ولی به یاری مهارت و بینش هنرمند کیفیتی فوق العاده و ناشناخته یافته اند. فرآیند دگردیسی جالبی که محمود فرشچیان در ترکیب بندی و تکامل هنر خویش به کار می گیرد تنها با حدس و گمان دریافتنی نیست. او از سنّت های متنوّع و پُربار و سرشار فرهنگ ایرانی سود می جوید و همزمان خلاقانه به جهان معاصر نیز می پردازد: او خاطره های دیرین و میراث سرزمین خود را فرامی خواند تا در گنجینه اندوخته های خویش را بگشایند و درضمن از تازگی و ارتباط بی واسطه زمان حال نیز برخورداری می جوید. استادی او استادی افسونگریست که گذشته و حال و آینده را در جلوه گاهی شکوهمند و والا فارغ از قید زمان به هم می آمیزد. مجموعه حاضر که آثار اخیر فرشچیان را در برمی گیرد گواه زنده ویژگیهای معنوی استثنائی و بی تردید یگانه او در مقام یک هنرمند است و در این باره آنچه بر همه ی ما مسلم می باشد این است که: هنر محمود فرشچیان ماندگار خواهد بود. -------------------------------------------------------- دکتر شیکنوبوکیمورو رئیس موزه هنر استانداری هیوکن - ژاپن
فرا طبیعت گرائی در سرشت بی نهایت، هر عنصری دارای گردباد خویش است؛ آنگاه که رهرو گسترده ابدیت گردباد خود را تا به غایت پیمود، آن را به درون گویی همچون یا ماه یا جهان پرشکوه درخشانی طوماروار می پیچید و در چشم انداز هستی به این منوال بهشت گردبادیست که رهرو گستره ابدیت در ازل از آن گذشته است، آشکارا می بیند. و زمین گردبادیست که هنوزش تا به انتها پیموده است. ( ویلیام بلیک : "میلتون" ، بیت های 1804تا 1808 ) هم چنان که این شعر بازگو می کند. گردباد از دوران باستان همواره نماد گذرگاه در سفر به کائنات بوده است. گردباد سرچشمه راستین ابدی و کیهانی وحدت است. ویلیام بلیک درشاهکارهای نقّاشی خود نیز از گردباد در مقام عنصر اصلی استفاده کرده است: در چین نیز مفاهیم مشابهی از گردباد زمانی که لائوتسه درباره "طریق تائو" سخن می گفت وجود داشته است. من از آن رو نقل قول این شعر بلیک را برگزیدم که تصویرپردازی پویای گردباد در آثار استاد محمود فرشچیان را به بهترین وجه بازگو می کند. البته تابلوهای او صرفاً شکلهایی از گردباد نیستند، بلکه بازنمودی از منظومه های حماسی مانند شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی می باشند و پیشه تاریخی آنها را به گونه ای شکوهمند و والا می نمایانند. مهارت هنری محمود فرشچیان در کاربرد خطوط فاخر و استوار، رنگ های پرتلالو و با شکوه و تلفیق و همامیزیهای موشکافانه نشانگر جهشی عظیم در شیوه های هنری مکتبهای هرات تبریز و اصفهان است که در دوران رنسانس ایرانی عصر تیموری و صفوی شکوفا بوده اند. مکتب اصفهان اوج مهارت در خلق تابلوهای بی شمار با درون مایه حیات این جهانی است که اندکی به درخت و سبزه آراسته شده اند، و رضا عباسی درکاربرد خطوط نرم و موزون و باوقار به قصه عرضه نقش های حسّی و دلپذیر مهارتی بسزا داشت. محمودفرشچیان، درعین حال که آن ویژگی هارا به میراث برده است، در آفرینش خطوط گسترده و فراگیر و مواج و کاربرد آنها در ترکیب بندی گردبادهای اصیل و ابتکاری خویش شیوه ای منحصر به خود دارد . فرشچیان با طرحهای نبوغ آسا و مبتکرانه، رنگ های باشکوه و ترکیب بندی های چرخان خود بیننده را در سفری خیالی به سرزمین خاطره ها و جهان رویاها رهنمون می گرداند و آنهمه را آزادانه نمود می بخشد. توصیف تابلوهای او الهام بخش من در برساختن واژه ای تازه بوده است: " فراطبیعی = سورناتورال ". با این همه باید بیفزایم که فراطبیعت گرائی ( سورناتورالیسم ) با آنچه به اصطلاح " فراواقعیت گرایی " ( سورئالیسم ) خوانده می شود یکسان نیست. فرا واقعیت گرائی واقعیت را انکار می کند و در تاریکی به دنبال وضعیتی اعتدالی از آگاهی است. اما محمود فرشچیان در کمال استقامت و آرامش در قلمرو واقعیت محض مقام گرفته است و در عین حال "واقعیت " را با رویای "فراطبیعی" یعنی خیالواره ای که از آن خود اوست آمیخته و به پیروزی ناشناخته و رازآمیزی دست یافته است. فرشچیان در ظاهر تصویری از امید عرضه می کند، اما در باطن سرشار از حس هیجان و بی قراریست. بدین لحاظ می توان تابلوهای او را "رناتیسیم فراطبیعی" خواند که جریانهای پویا در کانون آن قرار دارند. بنابراین همچنان که بلیک و لائوتسه خاطرنشان کرده اند، فرشچیان در آثار خود ابدیت کائنات را به یاری چرخش های خیره کننده بازنمایی می کند. -------------------------------------------------------------- پرفسور دکتر امبرتو بالدینی استاد کرسی تاریخ هنر و رئیس دانشگاه بین المللی هنر فلورانس - ایتالیا
نقش آفرین معنویت جهان از زمانی که شهر "فلورانس" زادگاه عصر روشنگری و خیزگاه جهش هنری اروپا به عنوان خواهرخوانده یا همزاد فرهنگی شهر "اصفهان" پروراننده فرزانه ترین هنرآفرینان و جلوه گاه شکوهمندترین نمادهای هنری شرق اعلام گردید، علاقه من به مرور تاریخ هنر ایران و شناخت هنرمندان آن سرزمین بیشتر شد. در مسیر همین گشت وگذار تحقیقی بود که با آثار محمود فرشچیان صورتگر نامور ایران آشنا شدم. شگفتی و هیجان برخاسته از این کشف هنری مرا به لایه های درونی فرهنگ ایران فروبرد و تا سده های میانی اسلامی که یکی از ارجمندترین عهُود هنری جهان است و اوج آن را در مکتب هرات و اصفهان می توان دید، و نیز تا ادوار باستانی این خاستگاه یکی از مدنیّت های عمده جهان پیش راند. این کشاکشهای کنجکاوانه پرسش هایی را در ذهن من تبادر کرد، از جمله: با توجّه به زبان فوق العاده تصویری گویندگان بزرگ ادب فارسی، زبانی که به قول مستشرق شهیر ایتالیا جاودانه یا " الساندروبوزانی" استاد ممتاز همین دانشگاهی که من افتخار ریاست آن را دارم " ... زیبایی و کثرت اشعار فارسی را با هیچ زبان دیگری نمی توان مقایسه کرد ..." چگونه ممکن است تصور کرد که هنر نقّاشی در آن سرزمین به نقشهای زیبا و دل انگیز عالی قاپو یا کاشی کاری های مجلّل و خیره کننده مسجد شیخ لطف الله منحصر بوده باشد، یا اگر صورتگران و طراحان چون بهزاد و رضا عبّاسی حضور داشتند. پیشینیان آنان کجا بوده اند " با عنایت به این که هنرهای تجسّمی وسیعاً و عمیقاً با هم مرتبط اند، در عصری که تخت جمشیدی، نماد عالی ترین هنرمعماری آن روز جهان، نقش رستم، حاصل دست های حجاران ممتاز زمان و جامهای طلای هخامنشیان کار والای زرگران چیره دست دوران در دیدگاه ماست. غیبت صورتگران و نقش انگیزان را چگونه می توان پذیرفت. "مایکل هارت" نویسنده کتاب ارزشمند "یکصد شخصیّت اثرگذار تاریخ"، مانی نقّاش بزرگ ساسانی را که گفته اند با نقشهای خود مردم را سحر می کرده است یکی از این صد شخصیت اثرگذار معرّفی می کند و در طبقه بندی خود حتّی او را مقدّم بر هومر و کوروش و شارلمانی قرار می دهد. آیا می توان قبول کرد که مانی تنها نقش آفرین ایرانی زمان خود بوده یا بدون زمینه ی قبلی تصادفاً و به طور ناگهانی به ظهور رسیده باشد؟ محقّق نامدار ژاپنی "ریواچی هیاشی" در کتاب "جاده ابریشم" از یک شاهزاده ساسانی تبار به نام "پیروز" خبر می دهد، که دولت مقتدری را در آسیای مرکزی تشکیل داد و هزاران هنرمند مهاجر ایرانی از جمله نقّاشان را به گرد خود جمع کرد. اگر چینی ها در ضمن تاریخ تفضیلی امپراطوری تانگ از او آن هم به عنوان "پی لوچی" نام نمی بردند امروز چگونه می توانستیم باور کنیم در چین فرمانروای ایرانی تباری وجود داشته است. قراین دیگری هم وجود دارد که طرح پرسش های بیشتری درباره این حلقه گم شده فرهنگ ایران را موجّه می دارد. آنچه مسلم است این است که سرزمین هنرپروری چون ایران نمی توانسته است از وجود نقش آفرینان سترگ در مقیاسی وسیع بی نصیب بوده باشد. خوشبختانه ظهور سلسله ای از صورتگران بزرگ در ادوار اخیر این فرضیه را به یقین تبدیل می کند: اگر کمال الملک را آغازگر فصلی نو با قوسی تازه از منظومه نقّاشی ایران به حساب آوریم به اعتقاد من محمود فرشچیان کلام آخر و درخشان ترین فصل این منظومه تا این زمان به شمار می آید. او از هیجده سالگی با آفرینش اثری به نام "گل آدم" نشان داد که تصویرگری استثنائی است. در این تابلو نه تنها به بُعد متعارف نقش تسلط یافت بلکه بُعد سوّم یعنی پرسپکتیو را که در بین نقّاشان ایرانی کمتر رعایت می شد در اوایل کار خود وارد کرد و سپس از آن هم گذشت و به پرسپکتیو حسّی سیری آفاتی به اقلیم فرشتگان که استعاره ای از مدارج عرفانی ست رسید. برای وصول به این منزل و مدارج بعدی، فرشچیان راهی طولانی و عمیقاً هوشیارانه را طی کرد. در سروده های شاعران عرفانی ایران صبورانه تعمّق کرد؛ به جستجوی تامّل در آثار مشاهیر نقش آفرینان جهان در موزه های اروپا و آمریکا پرداخت و قدم به قدم به کار خود که از قریحه ی ذاتی و نبوغ خدادادی نیز به حدّ وفور سود می برد، غنا بخشیدن و بدین ترتیب در هنر خود به مرتبه جهانی رسید. فرشچیان در فکر نقش آفرینی گُل نیست. او می خواهد ما عطر گُل را درک کنیم و سعی بر آن دارد که چشم ما را به دنیایی که خود ناظر آن است بازکند و در عالم رنج سرمستی با رنگ های جادویی بیننده را از سرای مشهود به دنیای ماورا طبیعت هدایت نماید. او از حیث ظاهر در نقشهای ماندگار خود آمیزه ای از معنویت شرقی و شیوه ربی را به خدمت گرفته و نگاره هایش آیینه ای است از شکل و شمایل ایرانی که در عین اصالت دل هر صاحبدلی را به یک نظر می رباید. امّا برای دریافت باطن یا بافت درونی کار فرشچیان دیدی ژرف نگر لازم است و صبری زمانگیر. فرشچیان در حوزه نقّاشی ایرانی یک نقطه عطف و پدیده شگفت به شمار می آید. ادامه هنر تابناک این هنرمند فرهیخته ایران را آرزومندم. ----------------------------------------------------------- پرفسور الینورسیمز معاون سابق رئیس موزه بخش اسلامی موزه هنر منروپولیتن
پرفسور ارنست کروبه اولین رئیس موزه هنراسلامی در موزه منروپولیتن
نوآوری برجسته در قرن بیست و یکم
محمود فرشچیان در مقام یک هنرمند پدیده ای استثنائی در قرن بیست و یکم است. او ریشه در سنت طراحان سرزمین خود ایران دارد، اما در عین حال آثار اخیرش بسیاری از جنبه های هنر نقّاشی ایرانی، مانند توازن و نیز پیوند با سنّتهای ادبی پربار شعر را که ویژگی ژرف و زیربنائی نقّاشی ایرانی در سده های چهاردهم تا هفدهم بوده، اعتلا بخشیده است. آثار اخیر او انگاره های تصویری ایرانی را که همواره عنصری بنیادی در ویژگی ملّی آن سرزمین بوده از "تجسّم گرایی شعر" رهانیده و از "ابزار صرف تصویرسازی" به هنری مستقل و خودکفا تبدیل کرده است. در واقع اندازه نقّاشی های فوق العاده او و استفاده از رنگ مایه های آبرنگ و کاربست بی واسطه آن بر روی کاغذ سفید خالی و بدون پیش طرح اوّلیه دو جنبه از بیانیه استقلال او از شیوه کلاسیکی است که پیشینیان اش با شناختی از زیبایی در نقّاشی خود از آن سود جسته اند. نظاره نقشی که با اشاره آمرانه قلم موی از رنگ پر بار در دست ماهرانه فرشچیان با رنگ و صفحه سفید خالی پیوند می خورد به اصطلاح مانند حضور در لحظه آفرینش است. تماشای شکل گیری کامل یک تابلو دست کمی از ماجرای سحرآمیز ندارد. این توصیف یادآور سخن هنرشناس معروف آسیایی، امپراطور مغول اکبرشاه است که درباره قدردانی ویژه نقّاشی از خداوند در مقام برترین بخشنده زندگی بر زبان رانده است. می توان گفت که فرشچیان به صفحه خالی از نقش با جامی سرشار از الهام رو می کند و اشکال فرازندگی مانندی را به تصویر می کشد. این که فرشچیان با رنگ مایه های مات اما قابل حل در آب و با برگهای کمابیش بزرگ کاغذ آهار شده کار می کند، خود از نوآوریهای اوست: چه تکنیک آبرنگ به طور سنّتی مناسب نقّاشی در اندازه های کوچک و کاربست سریع رنگ تر است که در صورت خشک شدن معمولاً غیرقابل تغییر می گردد. با این همه بسیاری از بخش های تابلوهای او به هرحال به طور سحرآمیزی شفّافیّت نقّاشی های آبرنگ را حفظ می کنند. تصاویر او همچنان که یاد شد از تصویرهای سنّتی در دست نویسهای ایرانی یا نگاره های تک چهره ای که بر آلبوم ها نصب شده اند یا در مجموعه ها گرد آمده اند، بزرگ ترند، امّا از لحاظ اندازه کوچک تر از دیوارنگاره هایی هستند که بناهای معروف دوران متاخّر صفوی در اصفهان، زادگاه فرشچیان را زینت بخشیده اند. افزون بر این، نقّاشی های فرشچیان کم ترین پیوندی با آثار محمّداسماعیل آخرین طرّاح بزرگ اصفهانی ندارد که در کارگاه خانوادگی خود آموزش دیده بود و نقّاشی هایش در اندازه کامل مینیاتور و انباشته از صدها چهره بسیار خرد. تا اواسط سده نوزدهم در آرایش ابزارهای سودمند مانند جعبه جواهر قاب آینه و قلمدان کاربرد داشتند، در برابر فرشچیان نگاره های تصویری خود را به عنوان اجزای لازم تصویرسازی بزرگ تر و پیچیده تر می پرورد که در آن ها چهره های انسانی – که به ندرت بیش از دو یا سه چهره اند – با فضای خود ( چه طبیعی و چه معماری) می آمیزد و حس "روایت" تنها از عنوان خاطره انگیزی که نقّاش بر تابلو نهاده است برگرفته می شود. جنبه های دیگر این نقّاشی های خارق العاده فرشچیان نیز نیازمند شرح و تفسیر است. نقّاشی های او غالباً از موجودات افسانه ای انباشته اند. جانوران از ابرها شکل می گیرند: چهره های نامتعارف را از لابه لای صخره ها و درختان می توان بازشناخت: جامه های موجدار صورتهای انسانی یا موجودات فرا واقعی به خود می گیرند. این همه به نظر می رسد که از تخیّلی نیرومند برآمده اند. جنبه منحصر به فرد دیگر در نقّاشی های فرشچیان شتابه های مدوّر چشم گیر در بسیاری از نقّاشی های اوست. نقّاشی های عالی در دوره های گذشته ایران قطعاً بر مایه ساختار زیربنائی دایره وار تصویر شده اند. آثار بهزاد نقّاش بزرگ دوره تیموری و سلطان محمّد نقّاش بزرگ دیگر دوره صفوی از نخستین نمونه هایی هستند که به ذهن میرسند. با این همه در قیاس با این استادان گذشته ایران، تصویرپردازی دایره وار فرشچیان به نحو شگفت انگیزی پویاترست و چهره ها و شاخ و برگ ها و موجودات افسانه ای چنان با یکدیگر در چرخش و پیچ و تاب اند که گویی همه در گردابی جای دارند: و این همه به شیوه ای سامان گرفته است که حدّ قدرت دست صورتگر فرشچیان را یکسره آشکار میسازد. درواقع، این جنبه ای رازگونه از هنر فرشچیان است که رنگ آمیزی فوق العاده ی او سعی در پنهان کردنش دارد: با این حال از آن جا که در زیرساخت همه آثار او قرار دارد. از نخستین " نقّاشی" قلم موی اش نیز پیداست، و حتّی بیش از آن در آثار کمیاب قلمی و بخش های تک رنگ نقّاشی های آبرنگ مات او دیده می شود. به این دلائل و نیز به دلیل احترام او به هنر والای نقّاشی ایرانی، استاد محمود فرشچیان نه تنها میراث دار شایسته این سنّت چندصد ساله است بلکه فراتر از آن هنرمند نوآور برجسته ای در قرن بیست و یکم به شمار می رود. -------------------------------------------------------------------- استاد هوانگ جو نقّاش بزرگ چین و ریاست مرکز تحقیقات هنری چین و رئیس موزه یان هوانگ پکن
هنر ماندگار عصر ما دوران نوجوئی و نوآوری است و برای ملتهایی که بنا به سابقه تاریخی و فرهنگی خود دارای سنّت هنری هستند عبور از مرحله کُهن به نو در هنرهای سنّتی و ملّی یکی از پیچیده ترین مسائل و از مهم ترین تعهّدات هنرمندان در برابر جامعه است. من به انگیزه علاقه دیرین خود به هنر به مطالعه و بررسی آثار هنر ایران به خصوص نقّاشی سنّتی توجّه و گرایش خاص دارم. برگزاری سمینار و نمایشگاه هنر ایران با همکاری دانشگاه پکن و موسسه یان هوانگ مخصوصاً سخنرانی و مباحث ارزشمند دکتر مظفّر بختیار استاد ممتاز دانشگاه پکن و متخصّص عالیقدر در هنر و فرهنگ چین موجب شد تا هنرشناسان آگاهانه تر و با دیدگاهی روشن تر به آثار کلاسیک هنرایران و ارتباط ظریف و عمیق بین هنر چین و ایران بنگرند. نقّاشی های کمال الدّین بهزاد و رضا عبّاسی و محمودخان صبا ستایش ما را برانگیخت و آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی نشان داد که هنر والای خوشنویسی تا چه حدّ می تواند خود را از قید زبان و کلام رها سازد و به عنوان هنر محض و مستقل و غیروابسته جایگاهی ویژه و متعالی یابد. در بین هنرمندان معاصر استاد محمود فرشچیان که شهرت جهانی دارد و موفّق شده است در نقّاشی سنّتی با حفظ اصول و اصالتهای آن نوآوری نماید و دارای سبک و مکتب خاص و تاثیرگذار گردد. اهل هنر درمی یابند که نوآوری و رسیدن به شیوه ای متمایز و ممتاز شخصی در هنرهای سنّتی که اصالت آن در حفظ سنّت است تا چه حدّ مایه ذوق و خلّاقیت و قدرت ابتکار توام با شناخت دقیق و اصیل از میراثهای فرهنگی و تاریخی و درعین حال برداشت درست و صحیح از نوآوری لازم دارد. این همان راهی است که نقّاشان و اساتید سنّت گرای چین نیز در پیش گرفته اند و بعضی از آنان هم در این زمینه دست آوردهای موفّقیِت آمیز داشته اند. این امتیازات و ویژگیهای هنری استاد محمود فرشچیان را به صورت یکی از چهره های درخشان هنر نقّاشی معاصر درآورده است و از معدود هنرمندان ماندگار ساخته که تنها فرزند زمان خویش نیستند و ارزشیابی آنان فقط به معیارهای زمان و مکان خودشان محدود نمی گردد. اینان به همه ادوار هنر متعلق یافته اند. ------------------------------------------------------------------------- پرفسور استوارت کری ولش رئیس موزه های هنرو دانشگاه هاروارد - آمریکا
هنرمند جهانی جناب آقای فرشچیان بسیار گرامی مهارت و استادی استثنائی شما، این همه فضاها، شکل ها و افسانه هایی را که از هنر نقّاشی کلاسیک ایرانی می شناسیم به افسونگری وامی دارد. استادی شما در کاربرد قلم مو و رنگ مایه و نیز دلبستگی ژرف و عمیق تان به سنّت زنده و زندگی بخش، رهروان جهان نگارگری و طراحی هایتان را پاداشی به سزا می بخشد. برای فرد غیر ایرانی ای چون من که در بیشتر زندگی خود، اندکی بیش از شما، سخت شیفته نقّاشی ایرانی بوده ام، بازشناسی بسیاری از نقش مایه ها و شخصیت پردازیها در آثار شما هیجان انگیز است، روح سلطان محمّد، میرزا علی و رضا عبّاسی و بسیاری از یاران دیرین دیگر در تصاویرتان جان تازه ای یافته اند. با این همه، شما در مقام یک شهروند جهانی و ایرانی درک و شناخت خود از دیگر استادان هنرمند، از اروپا تا چین و فراتر از آن را نیز در آثار خود ارج می گذارید، برای نمونه، احساس من این است که شما نیز مانند من تخیّل شگفت انگیز " گوستاو دوره" افسونگر نابغه را که خطهای سرزنده و انگاره های رقصانش حتّی بر لب سلطان محمّد لبخند شادی می نشاند، تحسین می کنید. ------------------------------------------------------------------ پروفسور دکتر برت فراگنر رئیس کرسی ایران شناسی، زبان، تاریخ و فرهنگ دانشگاه هامبورگ - آلمان
هنری در خدمت تمام بشریت از دیرباز با دوستان هنردوست خود این بحث را داشته ام و هنوز ادامه دارد، که آیا هنر سنّتی ایران، و به ویژه هنر نقاشی و معماری هنوز می تواند در عصر حاضر و در قرن بیست و یکم قدرت و نیروی خود را همچنان نگهداری کند، یا شاید دیگر با شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر ما مناسب و سازگار نیست. در طول سی وپنج سال اخیر، تا کنون چندین بار با آثار گوناگون هنر معاصر ایرانی روبه رو شده ایم و گاه برداشت ما این بوده است که شاید برخی از آن تصاویر یا ساختمانها نه تنها از سنّتهای اصیل پیروی نکرده اند بلکه نتوانسته اند پاسخگوی مسائل مطرح در عصر حاضر نیز باشند. در برابر این موارد، تعداد آثار هنری نیز بی شک استادی و مهارت سازندگان خود را نشان داده اند امّا در ایجاد رابطه میان خود و روح زمان جدید و معاصر توفیقی نداشته اند، کم نبوده است. به محض اینکه با آثار آقای محمود فرشچیان روبه رو شدم بلافاصله متوجّه شدم که این شخصیت هنری همان کسی است که در برقراری سازگاری و تناسب بین سنّت قدیم ایرانیان و عصر جدید از همه هنرمندان موفّق تر بوده است. تا کنون نقاشی ایرانی را ندیده ام که در تلفیق این دو عنصر به درجه ای از تکامل رسیده باشد که در آثار محمود فرشچیان مشاهده می شود. بنابراین روشن است که چرا یونسکو نشر آثار ایشان را بر عهده گرفته است. نقّاشی محمود فرشچیان آثاری را نشان می دهد که پیوند تمام عیار با هنر اصیل ایران دارد، امّا بیش از آن هنری را نمایان می سازد که از آنِ تمام بشریت و همه جهان نیز به شمار می رود. از این رو، به هنرمندی برجسته و بی نظیر محمود فرشچیان تبریک عرض می کنم و امیدوارم ایشان در آینده نیز آثار پُرقدرت و بی مانندی در دیدگاه جهانیان قراردهند. ---------------------------------------------------------------------- پرفسور رابرت هیلن براند استاد هنر اسلامی دانشگاه ادینبورک - اسکاتلند
زیبایی آفرینش استاد محمود فرشچیان در کشور زادگاه خود از موفّقیّت چشم گیری برخوردار است و آثار او در موزه آستان قدس رضوی در مشهد و موزه فرشچیان در مجموعه تاریخی- فرهنگی سعدآباد تهران در معرض دید دوستداران هنر قرار دارد. در قلمرو هنر مدرن ایران، سبک فرشچیان دارای جایگاه بی همانند و بی تردیدی ست: اما گذشته از آن، آثار او جاذبه دیگری نیز دارد. مشاهده اینکه چگونه یک سنّت باستانی در هر عصری در پوششی تازه و بدیع عرض وجود می کند و تجلّی می یابد، همواره مایه خشنودی بوده است و انگاره های بازآفرینی شده در مجلّد سوّم نقّاشی های محمود فرشچیان گواه راستین این مدّعاست. این تابلوها در خطّ و رنگ بازتابی هرچند دور و کاملاً کم رنگ از آثار صفوی سده یازدهم در خود دارند. امّا مضامین آنها برروی هم چنین نیستند، بلکه مسیر تخیّل و حال و هوای کاملا ً متفاوتی را دنبال می کنند. آنچه این مضامین عرضه می نمایند همانند بسیاری از نقّاشی های مجموعه های پیشین فرشچیان، تاملات ژرف تری در درونمایه های انتزاعی مانند "محبّت"، " عطوفت" و " وساطت " است و با استفاده از عنوان های خاطره انگیزی مانند "در راه ملکوت" و "سراب" به منزله محرکه الهامات هنری، بیننده را به فراسوی موضوع ظاهری پرده سوق می دهند. ویژگیهای برجسته این آثار را از طریق بررسی جنبه های یکی دونمونه از آنها بهتر می توان ارزیابی کرد، گرچه این خود با در نظر گرفتن پیچیدگی های بی اندازه محتوا و جزئیات آنها کاری بسیار دشوار است. در مجلّد دوّم مجموعه حاضر متن دیباچه دارای حاشیه هایی است که در آن موجودات زنده در متن اسلیمی اصیل که مدام در حال پیدایش و گسترش است، پیوسته رخ می نمایند. بدین ترتیب، مرز گذار میان حیات نباتی و حیوانی کم رنگ می گردد. از این لحاظ، این حاشیه ها از توجّه ستایش آمیز به "وحدت وجود" مایه می گیرند. این مفهوم که از سوی عارف فلسفی بزرگ ابن عربی به گونه ای ماندگار شرح و بسط یافته است. ضرباهنگهای موّاج و وهم انگیزی را القا می کند که در آنها اشکال خلق شده در یکدیگر حل می شوند. در اینجا زبان عرفان و زبان استعاره با هم می آمیزند. محتوای طرح های حاشیه در مجلّد دوّم آثار محمود فرشچیان بی نهایتی را ارائه می دهد که از اسارت در قیدوبند چهارچوب سرباز می زند و پیوسته از آن می گریزد و این خود استعاره ای در اشاره به نیروی ازلی حیات است. آثاری که در این مجلّد گردآمده اند درونمایه های متعددی را دربرمی گیرند که در تابلوهای پیشین این هنرمند مانند تابلوی "پیدایش" ابراز شده اند. این اثر صحنه پرشکوه و رنگ و وارنگ مرغان افسانه ای را به تصویر می کشد که بر گرد آتش شعله وری از پرهای سفید و زرد و نارنجی و شگرف در پروازند. می توان گفت که در این جا فرشچیان ب چالش دو جریان کاملا ً جدا از هم دیگر برخاسته است. تخست اینکه در پی یافتن همتراز تصویری شایسته ای بر نقطه اوج منظومه عظیم عرفانی عطّار یعنی منطق الطّیر بوده است که در آن سی مرغ باقی مانده در حال همامیزی و اتصال در وجود مرغ ازلی یعنی سیمرغ اند، دوم آنکه حقیقت عرفانی باستانی را که عشق قدسی را به شعله ای مانند می کند که طالب حق را همزمان مجذوب می کند و می سوزاند و در خود فرو می برد، به شیوه ای تازه بازنمود کرده است. این مرحله، یعنی فنا، اوج سیر صوفی در طلب حقّ با خلوص کامل دل است. در مجموعه حاضر از درونمایه نقّاشی "تجلّی آفرینش" که در آن ابرهای پُردرخشش و گرداب رنگ ها در یکدیگر می آمیزند. از تبار جان تابلوی "پیدایش " است. گستره درونمایه ها و فضاهای آثار فرشچیان پهناور است و او در نقّاشی های خود به یاری خطوط باوقار، تمام عیار و خلسه آور جهان دیگری را فرا می خواند. جهانی که گاه پُرجذبه و وجد و حال است و گاه سودا زده و اندوه بار، گاه امید بخش است و گاه نومیدوار، گاه سربلند است و گاه ستمدیده. اما همواره بی تردید از آن خود اوست. فرشچیان از زیبایی آفرینش لذّت می برد و تابلوی "باغ بهشت" او با طیف متنوّع رنگ ها و ریزه کاری های چشم گیر آن یادآور " دربارکیومرث"شاهکار برجسته عصر صفویست که خود سرودی در ستایش آفرینش است. انگاره های تصویری بانیّات مذهبی بارز، ذهنیت یکسره متفاوتی را القا می کنند. یکی از این موارد، حضرت ابراهیم (ع) را با دستهای برافراشته به سوی نوردرخشانی نشان میدهد و فرشتگان در حالتی رازآمیز انگشت بر لب نهاده اند و در حاشیه نظاره گر می باشند. ضمناً حاشیه میان خطوط مستقیم محسوس شکل و مرزبندی های مبهم و تار، میان آنچه در تصویر است و آنچه نیست در نوسان می باشد. انگاره دیگر قربانی حضرت ابراهیم (ع) را نشان می دهد. موضوعی که در هنر اسلامی پیشینه ای دراز دارد. این سخن درباره انگاره سوم نیز صدق می کند که با سوره 12 قرآن کریم پیوند دارد و قصد فریب حضرت یوسف (ع) از جانب زلیخا همسر فرعون را نشان می دهد. هر دو انگاره با نقّاشی صفوی به کلی متفاوت اند. این صحنه که در آن فضای سرشار از هیجان و بی اندازه پُرباری به تصویر کشیده شده است در اتاق خلوتی روی می دهد که از هر جهت حال و هوای زندگی در مصر عصر فرعون را زنده می سازد . محمود فرشچیان با پیشینه هنر ایرانی به خوبی آشناست، اما به شیوه غیرقابل تقلید خود نقّاشی می کند که به هیچ روی با اسلوبهای پیشین هنر ایرانی اشتباه نمی شود و او روایتگر پیغام مستقل خویش است. بدین روال نقّاشیهای او بازتابی از جهان بینی کاملاً فردی اوست و تنها در وهله دوم، توان و ظرفیت جاودانی هنر ایرانی در بازآفرینی خود. برخورداری دوباره از شکلهای پیشین به شیوه های شگفت انگیز، افتخار به انفجار عظیم رنگ، تمرکز بر جرئیات به شیوه ای کمابیش ریزبینانه و تلفیق ایده های فرا ایرانی با جهان اندیشه ایرانی را به منصه ظهور رسانده است. ------------------------------------------------------------------------------------ سخن آخر: نقش پرداز الهی قرن بیست و یکم چون به لطف حق ارادت آفرینش ایجاد و تکوین و مشیّت محرر نگارخانه آسمان و زمین که بر طبق جمله "و صورکم فاحسن صورکم" نقش وجود غرایب نمود بنی نوع بشر در احسن صُور بر صفحه امکان، پرداخته قلم صنع الهی گردیده و تصویر صورت تفضیل افراد انسان بر سایر مخلوقات ربانی به مقتضای "فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا" تحریر کرده و انامل حکمت او منشور "انا جعلناک خلیفه فی الارض" را بر صحیفه حکماری خورشید به خامه عطارد به نام اشرف مخلوقات اتسام نموده و اوراق سپهر لاجوردی، جهت نقش آثار لطف و رحمتش با نشان نقره کوب کواکب و نقش های شنجرف گون شفق منقش مزین فرموده و هست. لایق آن و مناسب چنان دانست که لوح ضمیر الهام بخش عبدش را که مطرح اشعه انوار الهی و مظهر صُور آثار خیر خواهی و ارادت است بدین صورت مصور باشد که هُمای هنر را بر بام وجود و عقل و خیال آن عبد نشانده که هر نقش از نقشیات حقیقت حق و هر فهم از مفهومات عظایم امور کائنات و آفرینش عالم به اندازه وسع، با هنرمندی فضیلت انتها و نقش پردازی های زیبا که به طراحی ذهن باریک بین و رنک آمیزی طبع ظرافت آئین، طرح ابداع انواع کفایت و نقش ابتکار فراست بر تخته وجود ظاهر توانست نمود و نقاب حجاب از چهره مطلوب و مقصود توانست گشود، مفرض و متعلق به نام استاد محمود فرشچیان باشد و توفیق قلم چهره گشایش مثال جان مانی از کلک صورت آرای لوح ارتنگ پیوسته سر بر نقطه دوار هستی پرگار مثال پای در ملازمت آستان درگاه الهی استوار کرده و مشمول الطاف الهی و اعطاف خلایق ساخته مقدر بدان نموده که منصب "نقش پرداز الهی" قرن حاضر هم منسوب به ایشان شود و در ممالک عرش و فرش انحصار "مکتب جدید الهی" در هنر و علم نقش پردازی مفرض و متعلق به نام ایشان گردد. همچنان که ترسیم معقول در کسوت محسوس و قدرت ترسیم غیب در جامه نقش پردازی ایشان جایی در جهان معقول و ملکوت دارد و از عقل منفصل بهره گرفته و از مثال منفصل نصیب دارد و نه فقط از وهم و خیال متصل استمرار می گیرد بلکه مایه عقلی داشته و ره آورد غیبی دارد. چنانچه اوج عروج هنریشان و قلمرو پرواز هنر پردازیشان در ساحت مکتب الهی بر صفحه عوالم طبیعت و تمثیل و عقل در نگاهی متفکرانه به آثارشان به اثبات می رسد و هر کدام از این وجوه متشکل آثار ایشان مظهر نامهای جلال و جمال الهی اند. و چون برای عروج ملکوتی مرزی وجود نداشته و لقاالله همواره بیکران بوده و هست و خواهد بود، را بیکران دانسته و با نقش پردازی اسرارآمیز پیام های گوناگون را از هاتف عقل و منادی غیب از ورای هزاران هزار حجاب های نورانی و ظلمانی دریافت کرده و به قلمرو مثال منفصل در آورده و از آنجا به مرحله وهم و خیال تنزل داده، سپس به منصّه حس در هزاران هزار حجاب انوار و الوان و صحنه و نقش نازل نموده تا عاشقان تشنه اندیشه و زیبایی را بر بال های لطیف هُمای هنر خویش نشانده تا از زمین خاکی طبیعت به دامنه تمثیل و خیال رساند و از آنجا به قلّه رفیع عقل و مقام منیع غیب واصل کند، تا نغمه دلانگیز الهی را با گوشی بشنوند و ببینند و درک کند که با تمام جمیع فضایل به دست آمده است تا معلوم گردد که سیر از زمین طبیعی به سپهر تمثیل و از آن جا به عقل، محصول هنر الهی ایشان است و هیچ هنری به از این نیست که انسان کامل جامع به نوبه خود، دو سر خط حلقه هستی را به هم بپیوندد و صعود و نزولی را که خود پیموده است، در قالب هنر خویش عرضه کند و سالکان هنردوست را به همراه هنرپروری خویش به منطقه وسیع آفرینش آگاه کند و فطرت جمالدوست و جلالنواز آنان را به جمال بیزوال ماورای طبیعت و جلال بیمثال معنی و کمال بیوبال عقل و غیب و نوای دلپذیر و روحانگیز را به هر عبد صالحی برساند. گرچه استاد محمود فرشچیان با آثار بی بدیلشان کلام الهی خدای بی چون را عرضه می کند، و معارفی والاتر در قالبی جدیدتر از شهود، فهم، درک، اندیشه، باور و یافتههای صدها فرزانه خردمند دیگر را به ارمغان دارد، لیکن اثر بارز و شاخص هنری آن همانا در این است که از رهگذر فصاحت و کوی بلاغت که چهره خاص هنر در مکتب ایشان است لطایف بلند عالم لاهوت را در پرده استبرقی عقل پیچیده، آنگاه در جامه پرنیانی تمثیل و خیال پوشانده، سپس در کسوت حریری رنگ و نقش ارائه نموده و جهانیان را انگشت در دهن به تماشای آن فراخوانده و به تفکر در آن دعوت می نماید. استاد فرشچیان سبعه معلقه را به زیر قدرت قلموری خویش میکشد، و تعهد خود را از لوث معلقات سبع تطهیر میکند، و هنر معقول الهی او مراحل عالم امکانی را در صعود و نزول بدون طفره و فتور پیموده و به خاکیان توان جهش به عالم فرشتگان داده و هرگونه خیال پردازی موهوم در "هنر جدید" را به زیر پای هنر خویش کشانده و محکوم نموده و هیچگاه از حق نگذشته و از باطل سراب گونه مدد نگرفته، و با ظهورش مجال تنفس برای هنر بی روح کهن در عرصه هنر دنیا تنگ گشته و موقعیتی برای عرصه هنر بی محتوای جدید نیز نگذاشته است. استاد فرشچیان از رهگذر صورت حُسن و نغمه غمزُدا با ترسیم و تمثیل روحپرور، پیامی به گوش مشتاقان ندای غیب رسانده و می رساند و از کنگره عرش، صفیر آشنایی به دید مشتاقان کوی وصال واصل می نماید. مایه مسرت و مباهات ما است که مشتاقان هنر الهی را به جهان رویاگونه استاد محمود فرشچیان خوش آمد گفته و از خداوند بزرگ و بی همتا طلب رحمت فراوان و موفقیت روزافزون همراه با سلامتی به ایشان که عابروی هنر نقاشی ایران می باشد را داشته باشیم.
گردآورنده: سید رضا اصل نجفی فرد
ادوار تاریخی نگارگری ایران با توجه به آنکه از آثار دوران قبل اسلام اثر مکتوب بجا نمانده (بجز برگهایی از نقاشان پیرو دین مانی که در تورفان چین بدست آمده) بررسی هنر نگارگری ایران تنها در دوران بعد از گرویدن به اسلام ممکن است. به طور کلی می توان تحول تاریخی هنر نگارگری را به صورت زیر بررسی کرد: مکتب بغداد: یا مکتب بین المللی عباسی که اولین مکتب نگارگری جهان اسلام است و به سده های اولیه هجری و دوران خلافت عباسیان گفته میشود. مکتب سلجوقی: که مکتبی است که در دوران حکومت سلجوقیان رایج بوده و قرون 5 و 6هـ. را شامل می شود. مکتب تبریز اول: که مربوط به دوران حکومت مغولان در ایران است و قرون 7و8هـ. را شامل می شود. مکتب شیراز اول: که همزمان با مکتب تبریز اول در شیراز صورت می گرفته و مربوط به دوران حکومت آل انجو و آل مظفر طی سده 8هـ. است
مکتب جلایری: یا مکتب تبریز-بغداد که مربوط به حکومت آل جلایر بعد از خاندان ایلخانی است و قرن 8 را شامل می شود. مکتب شیراز دوم: یا مکتب شیراز سده 9هـ. که مربوط به حکومت دورات تیموریان در شیراز است و دوران فرمانروایی اسکندر سلطان، ابراهیم سلطان و ترکمنان می شود. مکتب هرات: که مکتب رسمی دوران تیموری است و مربوط به سلطنت شاهرخ، پسر تیمور و سلطان حسین بایقرا است و قرن 9 هـ. را شامل می شود. مکتب تبریز دوم: که مربوط به دوران حکومت صفوی در ایران است و دوران زمامداری شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب را شامل می شود. مکتب مشهد: که مربوط به دوران صفویه و شاه تهماسب است و در مشهد به حمایت ابراهیم میرزا است. مکتب قزوین:که مربوط به دوزان صفویه است و دوران شاه تهماسب را بعد از تغییر پایتخت به قزوین تا به حکومت رسیدن شاه عباس را شامل می شود. مکتب اصفهان: که مربوط به دوران صفویه بعد از تغییر پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان می شود و تا پایان دوران صفوی برقرار است. لازم به ذکر است که نگارگری ایران از اواخر دوران صفوی با ورود هنرمندان خارجی به دربار صفوی و دلباختگی هنرمندان ایرانی به تقلید از آثار غربی رو به افول نهاد. امید است این مجموعه باعث آشنایی مخاطبان گرامی با این هنر ارزشمند و ظریف شود. ------------------------------------------------------------------------- مکتب بین المللی عباسی (بغداد) اولین مکتب نگارگری دنیای اسلام
مکتب بین الملی عباسی یا بغداد اولین مکتب نگارگری در تمدن اسلامی ست که بیشتر به مصور سازی کتب علمی و ادبی پرداخته است.
با ظهور اسلام، هنرمندان ایرانی که اسلام آورده بودند با دیدگاهی تازه شروع به فعالیت هنری کردند. در دوران خلافت بنی امیه که پایتخت خود را دمشق (سوریه امروزی) انتخاب کرده بودند، به دلیل مجاورت با تمدن بیزانس در روم شرقی، تاثیرات سنت تصویرگری مسیحی در هنر نوپای اسلامی راه یافت که از جمله می توان به نقاشی های دیواری به جای مانده از بنی امیه اشاره کرد. با روی کار آمدن عباسیان، که خود با حمایت یکی از قدرتمندترین خانوادههای ایرانی به نام «آل برمک» یا «برامکه» به تاج و تخت رسیده بودند، پایتخت به بغداد تغییر مکان داد. جایی که در قبل از اسلام یکی از بزرگ ترین پایتختهای ساسانی بود (تیسفون) و به همین دلیل هنر ایرانی در دیدگاهای زیبایی شناسی عباسی رخنه کرد و نقاشی های دیواری کاخها و هنر کتابت کتب خطی از جمله تاثیرات ایران ساسانی بر هنر اسلامی بود. در این عصر، نهضت ترجمه کتب بهخصوص از زبانهای پهلوی، سانسکریت و یونانی به عربی شکل گرفته بود. در سدههای آخر حکومت عباسیان، حکومتهای ملوکالطوایفی در مناطق مختلف ایران بر روی کار آمدند که خود جداگانه هنر نگارگری را مورد عنایت خویش قرار داده بودند؛ از این دست، سامانیان و غزنویان را میتوان نام برد. با روی کار آمدن عباسیان، که خود با حمایت یکی از قدرتمندترین خانوادههای ایرانی به نام «آل برمک» یا «برامکه» به تاج و تخت رسیده بودند، پایتخت به بغداد تغییر مکان داد. جایی که در قبل از اسلام یکی از بزرگ ترین پایتختهای ساسانی بود (تیسفون) و به همین دلیل هنر ایرانی در دیدگاهای زیبایی شناسی عباسی رخنه کرد و نقاشی های دیواری کاخها و هنر کتابت کتب خطی از جمله تاثیرات ایران ساسانی بر هنر اسلامی بود. به مکتب هنری که به مرکزیت بغداد در این دوره شکل گرفت مکتب بغداد گفته می شود ولی به دلیل آنکه هنرمندان این مکتب در اقصی نقاط بلاد اسلام به تولید آثار می پرداختند گاهی لفظ مکتب بین المللی عباسی را برای این دوره بکار می برند. حکومت طایفه عباسی قریب به 500سال برقرار بود و در طی این دوران، ترکان سلجوقی توانستند حکومتی مستقل به مرکزیت نیشابور در ایران تشکیل دهند که مکتب سلجوقی رهاورد آن است و در مقاله بعدی بررسی می شود. خصوصیات در مکتب بغداد موضوعات فنی سوژه های نقاشی بدون تغییرات اساسی، به طور ساده تکرار می شد و نقاشی همیشه جزئی از متن کتاب بود. چهره های کار شده در این تصاویر به شکل چهره های سامی نقاشی شده است: بینی ها کشیده و صورت ها با ته ریش سیاهی پوشیده شده است. دورگیری زخیم و زمخت با رنگ تیره یک دیگر از عناصر هنر عربی در این نگاره هاست. از خصوصیات دیگر آن که نقش ها و شکل جانوران و اشخاص قدری درشت تر ترسیم شده؛ اغلب کوتاه و پهن و اندام ها مشخص و صریح طرح شده است. در نگاره ها، رنگ زمینه یا اصلا به چشم نمی خورد و یا بسیار اجمالی است. رنگ هایی که در نگاره ها به کار رفته است معدود، اما تناسب آنها با یکدیگر بسیار دقیق و لطیف صورت گرفته است. این نگاره ها از صفحه جدا نیست و بخشی از متن به شمار می رود. جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند. کتب مکتب بغداد با توجه به آنکه هنرهای تصویری و تجسمی، در اسلام مکروه بود در این دوره کتاب های بیشتر در زمینه ی طب، علوم و فنون، تالیف شده است. مشهور ترین نقاش این دوره «عبدالله بن فضل» بود که سالهای 600 ه. ش کتاب می نوشت و آن را نقاشی می کرد و زکیمحمدحسن که از هنرپژوهان مشهور مصری بوده و زمانی ریاست موزه قاهره را بر عهده داشته است، وی را قدرترین نقاش دوره عباسیان میشناسد. یک نسخه خطی ترجه شده از کتاب یونانی ماتریامدیکا نوشته دیوسکوریدوس در دست است که توسط این هنرمند مصور شده است و تحت عنوان الادویه المفرده صوری چند از آن در مجموعه دکتر سار در برلین و دکتر مارتین در استکهلم موجود است. جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند از دیگر هنرمندان این مکتب می توان « یحیی بن محمود واسطی» را نام برد. وی نسخه ای از مقامات حریری را نگاشته که در آن بیش ازصد تصویر نقاشی شده است. نسخه مذکور به تاریخ 635ه.ق اکنون در کتابخانه ی ملی پاریس نگهداری می شود. تصاویر عالی این کتاب و اشکال بزرگ آن که نقاشی های دیواری را به یاد می آورد، تصویر واقعی زندگی روزانه و حیات اجتماعی را نشان می دهد. در اینجا اعراب قرن سیزدهم در مسجد، مزرعه، صحرا، کتابخانه و هنگام برگذاری جشن و اعیاد مختلف دیده می شوند. یکی دیگر از قدیمی ترین نسخ خطی مکتب عراق، کتاب البیطره است که درباره علم دامپزشکی است و در سال 605ه.ق در بغداد تألیف شده و هم اکنون در کتابخانه مصر در قاهره محفوظ است. نسخه دیگر از این کتاب تالیف 606ه.ق در موزه توپقاپی استانبول نگه داری می شود. مجموعه دیگری از نگاره های مکتب بغداد، آنهایی هستند که در لابه لای کتابهای مربوط به ساعت های آبی و اسباب های مکانیکی یافت شده و بسیاری از آنها ریشه یونانی دارند. از مشهور ترین این آثار، کتاب آلات خودکار « الجامع بین علم و العمل فی الحیل» است که کاتب و نگارگر آن محمد بن یوسف کوفی است. نسخه مصوری از این کتاب در کتابخانه موزه توپ قاپوسرای استانبول وجود دارد که تاریخ آن 601 ه.ق است و احتمالا در موصل استنساخ شده است. اثر شاخص دیگر که به شیوه مکتب بغداد مصور شده است کتب کلیله و دمنه است. این اثر مجموعه ای از افسانه های هندی است که توسط ابن مقفع به عربی برگردانده شد. یک نسخه عالی از این کتاب در کتابخانه ملی پاریس وجود دارد که تاریخ آن در حدود سال 627-616ه.ق است. تصاویر حیوانات در این کتاب به شیوه ساسانی است و رعایت طبیعت نیز در آن دیده می شود. اشکال حیوانات و مناظر طبیعی اشجار و نباتات به طور کلی حالت تزئینی خاصی را ایجاد کرده است. از دیگر کتب این مکتب می توان به موارد زیر اشاره کرد: - الاغانی نوشته ابوالفرج اصفهانی - مختارالحکم و محاسن الکلم - دعوه الاطبا - اخوان الصفا - مرزبان نامه کاتب و نگارگر مرتضی بن ابی طاهر بن احمد کاشی - بیاض و ریاض - الدریاق کاتب و نگارگر محمد بن سعید شرف الحاج -------------------------------------------------------------------- مکتب سلجوقی اولین مکتب نگارگری ایرانی
مکتب سلجوقی که مربوط به دوران حکومت سلجوقیان در ایران است اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام است که در آن تاثیرات هنر ایرانی کاملا مشهود است و کم کم انگاره های هنر عربی ( مکتب بغداد) از آن کنار می رود و زدوده می شود.
سلجوقیان که طایفهای ترکتبار بودند و در زمان سامانیان ماوایشان در اطراف بحر خزر بود، در روزگار غزنویان در حدود سال 416 هق در ماوراءالنهر طغیان کرده، با وجود سرکوب شدن توسط حکومت وقت، علم عصیان خود را بر زمین نگذاردند و پس از مرگ سلطانمحمود غزنوی، با پسرش مسعود جنگیدند و بالاخره او را در نواحی مرو و سرخس شکست دادند و در سال 429 هق سلسله سلجوقی را در نیشابور تاسیس کردند. آنها که قدرت زیادی داشتند، تا سرزمین های نزدیک بغداد را به متصرفات خود ضمیمه کردند. در این دوران، تصویرسازی کتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشیهای مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، کنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد. در مکتب سلجوقی دیگر خبری از سرهای باریش و عمامه بزرگ که نشانگر تصویرسازی عربی بود ، نیست. با دیدن نگاره اهی سلجوقی حسی از نقاشی دیواری در چشم بیننده زنده می شود. موضوعات نیز به تبعیت از پیشینه ادبی ایران، بیشتر موضوعات ادبی است تا علمی. استفاده از موضوعات شکار و داستانهای ایرانی مانند بهرام و آزاده یکی دیگر از وجوه تاثیرات هنر ساسانی بر کتابت سلجوقی است. به همین دلایل، مکتب سلجوقی را اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام می دانند. خصوصیات در مکتب سلجوقی ، نقشها و تزئینات بر روی متن رنگ آمیزی شده پدیدار گشته اند. این رنگ معمولا سرخ بوده است و زمینه را با آن می پوشاندند ، در صورتی تصاویر موجود در مکتب بغداد بدون رنگ آمیزی زمینه نقش می شده اند . در این دوران، تصویرسازی کتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشیهای مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، کنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد. در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. الکساندر پاپادوپولو در مورد تزیین لباس در نگاره های ایرانی و سادگی آنها در شیوه های بعدی چنین می نویسد: زمانی که نقاشی ایرانی هنوز سنتهای مینیاتورهای عربی را ادامه می دهد، پیراهنهایی را مشاهده می کنیم که همان تزیینات نقاشیهای عربی را دارد و نمونه آن را در شاهنامه سالهای 1330-1340 میلادی و به ویژه در کتاب سمک عیار که مربوط به همین دوران است می بینیم. تزیین لباسها از این دوران به بعد کمتر و نامشخص تر می شود؛ تنها تزییناتی را مشاهده می کنیم که با نوک قلم مو به وجود آمده است و یا حاشیه ای طلایی روی سینه و شانه ها دارد. هنرمندان ایرانی کم کم در می یابند که تزیین لباسها، اشتباه بزرگ ذوقی و کاری اضافی و طاقت فرساست. لباسها اگر یکرنگ نقاشی شود، به دلیل سادگی و یکپارچگی روی زمینه مشخص می شود و بدین ترتیب لحظات آرامبخشی را در تزیینات افراطی زمینه به وجود می آورد. بنابراین لازم بود که لباسها یکرنگ باشد تا شخصیتها در زمینه تزیین شده به راحتی قابل تشخیص باشند. به علاوه نقش لباسها به سلاحهای جنگجویان و زین اسبها که فضاهایی بسیار نقشدار و مخطط ایجاد می کند، منتقل می شود. البته باید متذکر شد که تزیین لباس هم در دوران عباسی و هم در شیوه سلجوقی جود داشته، ولی نقشها کاملاً با هم متمایز و متفاوت بوده است. اما پس از مکتب سلجوقی تزیین لباسها کم می شود ولی از بین نمی رود. در مورد ترکیب بندی ، به تبعیت از هنر حجاری و نقش برجسته های ساسانی، کمپوزیسیون های این کتب، سترگنما و ساده هستند. کتب از کتب مصور این دوره شاید قدیمیترین آن «اندرزنامه» باشد که تاریخ 483 هجری را دارد و کریستین پرایس آن را «کهنترین مینیاتور» می داند که در گرگان به سال 475 تا 483 نوشته و به تصویر کشیده شده است و اکنون به همراه دیوان مصور دیگری با نام «ورقه و گلشاه» که داستانی تغزلی دارد در موزه توپقاپوی استانبول نگهداری می شود. این نسخه یکی از عالیترین نمونه های تصویرگری در کتب مربوط به شیوه سلجوقی است. بیشتر اهل فن نگاره های این کتاب را اثر هنرمندی ایرانی می دانند. این نسخه ممتاز طبق تحقیقات پژوهندگان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری نگاشته و مصور شده است. هفتاد و یک تصویر در این کتاب وجود دارد که متن و زمینه بسیاری از آنها به رنگهای آبی و قرمز و سبز است و بخشهای خالی و ساده متن با گل و پرنده و پیچکهای تزئینی پر شده و یادآور شیوه سفالینه های این دوران است. متن کتاب از اشعار فارسی است و تصاویری زیبا بدون استفاده از سایه روشن و قوانین مربوط به مناظر و مرایا دارد. در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. در طراحی های زیبا و دل انگیز درنگی کتاب مفید الخاص از محمدبن زکریای رازی محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی مشهد، تصویر چندی از گیاهان طبی دیده می شود که نشانه هایی از ترکیب بندی های حیوانی عصر ساسانی را دارد و دو حیوان را روبروی هم و زیر پای درختی با طبیعت گرایی ویژه و بسیار دقیق تصویر کرده است. تصاویر روی متن نخودی رنگ کاغذ بی آنکه اطراف آنها رنگ آمیزی شده باشد منقوش گشته است بوجهی که اندامها مستقیماً بر روی زمینه کاغذ خود نمایی می کنند. نقاشی های این نسخه که در سال 600 هجری قمری نگاشته شده است در عین سادگی دارای حالت بسیار میباشد. یک نسخه نیز از خواص الاشجار متعلق به همان دوره در کتابخانه مذکور نگهداری می شود که تصاویر آن از نظر مطالعه نقاشی و به ویژه پیسرفت علم گیاه پزشکی در ایران آن روزگار دارای اهمیت فراوان است. از سایر کتابهای مصور در این شیوه می توان به «طب جالینوس»، «سمک عیار»، و «الاغانی» اشاره کرد. کتاب سمک عیار که نسخه ای از آن در کتابخانه بودلیان موجود است، تمام خصوصیات و سنتهای نقاشی ایرانی در عهد ساسانیان را دربردارد. این کتاب را «صدقه بن ابی القاسم» نوشته است و «فرامزبن خدادادبن عبدالله الکاتب الارجانی» در سال 585 گردآوری آن را آغاز کرده است که پس از مدت کوتاهی به تصویر درآمد. کتاب الاغانی که به وسیله دانشمند اسلامی «ابوالفرج اصفهانی» نوشته شده، بیست جلد بوده که اکنون شش جلد آن باقی مانده است. یکی از معروفترین و قدیمیترین نسخ شاهنامه که تاکنون شناسایی شده مربوط به دوره سلجوقیان است. نسخه ای که آقای مهدی غروی آن را با عنوان «شاهنامه کاما» معرفی کرده اند، شاهنامه ای که به عقیده ایشان و شادروان مجتبی مینوی به دوران سلجوقی مربوط است. از نگارگران مربوط به این دوره می توان از «ابوتراب» و «فخرالدین حسین بدیع نقاش» که معاصر خواجه نصیرالدین طوسی بوده اند نام برد. ---------------------------------------------------------------------- مکتب تبریز اول ( مکتب مغولی)
در دوران حکومت ایلخانان مغول و فاصله قرون 7 و 8هـ. مکتبی در پایتخت ایشان شکل گرفت که به مکتب تبریز اول و یا مکتبی مغولی مشهور است.
یورش ایلخانان مغول در سال 616هـ. از یک سو و ارتباط با جاده ابریشم از سوی دیگر وارد ورود و آشنایی هنرمندان ایرانی با هنرهای تزئینی و تصویری چینی شد. سلسله ایلخانی توسط هلاکوخان مغول به سال 736هـ. پایه گذاری شد. ایلخانان توانستند فتحیات خود را تا بغداد و سرنگونی سلسله عباسی، که چیزی قریب به 500 سال دوام آورده بود، ادامه دهند. ایشان تبریز را به عنوا ن پایتخت خود انتخاب کردند. در شهر تبریز در دوره ایلخانان مغول مکتب هنری پدید آمد که به مکتب تبریز اول مشهور است . در این دوران به دستور خواجه رشید الدین فضل الله، یک کارگاه هنری در تبریز با نام ربع رشیدی ساخته شد و به همین دلیل نگاره های این دوره ها بیشتر از آنکه با عنوان مکتب تبریز شناخته شده باشد، با عنوانهای سبک مغولی ، و گاه سبک رشیدیه شناخته می شوند. ایخانیان نخستین سلسله ترکی مغولی بودند که دین اسلام را پذیرفتند و زبان فارسی را رسمی شمردند. در دوران حکومت ایشان دو اتفاق مهم در هنر نگارگری رخ داد: اول ، آغاز ورود عناصر چینی به حوزه نگارگری ایرانی که بعدها همچنان در شکل ابر و کوه و یا تزیینات البسه همچنان باقی ماند. دقت در جزئیات رهاورد این انتقال است. دوم ایجاد سنت کارگاهی، تا پیش از این یک نگارگر کل نقاشی های یک نسخه را در تمام مراحل انجام می داد ولی از این دوران به بعد، هنرمندان به صورت تخصصی درآمدند و هر یک بخشی از کار را برعهده گرفتند. بوجود آمدن ربع رشیدی، کتابخانه مراغه و... به نوان محلی برای دورهم جمع شدن هنرمندان از نقاش و خطاط، جلدساز و... رهاورد این سنت تازه است. سنتی که تا روی کار آمدن مکتب اصفهان همچنان پابرجا ماند. در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد. خصوصیات در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد. به دلیل تمایل برخی سلاطین به مسحیت، برخی سنتهای بیزانسی در هنر این دوران دخیل شد. نقشها با رنگهای تیره تر از زمینه تصویر می شدند. چین وچروک لبلسها متاثر از سنت بیزانسی است. چهره ها مغولی است. دیگر خبری از عمامه های بزرگ عربی مکتب بغداد نیست. خط عنصر اصلی در بیان حالت است. نوعی اکپرسیو در بیان حالت چهره در برخی از نگاره ها دیده می شود. از دیگر عناصری که متاثر از هنر چینی وارد شد می توان به نحوی نمایش طبیعت مثلاً ترسیم تنه پیچیده و گره دار درختان و صخره های تیز و دشتهای بریده و ابرهای مواج ، مراعات نسبتها، دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات ، و تحرک و جنبش بیشتر در نمایش صحنه ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنّتی ایرانی اشاره کرد. از سوی دیگر، استفاده از نقوش تزیینی هنر ایرانی مانند نقوش هندسی کاشی کاری ، و اعتبار بخشیدن به معماری ایرانی به عنوان اصلیترین جانمایه کار و بازنمایی روح ملی ، تقلید صرف از هنر چینی را نفی می کند. هنرمندان ایرانی در عین پذیرش عناصر تازه که به آثار آنان جلوه ای نو و تحرکی بیشتر می بخشید، این عوامل را با شیوه سنّتی نگارگری ایرانی چنان آمیختند که بسختی می توان این عناصر تازه را در میان تاروپود هنر سنّتی تمیز داد. در واقع ، آمیختن این عناصر جدید به شیوه ای کاملاً ایرانی انجام پذیرفت ، به طوری که لطمه ای به تداوم هنر نگارگری ایرانی وارد نکرد . کتب از کتب مشهور این مکتب می توان به نسخه ای از جامع التواریخ رشیدالدین فضل اللّه به تاریخ 707ـ714 (محفوظ در کتابخانه های دانشگاه ادینبورو و انجمن سلطنتی آسیا ) است . در این نگاره ها ــ که به گمان برخی محققان حاصل کارگاههای تبریز در زمان حیات رشیدالدین (اوایل قرن هشتم ) است ــ چهره ها و جامه ها و جنگ افزارها مغولی است و مناظر شباهت نزدیکی به آثار استادان دوره های سونگ و یوان چین دارد، هرچند اشکال ساده شده (استیلیزه ) و تزیینی و ریزه کاریهای نقاشی ایرانی نیز در کنار عناصر چینی به چشم می خورد. این کتاب شامل چهار جلد است که به شرح وقایع تاریخ کلی جهان شامل موضوعات مذهبی و ادبی و اجتماعی می شود. کتاب منافع الحیوان که به تاریخ 698هـ. طبع شده نوشته ابن بختیشوع است . این کتاب در کتابخانه مراغه تهیه شد و شامل 94 نگاهر است. موضوع این کتاب علم تشریح ویژگی های حیوانات است و موضوع آن نشان دهنده ورود دیدگاه های واقعگرایی چینی به ایران است. شاهنامه ای معروف به «شاهنامة دموت » نقطه اوج پیشرفت نقاشی ایلخانی است . به رغم نظر بیشتر محققان ، از جمله اشرودر ، این شاهنامه همان است که دوست محمد هروی ، نقاش دربار شاه طهماسب اول ، نقاشیهای آن را از آثار نقاشی به نام شمس الدین دانسته است . در این اثر صحنه های رزم قهرمانان ایرانی به تصویر درآمده است . هرچند عناصر چینی همچنان در این نگاره ها دیده می شود، اما نوآوری در منظره پردازی و نحوة ترکیب مناظر و نیز درآمیختن آن با روح ملی راه را برای رهایی از تأثیرات خارجی گشود. این کتاب حدود 57 نگاره دارد که در قطع نزدیک به مربع در میانه متون تجسم یافته است. نوع نقوشی که در جزئیات معماری ساختمانها در این نگاره ها دیده می شود، به نقوش گنبد سلطانیه (واقع در زنجان) شباهت دارد . اگرچه در انتساب نگاره های این شاهنامه به مکتب تبریز سده هشتم اتفاق نظر نسبی وجود دارد، لیکن در تعیین تاریخ دقیقتر آنها، اختلاف نظر هست . دلری حدود 735 را مقرون به صحت دانسته ، در حالی که اشرودر با مقایسه جامه های نگاره های مختلف دورة ایلخانان نتیجه گرفته است که جامه های منقوش در این شاهنامه با جامه های اواخر سدة هشتم همسانی بیشتری دارد. با توجه به نوشتة دوست محمد هروی که شمس الدین در زمان سلطان اویس (حک : 757ـ 775) این هنر را آموخته است ، نظر اشرودر مرجح است . همچنین اشرودر براساس شیوه رایج در کتابخانه ها و کارگاههای اسلامی ، شاگردان شمس الدین را نیز در خلق این اثر سهیم دانسته است . از دیگر کتب می توان به کلیله دمنه اشاره کرد که احتمالا توسط احمد موسی تصویرگری شده است. تاریخ جانگشای جوینی، ابوسعیدنامه، تاریخ چنگیزی، سلسله الذهب و آثارالباقیه بیرونی از دیگر کتب مشهور این دوران است. -------------------------------------------------------------------- مکتب شیراز سده 8هـ.ق
مصون ماندن شیراز از حمله مغولان ایلخانی باعث به وجود آمدن مکتب نگارگری در خطه فارس به مرکزیت شیراز شد که به مکتب شیراز اول یا شیراز سده 8 مشهور است.
مصون ماندن شیراز از هجوم مغولها سبب گردید این خطه بهعنوان محلى امن مورد توجه بسیارى از هنرمندان و دانشمندان قرار گیرد. ساکنان زمان مغول در شیراز امروزی ، اتابکان فارس بودندکه با مغولان مهاجم صلح کردد و مغولان هم در عوض، حکومت فارس را به ایشان بخشیدند. بدین ترتیب در شرایطی که کل خطه ایران تا بغداد در تب و تاب هجوم بیگانه بود، مردمان فارس در آرامشی نسبی بسر می بردند. از آنجا که حاکمان همواره حامیان هنر بودند، هنر فارس به مرکزیت شیراز از حمایت سران تازه به تخت نشسته مغول برکنار ماند، چرا که سلیقه هنری مغولان با آنچه هنرمندان بومی شیراز کار می کردند متفاوت بود. بدین ترتیب هنر شیراز به هنری محلی تبدیل شد. این مسئله چند رهاورد هنری در پی داشت: 1- عدم ورود سلیقه هنری مغولی که همان سلیقه هنر چینی بود. 2- امتداد سلیقه هنری ایران قبل اسلام که در آن هنرمندان نگارگر بخصوص از حجاری ها و نقاشی ها و موزاییک کاری های دوران اشکانی و ساسانی متاثر بودند. 3- به وجود آمدن آثار هنری با کیفیت پایین، به دلیل عدم حمایت دولتی 4- بوجود آمدن حامیان غیر دریاری که عمدتا بازرگانان و تجار بودند و در نتبجه ورود سلیقه عوام و مردمان عادی به عرصه هنرهای خاص درباری مانند کتابت از عهد اینجویان چند کارگاه کتابنگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخههاى کوچکى را مصور مىکردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مىکردند. 5- ورود هنر کتابت به محفلهای تجار و در نتیجه بوجود آمدن صادرات کتب خطی ایرانی به کشورهایی چون هند و ترکیه . به این ترتیب سبک نگارگرى شیراز به مناطق دیگر نیز راه یافت. بعد ار اتابکان فارس، خاندان ایجوییان و سپس خاندان مظفریان به تریب در فارس به حکومت رسیدند و توانستند تحت حمایت حکومت مرکزی ، یعنی ایلخانان مغول درآمده و به عنوان حاکمان محلی در سده های 8ه.ق و تا ورود تیموریان در سده 9 بر سر قدرت باقی بمانند. از اوایل سدهء هشتم، کارگاههاى شیراز تحت حمایت امیران اینجو فعالیت وسیعى را در مصورسازى متون ادبى و خصوصاً شاهنامه آغاز کردند. با توجه به ادله ای که ذکر شد، چینىمآبى در تبریز کمترین تأثیر را در نقاشى شیراز گذاشت و مکتب شیراز سنت پیشین نقاشى ایرانى را تداوم بخشید. تصاویر شاهنامهء فردوسى (733 هـ.ق.) محفوظ در کتابخانه دولتى سنپترزبورگ، نمونهء خوبى از نقاشى نسخ شیراز در آن عهد است. در تصویرسازى این شاهنامه بر صحنههاى تاریخى و حماسى تأکید شده است. تصاویر آزادتر و متنوع هستند و رنگها بهصورت محدود و تفکیکشده بهکار رفتهاند. رنگ پروازى ساده و توأم با طراحى قوى است چراکه رنگهای پرتلولو و با کیفیت خیلی گران در می آمد و هنرمند بجای استفاده از رنگهای متنوع ، با تعداد رنگ بندی محدود کار کرده ولی در عوض طراحی این آثار از نظر خطی دارای اهمیت بیشتری است. رونق فرهنگى شیراز در عهد مظفریان ادامه یافت. در ربع سوم سدهء هشتم، منظومههاى تغزلى به برنامهء کتابنگارى افزوده گشت و شیوه و اسلوب کار نیز کم کم ارتقا یافت. از عهد اینجویان چند کارگاه کتابنگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخههاى کوچکى را مصور مىکردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مىکردند. در نگارگرى دوره مظفریان، عناصر ترکیببندى بیش از پیش خصلت مفهومى و نمادین یافتند. خصوصیات : 1- کمترین میزان تاثیر هنر چینی در میان مکاتب نگارگری 2- رجعت به هنر ایران قبل اسلام 3- گزینه رنگی محدود 4- استفاده از طیف رنگهای گرم خصوصا رنگ قرمز 5- عدم توجه به رنگ پردازی 6- متاثر از هنر حجاری ساسانی 7- خلاصه نگاری مثلا یک بوته نمادی از گلزار است و یا یک سرباز نمادی از لشکر 8- توجه به مجالس رزمی بیش از مجالس بزمی نسخ مصور از نسخههاى مصور شده در شیراز سده 8 می توان به کتب زیر اشاره کرد: 1- شاهنامه فردوسی (نسخه کتابخانه دولتى سنپترزبورگ، 733هـ.ق) 2- شاهنامه حزین (770هـ.ق) 3- شاهنامه (نسخهء کتابخانه، توپقاپو استانبول، 773 هـ.ق.) 4- شاهنامه (نسخهء کتابخانه سلطنتى قاهره، 796 هـ.ق.) 5- شاهنامهء وزیر قوامالدین (742 هـ.ق.) 6- مونسالاحرار نوشته محمد بدر جاجرمی(742 هـ.ق.) ---------------------------------------------------------------- مکتب جلایری
مکتب تبریز- بغداد و یا مکتب جلایری از مکاتب زمینه ساز برای ظهور مکتب بزرگ هرات است.
مکتب نگارگری بغداد در دوران حکومت آل جلایر به مکتب نگارگری جلایری مشهور است. این مکتب که وامدار تمام رهاوردهای مکتب بغداد سده 6 و مکتب تبریز اول دوران ایلخانی است، مکتب تبریز- بغداد نیز نامیده می شود. در دوران جلایری تحول دیگری نیز رخ داد و آن ابداع خط نستعلیق توسط میرعلی تبریزی بود و از آن به بعد برای متون کتب ادبی فارسی نظیر شاهنامه و خمسه و... از این خط زیبای فارسی بهره گرفته شد. از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت . نمونه های تشعیر این دوران می توان به تشعیرهای بکار رفته در حاشیه دیوان سلطان احمد جلایر اشاره کرد. اگر مکتب شیراز سده 8 بیشتر یه موضوعات رزمی و دلاوری به تاثیر از هنر ساسانی می پرداخت و یا مکتب تبریز اول به تاثیر از واقعگرایی چینی، موضوعاتی واقعی و تاریخی را مد نظر قرار داد، مکتب دوران آل جلایر به موضوعات تغزلی و عرفانی و عاشقانه توجه ویژه نمود . این دست کتب مانند دیوان جواجوی کرمانی و خمسه نظامی در این مکتب تهیه و طبع شد. هنرمندانی چون احمد موسی که در مکتب تبریز رشد یافته بودند با تربیت شاگردانی چون شمس الدین میراث هنری خود را منتقل کردند و قوام و ثمر این میراث در همامیزی با هنر ایران( ادبیات) و بغداد(کتابت) به ظهور هنرمند بزرگی چون جنید بغدادی ( جنید سلطانی) منجر شد. افرادی مانند شیخ اویس و فرزندش سلطان احمد به حمایت از هنرمندانی این چنین همت گذاشتند و اولین قدمهای برای زمینه سازی درظهور یک مکتبی کاملا ایرانی مانند مکتب هرات در همین دوره برداشته شد. از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت آل جلایر از سلسله های محلی ایران بودن که از سال 740 تا 813هـ. در عراق و آذربایجان حکومت می کردند. تبار آنها به مغولان می رسید و پس از فروپاشی ایلخانان در سال 736هـ. از برای کسب قدرت به پا خاستند و شیخ حسن بزرگ جلایری توانست پس از درگیری های طولانی با آل چوبان بر بخشی از غرب ایران استیلا یابد. پس از شیخ حسن بزرگ فرزند او شیخ اویس به حکومت رسید و قلمرو خود را تا تبریز گسترش داد. پس از او نیز پسرش بزرگش سلطان حسین به سلطنت رسید که در نهایت توسط برادرش سلطان احمد کشته شد. دوران حکومت سلطان احمد مصادف با برآمدن تیمور از شرق ایران بود. وی چندین بار به مبارزه با تیمور پرداخت و در نهایت به دست رقیب خود قرایوسف قراقویونلو به سال 813هـ. به قتل رسید و بدین ترتیب دفتر حکومت آل جلایر بسته شد. به دلیل آنکه هم شیخ حسن بزرگ و هم فرزندانش افرادی هنر دوست و هنرپرور بودن و خود علاوه بر خطاطی در نقاشی نیز دستی داشتد، هنر کتابت در دوران ایشان دارای تحولات خاصی شد. خصوصیات در مکتب جلایری، دیگر اثری از واقعگرایی مکتب تبریز اول نیست. شاید به دلیل روحیه هنری حاکمان جلایری، موضوعات عاشقانه و عارفانه و تغزلی در این دوران موضوع کتب خطی و به تبع آن نگارگری قرار می گیرد.علاقه به نمایش طبیعت شاعرانه ادب فارسی و تصویرسازی از جهان خیالی و فضای بیکران، هماهنگی میان پیکره و منظره، تفکیک سازی فضا، بکارگیری طیف وسیع رنگی از دیگر خصوصیات این مکتب است. در مکتب جلایری بر خلاف مکاتب پیشین ، پیکره ها نه در پلان جلو بلکه در پلانهایی عقب تر ترسیم شده اند و به همین دلیل کوچکتر اند و دست نقاش برای پرداختن به طبیعتی پر از عناصر ریز و تزئینی و ظریف باز است. در نگاره های بجای مانده از دوران جلایری منظره و طبیعت مانند یک فرش پر نقش و نگار با ظرافت تمام تصویر شده است. از دیگر ویژگی های خاص مکتب تبریز- بغداد می توان به اختصاص یافتن یک برگ کامل برای نگاهر اشاره کرد. تا پیش از این همیشه نقاشی و متن نگارشی با هم تصویر میی شد ولی از این دوران به بعد برای نگاره ها ، صفحه ای جدا تعبیه شد و کادری نیز در داخل نگاره برای نوشتن نام اثر ( نام صحنه) در نظر گرفته شد که به عنوان یک سنت تا سالیان طولانی باقی ماند. از ویژگی های منحصر به فرد دیگر آنکه برای اولین بار شاهد ظهور نقاشی هایی هستیم که هنرمند نگارگر آنها را امضا کرده است . جنید سلطانی (بغدادی) بزرگترین هنرمند این دوره است که برخی از آثارش را امضا نموده است . تا قبل و حتی بعد از این دوران (قرن 10هـ.) هیچگاه نگارگر اثرش را امضا نمی کرد و نمی کند. مهمترین هنرمندان این مکتب عبارتند از جنید سلطانی و عبد الحی که هر دو از شاگران شمس الدین ، هنرمند مکتب تبریز اول بودند. کتب شاید مشهور ترین کتاب مکتب جلایری دیوان خواجوی کرمانی باشد که مثنوی عاشقانه همای و همایون بخشی از آن است. این نسخه که مربوط به سال 799هـ. است توسط جنید در 9صحنه تصویرگری شد و میر علی تبریزی آن را به خط نستعلیق نگارش کرد. از دیگر کتب این دوران می توان موارد زیر را نام برد: خمسه نظامی، عجایب المخلوقات قزوینی و کلیله و دمنه ---------------------------------------------------------------------------- مکتب شیراز سده 9هـ.ق
بعد از به حکومت رسیدن تیموریان یکی از مراکز هنری در ایران واقع در استان فارس، به مرکزیت شیراز بود که تحت عنوان مکتب نگارگری شیراز سده 9هـ.ق و یا شیراز دوم شناخته می شود و شامل دوران حکومت اسکندر سلطان، ابراهیم سلطان و ترکمنان است.
مکتب نگارگری شیراز همچون پلی بین مکتبهای نگارگری تبریز-بغداد (ایلخانی- آل جلایر) و مکتب نگارگری هرات (تیموری ) بود. این مکتب زمینه را برای مکتب هرات فراهم کرد و در بسط و غنای آن نقشی درخور داشت. هنرمندان شیراز ، خطاط و نقاش با مواریثی که از مکتب شیراز سده 8 ( آل اینجو و آل مظفر) بدست آورده بودند، آثاری را برای صاحبان قدرت تیموری (اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان) تولید کردند که امروزه در موزه های جهان پراکنده است. این مکتب الگوی مکتب اولیه هرات شد و به همین دلیل شناخت و کنکاش در آن ضروری است. زمینه سیاسی پس از مرگ تیمور لنگ در سال 807هـ. و یک سری جنگهای داخلی، بالاخره پسر وی شاهرخ حکومت را بدست گرفت . هرات را مرکز حکومت خود کرد. در این زمان پیرمحمد بن جهانگیر، نوه تیمور حاکم فارس بود و دو برادرزاده اش رستم میرزا و اسکندر میرزا به ترتیب زمامدار اصفهان و همدان بودند. چون ایشان در جنگهای داخلی جانب شاهرخ را گرفته بودند بعد از به سامان شدن اوضاع، شاهرخ ایشان را به زمامداری ابقا کرد. با اختلافاتی که میان این دو پیش آمد اسکندر میرزا شورش کرد و موفق شد این دو را شکست دهد و حکومت شیراز و اصفهان را نیز بدست آورد. چون کار اسکندر بالا گرفت از اطاعت شاهرخ نیز سرباز زد و اصفهان را پایتخت خود انتخاب کرد و خود را اسکندر سلطان نامید(815هـ.) شاهرخ که نتوانست به وسیله نامه وی را مجاب کند ناچار به شیراز و اصفهان لشکر کشید و اسکندر سلطان را دستگیر کرد و حکومت اصفهان و همدان را به میرزا بن عمر شیخ و حکومت شیراز به به فرزند خود ابراهیم میرزا سپرد. بعد از مدتی میرزا بن محمد شیخ نیز یاغی شد و اسکند سلطان را که محبوش بود به قتل رساند و در 818هـ. به شیراز تاخت. شاهرخ به ناچار باز به فارس لشکر کشید و وی را نیز دستگیر کرد. حکومت این نواحی تحت فرمان ابراهیم سلطان به آرامش رسید . وی در سال 838هـ. در شیراز درگذشت و در دارالصفا مدفون شد. جهانشاه قراقویونلو در سال 853هـ. به فارس لشکر کشید و شیراز به دست قراقویونلوها افتاد. زمینه فرهنگی اسکندر سلطان مردی کرم ستوده و حامی شعر و شاعری بود.وی که میراث مکتب شیراز سده 8 را صاحب بود کتابخانه ای تشکیل داد و هنرمندان زیادی از نقاش و خطاط و مذهب و مجلد را به خدمت گرفت. بسیاری از این هنرمندان قبلا در دربار آل مظفر به کار مشغول بودند و این را می توان از تشابه نگاره ها در چهره پردازی و افقهای بلند تشخیص داد. در دوران حکومت اسکندر سلطان تهیه گلچین و جنگ رواج یافت و گلچینهای متعددبی تهیه شد که بعضی نماینده بسزا و شایسته این مکتب هستند. چون کار اسکندر بالا گرفت از اطاعت شاهرخ نیز سرباز زد و اصفهان را پایتخت خود انتخاب کرد و خود را اسکندر سلطان نامید(815هـ.) شاهرخ که نتوانست به وسیله نامه وی را مجاب کند ناچار به شیراز و اصفهان لشکر کشید و اسکندر سلطان را دستگیر کرد و حکومت اصفهان و همدان را به میرزا بن عمر شیخ و حکومت شیراز به به فرزند خود ابراهیم میرزا سپرد. کتب دوران اسکندر سلطان: گلچین حماسه ها (799هـ.) که مربوط به اشعاری درباره تاریخ مغولان است و چهار نگاره دارد. بهمن نام(799هـ.) که مجموعه شعر حماسی است و هم اکنون در کتابخانه بریتانیا محفوظ است. زیج (813هـ.) تالیف محمد بن یحیی بن حسن کاشی گلچین خمسه نظامی (813هـ.) در بریتانیا گلچین اسکندر سلطان که شامل حدودا 20 نگاره می شود وی در دوران حکومت خود با حمایتش توانست یکی از ظریف ترین آثار نگارگری ایران را پدید آورد و این از ذوق و سلیقه و پشتیبانی او از هنرمندان نشات می گرفت. با اینکه بعد از تصرف شیراز و اصفهان توسط شاهرخ، وی عده ای از هنرمندان را با خود به هرات برد اما از نسخه های زیبا و نفیسی که در دوران حکومت ابراهیم سلطان تهیه شده و به شاهرخ هدیه شده اند پیداست که شیراز همچنان مامن هنرمندان مذهبان و نگارگران بوده است . هنرمندانی که در دوران اسکندر سلطان در بارگاه وی مشغول به هنرآفرینی بودند در دوران ابراهیم سلطان نیز همچنان به کار خود ادامه دادند. ابراهیم سلطان که خود خطاطی قابل و استادی مسلم بود به حمایت از هنر ادامه داد و همین امر موجب بوجود آمدن آثاری شد که امروزه مایه افتخار هر ایرانی است کتب دوران ابراهیم سلطان ظفرنامه علی یزدی (839هـ.) که شامل 14 تصویر است و هم اکنون در بنیاد کورکیان نیویورک نگهداری می شود. شاهنامه فردوسی(849هـ.) که 19 تصویر دارد و اکنون در کتابخانه دانشگاه لیدن است. تاریخ جهانگشا( 841هـ.) شامل 6نگاره محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، شاهنامه(844هـ.) با 52نگاره محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، خمسه نظامی(848هـ.9 با 19 تصویر در کتابخانه رایلندز منچستر، خمسه نظامی(853هـ.) با 17 تصویر در بنیاد کورکیان نیویورک بخشی از کتبی است که در زمان وی تصویرگری و طبع شد. مکتب ترکمنان بررسی مکتب شیراز سده 9 بدون در نظر گرفتن جریانهای موازی در قلمرو ترکمنان ناقص خواهد بود. در نیمه نخست این قرن دو قوم از ترکمنان، قوم آق قویونلو و قراقویونلو نواحی باختری و از جمله شیراز را تصرف کردند. ایشان پس از پیروزی بر تیموریان کتابخانه و کارگاه های سلطنتی برپا کردند و هنرمندان را به کار گماشتند. در این کارگاهاه شیوه های متاثر از مکتب هرات و با خصوصیا متفاوت بوجود آمد که شاخص ترین آنها عبارت بود از: پیکره های خپل، چهره های گرد با ابروان قوس دار، دهان و بینی کوچک و مناظر عجیب و غریب و خیالی. سبک دربار ترکمن تحت حمایت یکی از امیران قره قویونلو به نام پیربداق بیشتر به مکتب هرات گرایید و شکل پالایش یافته ای کسب کرد. این سبک نو را که به مرکزیت شیراز بوجود آمده بود، سبک تجارتی شیراز نیز می نامند. رابینسن از هنرمندی به نام فرهاد نام نی برد که واضع این سبک بود. مهمترین اثر وی کتابی به نام خاوران نامه (881هـ.) است که به شرح دلاوری های حضرت علی می پردازد که روایاتی آمیخته با اسطوره و تخیل هستند. --------------------------------------------------------------------- مکتب هرات
در دوران حکومت تیموریان، هرات تبدیل به مرکز هنری شد. کتابخانه بایسنقر میرزا فرزند شاهرخ و سپس کتابخانه سلطان حسین بایقرا با گردهم آوردن بهترین هنرمندان ایران از اقصی نقاط کشور توانستند تحول شگرفی در عرصه هنر نگارگری ایجاد کنند.
در دورهء تیموری، با همه ویرانىها و خشونتهایى که اتفاق افتاد، هنر نگارگرى ادامه یافت و بهطرز شگفتآورى ترقى کرد. پایتخت تیمور سمرقند بود و مرکزیت هنرى کوتاهى در این پایتخت فراهم آمد که در واقع طلیعهء مکتب هرات شد. مکتب هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد. این سبک در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی میکند، اما در سال 1507 میلادی با حملهء ازبکها رشدش متوقف میشود. سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم می یابد و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات می شود. مهمترین هنرمند این دوران کمال الدین بهزاد است که شاگردانش بعدها مکتب تبریز دوم را در دوران صفوی شکل می دهند . مکتبی که شاید بتوان آن را اوج مکاتب نگارگری ایرانی به شمار آورد. پیدایش شاهزاده بایسنقر میرزا و پدرش شاهرخ از جمله مشوقان بزرگ سبک هنری یا مکتب هرات بود. بایسنقر گرایش شدیدی به ماندن در هرات داشت و مورخان یکی از دلایل ماندگاری بایسنقر در هرات را، شکوفایی حیات فرهنگی در آن شهر میدانند که بایسنقر میتوانست علایق سرشار هنری و فکری خود را در آن شهر به خوبی تعقیب کند. پس از آنکه بایسنقر از نبردِ پیروزمندانه با ترکمانان در 823 بازگشت و مولانا جعفر تبریزی، بعدها ملقّب به جعفر بایسنقری، استاد مسلّم خط نستعلیق و سایر استادان فن را از تبریز به همراه آورد، هرات تبدیل به مرکز هنر خوشنویسی شد. توفیق شاهرخ در تسخیر تمامی قدرت در هرات و توجّه وی و بایسنقر به هنر، بسیاری از هنرمندان را از اقصی نقاط ایران به هرات کشاند و سبب شد که مراکز مهم پیشین اهمیت و اعتبار خود را از دست بدهد و در مرتبهای نازلتر قرار گیرد. مکتب هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد. این سبک در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی میکند، اما در سال 1507 میلادی با حملهء ازبکها رشدش متوقف میشود. تحت حمایت او چهل نفر کاتب و خطاط به راهنمائی مولانا جعفر تبریزی معروف به جعفر بایسنقری که خود او نیز شاگرد عبدالله بن میر علی است به استنساخ کتب مشغول بودند. وی بوسیله پرداخت دستمزدهای گزاف و اعطاء انعام فراوان و شاهانه، هنرمندترین استادان خوشنویسی و تذهیب را نزد خود نگاه میداشت و آنان برای وی ظریفترین آثار هنری را درخط، تذهیب، جلدسازی و صحافی به وجود میآوردند. کتابهای کتابخانه وسیع این شاهزاده هم اکنون در تمام جهان متفرق است و هرجا که هست در کمال حرمت و دقت نگاهداری میشود. کانون هنری بایسنقر در هرات بهنام دارالصنایع کتاب سازی معروف بود و کتابهای پدیدآمده در دوره بایسنقری شامل نفیسترین مینیاتورها و استادانهترین خوشنویسیها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشتهاند. هنرمندان نقاش و خوشنویس و خطاط که در کتابخانه بزرگ شاهی هرات به امر بایسنقر میرزا مشغول به کار بودند، آثار زیادی همچون کتابهای شاهنامه، لیلی و مجنون، بوستان و گلستان سعدی را مصوّر ساختند. مجموع این آثار سبک جدیدی را پدید آورد که در تاریخ هنر ایران به «مکتب هرات» معروف است. در مکتب هرات تصاویر انسانها به صورت ریز وکوچک ترسیم گشته و مینیاتورها با خطوط ساده و بی پیرایه اجرا شدهاند. پس از مرگ بایسنقر در 1433م هرات همچنان به صورت مرکزی برای هنر مصورکردن کتابهای نفیس برای مدت نسبتاً طولانی باقی ماند. طبق گزارش دوست محمد، در مقدمه آلبوم یا مرقعی که به فرمان ابوالفتح بهرام میرزا یکی از شاهزادگان صفوی در سال 1544م فراهم کرده بود، سنتی که بایسنقر میرزا و شاهرخ پدرش بنا گذاشته بودند، به سرپرستی و حمایت علاءالدوله پسر بایسنقر تا سال 1447م به حالتی زنده باقی ماند. خصوصیات سبک هراتی ویژگی خود را داشت. یکی از ویژگیهای آن، وجود عناصر شرق دور بود که احتمالاً ازمبادلهء سفیر میان ایران و چین ناشی میشد. مشهور است که هنرمندان هرات همراه هیئتهای سیاسی به خانبالق (پکن) آمد و شد داشتهاند؛ یکی از آنان، به نام غیاث الدین نقاش، که بایسنقر او را برگزیده بود، بعدها شرح سفر خود را نوشت که این شرح در تاریخ حافظ ابرو آمدهاست. منتهی این عناصر چینی در دست هنرمند ایرانی رنگ و بوی ایرانی می گیرد به طوری که مکتب هرات را رهایی هنر نگارگری ایرانی از بند چینی مآبی دوره تبریز اول می داند. پس از مرگ بایسنقر در 1433م هرات همچنان به صورت مرکزی برای هنر مصورکردن کتابهای نفیس برای مدت نسبتاً طولانی باقی ماند. طبق گزارش دوست محمد، در مقدمه آلبوم یا مرقعی که به فرمان ابوالفتح بهرام میرزا یکی از شاهزادگان صفوی در سال 1544م فراهم کرده بود، سنتی که بایسنقر میرزا و شاهرخ پدرش بنا گذاشته بودند، به سرپرستی و حمایت علاءالدوله پسر بایسنقر تا سال 1447م به حالتی زنده باقی ماند. بازیل گری در بررسی ویژگیهای سبک هراتی، اهمیت خاصی به تأثیر متقابل تصاویر بر یکدیگر میدهد که با اشارات معنیدار جان گرفتهاند. او خاطرنشان میکند که این سَرزندگی و تحرک، کاملاً مغایر با خشکی و بی روحی چهرهها در نگارگریهای مکتب جلایری است. همچنین، صحنهها با قرارگرفتن افق در نزدیک لبة بالایی، عمق بیشتری یافتهاند. زمینههای فیروزهای متمایل به آبی و سبز، رنگهای عمده در این نگارگریها هستند. از دیگر خصوصیات منحصر به فرد مکتب هرات می توان به ترکیب بندی های متقارن و غیر متقارن، واقع گرایی در ترسیم گل و گیاه، تنوع رنگ در قلمگیری، غالب بودن رنگ آبی در کل تصویر، ریزه کاری در معماری، مهارت در ترسیم طراحی اندام، تراکم در مرکز صحنه، نمایش چند زمانی، استفاده از ترکیب بندی دایره اشاره کرد. کتب از مهمترین آثاری که در این مکتب هنری خلق شدهاست میتوان به شاهنامه بایسنقری اشاره کرد که در سال 1430 (میلادی) به سفارش شاهزاده بایسنقر میرزا (فرزند شاهرخ و نوهء تیمور گورکانی) تهیه شدهاست. این کتاب ارزشمند که شامل 22 صحنه است خوشبختانه به صورت دست نخورده در موزه کاخ گلستان موجود است. کلیله و دمنه بایسنقری، شاهنامه محمد جوکی، بوستان سعدی، خمسه نظامی، مرقع گلشن ، دیوان میرعلیشیرنوایی و هشت بهشت از دیگر کتبی است که در دوران پادشاهی شاهرخ و سلطان حسین بایقرا در هرات تصویرسازی شد. هنرمندان در دوران شاهرخ هنرمندانی چون جعفر بایسنقری ( خوشنویس) ، قوام الدین (مجلد)، پیراحمد باغشمالی، میر خلیل، خواجه غیاث الدین و امیر شاهی سبزواری در کتابخانه بایسنقرمیرزا به فعالیت مشغول بودند. بعد از مرگ شاهرخ و به سلطنت رسیدن سلطان حسین بایقرا هنرمندانی چون سلطانعلی مشهدی(خوشنویس) ، کمال ادین بهزاد، یاری ( مذهب)، روح الله میرک خراسانی، حاجی محمد هروی ( محمد سیاه قلم) ، منصور و شاه مظفر در کتابخانه شاهی به تولید نسخ خطی نفیس مشغول بودند. --------------------------------------------------------------- مکتب تبریز دوم
مکتب تبریز دوم اولین مکتب نگارگری دوران حکومت صفوی است که می توان آن را پرتزیین ترین مکتب نگارگری ایرانی دانست. این مکتب توسط کمال الدین بهزاد و شاگردانش به اوج شکوفایی رسید.
با به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل، پایه گذار سلسله صفوی، دوران درخشان صفویه در ادب و هنر آغاز شد. در تمام دوقرن حکومت صفویان تک تک پادشاهان در اعتلای هنر و فرهنگ ایرانی – اسلامی کوشش فراوان کردند و دادن لقب عصر زرین هنر صفوی به این دوره چندان خالی از لطف نیست. شاه اسماعیل در سال 906 ه.ق پس از شکست دادن آققویونلوها تبریز را به پایتختی برگزید. کتابخانه سلطنتی آققویونلوها در اختیار او قرار گرفت و هنرمندانی که در کتابخانه آققویونلوها کار می کردند به خدمت او در آمدند. شاه اسماعیل آنها را به ادامه کارهای هنری که در دست داشتند، واداشت. یکی از هنرمندان برجسته مکتب ترکمان تبریز، سلطان محمد تبریزی بود که به خدمت شاه اسماعیل درآمد و از این زمان به بعد یکی از پایههای محکم مکتب جدیدالتأسیس تبریز دوره صفوی شد. شاه اسماعیل در سال 916 ه. ق به هرات حمله برد و آنجا را به تصرف خود درآورد و سنت و دستاوردهای غنی و شکوهمند مکتب هرات دوره تیموری را به ارث برد. او از قرار معلوم بعضی از آثار نفیس و کتب ارزشمند مکتب هرات را به تبریز منتقل کرد. شاه اسماعیل سپس فرزند دو ساله خود تهماسب میرزا را همراه یکی از امیران قزلباش، حاکم هرات کرد. تهماسب میرزا در هرات زیر نظر استادان برجسته به فراگیری نقاشی و خطاطی پرداخت. او پس از گذراندن هشت سال در هرات به تبریز بازگشت و در سال 930 ه. ق به سلطنت رسید. ظاهراً او همراه خود شماری از هنرمندان مکتب هرات از جمله کمالالدین بهزاد را به تبریز آورد. شاه اسماعیل در سال 928 ه. ق فرمان کلانتری کتابخانه را به نام بهزاد صادر و او را سرپرست کتابخانه سلطنتی کرد. هنر این دوران را شاید بتوان اوج اعتلای هنر نگارگری نامید چراکه تمام دستاوردهای دوران پیشین ، در این مکتب قوام یافت و هنری در حد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد شاه تهماسب که شیفته نقاشی و خطاطی بود پس از رسیدن به سلطنت به حمایت از این هنرها پرداخت و هنرمندان زیادی از مکتب هرات و ترکمان را در پروژههای شکوهمند کتاب آرایی به کار گرفت و بدین ترتیب آثار مکتب تبریز دوره صفوی پدیدار شد و مکتب تبریز که یکی از مکاتب درخشان هنر نگارگری ایران است شکل نهایی خود را پیدا کرد و آثار شکوهمندی چون شاهنامه شاه تهماسبی و خمسه نظامی شاهی را تولید کرد. پس از بقدرت رسیدن شاه تهماسب هنرمندان در تبریز گرد آمدند و در کتابخانهء سلطنتی که ریاست آن را بهزاد بعهده داشت به فعالیت پرداختند . قاسم علی شیخ زاده و میرک که همراه بهزاد از هرات به تبریز آمده بودند شیوه ای را بنیاد گذاشتند که بر دوش بهزاد و شاگردانش بود. شهرت بهزاد هنرمندان پس از خود را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری آثار خود را با نام و امضای او ارائه می دادند. به دلیل آنکه شاگردان کمال الدین بهزاد ، هنر مکتب تبریز را شکل دادند این مکتب را مکتب وارثان کلک بهزاد می نامند. خصوصیات هنر این دوران را شاید بتوان اوج اعتلای هنر نگارگری نامید چراکه تمام دستاوردهای دوران پیشین ، در این مکتب قوام یافت و هنری در حد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد. استفاده از رنگهای بغایت درخشان، پرمایه و متنوع، پرداخت دقیق به جزییات، توجه به موضوعات درباری، صحنه های پرتحرک و منظره های طبیعی برخی از ویژگی های این مکتب است. ایجاد ترکیب بندی های چند وجهی و استفاده از کمپوزیسیون اسپیرال، تزیینات البسه با نقوش گل و پرنده ، فضاسازی چندزمانی، شکست کادر (بیرون زدگی بخشی از نگاره از کادر) از دیگر خصوصیات بارز مکتب تبریز دوم است. یکی از شاخصه های نگارگری این دوران، استفاده از لباس مد روز است. مثلا در نگاره ها ، مردان کلاهی به سر دارند که به کلاه قزل باش معروف است. این کلاه که دستاری سفید است که به نشان دوازده امام دوازده دور پیچیده شده و در نوک آن تیزیِ قرمز رنگی دیده می شود. این کلاه که گویا در آن زمان جزو البسه نظامیان بوده در تمام نگاره های مثلا شاهنامه شاه تهماسبی بر سر سپاهیان نقاشی شده قابل مشاهده است. هنرمندان همانطور که گفته شد اکثر هنرمندان مکتب تبریز دوم شاگردان بهزاد بوده اند. برخی از مهمترین این هنرمندان عبارتند از: میرمصور، میر سیدعلی، آقامیرک، مظفرعلی، دوست محمد، عبدالصمد، میرزاعلی، سلطان محمد، عبدالعزیز، شیخ زاده، شیخ محمد و محمدی هروی کتب شاید مشهورترین کتاب مکتب تبریز دوم، شاهنامه بزرگ تهماسبی باشد که به شاهنامه هوتون معروف است. چراکه این کتاب ارزشمند متعلق به مجموعه داری به نام هوتون بوده است. این نسخه بی نظیر که در قطع سلطانی طبع گردیده شامل 258نگاره است. متاسفانه هوتون شیرازه این کتاب را باز کرد و اوراق آن را به موزه های مختلف فروخت! خوشبختانه هم اکنون 118 برگ از این نگاره ها در ایران موجود است. از دیگر کتب می توان به خمسه تهماسبی، دیوان حافظ سام میرزا، دیوان میرعلی شیرنوایی اشاره کرد. -------------------------------------------------------------------------- مکتب مشهد
در دوران حکومت صفویان مکتب مشهد آخرین مکتب هنر درباری است که تحت حمایت ابراهیم میرزا در خراسان تشکیل شد.
سلسله صفویه به دست شاه اسماعیل اول پایه گذاری شد . وی پایتخت خود رابه تبریز منتقل کرد و یکبار دیگر تبریز مرکز هنرپروری شد. پس از وی شاه تهماسب به حکومت رسید. وی درخلال دودهه اول از پنجاه وچهار سال سلطنت خود حامی پرشوزهنرمندان بود . اما رفته رفته رفتار شاه تهماسب باهنرمندان تغییر کردونسبت به هنر و هنرمندان بی تفاوت شد . وی درخلال این دو دهه کشوررا باسباط وقدرتمند کرده بود . باوجود دخالت موفقیت آمیز نظامی ایران در امورداخلی هندوستان وکمک به همایون پادشاه هند درباز پس گیری حکومت ازدست شورشیان ودفع حمله ازبکان شاه تهماسب همچنان بامشکل روز افسون ازبکان مواجه بود . ازطرفی باشورش برادرانش سام میرزا والقاس میرزا علیه وی وپناهندگی آنان به سلطان عثمانی مشکلات وی صد چندان شد وهمینها باعث افسردگی وبیتفاوتی شاه تهماسب نسبت به هنروهنرمندان وبی اعتمادی به اطرافیان وحتی مردم شد .آنتی جکسون فرستاده ملکه الیزابت درسال 1562م وی رافردی عبوس ومتعصب توصیف میکند .به گفته سفیر ونیز« شاه تهماسب به خاطرناخوشنودی ازمردمش یازده سال از کاخ سلطنتیش بیرون نیامد».درپی اخراج علمای شیعه از لبنان توسط سلطان عثمانی ومهاجرت ایشان به ایران وتاثیر برخی از علمای اخباری متعصب بر شاه تهماسب وی به مخالفت با فلسفه ،عرفان وهنرپرداخت .ازنتایج این تاثیرات، محدودیت وطرد علمای فلسفی وعرفانی مشرب چون شیخ عاملی«پدر شیخ بهائی» که با جمعی از علما به خان احمد گیلانی(حاکم وقت گیلان) پناهنده شدند. این بی تفاوتی نسبت به هنر وهنرمندان به تدریج تبدیل به نفرت از هنرشد.برخی ازمورخین یکی از دلدیل این امررا ناکامی شاه تهماسب درهنر دانسته اند. این نفرت دامنگیر تمام هنرهاشد . شیلار کن بای درکتاب نقاشی ایرانی می نویسد:شاه تماسب تاحدودسال 937باهرچیز سکر آوری مخالفت می کرد،تا946ازنقاشی وخوشنویسی نیز زده شد . درسال 946 باصدور فرمان تائبین بری ازگناه ،که رواج هرنوع هنر غیر روحنی را ،درسراسر کشور منع می کرد.ازآنجاکه درسال 961تجاوز نیروهای عثمانی را که به عهدنامه آماسیه درسال 961 انجامید ،دفع کرده بود، شاید صدور چنین فرمانی به لحاظ شکر گزاری برای امنیت سرزمینهای تحت امرش بود . باوجود صدور چنین فرمانی نگارگران به تهیه دیوانهای مصور ادامه دادند. عموم نگارگران بزرگ آن دوران که دربرنامه های پیشین همکاری داشته بودند، و خود سلطان محمد در رأسشان، دست ودل به انجام این مهم گماشتند، ولی جانب احتیاط را فرونگذاشتند ، ازاین جهات که به رعایت جو اجتماعی رنگهای خود را خاموشتر سازند، و مضامین مینیاتورها را با حرمت بیشتر برگزینند.این تلفیق خود موجب تحکیم وحدت در ترکیب بندی آثار نگارگری آن دوره گردید.نمود این تغیرات را می توان در خمسه نظامی (شاه تهماسبی) مشاهده نمود. در وقایع درباری مضبوط است که به بهانه ای ناچیز بر عبدالعزیز نقاش درگاه و استاد پیشین خودچنان خشم گرفت که از روی کینه توزی بادست خویش بینی ودوگوش اورا برید اما این بی مهری رفته رفته تشدید شد.شاه به نگارگران دستور داد که در منازل خود آثارخود را خلق کرده و پس از آماده شدن تحویل کتابخانه سلطنتی دهند . مقرری هنرمندان رفته رفته قطع شد . این موضوع ازشکوایه ای که استاد کمال الدین بهزاد ازوضع معیشتی خودبراثرقطع مقرری ازپیش تائین شده خطاب به شاه تهماسب نوشته است هویدا ست .همچنین استاد سلطان محمد نقاش را که پس ازبازنشستگی استاد بهزاد به ریاست کتابخانه سلطنتی منصوب شده بود را برکنار ویک خطاط ثلث به نام مولانایوسف غلام خاصه را به جای وی منصوب نمود. اماکاربه اینجاهم ختم نشد.در وقایع درباری مضبوط است که به بهانه ای ناچیز بر عبدالعزیز نقاش درگاه و استاد پیشین خودچنان خشم گرفت که از روی کینه توزی بادست خویش بینی ودوگوش اورا برید.البته در تواریخ آمده است که عبد العزیزدر نبود شاه مهر سلطنتی را جعل نموده بود لذا از سوی شاه تهماسب مستوجب این عقوبت گردید. این رفتار شاه تهماسب موجب شد تعدادی ازهنرمندان ازایران به سوی دربار سلاطین کشور های همسایه چون هند وعثمانی مهاجرت کنند که شاخصترین ایشان میرمصور و میرسید علی و عبدالصمد به دربارهمایون پادشاه گورکانی هند و شاه قلی شاگرد میرک به دربارسلطان سلیمان قانونی می باشند. تعدادزیادی ازهنرمندان جذب دربارشاهزادگان حاکم بر نواحی مختلف ایران شدند و در کارگارگاهای آنان مشغول به فعالیت شدند. مهمترین حامی هنرمندان درآن روزگار وانفسا که هنرمندان را زیر چتر حمایت خودگرفت ابراهیم میرزا برادرزاده شاه تهماسب و حاکم خراسان میباشد.وی ازسال964تا982ه ق کارگاهی درمشهد تاسیس کرد وعلاوه برهنرمندان مقیم خراسان تعدادی از هنرمندان تبریزرا به خدمت گرفت که آثار زیبائی ازخودبه یادگار گذاشتند. کتب مهمترین اثرکارگاه ابراهیم میرزا کتاب گران سنگ هفت اورنگ جامی است که ازسال 963_972ه ق درمشهد کتابت ومصور گردید.این اثرکه مشتمل برسیصدصفحه خوشنویسی شده به خط نسطعلیق باحاشیه تشعیرشده توسط شش نفر از برجسته ترین خطاطان آن عصر به نامهای رستم علی، شاه محمود نیشابوری، محب علی، مالک دیلمی، عسیی بن عشرتی وسلطان محمد خندان است ودارای بیست وهشت مجلس مصور ازآثارهنرمندانی چون شیخ محمد، سلطان محمد خندان، میرزاعلی فرزندسلطان محمدتبریزی، مظفرعلی آقا وآقا میرک میباشد و همچنین نه سرفصل تذهیب شده ونه صفحه درآخر کتاب حاوی نام کاتبان میباشد. اکنون این نسخه خطی مصوردر گالری فیریر درواشننگتن دی سی نگهداری می شود کتاب هفت اورنگ جامی را باید واپسین نسخه مصور ممتازبامعیارهای سلطنتی به شمار آورد. دراین نگاره هاکه باهمکاری هنرمندان خراسانی چون شیخ محمد سبزواری وهنرمندان مهاجری چون میرزاعلی فرزند سلطان محمد تبریزی به تصویر در آمده است می توانیم تاثیر دوشیوه خراسانی تبریزی رابه خوبی مورد برسی قراردهیم. دراین آثار اصلوب طراحی به اوج روانی وبی پیرایگی خود میرسد. تاکیدهای رنگی وریتم متنوع وموجدار خطوط ولکه های سفید حالتی پرجنبوجوش به صحنه بخشیده اند. اماشایستگی مکتب مشهد دراین واقعیت است که برمبنای دستاورد های هنری تصویری تبریز در مورد مناظرمتحول شد.نقاشیها اکنون پسزمینه یا نمای بنارا نشان نمی دهند. سطح آنان تماماْبرای نمایش فضای فراخ وعرصه عمل آدمها به کار میرود. گهگاه نیز به سبب کشش عناصربه صوی حاشیه ها، ساختار محکم تصویر ازدسترفته است. شخصیتهایی که هیچ ارتباطی با موضوع داستان ندارند، جای با اهمیتی رادرصحنه اشغال کرده اند. جوانها باریک اندام باگردن بلند وچهره های کشیده وچانه های چاله دار و چهره افراد میانسال ومسن باریش وموی خاکستری وحنائی رنگ بیش ازآنکه مانند جوانان خیالی باشد به طبیعت نزدیکتراست. در این آثار هنرمندان متأثراز دوران افول مکتب تبریز که به جهت جو موجود دراجتماع، رنگها را خاموشتر به کار می برند بودند و طبیعت نیمه بیابانی خراسان نیز در پختگی وخاموشی رنگها تأثیر به سزائی داشت.امابااین حال دقت و مهارت هنرمندان این دوره در کنارهم چینی رنگها چنان است که فضائی شکوهمند وپرتجمل را ایجاد میکند.این موضوع در فضا سازی این آثارنیز مشهود است به نحوی که حالتی نسبتا متظاهرانه به آن بخشیده است. کتاب هفت اورنگ جامی را باید واپسین نسخه مصور ممتازبامعیارهای سلطنتی به شمار آورد. دراین نگاره هاکه باهمکاری هنرمندان خراسانی چون شیخ محمد سبزواری وهنرمندان مهاجری چون میرزاعلی فرزند سلطان محمد تبریزی به تصویر در آمده است می توانیم تاثیر دوشیوه خراسانی تبریزی رابه خوبی مورد برسی قراردهیم. در پس زمینه وطبیعت سازی نیز تأثیر آب وهوای نیمه بیابانی خراسان هم در عناصر سازنده پس زمینه وهم در رنگ بندی آن مشهود است. بخلاف نگاره های دروان اوج مکتب تبریز که ترکیب بندی شلوغ ولی به سامان وابرهای پیچان وصخره ها ی بافت داروپرپیچ وتاب ودرختان پرشکوفه وجوان وموج دارو تپه های سرسبزوبوته های پرگل بارنگهای شاد وشفاف مشخص میشود درمناظر این دوره ابرهای درشت وکم پیچ وتاب، صخره های بدون بافت وکم حرکت وگاها زاویه دارباتأکیدهای تیره درپرداخت ، درختان کهنسال وکم شاخ وبرگ، تپه های خشک وکم آب وعلف بارنگهای خاموش وبوته های کم پشت جزئیات مناظر راتشکیل میدهند. نگارهای این دوره نسبتا کم پرسوناژتر هستند. دراین دوره توجه به حرکات زندگی روزمره مردم عادی که به وسیله استاد کمال الدین بهزاد آغاز وتوسط میر سید علی به تعالی رسید در درجه اول اهمیت قرار دارد خوصوصا دراین آثارمکتب مشهد توجه زیادی به زندگی عشایری ازجمله زندگی چوپانی شده است. این مهم فضائی آرام، لطیف وقابل قبول به آثاراین دروه بخشیده است.در ساختمانها دیگرتوجه زیادی مانند مکتب تبریز به جزئات نمای ساختمانها نمی شود ونمای بناها معمولابا آجر چینی ویاهمراهی آجروکاشی که اصطلاحابه آن معقلی می نامند تزئین می شوند. ابراهیم میرزا در اول جمادی الاول974به فرمان شاه تهماسب به سبزوارتبعیدشدولی همچنان به حمایت خودازهنرمندان گرد آمده درمشهد ادامه داد، به نحوی که حتی تعدادی ازهنرمندان چون شیخ محمد با او به سبزوارعزیمت کردندو دراصل کتاب هفت اورنگ جامی درسبزوار تحویل سلطان ابراهیم میرزا شد. درسال982ه ق شاه تهماسب درگذشت وپس از یکسال کشمکش میان شاهزادهگان صفوی فرزندش اسماعیل میرزابانام شاه اسماعیل دوم برتخت نشست وی که به فرمان پدرش به مدت سی سال درزندان قلعه قهقه محبوس بود بعداز تکیه زدن براریکه قدرت دست به قتل عام ومحبوس ساختن شاهزادگان صفوی زد و ابراهیم میرزا نیز ازآتش این فتنه بی نسیب نماند. ------------------------------------------------------------------------ مکتب قزوین
مکتب قزوین از زمان انتقال پایتخت به قزوین، توسط شاه تهماسب تا دوره انتقال پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان ،را شامل می شود.
شاه تهماسب صفوی به دلیل حمله ازبکها از سمت شرق، هجوم عثمانی ها از سوی شمال غرب و سرکشی های برادرش مجبور به انتقال پایتخت از تبریز به قزوین شد. در شهر قزوین مکتبی شکل گرفت که به مکتب نگارگری قزوین مشهور است. همانطور که در مقاله مکتب مشهد توضیح داده شد ، شاه تهماسب به دلیل پیدا کردن عقاید بسیار خشک مذهبی ، از هنر و عرفان و ادب دل زده شد و هنرمندانی که زمانی تحت حمایت وی در مکتب تبریز به تولید آثار بی نظیر مانند شاهنامه تهماسبی مشغول بودند، مجبور به جلای شهر و دیار خود شدند. عده ای به دربار هندوستان به نزد همایون شاه گورگانی رفتند و هنر هندی بسیار از ایشان متاثر شد. عده ای نیز به دربار پادشاهان عثمانی مهاجرت کردند. آنان که در ایران ماندند یا همراه شاه تهماسب به قزوین رفتند و یا به دربار ابراهیم میرزا در مشهد پناهنده شدند. مکتب قزوین در تمام دوران باقی بودن شاه تهماسب بر قدرت و سپس به سلطنت رسیدن پسرش شاه اسماعیل دوم دوام آورد. به هر ترتیب با قطع حمایت دولتی از هنرمندان ، تحولاتی در هنر نگارگری صورت پذیرفت که زمینه را برای ظهور مکتب اصفهان فراهم کرد. خصوصیات مکتب نگارگری قزوین جدا از مکتب هرات، تبریز و دیگر مکاتب دارای ویژگی هایی است که آن را از سبک های دیگر متمایز می کند. مثلا سرعت در ایجاد اثر باعث کاهش توجه به رنگ و قوت یافتن طراحی و عناصر خطی در نگاره شد. در این مکتب، برای نگارگران علاوه بر تصویر حیوانات، پرندگان، گلها و درختان آنچه بیش از همه جالب توجه می کرد، اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان است که در تابلوهای آنان، چهره ها غالباً به گونه ای سه رخ تصویر شده و چهره های تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی شود و هیچ انسانی از پشت سر نیز تصویر نشده است. با قطع حمایت دولتی از هنرمندان ، تحولاتی در هنر نگارگری صورت پذیرفت که زمینه را برای ظهور مکتب اصفهان فراهم کرد. در آثار مکتب قزوین با توجه به آشنا شدن نقاشان ایرانی با نقاشی غربی، تأثیرات نقاشی غربی مشاهده میشود. موضوعات طبیعی و حقیقی در آثار این مکتب وجود دارد. از شدت تزئیتات و ریزهکاریها کاسته شد و تصاویر طبیعت و شاهزادگان بیشتر تصویر شد. تکچهرهها به شدت رواج یافتند. سوژه هابیشتر از میان افراد عادی برگزیده شده و لباس های فاخر در نگارگری ها دیده نمی شود و جامه زنان و مردان چندان تفاوتی در نگاره ها ندارد. هنرمندان از نگارگران معروف قزوین استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، علی اضغر کاشانی، مراد دیلمی، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضا طالقانی ملقب به ضیع همایون را می توان نام برد. اما در مورد چگونگی به وجود آمدن مکتب نگارگری در قزوین و راه یافتن این هنر به شهر قزوین باید به زمان سلطنت شاه تهماسب مراجعه کرد. کتب به دلیل نبود حامی هنریف در این دوران آثار شاخصی بوجود نیامد. معراج نامه، شاهنامه ناتمام شاه اسماعیل دوم و شاهنامه قوام ابن محمد شیرازی از جمله چند کتابی است که در این مکتب تصویر شد. با کمرنگ شدن اهمیت کتب خطی و سنت کارگاهی در مکتب قزوین ، زمینه برای ظهور مکتب اصفهان و رواج مرقعات مساعد گشت و این رهاورد مکتب قزوین بود. ---------------------------------------------------------------------- مکتب اصفهان
واپسین مکتب نگارگری در دوران حکومت صفویان ، مکتب نگارگری اصفهان است که بعد از انتقال پایتخت توسط شاه عباس کبیر به اصفهان بوجود آمد.
آغاز مکتب اصفهان در نقاشی منتسب به اواخر سال 997 هـ . ق است ولی این نوع نگرش حداقل از 10 سال قبل آغاز شده بود. از مرگ شاه اسماعیل دوم در سال 985 هـ . ق تا پادشاهی شاه عباس اول حدود 10 سال اوضاع سیاسی کشور دچار آشفتگی و نابسامانی بود تا آنکه شاه عباس 16 ساله وارث تاج و تخت گردید . از اولین اقدامات وی برای سامان دادن به این اوضاع جابجایی پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 995 هـ . ق بود . کم کم اصفهان نماد قوت و ثبات سیاسی ایـــران گشت . او به رغم طغیان ها و مــــزاحمتهای ازبکان و عثمانی ها همواره به تحکیم سلطه خود می پرداخت و از حمایت هنرمندان و معماران دست بر نمی داشت و با کمک هنرمندان و معمـــاران خیابان ها عمارات و مساجد بزرگ و زیبایی بر پا داشت و شهر نه تنها مرکز حکومتی بلکه مرکز تجاری و نمادی از نظام جدید اجتماعی ایران شد . در طول این دوران، در نقاشی ایران تغییر و تحولات کلی بوجود آمد و هنرمندان به آزادی بیشتری نسبت به گذشته دست یافتند واز چهار چوب موضوعاتی که قبلاً هنرمندان روی آن کار کرده بودند فراتر رفتند . نقاشی از درون صفحات کتابهای خطی بیرون آمد و نقاشی و طراحی به صورت تک ورقی رواج پیدا کرد ، بیشتر موضوع کار این نقاشان به تصویر کشیدن زندگی سنتی مردم و درباریان و تصویر کردن اشخاصی بود که لباسهای فاخر و الوان پوشیده اند و همچنین در همین زمان است که سبک طراحی به شیوه قلم گیـــری از اهمیت خاصی برخوردار میگردد . در مکتب اصفهان به علت کوشش وتوجه بیش از حد هنرمندان به نقاشی های تک چهره نقاشی به شیوه قدیـــم که در آن تعـــداد زیادی پیکرهای انسانـــی کار شده از رونق می افتد . در کتابسازی رفته رفته همکاری نزدیک هنرها کم میشود . تصاویر آشکار تر از پیش خود را به حاشیه تحمیل میکنند . تذهیب کتابها نیز اغلب سرسری و سطحی است ، رنگها گاه کیفیت متوسطی دارند و تصاویر پیکره دار کاملاً عادی و فاقد هر گونه شکوه هستند . از اواخر قرن 16 تاثیرات هنر اروپایی بر نقــاشی ایرانی بیشتر نمود پیدا میکند ، نقاشی پیکره های منفرد ، انجــام سایه پردازی ، رعایت پرسپکیتو و نقاشی های رنگ و روغن از جمله موارد تاثیر هنر اروپایی میباشد . اگـرچه طراحــی های این دوره تــاریخ و امضاء دارند ولی انتساب آنها به نقاشان مشخصی بی نهایت دشوار است . در مکتب اصفهان به علت کوشش وتوجه بیش از حد هنرمندان به نقاشی های تک چهره نقاشی به شیوه قدیـــم که در آن تعـــداد زیادی پیکرهای انسانـــی کار شده از رونق می افتد . در کتابسازی رفته رفته همکاری نزدیک هنرها کم میشود . تصاویر آشکار تر از پیش خود را به حاشیه تحمیل میکنند . تذهیب کتابها نیز اغلب سرسری و سطحی است ، رنگها گاه کیفیت متوسطی دارند و تصاویر پیکره دار کاملاً عادی و فاقد هر گونه شکوه هستند . 2 یا 3 نفر از هنرمندان کار آزموده سابق که در خـــدمت شاه طهماسب ، ابراهیم میرزا و اسماعیل دوم بودند ، بار دیگر در کتابخانه شاه عباس بکار گماشته شدند که برجسته ترین آنها صادقی بیک بود و در مقام رئیس کتابخانــه ابقا شد ولی شخصیت و طبع سرکش و مبتکر از وی فضای ناسالمی آفرید و از کار بــرکنار شد. اما نگارگـــری را همچنان پی گرفت ، افول او در نتیجه درخشش شهرت رضا پسر علی اصغر بود . رضا پسر علی اصغر که از نگار گران دربار شاه اسماعیل دوم بود و حدود سال 995 هـ . ق به جمع نگارگران شاه عباس پیوست . این نقاش چیره دست جوان بتدریج سبکی را ابداع کرد که در عرض دو دهة آینده چهره نگار گری ایران را به کلی تغییر داد . کار و اثر او شامل طراحی بی عیب و نقش و در درجه اول رنگ آمیزی درخشان سبک عالی صفوی بود . اما با گذشت زمـــان چهره پیکره های جـوان او مملو از چشمان درشت ، بی لطافت ، طره های تکلف و گاهی هم چانه های پهن گردیـــد و همه آنها در زیر درخت بیــد تصویر شد که تاثیر کمتری در پی داشت . جدول رنگ آمیــزی او کم کم تغییـر یافـت و رنگهای زرد ، قهــــوه ای و ارغوانی جــای قرمز روشن و لاجــوردی آثــار اولیــه را گرفـت . او آثـــار متاخــر خود (که شاید منسوب بــه اوست ) به نام ”¹”¹ رضا ”؛”؛ و یا ”¹”¹ آقا رضا ”؛”؛ امضاء کرده ولی در اواخر قرن لقب افتخاری ”¹”¹ عباسی ”؛”؛ را نیز بـــدان افـــزود که احتمالاً از طرف شاه به او تفویض شده بود . از سال 1029 به بعد آثار باقیمانده او بسیار زیاد است و اما از نظر شیوه ودلچسبی چندان به پای سبک طراحی ها و نقاشی ها ی اوایل زندگیش نمی رسد . تقریباً همه آثار او تصاویری آلبومی است که حاوی یک پیکره منفرد و یا گاهی دو پیکره است بغیر از شاهنامه سترگی که با کمک صادقی بیک تهیه شد ، فقط سه نسخه مذهب از او در دست است . رضا عبــاسی حتی پس از مرگ شاه عباس در سال 1038 / 1629 بـــرای دربار کار می کرد. در مکتب اصفهان علاوه بر هنرمندانی که قبلاً نام آنها ذکر شده نقاشان دیگری کار میکردند که مهمترین آنها حبیب ا.. مشهدی ، محمد رضا تبریزی ، محمد طاهر ، لطف ا.. ، محمد حسن ، ملک حسین اصفهــانی و محمد رضا عراقی هستنـــــد. شاه عباس همچون نیکان خود در سفارش اجرای نسخه با شکوهی از شاهنامه هیچ درنگ نکرد .... در نگاره های زیبای این نسخه میتوان شاهکارهایی از استاد کهنه کار صادقی بیک و ترکیب بندی های با شکــوه رضا جوان را مشاهده کرد. شاهنامه شاه عباس در مجموعه اسپنسر از کتابخانه عمومی نیویورک موجود است. شاه عباس آنرا در سال 1019 هـ . ق شخصاً سفارش داد و حاوی چهل و چهار نگاره برگ است . در میان پیروان رضا عباســـی معروفتر از همه معین مصور محمد قاسم محمد یوسف و محمد علی هستند . افضل حسینی نیز از نقاشان به نام دیگر این ایام است که نگاره های مستقل او در زمینه مسائل عاشقانه و گرایش های منحط زمانه از بیان قوی برخوردار است محمد معین مصور که در زمان چهار پادشاه صفوی ( صفی ، عباس دوم ، سلیمان و سلطان حسین ) زنــدگی میکرد و از جملـــه با استعداد ترین شاگران رضا عباسی به شمار میرود و جزو آخرین هنرمندان سنتی مکتب اصفهان میباشد ، تا پایان عمر طولانی هنر خویش حدود 75 سال که همزمان با نفوذ نقاشی اروپا در این بود ، علیرغم اینکه اکثر هنرمندان معاصرش همچون محمد زمان و علیقلی جبه دار که شدیداً تحت تاثیر هنر اروپا بودند او به خاطر احترام خاصی که به سنت استاد خویش داشت آثار خود را از نفوذ هنر اروپایی حفظ کرد . رضا پسر علی اصغر که از نگار گران دربار شاه اسماعیل دوم بود و حدود سال 995 هـ . ق به جمع نگارگران شاه عباس پیوست . این نقاش چیره دست جوان بتدریج سبکی را ابداع کرد که در عرض دو دهة آینده چهره نگار گری ایران را به کلی تغییر داد از دیگـــر هنرمندان اواخر مکتب اصفهان محمد شفیع عباسی وافضل الحسینی است . محمد شفیع پسر رضا عباسی است . او تحت نظر پدرش آموزش یافت و در طراحی به درجه والایی دست یافت ، او علاوه بر اینکه در مینیاتور مهارت داشت ،طراح مهم پارچه هم بود . او همچنین در نقاشی گل ها که نوع جدیدی از نقاشی بـــود که در اواخر دوران صفویـــه از تاثیر نقاشی اروپا بوجود آمده بود مهارت کافی داشت ( این شیوه که مبتنی بر مطالعه گلها و پرندگان بود بعدها به وسیله نقاشان قاجار کاملاً گسترش یافت) . افضل الحسینی نیز از شاگردان رضا عباسی است کارهای افضل شباهت زیادی به آثار رضا عباسی دارد . تعدادی از نقاشی های شاهنامه عباس دوم که در موزه لینگراد نگهداری میشود به امضاء این هنر مند است . محمد علی ، محمد یوسف و محمد قاسم سه تن از هنرمندان اواخر مکتب اصفهان هستند که ظاهراً در دربار شاه عباس دوم و شاه سلیمان به موازات هم پیش رفته اند ، هر سه از پیروان و شاگردان رضا عباسی هستند و شیـوه استــاد خود را توسعــه داده اند . در طـراحی های آنها خطوط به نرمی تمام طـراحی شده است و زمینـه های منظره و صخره ها را با لطافت تمام تصویــر کرده اند ، موضوع کار آنها زن و مردهای ایستاده و یا نشسته دراویش ، حیوانات و پرندگان است . در طراحی های محمد قاسم و محمد یوسف علاوه بر رنگ مشکی از رنگ قرمز نیز استفاده شده است . طراحی های محمد علی نیز از نظم و زیبایی خاصی برخوردار است و از مشخصات فنی طرحهای این استاد استفاده از رنگ صورتی در آثارش میباشد و بیشتر طراح های او در ابعاد کوچک کار شده است . با هجوم فرهنگ بیگانگان ، تاخت و تاز یغماگران ، فقر و سوء حکومت ، تشویق و ترویج نقاشی اروپایی بوسیلـــه شاه عباس دوم و مرگ شاگــردان با وفای رضا عباسی موجبات فنا و اضمحلال سبک مینیاتور پر شکوه صفویه فراهم شد . مهمترین عامل این سقوط نفوذ هنر اروپا بود. ----------------------------------------------------------------------------- مکتب استاد محمود فرشچیان
افول هنر نگارگری بعد از واپسین مکتب نگارگری در دوران حکومت صفویان ، مکتب نگارگری اصفهان شروع و تا دوران حکومت قاجاریه ادامه داشت. در دوران قاجاریه نقاشی قهوخانه ای با مشخصات خاص خود در ادامه نقاشی تعزیه که از دوران صفویه رواج گردیده بود، مورد توجه مردم و هنرمندان مردمی آن زمان قرار گرفت. نقاشی قهوخانه ای تا این آواخر مورد توجه بوده و هنرمندان معروفی در این رشته فعالیت داشته و دارند هر چند این سبک نقاشی نیز با فوت هنرمندان مطرح این رشته در حال کم رنگ شدن می باشد. علت افول این نوع نقاشی در مقاله ای مجزا با شرح ادوار تاریخی آن توضیح داده خواهد شد. بعد از دوران قاجاریه هنرمندانی پا به عرصه ظهور دوباره نقاشی نگارگری در ایران گذاشتن که باعث رونق دوباره این هنر مخصوصا در شهر اصفهان گردیدند. هنرمندانی چون استاد حاج میرزا آقا امامی، استاد عیسی بهادری، استاد زوفن، استاد حسین بهزاد، استاد مهدی علمداری، استاد حاجیه خانم زینت السادات امامی و استاد محمود فرشچیان. با شروع فعالیت هنرستان هنرهای زیبای اصفهان و وجود استاد عیسی بهادری به عنوان استاد اول این هنرستان، نگرش جدیدی به نگارگری آغاز گردید و نقش استاد حاج میرزا آقا امامی در کشف و هدایت هنرمندان نوجوان به این هنرستان حاذ اهمیت می باشد که نمونه بارز آن کشف استعداد نوجوان اصفهانی محمود فرشچیان و هدایت آن به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، می باشد. استاد محمود فرشچیان هنرمند و نقاش برجسته معاصر به سال 1308 در اصفهان پایتخت هنر ایران، دیده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا فرشچیان از بازرگانان بنام فرش بود و بذر هنر دوستی را در دل فرزند کاشت. این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد. از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح می زد، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید. فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزا آقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقش های زیبا بست. او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت. از کلاس هفتم دبیرستان "14 سالگی" فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی، زیر نظر استاد عیسی بهادری، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی، مینیاتور، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی "نقشه قالی، تذهیب، مینیاتور" پرداخت. بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود. استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد. فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف می پرداخت. او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمی شناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه می کرد. فرشچیان در سال1332 تصمیم گرفت برای دیدن آثار هنری هنرمندان معروف جهان سیری در موزه های دنیا کند. این سفر دو سال به طول انجامید و بر دانش و تجربیات هنری استاد افزود و دستاوردی جهانی از هنر اندوخت. پس از بازگشت به ایران کار خود را در اداره کل هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ و هنر آغاز کرد و پس از مدتی به مدیریت هنر های ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران منصوب شد. و در این میان با کار و کوشش مداوم و خلق آثار شگفت انگیز آوازه هنر وی در ایران و در فراسوی مرزهای ایران گسترش یافت. آثار استاد در 37 نمایشگاه انفرادی و 62 نمایشگاه گروهی در ایران و اروپا و کشورهای آسیایی و آمریکا به نمایش گذاشته شده و همه جا مورد تحسین و تقدیر هنر دوستان و هنر شناسان قرار گرفته است. اولین نمایشگاه انفرادی او به سال 1327 در اصفهان برگزار شد، و اولین نمایشگاه خارجی او در شهر استانبول، به سال 1335 برگزار گردید. نمایشگاه بزرگی از کارهای استاد در سال 1339 در تهران در موزه کاخ گلستان بر پا گردید و نمایشگاه های بعدی او در داخل و خارج از کشور یکی پس از دیگری برگزار شده اند: میلان، رم، مونیخ، پاریس، کراچی، لاهور. نخستین نمایشگاه های آثار فرشچیان در آمریکا در سال 1349 در نگارخانه ریما در نیویورک و چندی بعد در موسسه خاورمیانه در شهر واشنگتن برپا گردید، و استاد بار دیگر در سال 1355 آثار تازه خود را در همین دو مکان در معرض تماشای هنر دوستان قرار داد. اینک آثار استاد فرشچیان در موزه ها و نگارخانه های معتبر اروپا و آمریکا جایگاهی شایسته یافته و شهرت او در میان دوستداران هنر نقاشی دو چندان ساخته است، به گونه ای که نه تنها امروزه بسیاری از آثارش در مجموعه های خصوصی و گنجینه های عمومی هنر نگاهداری می شود، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان او را به عنوان چهره بارز و نماینده اصیل هنر نقاشی ایرانی می شناسند. موزه ها و فرهنگستان های اروپا، مخصوصا مجامع فرهنگی ایتالیا، جوایز و تقدیرنامه های متعددی به استاد اعطا کرده اند که از آن جمله است پیکره طلایی اسکار ایتالیا در سال 1364 و نخل زرین اروپا در سال 1366. استاد همچنین به عضویت "فرهنگستان اروپا" و "فرهنگستان هنر و حرف ایتالیا" انتخاب شده است. استاد فرشچیان در نقاشی ایرانی صاحب سبک و مکتب خاص است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر با گسترش و ابداع شیوه های نو، قابلیت وسعت پذیری و کارائی نقاشی ایرانی را برای بیان اندیشه ها و انگیزه ها آشکار نمود. این هنر را غنا و تکامل بخشید و از حالت الزامی یک پدیده متکی به شعر و ادبیات که غالبا برای تجسم و تصویرگری مضامین به کار برده می شد رها ساخت و برای آن تعهد و رسالتی در حد سایر هنرها پدید آورد. تخیل قوی در خلاقیت موضوعات در طراحی های پُر حرکت، خلق فضاهای مُدور، بهره گرفتن از خطوط روان، آزاد و با قدرت به منظور گسترش فرم های با حالت و متنوع که سرشار از رسایی است و رنگ های مواج و متنوع را در برگرفته، از امتیازات خاص اوست. وی استادانه به چهره ها و اندام های متداول و یکنواخت نقاشی سنتی جان داده و انعکاس روحیات و حالات مختلف روانی را در سیمای نقش هایش به کمال نمایان می سازد. نقاشی های استاد آمیزه دلپذیر است از اصالت و نوآوری: در حالی که وی با خطوط روان و مواج، رنگهای تابناک و ترکیب بندی های ظریف و مدور خود ادامه دهنده سنت نقاشی ایرانی است، در همان حال با نوآوری در گزینش موضوع و پرداخت اثر به گستره ای فراتر از قالب های مرسوم می رسد و از این راه برای بیان احساس درونی و تخیلات پُر دامنه خود جلوه گاهی گرانقدر می یابد و بر قبلیت و کارایی این نوع نقاشی می افزاید. درون مایه نقاشی های استاد بیشتر داستان هایی است برگرفته از فرهنگ و ادب والای اسلامی ایرانی، کتاب های مقدس اسلام، مسیحیان و یهود، به اضافه مضامینی که از نهانخانه خیال ژرف انیش استاد سرچشمه گرفته اند و همچنین از گل و گیاه و جانوران که در ترکیب بندیهای خوش آب و رنگ، با زمینه هایی جاندار و پُر آهنگ، و فضاهایی غنی و سرشار از حالات گویا و گونه گون تجسم می یابند. مهم ترین آثار، علاوه بر بُعد زیبایی شناختی، دارای ابعادی انسانی هستند و عواطف و روحیات مختلف را، مخصوصا در نقش چهره ها و اندام ها، به خوبی و گویایی باز می نماید. فرشچیان را همین نبوغ بس که توانسته است میراث هنری این سرزمین را که عاشقانه بدان دل بسته است با حیات و منش انسان معاصر شکوهمندانه به هم بپیوندد.
منتخبی از جوایز استاد محمود فرشچیان ۱۳۷۹: انضمام نام هنرمند در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم ۱۳۷۲: نشان درجه یک هنر ۱۳۶۴: تندیس طلایی اسکار ایتالیا ۱۳۶۳: نشان هنر نخل طلایی ایتالیا ۱۳۶۳: تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا ۱۳۶۲: دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا ۱۳۶۱: دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا ۱۳۶۰: مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا ۱۳۵۲: جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران ۱۳۳۷: مدال طلای جشنوارهٔ بینالمللی هنر، بلژیک ۱۳۳۱: مدال طلای هنر نظامی، ایران عمدهی آثار استاد در چند جلد کتاب بسیار نفیس و ارزنده و نیز در قالب پوستر و کارتهای پستال زیبا به چاپ رسیده است. از آن جمله 2 جلد کتاب از آثار وی در زمره ی "برگزیدهی آثار یونسکو" در ایتالیا و آلمان به زیور چاپ آراسته گردیده است و بزرگترین منتقدان نقاشی دنیا که در نقاشی ایرانی و اسلامی دارای اعتبار ویژه ای می باشند، بر این کتاب نقد نوشته اند. این کتابها از سوی موزه "ویکتوریا آلبرت" لندن و مدیر کل یونسکو به اکثر موزه ها، کلکسیونها، کتابخانه های بزرگ دنیا و کتابخانه های شخصی کسانی که به کتب هنری علاقه نشان می دهند ارسال شده و مورد استقبال آن علاقمندان قرار گرفته است. و 3 جلد دیگر در ایران به چاپ رسیده است که از آن جمله کتابی است که با بهترین شکل ممکن توسط انتشارات گویا و نظارت خوداستاد تهیه و چاپ گردید.
نظرات تعدادی از منتقدان هنر دنیا در مورد استاد فرشچیان
" ل . زینچوک - منقّد و هنرشناس موزه ت . ج . شِوچنگو ، کِیف – اوکراین "
تخیّل خلّاق کردار های یزدانی تکرار می شوند کردار های اهریمنی می میرند " ت . ج . شِوچنگو" جناب آقای محمود فرشچیان ِ بسیار محترم ، کارمندان موزه دولتی ت . ج . شِوچنگو در شهر کِیف پایتخت اوکراینی، بسیار سپاس گزاری و ارادت عمیق خود را خدمت شما ابراز می دارندی. تقریباً در سرتاسر ماه های بهار امسال نمایشگاه نقّاشی های بسیار هنری و عمیقاً فلسفی شما که در اشکال زمینی، تکوین معنوی ِ جهان و جایگاه انسان را در آن مصوّر می کنند، در تالارهای موزه برپا بود. تنها هنرمندی که نشانی از خداوند بخشنده مهربان در اوست می تواند شاهکارهایی این چنین بی مانند بیافریند که در آنها کردارهای معنوی و دستاوردهای نوع انسانی، دست کم در دوهزار سال گذشته، تا این پایه محسوس و طبیعی بازتاب یافته است؛ و این همه حساسیت را شما در طریق نیکی، روشنی و هماهنگی گسترده اید، طریقی که گام به گام هر دو هنرمند و بیننده را به ساحت ِ علوی خواست متعالی و مطلوب لطف خداوندی نزدیک تر می کند. ما با گام نهادن در جهان شخصیت های آثار شما اندک اندک سختی های دنیوی انسان ها را از یاد می بریم. جهان های ما کم کم از بیهودگی ِ تباهی پذیر جنجالهای روزمره آسوده می شد و آن گاه شخصیت های آثار شما درخشان تر و روزشن تر دیده می شدند، و سرانجام در پاکی و شفافیّت چون پرتو آفتاب می گشتند. امیدوارم آشنایی مان با آثار خلّاقه شما ادامه یابد، به یادبود خاطره دل نشین هنرتان، تابلوی بسیار زیبای "طبّال دوردست" شما را با خود داریم که در مجموعه ما و در کنار میراث خلّاقه ت . ج . شِوچنگو نابغه اوکراینی چون مرواریدی تا ابد خواهد درخشید. استاد گرامی، آرزومندیم که در همه کارهایتان بخت یارتان باشد و کوشش های خلّاقه تان سالها و سالها ادامه یابد، و ما را به سوی ملکوت جاودانی خداوند هدایت کند. ------------------------------------------------------------------ پرفسور فرانسیس ریشار سرپرست بخش هنرهای اسلامی موزه لُوور موزه دار ارشد سابق، بخش نسخه های خطی، کتابخانه ملّی فرانسه (پاریس)
رنگ های اعجاب انگیز لازمه هنر نقاشی معاصر ایران این است که آفریننده آن از ذوق و استعداد مضاعفی برخوردار بوده و در عین حال که نقش آفرین چیره دستی است باید به خوبی و با ظرافت تمام از ریزه کاری های یکی از غنی ترین سنت های نقّاشی عالم نیز آگاه بوده و بر اسرار فنی و رموز زیباشناسی آن دست یافته باشد . هرکه برای نخستین بار طرح یا نقّاشی ای از محمودفرشچیان را ملاحظه نماید، هیجان شدیدی در خود احساس می کند و از همان اولین لحظه در می یابد که فرشچیان هنرمندیست که گرچه همه اصول و منابعی را که استادان پیش از او می دانسته اند چگونه از آن بهره برداری کنند، عمیقاً و به خوبی می شناسد. با این همه اثر هنری او تشخّص ویژه خود را داراست. همین کیمیاگری است که فرشچیان را یکی از اساتیدی ساخته است که هرگز کسی از لذّت بردن و مجذوب شدن به غنا و تنوّع آثار او خسته نمی گردد. کیست که تحت تاثیر جاذبه آن آزمونه پالت غنی و سرشاری که از رنگ های گونه گون نقّاشی های فرشچیان آفریده می شود، قرار نگیرد؟ او با شجاعتی بی سابقه و شگفت انگیز در به کار بردن رنگ های بسیار تند که گاه ملایم و رنگ باخته به نظر می آید از حس غریزی و خدادادی بهره می برد که همان رنگ ها را با سایه روشن هایش بصورت یکی از زیباترین و دل ربا ترین ویژگی های نقاشی معاصر ایران به جلوه درآورده است. از این روست که بینندگان خود را در برابر برترین سنّت موروثی رنگ آمیزی و تذهیب کاری ایرانی می یابند. همان سنّت بازمانده از نقّاشان دوران تیموری و صفوی که به گونه ای باورنکردنی احساس شگرف و درک پیشرفته ای از "رنگ" داشتند. آن حس با مشاهده هر روزه مناظر و چشم اندازهای ایران با کوهستانهای پوشیده در رنگهای اعجاب انگیز و آسمانهای رنگارنگش که از زیباترین آسمانهای عالم است. در بینندگان نیرومندتر و شفاف تر می شد. اینکه آسمان ایرانی نوبه به نوبه از رنگی سرخ و آتشین که گویا زرّین است به رنگی آبی و گسترده که ستارگان درخشان آن را آراسته و در آن جای گرفته اند درمی آید، همان تناوب سنّتی مینیاتور ایرانی است و همین احساس به حدّ کمال نیز در هنرمند ما وجود دارد و او آن را با مهارت و ظرافت خاصّی بر روی آزمونه خود در هم می آمیزد و با تنوّع رنگها و سایه روشن های موّاج آن هنر آفرینی می کند. در رویکرد به هنر فرشچیان، شناخت پُردامنه و اطّلاع وسیع او از مجموعه آثار تصویر سازی سنّتی ایران را باید به خاطره سپرد. او با روشن بینی ماهرانه و ظریفی پرده های نقّاشی را که متقدّمان بر او با الهام از متون پُرآوازه ادب فارسی ساخته و پرداخته اند به خوبی می شناسد و همین متون که شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی است همواره روح ایرانیان را تقویت می بخشد و عرصه های رزم و صحنه های بزم و منظره های شکار و لحظه های دیدارهای عاشقانه در آنهاست که یکی پس از دیگری در آن پرده های نقّاشی ظاهر می شود و بدین وسیله دنیای تصوّرات و تخیّلات ایرانیان فرهیخته، آباد و سرسبز می گردد، منظور همان دنیایی است که شعر فرمانروای بلامنازع آن همواره در خدمت بیان مفاخر و مایه مباهات گذشته ای فارغ از قید زمان می باشد، فرشچیان که مایه گرفته و انباشته از همان مجموعه است مقام مشخصّی را در سلسله نقّاشان سنّتی ایرانی داراست. به این پرندگان خیال انگیز به سیمرغ هایی که بعضی آسمانها را زیر بال و پر خود گرفته اند. باید این قهرمانان اساطیری ایران باستان که نبردهای دلیرانه آنان را هنر این نگارگر به زمان حاضر آورده بیندیشیم. همه ایرانیان که نموداری از انسانهایی هستند که در شرایطی سخت پایداری می کرده اند، سراینده این نغمات و آفریننده این لحظات که آدمی می کوشد تا از دست قضا و قدر، یا گردش همان چرخ گردونی که طالع بینان سعی در رازگشایی آن دارند، بگریزد. فرشچیان است که موفق می شود لحظاتی از آن خوشبختی فراگیر را به چنگ آرد و به منظور آرامش بخشیدن به ما، با قلم موی تحسین برانگیز و فریبای خود بر روی کاغذ پای بر جای نگهدارد. ولی بی هیچ تردید سخن گفتن درباره هنر این هنرمند بزرگ بدون یادآوری و بیان تخیّل فوق العاده و باورنکردنی و خلّاقیّت توانمند او مشکل می نماید. هنری که می توان گفت به صورت رویا جلوه گری می کند. رویایی که دوستان ایرانی ما آن چنان اهمیّتی در تعبیرش قائلند که آن را در حدّ پیشگویی می شمارند. پیچ و خم و فراز و نشیب هایی که آرایه ترکیبات نقاشی فرشچیان است نیز در خدمت همین رویاست و آنها حالتی از همان ابرهایی که مظهر جاودانگی است، می باشند که ایرانیان از آغاز قرون وسطی برای پوشش و آرایش آسمانها در نقاشیهاشان پذیرفته وبه کارگرفته بودند. این پیچ و خم ها و منحنی های بی شمار ما را با خود به گرداب های بی پایانی از رویاها می برد و درباره خودمان به پرسش وامی دارد که ما کیستیم؟ ازکدامین جهانیم؟ آیا ما از ساکنان همین جهانی هستیم که قلم موی فرشچیان آن را بدین صورت درآورده است؟ این هنرمند ما را به همراه خود در برابر سؤالات و پی جویی های بزرگی از زندگی انسان قرار می دهد. آن مردان جوان، زنان یا فرشتگان که شاید نیز همان "پریان" باشند. به بهترین وجه احساسات والا و لطیفی را متجلّی می سازند . کیست که چهره های فریبا و دلربای زنانی را که شاهکارهای این هنرمند گویی به آنان جان بخشیده است، با دیده تحسین نگریسته باشد؟ آنان با دلربایی ای که آمیزه ای از صفا و پاکی و هیجان انگیزی شدیدی است، تماشا کننده را محسور خود می سازند و او را به دنیای خیال می کشانند. چه تضادی میان جامه های کم رنگ و رخسارهای سبزه با آن نگاه های آتشین و غیرقابل نفوذ آنهاست. این پری پیکران، دامن کشان از لابه لای جامه های گره زده و پُرچین و شکن شان، همانند شعله هایی آتشین سر بر می آورند و با حمایل های بلند رنگارنگ که بر گردِ بر و دوششان می پیچد گوئیا برای رقصیدن آهنگ می نوازند. این پیچ و خم دادن و اوج و حضیض بخشیدن بدان چهره ها همان نقاشی است که آن نیز دقیقاً در راستای سنّت نقّاشان بزرگ هرات در پایان قرن پانزدهم میلادی است و مگر توجّه عمیق بدان و بیان دل انگیز آن نیست که کمال الدّین بهزاد نقّاش را بزرگ ترین استاد در میان همه نقاشان سنتی ایران ساخته است؟ و بهزاد نیز قاعدتاً آن را از زندگی صوفیانه خود الهام گرفته که او را در تحقّق چنین نوآوری اعجازآمیز و کریمانه مجاز ساخته است. هنر فرشچیان در این جهت بسیار توانمند است زیرا با زبردستی خیره کننده ای که برخلاف منش و روش ظریف اوست با قدرتی کوبنده با انسان امروزی سخن می گوید و براساس سنّت نقاشی ایرانی، در دنیایی فارغ از زمان، در ناکجا آباد از راه و رسم و موضوعات بنیادی زندگی انسان، نیروی حیات بخش و شورش و عشقی، نبرد با عناصر ناسازگار – دادادگی و شیفتگی – اندوه مرگ، سرود می سراید. هنر ایرانی آن چنان سرشار از دنیای لبریز از مظاهر و تصاویر است که به خودی خود جهانی دیگر است و فرشچیان کلید این جهان را داراست. او ما را به دنبال خویش به گشت و گذار اسرارآمیزی می برد که تخیّلمان مسحور و مجذوب و نیازمان به زیبایی سیراب می گردد و با خشنودی و رضایت کامل به این جادوگر که همان نقاش است تن می دهیم و سر می سپاریم و او مارا به رازگشایی و کشف دنیایی از نعمت و توانگری که هیچ گمان بدی را در آن راه نیست می برد. با این همه، برای متوجّه شدن و درک کامل غنای کامل این دستاورد صورتگری که خطوط و ظرافتکاریش همانند چین و شکن زلفان محبوبان آن قدر ظریف است که نامرئی به نظر میرسد. راهی جز آفرین گفتن و تحسین کردن نمی ماند. باید عنان خیالمان را رها کنیم تا به دنبال تخیّل این هنرمند رود و بگذاریم او ما را با خود به همان خلسه یا "حال" تقریباً صوفیانه ببرد. آیا زیباتر از این می توان به ذوق و قریحه این هنرمند ادای احترام کرد؟ ------------------------------------------------------------------ کویچیرو ماتسورا – مدیر کل یونسکو سرآغاز کتاب برگزیده آثار محمود فرشچیان چاپ شده توسط یونسکو مایه مسرت و مباهات من است که خواننده را به جهان رویاگونه محمود فرشچیان خوشامد گویم. جهان او براستی قلمرو سحرآمیزی است که در آن واقعیت و خیال در برابر یکدیگر قرار نگرفته اند بلکه با همسازی و همنوایی تخیل حیرت انگیز به هم آمیخته و توام شده اند. در نقاشی های محمود فرشچیان طبیعت و اشیاء را چنان که هستند می توان بازشناخت اما در عین حال به طرز رازآمیزی دگرگون گشته اند. بدین معنا که گرچه ظاهراً در نظر آشنا می نمایند ولی به یاری مهارت و بینش هنرمند کیفیتی فوق العاده و ناشناخته یافته اند. فرآیند دگردیسی جالبی که محمود فرشچیان در ترکیب بندی و تکامل هنر خویش به کار می گیرد تنها با حدس و گمان دریافتنی نیست. او از سنّت های متنوّع و پُربار و سرشار فرهنگ ایرانی سود می جوید و همزمان خلاقانه به جهان معاصر نیز می پردازد: او خاطره های دیرین و میراث سرزمین خود را فرامی خواند تا در گنجینه اندوخته های خویش را بگشایند و درضمن از تازگی و ارتباط بی واسطه زمان حال نیز برخورداری می جوید. استادی او استادی افسونگریست که گذشته و حال و آینده را در جلوه گاهی شکوهمند و والا فارغ از قید زمان به هم می آمیزد. مجموعه حاضر که آثار اخیر فرشچیان را در برمی گیرد گواه زنده ویژگیهای معنوی استثنائی و بی تردید یگانه او در مقام یک هنرمند است و در این باره آنچه بر همه ی ما مسلم می باشد این است که: هنر محمود فرشچیان ماندگار خواهد بود. -------------------------------------------------------- دکتر شیکنوبوکیمورو رئیس موزه هنر استانداری هیوکن - ژاپن
فرا طبیعت گرائی در سرشت بی نهایت، هر عنصری دارای گردباد خویش است؛ آنگاه که رهرو گسترده ابدیت گردباد خود را تا به غایت پیمود، آن را به درون گویی همچون یا ماه یا جهان پرشکوه درخشانی طوماروار می پیچید و در چشم انداز هستی به این منوال بهشت گردبادیست که رهرو گستره ابدیت در ازل از آن گذشته است، آشکارا می بیند. و زمین گردبادیست که هنوزش تا به انتها پیموده است. ( ویلیام بلیک : "میلتون" ، بیت های 1804تا 1808 ) هم چنان که این شعر بازگو می کند. گردباد از دوران باستان همواره نماد گذرگاه در سفر به کائنات بوده است. گردباد سرچشمه راستین ابدی و کیهانی وحدت است. ویلیام بلیک درشاهکارهای نقّاشی خود نیز از گردباد در مقام عنصر اصلی استفاده کرده است: در چین نیز مفاهیم مشابهی از گردباد زمانی که لائوتسه درباره "طریق تائو" سخن می گفت وجود داشته است. من از آن رو نقل قول این شعر بلیک را برگزیدم که تصویرپردازی پویای گردباد در آثار استاد محمود فرشچیان را به بهترین وجه بازگو می کند. البته تابلوهای او صرفاً شکلهایی از گردباد نیستند، بلکه بازنمودی از منظومه های حماسی مانند شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی می باشند و پیشه تاریخی آنها را به گونه ای شکوهمند و والا می نمایانند. مهارت هنری محمود فرشچیان در کاربرد خطوط فاخر و استوار، رنگ های پرتلالو و با شکوه و تلفیق و همامیزیهای موشکافانه نشانگر جهشی عظیم در شیوه های هنری مکتبهای هرات تبریز و اصفهان است که در دوران رنسانس ایرانی عصر تیموری و صفوی شکوفا بوده اند. مکتب اصفهان اوج مهارت در خلق تابلوهای بی شمار با درون مایه حیات این جهانی است که اندکی به درخت و سبزه آراسته شده اند، و رضا عباسی درکاربرد خطوط نرم و موزون و باوقار به قصه عرضه نقش های حسّی و دلپذیر مهارتی بسزا داشت. محمودفرشچیان، درعین حال که آن ویژگی هارا به میراث برده است، در آفرینش خطوط گسترده و فراگیر و مواج و کاربرد آنها در ترکیب بندی گردبادهای اصیل و ابتکاری خویش شیوه ای منحصر به خود دارد . فرشچیان با طرحهای نبوغ آسا و مبتکرانه، رنگ های باشکوه و ترکیب بندی های چرخان خود بیننده را در سفری خیالی به سرزمین خاطره ها و جهان رویاها رهنمون می گرداند و آنهمه را آزادانه نمود می بخشد. توصیف تابلوهای او الهام بخش من در برساختن واژه ای تازه بوده است: " فراطبیعی = سورناتورال ". با این همه باید بیفزایم که فراطبیعت گرائی ( سورناتورالیسم ) با آنچه به اصطلاح " فراواقعیت گرایی " ( سورئالیسم ) خوانده می شود یکسان نیست. فرا واقعیت گرائی واقعیت را انکار می کند و در تاریکی به دنبال وضعیتی اعتدالی از آگاهی است. اما محمود فرشچیان در کمال استقامت و آرامش در قلمرو واقعیت محض مقام گرفته است و در عین حال "واقعیت " را با رویای "فراطبیعی" یعنی خیالواره ای که از آن خود اوست آمیخته و به پیروزی ناشناخته و رازآمیزی دست یافته است. فرشچیان در ظاهر تصویری از امید عرضه می کند، اما در باطن سرشار از حس هیجان و بی قراریست. بدین لحاظ می توان تابلوهای او را "رناتیسیم فراطبیعی" خواند که جریانهای پویا در کانون آن قرار دارند. بنابراین همچنان که بلیک و لائوتسه خاطرنشان کرده اند، فرشچیان در آثار خود ابدیت کائنات را به یاری چرخش های خیره کننده بازنمایی می کند. -------------------------------------------------------------- پرفسور دکتر امبرتو بالدینی استاد کرسی تاریخ هنر و رئیس دانشگاه بین المللی هنر فلورانس - ایتالیا
نقش آفرین معنویت جهان از زمانی که شهر "فلورانس" زادگاه عصر روشنگری و خیزگاه جهش هنری اروپا به عنوان خواهرخوانده یا همزاد فرهنگی شهر "اصفهان" پروراننده فرزانه ترین هنرآفرینان و جلوه گاه شکوهمندترین نمادهای هنری شرق اعلام گردید، علاقه من به مرور تاریخ هنر ایران و شناخت هنرمندان آن سرزمین بیشتر شد. در مسیر همین گشت وگذار تحقیقی بود که با آثار محمود فرشچیان صورتگر نامور ایران آشنا شدم. شگفتی و هیجان برخاسته از این کشف هنری مرا به لایه های درونی فرهنگ ایران فروبرد و تا سده های میانی اسلامی که یکی از ارجمندترین عهُود هنری جهان است و اوج آن را در مکتب هرات و اصفهان می توان دید، و نیز تا ادوار باستانی این خاستگاه یکی از مدنیّت های عمده جهان پیش راند. این کشاکشهای کنجکاوانه پرسش هایی را در ذهن من تبادر کرد، از جمله: با توجّه به زبان فوق العاده تصویری گویندگان بزرگ ادب فارسی، زبانی که به قول مستشرق شهیر ایتالیا جاودانه یا " الساندروبوزانی" استاد ممتاز همین دانشگاهی که من افتخار ریاست آن را دارم " ... زیبایی و کثرت اشعار فارسی را با هیچ زبان دیگری نمی توان مقایسه کرد ..." چگونه ممکن است تصور کرد که هنر نقّاشی در آن سرزمین به نقشهای زیبا و دل انگیز عالی قاپو یا کاشی کاری های مجلّل و خیره کننده مسجد شیخ لطف الله منحصر بوده باشد، یا اگر صورتگران و طراحان چون بهزاد و رضا عبّاسی حضور داشتند. پیشینیان آنان کجا بوده اند " با عنایت به این که هنرهای تجسّمی وسیعاً و عمیقاً با هم مرتبط اند، در عصری که تخت جمشیدی، نماد عالی ترین هنرمعماری آن روز جهان، نقش رستم، حاصل دست های حجاران ممتاز زمان و جامهای طلای هخامنشیان کار والای زرگران چیره دست دوران در دیدگاه ماست. غیبت صورتگران و نقش انگیزان را چگونه می توان پذیرفت. "مایکل هارت" نویسنده کتاب ارزشمند "یکصد شخصیّت اثرگذار تاریخ"، مانی نقّاش بزرگ ساسانی را که گفته اند با نقشهای خود مردم را سحر می کرده است یکی از این صد شخصیت اثرگذار معرّفی می کند و در طبقه بندی خود حتّی او را مقدّم بر هومر و کوروش و شارلمانی قرار می دهد. آیا می توان قبول کرد که مانی تنها نقش آفرین ایرانی زمان خود بوده یا بدون زمینه ی قبلی تصادفاً و به طور ناگهانی به ظهور رسیده باشد؟ محقّق نامدار ژاپنی "ریواچی هیاشی" در کتاب "جاده ابریشم" از یک شاهزاده ساسانی تبار به نام "پیروز" خبر می دهد، که دولت مقتدری را در آسیای مرکزی تشکیل داد و هزاران هنرمند مهاجر ایرانی از جمله نقّاشان را به گرد خود جمع کرد. اگر چینی ها در ضمن تاریخ تفضیلی امپراطوری تانگ از او آن هم به عنوان "پی لوچی" نام نمی بردند امروز چگونه می توانستیم باور کنیم در چین فرمانروای ایرانی تباری وجود داشته است. قراین دیگری هم وجود دارد که طرح پرسش های بیشتری درباره این حلقه گم شده فرهنگ ایران را موجّه می دارد. آنچه مسلم است این است که سرزمین هنرپروری چون ایران نمی توانسته است از وجود نقش آفرینان سترگ در مقیاسی وسیع بی نصیب بوده باشد. خوشبختانه ظهور سلسله ای از صورتگران بزرگ در ادوار اخیر این فرضیه را به یقین تبدیل می کند: اگر کمال الملک را آغازگر فصلی نو با قوسی تازه از منظومه نقّاشی ایران به حساب آوریم به اعتقاد من محمود فرشچیان کلام آخر و درخشان ترین فصل این منظومه تا این زمان به شمار می آید. او از هیجده سالگی با آفرینش اثری به نام "گل آدم" نشان داد که تصویرگری استثنائی است. در این تابلو نه تنها به بُعد متعارف نقش تسلط یافت بلکه بُعد سوّم یعنی پرسپکتیو را که در بین نقّاشان ایرانی کمتر رعایت می شد در اوایل کار خود وارد کرد و سپس از آن هم گذشت و به پرسپکتیو حسّی سیری آفاتی به اقلیم فرشتگان که استعاره ای از مدارج عرفانی ست رسید. برای وصول به این منزل و مدارج بعدی، فرشچیان راهی طولانی و عمیقاً هوشیارانه را طی کرد. در سروده های شاعران عرفانی ایران صبورانه تعمّق کرد؛ به جستجوی تامّل در آثار مشاهیر نقش آفرینان جهان در موزه های اروپا و آمریکا پرداخت و قدم به قدم به کار خود که از قریحه ی ذاتی و نبوغ خدادادی نیز به حدّ وفور سود می برد، غنا بخشیدن و بدین ترتیب در هنر خود به مرتبه جهانی رسید. فرشچیان در فکر نقش آفرینی گُل نیست. او می خواهد ما عطر گُل را درک کنیم و سعی بر آن دارد که چشم ما را به دنیایی که خود ناظر آن است بازکند و در عالم رنج سرمستی با رنگ های جادویی بیننده را از سرای مشهود به دنیای ماورا طبیعت هدایت نماید. او از حیث ظاهر در نقشهای ماندگار خود آمیزه ای از معنویت شرقی و شیوه ربی را به خدمت گرفته و نگاره هایش آیینه ای است از شکل و شمایل ایرانی که در عین اصالت دل هر صاحبدلی را به یک نظر می رباید. امّا برای دریافت باطن یا بافت درونی کار فرشچیان دیدی ژرف نگر لازم است و صبری زمانگیر. فرشچیان در حوزه نقّاشی ایرانی یک نقطه عطف و پدیده شگفت به شمار می آید. ادامه هنر تابناک این هنرمند فرهیخته ایران را آرزومندم. ----------------------------------------------------------- پرفسور الینورسیمز معاون سابق رئیس موزه بخش اسلامی موزه هنر منروپولیتن
پرفسور ارنست کروبه اولین رئیس موزه هنراسلامی در موزه منروپولیتن
نوآوری برجسته در قرن بیست و یکم
محمود فرشچیان در مقام یک هنرمند پدیده ای استثنائی در قرن بیست و یکم است. او ریشه در سنت طراحان سرزمین خود ایران دارد، اما در عین حال آثار اخیرش بسیاری از جنبه های هنر نقّاشی ایرانی، مانند توازن و نیز پیوند با سنّتهای ادبی پربار شعر را که ویژگی ژرف و زیربنائی نقّاشی ایرانی در سده های چهاردهم تا هفدهم بوده، اعتلا بخشیده است. آثار اخیر او انگاره های تصویری ایرانی را که همواره عنصری بنیادی در ویژگی ملّی آن سرزمین بوده از "تجسّم گرایی شعر" رهانیده و از "ابزار صرف تصویرسازی" به هنری مستقل و خودکفا تبدیل کرده است. در واقع اندازه نقّاشی های فوق العاده او و استفاده از رنگ مایه های آبرنگ و کاربست بی واسطه آن بر روی کاغذ سفید خالی و بدون پیش طرح اوّلیه دو جنبه از بیانیه استقلال او از شیوه کلاسیکی است که پیشینیان اش با شناختی از زیبایی در نقّاشی خود از آن سود جسته اند. نظاره نقشی که با اشاره آمرانه قلم موی از رنگ پر بار در دست ماهرانه فرشچیان با رنگ و صفحه سفید خالی پیوند می خورد به اصطلاح مانند حضور در لحظه آفرینش است. تماشای شکل گیری کامل یک تابلو دست کمی از ماجرای سحرآمیز ندارد. این توصیف یادآور سخن هنرشناس معروف آسیایی، امپراطور مغول اکبرشاه است که درباره قدردانی ویژه نقّاشی از خداوند در مقام برترین بخشنده زندگی بر زبان رانده است. می توان گفت که فرشچیان به صفحه خالی از نقش با جامی سرشار از الهام رو می کند و اشکال فرازندگی مانندی را به تصویر می کشد. این که فرشچیان با رنگ مایه های مات اما قابل حل در آب و با برگهای کمابیش بزرگ کاغذ آهار شده کار می کند، خود از نوآوریهای اوست: چه تکنیک آبرنگ به طور سنّتی مناسب نقّاشی در اندازه های کوچک و کاربست سریع رنگ تر است که در صورت خشک شدن معمولاً غیرقابل تغییر می گردد. با این همه بسیاری از بخش های تابلوهای او به هرحال به طور سحرآمیزی شفّافیّت نقّاشی های آبرنگ را حفظ می کنند. تصاویر او همچنان که یاد شد از تصویرهای سنّتی در دست نویسهای ایرانی یا نگاره های تک چهره ای که بر آلبوم ها نصب شده اند یا در مجموعه ها گرد آمده اند، بزرگ ترند، امّا از لحاظ اندازه کوچک تر از دیوارنگاره هایی هستند که بناهای معروف دوران متاخّر صفوی در اصفهان، زادگاه فرشچیان را زینت بخشیده اند. افزون بر این، نقّاشی های فرشچیان کم ترین پیوندی با آثار محمّداسماعیل آخرین طرّاح بزرگ اصفهانی ندارد که در کارگاه خانوادگی خود آموزش دیده بود و نقّاشی هایش در اندازه کامل مینیاتور و انباشته از صدها چهره بسیار خرد. تا اواسط سده نوزدهم در آرایش ابزارهای سودمند مانند جعبه جواهر قاب آینه و قلمدان کاربرد داشتند، در برابر فرشچیان نگاره های تصویری خود را به عنوان اجزای لازم تصویرسازی بزرگ تر و پیچیده تر می پرورد که در آن ها چهره های انسانی – که به ندرت بیش از دو یا سه چهره اند – با فضای خود ( چه طبیعی و چه معماری) می آمیزد و حس "روایت" تنها از عنوان خاطره انگیزی که نقّاش بر تابلو نهاده است برگرفته می شود. جنبه های دیگر این نقّاشی های خارق العاده فرشچیان نیز نیازمند شرح و تفسیر است. نقّاشی های او غالباً از موجودات افسانه ای انباشته اند. جانوران از ابرها شکل می گیرند: چهره های نامتعارف را از لابه لای صخره ها و درختان می توان بازشناخت: جامه های موجدار صورتهای انسانی یا موجودات فرا واقعی به خود می گیرند. این همه به نظر می رسد که از تخیّلی نیرومند برآمده اند. جنبه منحصر به فرد دیگر در نقّاشی های فرشچیان شتابه های مدوّر چشم گیر در بسیاری از نقّاشی های اوست. نقّاشی های عالی در دوره های گذشته ایران قطعاً بر مایه ساختار زیربنائی دایره وار تصویر شده اند. آثار بهزاد نقّاش بزرگ دوره تیموری و سلطان محمّد نقّاش بزرگ دیگر دوره صفوی از نخستین نمونه هایی هستند که به ذهن میرسند. با این همه در قیاس با این استادان گذشته ایران، تصویرپردازی دایره وار فرشچیان به نحو شگفت انگیزی پویاترست و چهره ها و شاخ و برگ ها و موجودات افسانه ای چنان با یکدیگر در چرخش و پیچ و تاب اند که گویی همه در گردابی جای دارند: و این همه به شیوه ای سامان گرفته است که حدّ قدرت دست صورتگر فرشچیان را یکسره آشکار میسازد. درواقع، این جنبه ای رازگونه از هنر فرشچیان است که رنگ آمیزی فوق العاده ی او سعی در پنهان کردنش دارد: با این حال از آن جا که در زیرساخت همه آثار او قرار دارد. از نخستین " نقّاشی" قلم موی اش نیز پیداست، و حتّی بیش از آن در آثار کمیاب قلمی و بخش های تک رنگ نقّاشی های آبرنگ مات او دیده می شود. به این دلائل و نیز به دلیل احترام او به هنر والای نقّاشی ایرانی، استاد محمود فرشچیان نه تنها میراث دار شایسته این سنّت چندصد ساله است بلکه فراتر از آن هنرمند نوآور برجسته ای در قرن بیست و یکم به شمار می رود. -------------------------------------------------------------------- استاد هوانگ جو نقّاش بزرگ چین و ریاست مرکز تحقیقات هنری چین و رئیس موزه یان هوانگ پکن
هنر ماندگار عصر ما دوران نوجوئی و نوآوری است و برای ملتهایی که بنا به سابقه تاریخی و فرهنگی خود دارای سنّت هنری هستند عبور از مرحله کُهن به نو در هنرهای سنّتی و ملّی یکی از پیچیده ترین مسائل و از مهم ترین تعهّدات هنرمندان در برابر جامعه است. من به انگیزه علاقه دیرین خود به هنر به مطالعه و بررسی آثار هنر ایران به خصوص نقّاشی سنّتی توجّه و گرایش خاص دارم. برگزاری سمینار و نمایشگاه هنر ایران با همکاری دانشگاه پکن و موسسه یان هوانگ مخصوصاً سخنرانی و مباحث ارزشمند دکتر مظفّر بختیار استاد ممتاز دانشگاه پکن و متخصّص عالیقدر در هنر و فرهنگ چین موجب شد تا هنرشناسان آگاهانه تر و با دیدگاهی روشن تر به آثار کلاسیک هنرایران و ارتباط ظریف و عمیق بین هنر چین و ایران بنگرند. نقّاشی های کمال الدّین بهزاد و رضا عبّاسی و محمودخان صبا ستایش ما را برانگیخت و آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی نشان داد که هنر والای خوشنویسی تا چه حدّ می تواند خود را از قید زبان و کلام رها سازد و به عنوان هنر محض و مستقل و غیروابسته جایگاهی ویژه و متعالی یابد. در بین هنرمندان معاصر استاد محمود فرشچیان که شهرت جهانی دارد و موفّق شده است در نقّاشی سنّتی با حفظ اصول و اصالتهای آن نوآوری نماید و دارای سبک و مکتب خاص و تاثیرگذار گردد. اهل هنر درمی یابند که نوآوری و رسیدن به شیوه ای متمایز و ممتاز شخصی در هنرهای سنّتی که اصالت آن در حفظ سنّت است تا چه حدّ مایه ذوق و خلّاقیت و قدرت ابتکار توام با شناخت دقیق و اصیل از میراثهای فرهنگی و تاریخی و درعین حال برداشت درست و صحیح از نوآوری لازم دارد. این همان راهی است که نقّاشان و اساتید سنّت گرای چین نیز در پیش گرفته اند و بعضی از آنان هم در این زمینه دست آوردهای موفّقیِت آمیز داشته اند. این امتیازات و ویژگیهای هنری استاد محمود فرشچیان را به صورت یکی از چهره های درخشان هنر نقّاشی معاصر درآورده است و از معدود هنرمندان ماندگار ساخته که تنها فرزند زمان خویش نیستند و ارزشیابی آنان فقط به معیارهای زمان و مکان خودشان محدود نمی گردد. اینان به همه ادوار هنر متعلق یافته اند. ------------------------------------------------------------------------- پرفسور استوارت کری ولش رئیس موزه های هنرو دانشگاه هاروارد - آمریکا
هنرمند جهانی جناب آقای فرشچیان بسیار گرامی مهارت و استادی استثنائی شما، این همه فضاها، شکل ها و افسانه هایی را که از هنر نقّاشی کلاسیک ایرانی می شناسیم به افسونگری وامی دارد. استادی شما در کاربرد قلم مو و رنگ مایه و نیز دلبستگی ژرف و عمیق تان به سنّت زنده و زندگی بخش، رهروان جهان نگارگری و طراحی هایتان را پاداشی به سزا می بخشد. برای فرد غیر ایرانی ای چون من که در بیشتر زندگی خود، اندکی بیش از شما، سخت شیفته نقّاشی ایرانی بوده ام، بازشناسی بسیاری از نقش مایه ها و شخصیت پردازیها در آثار شما هیجان انگیز است، روح سلطان محمّد، میرزا علی و رضا عبّاسی و بسیاری از یاران دیرین دیگر در تصاویرتان جان تازه ای یافته اند. با این همه، شما در مقام یک شهروند جهانی و ایرانی درک و شناخت خود از دیگر استادان هنرمند، از اروپا تا چین و فراتر از آن را نیز در آثار خود ارج می گذارید، برای نمونه، احساس من این است که شما نیز مانند من تخیّل شگفت انگیز " گوستاو دوره" افسونگر نابغه را که خطهای سرزنده و انگاره های رقصانش حتّی بر لب سلطان محمّد لبخند شادی می نشاند، تحسین می کنید. ------------------------------------------------------------------ پروفسور دکتر برت فراگنر رئیس کرسی ایران شناسی، زبان، تاریخ و فرهنگ دانشگاه هامبورگ - آلمان
هنری در خدمت تمام بشریت از دیرباز با دوستان هنردوست خود این بحث را داشته ام و هنوز ادامه دارد، که آیا هنر سنّتی ایران، و به ویژه هنر نقاشی و معماری هنوز می تواند در عصر حاضر و در قرن بیست و یکم قدرت و نیروی خود را همچنان نگهداری کند، یا شاید دیگر با شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر ما مناسب و سازگار نیست. در طول سی وپنج سال اخیر، تا کنون چندین بار با آثار گوناگون هنر معاصر ایرانی روبه رو شده ایم و گاه برداشت ما این بوده است که شاید برخی از آن تصاویر یا ساختمانها نه تنها از سنّتهای اصیل پیروی نکرده اند بلکه نتوانسته اند پاسخگوی مسائل مطرح در عصر حاضر نیز باشند. در برابر این موارد، تعداد آثار هنری نیز بی شک استادی و مهارت سازندگان خود را نشان داده اند امّا در ایجاد رابطه میان خود و روح زمان جدید و معاصر توفیقی نداشته اند، کم نبوده است. به محض اینکه با آثار آقای محمود فرشچیان روبه رو شدم بلافاصله متوجّه شدم که این شخصیت هنری همان کسی است که در برقراری سازگاری و تناسب بین سنّت قدیم ایرانیان و عصر جدید از همه هنرمندان موفّق تر بوده است. تا کنون نقاشی ایرانی را ندیده ام که در تلفیق این دو عنصر به درجه ای از تکامل رسیده باشد که در آثار محمود فرشچیان مشاهده می شود. بنابراین روشن است که چرا یونسکو نشر آثار ایشان را بر عهده گرفته است. نقّاشی محمود فرشچیان آثاری را نشان می دهد که پیوند تمام عیار با هنر اصیل ایران دارد، امّا بیش از آن هنری را نمایان می سازد که از آنِ تمام بشریت و همه جهان نیز به شمار می رود. از این رو، به هنرمندی برجسته و بی نظیر محمود فرشچیان تبریک عرض می کنم و امیدوارم ایشان در آینده نیز آثار پُرقدرت و بی مانندی در دیدگاه جهانیان قراردهند. ---------------------------------------------------------------------- پرفسور رابرت هیلن براند استاد هنر اسلامی دانشگاه ادینبورک - اسکاتلند
زیبایی آفرینش استاد محمود فرشچیان در کشور زادگاه خود از موفّقیّت چشم گیری برخوردار است و آثار او در موزه آستان قدس رضوی در مشهد و موزه فرشچیان در مجموعه تاریخی- فرهنگی سعدآباد تهران در معرض دید دوستداران هنر قرار دارد. در قلمرو هنر مدرن ایران، سبک فرشچیان دارای جایگاه بی همانند و بی تردیدی ست: اما گذشته از آن، آثار او جاذبه دیگری نیز دارد. مشاهده اینکه چگونه یک سنّت باستانی در هر عصری در پوششی تازه و بدیع عرض وجود می کند و تجلّی می یابد، همواره مایه خشنودی بوده است و انگاره های بازآفرینی شده در مجلّد سوّم نقّاشی های محمود فرشچیان گواه راستین این مدّعاست. این تابلوها در خطّ و رنگ بازتابی هرچند دور و کاملاً کم رنگ از آثار صفوی سده یازدهم در خود دارند. امّا مضامین آنها برروی هم چنین نیستند، بلکه مسیر تخیّل و حال و هوای کاملا ً متفاوتی را دنبال می کنند. آنچه این مضامین عرضه می نمایند همانند بسیاری از نقّاشی های مجموعه های پیشین فرشچیان، تاملات ژرف تری در درونمایه های انتزاعی مانند "محبّت"، " عطوفت" و " وساطت " است و با استفاده از عنوان های خاطره انگیزی مانند "در راه ملکوت" و "سراب" به منزله محرکه الهامات هنری، بیننده را به فراسوی موضوع ظاهری پرده سوق می دهند. ویژگیهای برجسته این آثار را از طریق بررسی جنبه های یکی دونمونه از آنها بهتر می توان ارزیابی کرد، گرچه این خود با در نظر گرفتن پیچیدگی های بی اندازه محتوا و جزئیات آنها کاری بسیار دشوار است. در مجلّد دوّم مجموعه حاضر متن دیباچه دارای حاشیه هایی است که در آن موجودات زنده در متن اسلیمی اصیل که مدام در حال پیدایش و گسترش است، پیوسته رخ می نمایند. بدین ترتیب، مرز گذار میان حیات نباتی و حیوانی کم رنگ می گردد. از این لحاظ، این حاشیه ها از توجّه ستایش آمیز به "وحدت وجود" مایه می گیرند. این مفهوم که از سوی عارف فلسفی بزرگ ابن عربی به گونه ای ماندگار شرح و بسط یافته است. ضرباهنگهای موّاج و وهم انگیزی را القا می کند که در آنها اشکال خلق شده در یکدیگر حل می شوند. در اینجا زبان عرفان و زبان استعاره با هم می آمیزند. محتوای طرح های حاشیه در مجلّد دوّم آثار محمود فرشچیان بی نهایتی را ارائه می دهد که از اسارت در قیدوبند چهارچوب سرباز می زند و پیوسته از آن می گریزد و این خود استعاره ای در اشاره به نیروی ازلی حیات است. آثاری که در این مجلّد گردآمده اند درونمایه های متعددی را دربرمی گیرند که در تابلوهای پیشین این هنرمند مانند تابلوی "پیدایش" ابراز شده اند. این اثر صحنه پرشکوه و رنگ و وارنگ مرغان افسانه ای را به تصویر می کشد که بر گرد آتش شعله وری از پرهای سفید و زرد و نارنجی و شگرف در پروازند. می توان گفت که در این جا فرشچیان ب چالش دو جریان کاملا ً جدا از هم دیگر برخاسته است. تخست اینکه در پی یافتن همتراز تصویری شایسته ای بر نقطه اوج منظومه عظیم عرفانی عطّار یعنی منطق الطّیر بوده است که در آن سی مرغ باقی مانده در حال همامیزی و اتصال در وجود مرغ ازلی یعنی سیمرغ اند، دوم آنکه حقیقت عرفانی باستانی را که عشق قدسی را به شعله ای مانند می کند که طالب حق را همزمان مجذوب می کند و می سوزاند و در خود فرو می برد، به شیوه ای تازه بازنمود کرده است. این مرحله، یعنی فنا، اوج سیر صوفی در طلب حقّ با خلوص کامل دل است. در مجموعه حاضر از درونمایه نقّاشی "تجلّی آفرینش" که در آن ابرهای پُردرخشش و گرداب رنگ ها در یکدیگر می آمیزند. از تبار جان تابلوی "پیدایش " است. گستره درونمایه ها و فضاهای آثار فرشچیان پهناور است و او در نقّاشی های خود به یاری خطوط باوقار، تمام عیار و خلسه آور جهان دیگری را فرا می خواند. جهانی که گاه پُرجذبه و وجد و حال است و گاه سودا زده و اندوه بار، گاه امید بخش است و گاه نومیدوار، گاه سربلند است و گاه ستمدیده. اما همواره بی تردید از آن خود اوست. فرشچیان از زیبایی آفرینش لذّت می برد و تابلوی "باغ بهشت" او با طیف متنوّع رنگ ها و ریزه کاری های چشم گیر آن یادآور " دربارکیومرث"شاهکار برجسته عصر صفویست که خود سرودی در ستایش آفرینش است. انگاره های تصویری بانیّات مذهبی بارز، ذهنیت یکسره متفاوتی را القا می کنند. یکی از این موارد، حضرت ابراهیم (ع) را با دستهای برافراشته به سوی نوردرخشانی نشان میدهد و فرشتگان در حالتی رازآمیز انگشت بر لب نهاده اند و در حاشیه نظاره گر می باشند. ضمناً حاشیه میان خطوط مستقیم محسوس شکل و مرزبندی های مبهم و تار، میان آنچه در تصویر است و آنچه نیست در نوسان می باشد. انگاره دیگر قربانی حضرت ابراهیم (ع) را نشان می دهد. موضوعی که در هنر اسلامی پیشینه ای دراز دارد. این سخن درباره انگاره سوم نیز صدق می کند که با سوره 12 قرآن کریم پیوند دارد و قصد فریب حضرت یوسف (ع) از جانب زلیخا همسر فرعون را نشان می دهد. هر دو انگاره با نقّاشی صفوی به کلی متفاوت اند. این صحنه که در آن فضای سرشار از هیجان و بی اندازه پُرباری به تصویر کشیده شده است در اتاق خلوتی روی می دهد که از هر جهت حال و هوای زندگی در مصر عصر فرعون را زنده می سازد . محمود فرشچیان با پیشینه هنر ایرانی به خوبی آشناست، اما به شیوه غیرقابل تقلید خود نقّاشی می کند که به هیچ روی با اسلوبهای پیشین هنر ایرانی اشتباه نمی شود و او روایتگر پیغام مستقل خویش است. بدین روال نقّاشیهای او بازتابی از جهان بینی کاملاً فردی اوست و تنها در وهله دوم، توان و ظرفیت جاودانی هنر ایرانی در بازآفرینی خود. برخورداری دوباره از شکلهای پیشین به شیوه های شگفت انگیز، افتخار به انفجار عظیم رنگ، تمرکز بر جرئیات به شیوه ای کمابیش ریزبینانه و تلفیق ایده های فرا ایرانی با جهان اندیشه ایرانی را به منصه ظهور رسانده است. ------------------------------------------------------------------------------------ سخن آخر: نقش پرداز الهی قرن بیست و یکم چون به لطف حق ارادت آفرینش ایجاد و تکوین و مشیّت محرر نگارخانه آسمان و زمین که بر طبق جمله "و صورکم فاحسن صورکم" نقش وجود غرایب نمود بنی نوع بشر در احسن صُور بر صفحه امکان، پرداخته قلم صنع الهی گردیده و تصویر صورت تفضیل افراد انسان بر سایر مخلوقات ربانی به مقتضای "فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا" تحریر کرده و انامل حکمت او منشور "انا جعلناک خلیفه فی الارض" را بر صحیفه حکماری خورشید به خامه عطارد به نام اشرف مخلوقات اتسام نموده و اوراق سپهر لاجوردی، جهت نقش آثار لطف و رحمتش با نشان نقره کوب کواکب و نقش های شنجرف گون شفق منقش مزین فرموده و هست. لایق آن و مناسب چنان دانست که لوح ضمیر الهام بخش عبدش را که مطرح اشعه انوار الهی و مظهر صُور آثار خیر خواهی و ارادت است بدین صورت مصور باشد که هُمای هنر را بر بام وجود و عقل و خیال آن عبد نشانده که هر نقش از نقشیات حقیقت حق و هر فهم از مفهومات عظایم امور کائنات و آفرینش عالم به اندازه وسع، با هنرمندی فضیلت انتها و نقش پردازی های زیبا که به طراحی ذهن باریک بین و رنک آمیزی طبع ظرافت آئین، طرح ابداع انواع کفایت و نقش ابتکار فراست بر تخته وجود ظاهر توانست نمود و نقاب حجاب از چهره مطلوب و مقصود توانست گشود، مفرض و متعلق به نام استاد محمود فرشچیان باشد و توفیق قلم چهره گشایش مثال جان مانی از کلک صورت آرای لوح ارتنگ پیوسته سر بر نقطه دوار هستی پرگار مثال پای در ملازمت آستان درگاه الهی استوار کرده و مشمول الطاف الهی و اعطاف خلایق ساخته مقدر بدان نموده که منصب "نقش پرداز الهی" قرن حاضر هم منسوب به ایشان شود و در ممالک عرش و فرش انحصار "مکتب جدید الهی" در هنر و علم نقش پردازی مفرض و متعلق به نام ایشان گردد. همچنان که ترسیم معقول در کسوت محسوس و قدرت ترسیم غیب در جامه نقش پردازی ایشان جایی در جهان معقول و ملکوت دارد و از عقل منفصل بهره گرفته و از مثال منفصل نصیب دارد و نه فقط از وهم و خیال متصل استمرار می گیرد بلکه مایه عقلی داشته و ره آورد غیبی دارد. چنانچه اوج عروج هنریشان و قلمرو پرواز هنر پردازیشان در ساحت مکتب الهی بر صفحه عوالم طبیعت و تمثیل و عقل در نگاهی متفکرانه به آثارشان به اثبات می رسد و هر کدام از این وجوه متشکل آثار ایشان مظهر نامهای جلال و جمال الهی اند. و چون برای عروج ملکوتی مرزی وجود نداشته و لقاالله همواره بیکران بوده و هست و خواهد بود، را بیکران دانسته و با نقش پردازی اسرارآمیز پیام های گوناگون را از هاتف عقل و منادی غیب از ورای هزاران هزار حجاب های نورانی و ظلمانی دریافت کرده و به قلمرو مثال منفصل در آورده و از آنجا به مرحله وهم و خیال تنزل داده، سپس به منصّه حس در هزاران هزار حجاب انوار و الوان و صحنه و نقش نازل نموده تا عاشقان تشنه اندیشه و زیبایی را بر بال های لطیف هُمای هنر خویش نشانده تا از زمین خاکی طبیعت به دامنه تمثیل و خیال رساند و از آنجا به قلّه رفیع عقل و مقام منیع غیب واصل کند، تا نغمه دلانگیز الهی را با گوشی بشنوند و ببینند و درک کند که با تمام جمیع فضایل به دست آمده است تا معلوم گردد که سیر از زمین طبیعی به سپهر تمثیل و از آن جا به عقل، محصول هنر الهی ایشان است و هیچ هنری به از این نیست که انسان کامل جامع به نوبه خود، دو سر خط حلقه هستی را به هم بپیوندد و صعود و نزولی را که خود پیموده است، در قالب هنر خویش عرضه کند و سالکان هنردوست را به همراه هنرپروری خویش به منطقه وسیع آفرینش آگاه کند و فطرت جمالدوست و جلالنواز آنان را به جمال بیزوال ماورای طبیعت و جلال بیمثال معنی و کمال بیوبال عقل و غیب و نوای دلپذیر و روحانگیز را به هر عبد صالحی برساند. گرچه استاد محمود فرشچیان با آثار بی بدیلشان کلام الهی خدای بی چون را عرضه می کند، و معارفی والاتر در قالبی جدیدتر از شهود، فهم، درک، اندیشه، باور و یافتههای صدها فرزانه خردمند دیگر را به ارمغان دارد، لیکن اثر بارز و شاخص هنری آن همانا در این است که از رهگذر فصاحت و کوی بلاغت که چهره خاص هنر در مکتب ایشان است لطایف بلند عالم لاهوت را در پرده استبرقی عقل پیچیده، آنگاه در جامه پرنیانی تمثیل و خیال پوشانده، سپس در کسوت حریری رنگ و نقش ارائه نموده و جهانیان را انگشت در دهن به تماشای آن فراخوانده و به تفکر در آن دعوت می نماید. استاد فرشچیان سبعه معلقه را به زیر قدرت قلموری خویش میکشد، و تعهد خود را از لوث معلقات سبع تطهیر میکند، و هنر معقول الهی او مراحل عالم امکانی را در صعود و نزول بدون طفره و فتور پیموده و به خاکیان توان جهش به عالم فرشتگان داده و هرگونه خیال پردازی موهوم در "هنر جدید" را به زیر پای هنر خویش کشانده و محکوم نموده و هیچگاه از حق نگذشته و از باطل سراب گونه مدد نگرفته، و با ظهورش مجال تنفس برای هنر بی روح کهن در عرصه هنر دنیا تنگ گشته و موقعیتی برای عرصه هنر بی محتوای جدید نیز نگذاشته است. استاد فرشچیان از رهگذر صورت حُسن و نغمه غمزُدا با ترسیم و تمثیل روحپرور، پیامی به گوش مشتاقان ندای غیب رسانده و می رساند و از کنگره عرش، صفیر آشنایی به دید مشتاقان کوی وصال واصل می نماید. مایه مسرت و مباهات ما است که مشتاقان هنر الهی را به جهان رویاگونه استاد محمود فرشچیان خوش آمد گفته و از خداوند بزرگ و بی همتا طلب رحمت فراوان و موفقیت روزافزون همراه با سلامتی به ایشان که عابروی هنر نقاشی ایران می باشد را داشته باشیم.
گردآورنده: سید رضا اصل نجفی فرد
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/UKMSLSW
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
