زنجان
← همه اخبار
سیمای معیشت مقتصدانه در آموزه های تربیتی اسلام، گامی به سوی جهاد اقتصادی

سیمای معیشت مقتصدانه در آموزه های تربیتی اسلام، گامی به سوی جهاد اقتصادی

۲۲ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31027۳

محمود رایگان، کارشناسی ارشد و خارج حوزه علیمه قم

چکیده
برای تحقق جهاد اقتصادی مشارکت همگان امری ضروری است. از مصادیق بارز و اصلی جهاد اقتصادی،‌ توجه به مسأله معیشت است که در اسلام نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اسلام گزاره¬های تربیتی فراوانی درحوزه معیشت دارد، که با حفظ کرامت انسان، او را بهکمال و عبودیت محض،می¬رساند. در زندگی قسطی و قرضی، کرامت و عبودیت کم رنگ است.چراکه دغدغه قسط و قرض، انسان را از عبادت و یاد خدا باز می¬دارد. انسان دارای دو بُعد معیشتی فردی و اجتماعی است. او در زندگی فردی خودش باید کار و تلاش کند تا از فقر رهایی یابد. در زندگی اجتماعی خود باید تولید ثروت کند و انفاق و بخشش کند تا فقر در جامعه ریشه کن شود و این گامی به سوی جهاد اقتصادی است.
عواملی همچون: کار و تلاش، فقر زدایی، تولید ثروت، رنج و سختی،‌ خمس و زکات، دعا، شکر نعمت، یاد مرگ، صله رحم، همسایه داری و... از مبانی جهادی معیشت مقتصدانه هستند. اثرات زندگی مقتصدانه در جامعه؛ توسعه و رفاه، تحکیم ارزشهای اخلاقی، اعتدال، فقر زدایی، معنا داری زندگی و... و در نهایت سبب جهاد اقتصادی می شود.
آسیب¬هایی مانند: ثروت اندوزی، ترویج تجمل گرایی در رسانه¬ها، ازدواج¬های پر هزینه¬، تبلیغات فراوان نظام بانکی و کالاهای مصرفی و... جهاد اقتصادی و زندگی مقتصدانه را تهدید می¬کند. لذا حکومت اسلامی و دولت باید در جهت رفع آسیب¬ها فرهنگ سازی و برنامه¬ریزی کند.
شناسایی آموزه¬های تربیتی اسلام در حوزه معیشت، جهت رسیدن به اقتصادی جهاد گونه و مولفه-های پیش گفته ضروری است.لذااین مقاله، با تکیه بر روش اسنادی (کتابخانه¬ای)، دریافته که اسلام با فقر و ثروت اندوزی مخالف و در صدد تلاش برای اقتصادی پویا است، و نتیجه این مخالفت، ساختن زندگی بر اساس میانه¬روی و اقتصاد است که خود نیاز به جهادی در زمینه اقتصاد دارد.نوآوری تحقیق حاضر در این است که علاوه بر نو بودن عنوان، برخی آسیب¬های اجتماعی موجود در زندگی مقتصدانه را نیز بیان کرده است.
کلید واژه: تربیت اسلامی، معیشت مقتصدانه، جهاد اقتصادی، فقر، ثروت، انسان
مقدمه
امسال از طرف مقام معظم رهبری سال جهاد اقتصای نام گزاری شده است. این نامگذاری ها اهداف خاصی را دنبال می کنند. ایشان با بصیرت تمام جلوی سیاست های استکبار عالم خوار را میگیرند و با عنوان جهاد اقتصادی میخواهند که تحریمها علیه ایران را بی اثر و کشور ما را به الگوی اول منطقه ای تبدیل کنند. از مقوله های مهم و موثر در جهاد اقتصادی، بحث معیشتی مردم است که در اسلام نیز مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. اسلام در این باره آموزهای تربیتی فراوانی دارد. شناسایی آموزه های تربیتی اسلام، در حوزه معیشت، می تواند یکی از مصادیق و سیاست های راهبردی جهاد اقتصادی باشد.
تربیت، از نظر اسلام امری مقدساست و اهداف و ثمرات خاصی را دنبال می¬کند. هدف اصلی تربیت اسلامی که آنرا متمایز از سایر مکاتب تربیتی می کند، عبودیت انسان است . که این هدف با شناخت ابعاد و ظرفیت انسان، محقق می شود .
برای دست یابی به این هدف مهم، اسلام مولفه و ابزارهایی قرار داده تا انسان با شناخت آن، خود را در راستای این هدف شکوفا سازد.
از مسائل مورد توجه اسلام، زندگی در اجتماع و ارتباط داشتن با دیگران است. زندگی و اوقات انسانها در فرمایشات گهر بار ائمه به سه بخش قسمت شده که بخشی برای عبادت، بخشی برای کار و تلاش، و بخشی برای برخورداری از لذتهای حلال و نیکو، در نظر گرفته شده است . اسلام می خواهد فقر ریشه کن شود و همه انسانها از پول و امکانات مادی بهره ای داشته باشند. آموزه های اسلام در حوزه اقتصاد می¬کوشد تا زندگی انسانها را به سمت میانه روی و برابری جهت دهد. بنابراین تربیت اسلامی با معیشت رابطه¬ای مستقیم دارد. در واقع تربیت اسلامی راهکارهایی برای عدالت و بهتر زندگی کردن، به آرامش رسیدن و در نهایت به کمال و بندگی خداوند ارائه می کند.
برقراری عدالت و برابری در جامعه اسلامی اصل اول است و فلسفه تشکیل حکومت و دولت بر همین مبنا استوار شده است. از مصادیق عدالت، برقراری مساوات و برابری در اقتصاد و معیشت مردم است. هر چند عدالت اقتصادی، شاخه¬ای از عدالت اجتماعی است، اما به خاطر اهمیت مسأله اقتصاد و معاش می¬توان ادعا کرد که عدالت اقتصادی، به صورت مستقیم در ایجاد عدالت در حوزه¬های دیگر دخالت دارد. عدالت اقتصادی بر عدالت و توازن فرهنگی، توازن معنوی و اخلاقی، توازن سیاسی، نظامی- دفاعی، و... است .
« در اهمیت عدالت اقتصادی همین بس که حضرت علی علیه السلام، فلسفه پذیرفتن خلافت پس از عثمان را به هم خوردن عدالت و منقسم شدن مردم به دو طبقه سیرسیر و گرسنۀ گرسنه، ذکر می¬کند و می فرماید:... لولا اخذ الله من العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم».
از طرفی نیز اهمیت مسئله تربیت به اهمیت حیات فرد و ملت ها است. لذا می طلبد که در این زمینه تحقیق شود و آموزه¬های تربیتی اسلام در فرهنگ سازی جهاد اقتصادی، شناسایی و مورد توجه قرار گیرد. تا در خانواده و اجتماع و نهادهای مسئول،برنامه ریزی برای تربیت صحیح صورت پذیرد.
هدف از نگارش این مقاله، بیان آموزه های تربیتی اسلام درباره معیشت مقتصدانه است، که یکی از جلوه¬های جهاد اقتصادی محسوب می¬شود و در ذیل آن آسیب های فراروی زندگی مقتصدانه که متاسفانه وجود دارد، و نقش دولت در زندگی اقتصادی را نیز بیان خواهیم کرد. امید است که خوانندگان، به دستورات اسلام جامعه عمل بپوشانند و هر کس در هر نقشی که هست ( از مسئولین تا مردم) جهت رفع آسیب¬های موجود تلاش کند تا جهاد اقتصادی مورد نظر مقام معظم رهبری (حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مدظلله العالی) تحقق یابد.
این مقاله پس از تعریف واژگان، مبانی معیشت را در دو قسم مادی و معنوی توضیح داده، سپس نقش دولت را در مقتصدانه کردن معیشت، بیان کرده و در پایان چند نمونه از آسیب¬های موجود را شناسایی کرده است و سعی دارد تا با استفاده از قران و روایات گهربار معصومین (علیهم السلام) رابطه تربیت اسلامی با زندگی مقتصدانه و اسیب¬های موجود در جامعه را شناسایی و آموزه های تربیتی اسلام را جهت تحقق معیشتی میانه برای رسیدن به جهاد اقتصادی، در این زمینه بیان کند. از این رو سوال اصلی تحقیق این است که: بین تربیت اسلامی و معیشت مقتصدانه چه رابطه ای وجود دارد و آموزه های تربیتی اسلام در این حوزه کدامند؟
در ضمن سوال اصلی، به سوالات فرعی زیر نیز پاسخ داده خواهد شد.
1- رابطه فقر و ثروت با معیشت مقتصدانه چیست؟
2- چه روش¬ها و برنامه هایی در اسلام، برای مقتصدانه کردن معیشت و جهاد اقتصادی وجود دارد؟
3- نقش حکومت و نهادهای جامعه اسلامی، در فرهنگ سازی تربیت مقتصدانه چیست؟
4- چه آسیب هایی زندگی مقتصدانه را تهدید می¬کند؟
1- تعریف مفاهیم تحقیق
برای شناخت و فهم دقیق از عنوان و روشن شدن جایگاه بحث، لازم است تا واژه های بکار رفته در تحقیق، تعریف و معنا شوند.
1-1 مفهوم تربیت
« کوشش انبیاء و ایده بعثت در تمام قرنها، تربیت انسان است؛ موجودی که عصاره همه مخلوقات است و با اصلاح او، عالم اصلاح می شود و با فساد او به فساد کشیده می شود» .
تربیت در زبان عربی، مصدر باب تفعیل از ریشه« ربو» است. (رَبّی، یُرَبّی، تَربیة) و با ریشه« ربب» نیز ارتباط مفهومی دارد. ریشه ربو به معنای « زیاد شدن، تغذیه نمودن، رشد و نمو و تهذیب» به کارمی رود و ریشه ربب در معانی« اصلاح، تأدیب، سوق دادن شی به سوی کمال و رفع کمبودها» به کار می رود. در زبان فارسی نیز به معنای:« آداب و اخلاق را به کسی آموختن، پرورش دادن» می باشد .
« تربیت» در اصطلاح عبارت است از:« پرورش دادن، یعنی استعدادهای درونی¬ای را که بالقوه دریک شی موجود است، به فعلیت در آوردن و پروردن» .« تربیت اسلامی» واژه ای است که استعمال فراوانی دارد و معمولاً برای نشان دادن ایده¬های اسلام در مورد آموزش و پرورش انسان به کار می رود.
اصطلاح« تربیت دینی» و« تربیت اسلامی»، ناظر برمجموعه فعالیتهایی است که با برنامه¬ریزی و دقت نظر، بینش و منش، قالبهای دینی را به افراد آموزش دهد، به گونه ای که به آن معتقد و پایبند باشند. به بیان دیگر، تربیت اسلامی یعنی سوق دادن متربی به سوی مقصدی که اسلام تعیین نموده است.
بنابراین« تربیت» اگر صبغه و رنگ اسلامی به خود بگیرد، و در جهت اهداف مورد نظر اسلام قرار گیرد، تربیت اسلامی نامیده می¬شود ومشتمل بر مولفه هایی مانند: چیستی تربیت، ارزش انسان، هدف از تربیت، عوامل تربیت، موانع تربیت و... می باشد. در نهایت هدف از تربیت ربوبی شدن و ربوبی ساختن آدمی است.
2-1 مفهوم معیشت
معیشت از ماده« عاش یعیش» و به معنای زندگی، زیست، زندگانی و هر چیزی که به وسیله آن زندگی می کنند گفته می شود. در قرآن نیز این اصطلاح به کار رفته است« وَکَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَةٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَهَا... »
3-1 مفهوم مقتصد
واژه« مقتصد»، اسم فاعل از ماده« قصد» و از باب افتعال و مصدر آن اقتصاد( میانه راه رفتن، میانه نگاه داشتن) است .
مقتصد در لغت به معانی زیر آمده است: میانه رو در نفقه عیال؛ نه مسرف نه تنگ گیر، صرفه جو؛ آنکه از افراط و تفریط بپرهیزد .
این واژه در قرآن سه بار به کار رفته و به همان معنای لغوی میانه رو و رهرو راه مستقیم توحیدی است .
البته با توجه به ریشه این واژه در قرآن، می¬توان معنای قصد و مقتصد را در معیشت نیز فهمید .
گاهی اوقات اعتدال نیز به معنی اقتصاد به کار می رود؛ چرا که اعتدال به معنای میانه حال شدن در کمیت و کیفیت، چیزی که هر دو طرف آن با هم برابر و مساوی باشد . معناى حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر از این ‌رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده‌ مى‌شود همچنین با توجه به اینکه مقتصد بودن به معنای میانه‌روى کردن است، اسراف نقطه مقابل آن به‌شمار مى‌رود .
پس معیشت مقتصدانه عبارت است از زندگی ای که در آن میانه روی و اعتدال توسط اشخاص، رعایت شود و از اسراف و خست، افراط و تفریط خبری نباشد.
نظام اقتصادی اسلام با غرب تفاوت دارد؛ اقتصاد در اسلام به خلاف غرب، وسیله است برای رسیدن به سعادت و کمال دنیوی و اخروی. در اسلام نظام اقتصادی عبارت است از: تشکیلاتی منسجم که راه ورسم اسلام در تنظیم زندگی اقتصادی و ساماندهی آن را منعکس می کند به طوری که خود دارای پشتوانه فکری و متضمن اندیشه های اخلاقی و علمی اقتصادی و تاریخی مرتبط با مسائل اقتصاد سیاسی و تحلیل تاریخ جوامع بشری است.
4-1 جهاد اقتصادی
« جهاد اقتصادى، صرفاً تلاش اقتصادى نیست. جهاد یک بارِ معنائى ویژه‌اى دارد. هر تلاشى را نمی شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویاروئى با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشى میکند، دشمنى در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک وقت شما میخواهید یک تلاشى را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنى سینه به سینه‌ى شما ایستاده است؛ این میشود جهاد... اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما براى« جهاد» معادلى پیدا کنیم، می شود« مبارزه». جهاد اقتصادى، یعنى مبارزه‌ى اقتصادى» .
جهاد اقتصادی دارای معانی و اشارات خاصی است که به نوعی تلاش مقدس اطلاق می شود. این لفظ بیشتر در آموزه های دینی معنا پیدا می کند و همواره صبغه تقدس در درون خودش دارد. رهبر معظم انقلاب (حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مدظلله العالی)، مباحث مادی اقتصادی را با آموزه های معنوی اسلامی در هم آمیخته، و فعالیت جهت مسائل اقتصادی، ‌پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با لفظ مقدسی به نام جهاد تلفیق می کنند.
2 - هدف اسلام از معیشت مقتصدانه
در تربیت اقتصادی، محور اساسی معیشت انسان است. نگاه اسلام به انسان نگاهی کامل و جامع است. چرا که انسان دارای ملکات و صفات نفسانی است که اسلام با توجه به آنها و تاثیرشان در زندگی دستورات و آموزه های تربیتی خود را تدوین و تنظیم می کند.
در زندگی انسان و حیات اجتماعی او دو گوهر اساسی وجود دارد که آدمی را به حیات معقول و کامل رهنمون می¬سازد. یکی هدف زندگی و دیگری روش¬های متناسب با هدف است. معیشت آدمی با توجه به این دو عنصر، معنی دار و ارزیابی می¬گردد.
دین مبین اسلامی به عنوان کامل ترین ادیان، بیشترین توجه را به مسأله معنی داری زندگی داشته و در آیات مختلف، نظام هستی را هدفمند و معنی دار معرفی کرده است. زندگی دنیوی در قرآن موضوعیت دارد و رابطه عمیقی با زندگی آخرت دارد. به طوری که هیچکدام را نمی توان فدای دیگری کرد. قرآن کریم می¬گوید کسانی که فقط نعمت های دنیوی را می خواهند برایشان در آخرت نصیبی نیست . از طرفی نیز می گوید: بر خود حرام نکنید پاکیزه¬هایی را که خداوند برایتان حلال شمرده است .
نتیجه اینکه؛ همه امکانات اعطا شده در زندگی انسان، بسیج می¬شوند تا انسان از جهالت دور و به سمت کمال واقعی و عبودیت برسد. این امر در زندگی قسطی و قرضی، و زندگی مسرفانه و مترفانه،‌ ممکن نیست. اینگونه زندگی کردن ننگ است و اسلام نمی¬پسندد که انسان، وابسته به دیگران باشد. بلکه باید مستقل و پرکار و سخت کوش باشد و این نکته، حرکتی در راستای جهاد اقتصادی است.
3 - رابطه تربیت و معیشت مقتصدانه
می توان ادعا کرد که آموزه¬های اسلام ناظر به این هدف هستند که معیشت انسان¬ها و جامعه را به سوی اقتصاد و میانه روی، سوق دهند؛ تا انسان با تربیت و با کرامت رشد یابد. زیرا وقتی که فقر در اسلام مورد نکوهش واقع می شود و شخص فقیر موظف است در جهت تولید، کار و تلاش کند تا از فقر رهایی یابد و از طرفی نیز ثروت اندوزی و شادخوارگی و اسراف و دنیا دوستی، نیز نکوهش شده ، نتیجه آن این است که اسلام، مسلمانی را می¬خواهد که تربیت اقتصادی و میانه روی را در زندگی خود پیشه سازد. در واقع مسلمان کسی است که همیشه در زندگی حد وسط را بگیرد. نه فقیر باشد و نه ولخرج و خوشگذران! ثروت به دست آورده را، باید در راه آبادانی و فقر زدایی مصرف کند و با توجه به این نکته که روزی به استقبال مرگ خواهد رفت، این اهداف معنی پیدا می کند. لذا مسلمان تربیت شده مکتب اسلام، معیشتی مقتصدانه دارد و آموزه های تربیتی اسلام در حوزه معیشت، برای این است که انسان به طور صحیح تربیت یابد و در راه تکامل قدم بردارد. بنابراین بین تربیت اسلامی و معیشت مقتصدانه رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد ؛ تربیت اسلامی وقتی تحقق می¬یابد که معیشت انسان¬ها به صورت مقتصدانه باشد و معیشت مقتصدانه وقتی محقق می¬شود که آموزه های تربیتی اسلام اجرا گردد.

به عبارت دیگر: اقتصاد و میانه روی، از فقر و ثروت نشأت می¬گیرد. هدف اسلام سازندگی دنیایی است که در آن مترف و فقیر هیچیک وجود نداشته باشد. عده¬ای از پرخوری هلاک شوند و عده¬ای از فقر و گرسنگی! در تربیت اسلامی مسلمانان برادرند و با محدود کردن ثروتمندان و پیشتیبانی از فقیران فاصله بین مردم کم می شود و آنها به برادری نزدیک می¬شوند . نتیجه¬ای که از این مباحث می توان بدست آورد همان معیشت مقتصدانه است که اسلام بر آن تاکید دارد و هدف او ساختن زندگی میانه برای مردم جامعه است.

حال این اهداف و برنامه¬ها، چگونه تحقق می یابد و چه راه کارهایی در اسلام ارائه گردیده است، باید بررسی شود. از نظراین مقاله، آموزه های تربیتی اسلام در حوزه معیشت اقتصادی را می توان در دو زمینه مادی و معنوی مطرح کرد.
4 - مبانی مادی معیشت و نقش آن در تحقق جهاد اقتصادی
رابطه آموزه های تربیتی اسلام با معیشت مقتصدانه در دو رویکرد قابل تصور است: یکی اینکه مراعات انها زندگی خود فرد را مقتصدانه می کند دیگر آنکه سبب می شوند تا زندگی دیگران مقتصدانه شود.
به عبارت دیگر؛ انسان دو بُعد معیشتی دارد یکی فردی و دیگری اجتماعی، از لحاظ فردی او موظف است تا زندگی مقتصدانه و در حد معمول برای خود و عائله اش فراهم سازد و از اسراف و رفاه طلبی بپرهیزد و در حد کفاف و مایحتاج خویش، زندگی مقتصدانه داشته باشد.( ریشه کن ساختن فقر در اسلام ناظر به همین بعد از معیشت است). در بُعد دیگر که ارتباط او با جامعه و سایر افراد در نظر گرفته می¬شود؛ او می¬تواند از راه های مشروع دنبال ثروت و پس انداز باشد. سپس در جامعه و جهت علو اسلام و ریشه کن کردن فقر و... با نذر، صدقه،‌ وقف، خمس و زکات، اموال خود را خرج کند.( منع اسلام از ثروت اندوزی و دنیا دوستی ناظر به این بعد می باشد).
در تربیت اسلامی مهم ترین چیزی که معیشت انسان ها و جامعه را استوار نگه می دارد، مسئله اقتصاد است. خداوند آن را مایه قوام اجتماعی قرار داده است. سرچشمه انواع گناهان و جرایم، جنایات، ظلم ها، حق کشی ها دو چیز است. 1- فقر مفرط 2- ثروت بی حساب. به همین دلیل قرآن یکی از ادله بعثت انبیاء را فراهم ساختن زمینه برای قیام مردم در جهت بر قراری قسط و عدالت اقتصادی قرار داده است . - نگرشی به فلسفه برخی قوانین و احکام اسلامی از قبیل: خمس، زکات، وقف و... نیز شاهد این مدعا است- جهاد اقتصادی از مؤلفه های مهم اجتماعی و زندگی ساز است. از این رو مورد توجه اسلام قرار گرفته و رابطه ای مستقیم با بعد مادی معیشت دارد، لذا برای تحقق فرهنگ جهاد اقتصادی در ذیل به چند فاکتور و عامل مهم اشاره می گردد.
1-4 کار و تلاش
از اصول مهم تربیتی اسلام در معیشت، کار و تلاش و دوری از تنبلی است . کار و تلاش در معیشت فردی و اجتماعی، اهمیت شگفت انگیزی دارد. اسلام همه بهره مندی¬های انسان را در گرو کار و کوشش می¬داند . امام صادق علیه السلام می فرماید: تلاش برای معاش جهاد در راه خدا است. بنابراین در فرهنگ جهاد اقتصادی، کار کردن به منظور افزایش ثروت فردی و ثروت ملی، امری پسندیده است و کار کردن برای تأمین رفاه خانواده همچون جهاد تلقی شده است.پس مفهوم و معنای جهاد اقتصادی فراهم کردن مقدمات تولید کالا و خدمات است.
اسلام، کار و تلاش را برای تأمین معاش و زندگی واجب می داند. هیچ کس از کار کردن مستثنی نیست. امام باقر علیه السلام فرمود:« من کسى که کار وکاسبى را رهاکرده و به پشت ‏بخوابد و بگوید؛ خدایا روزیم ده، دشمن می‌دانم‏‏».
ایشان، یارانش را به کسب و کار تشویق مى‏کرد، از شغل آنها مى‏پرسید. اگر بیکار بودند، سفارش مى‏کرد که به کارى مشغول شوند. به یکى ازیارانش که بیکار بود فرمود: مغازه‏اى بگیر، جلویش را جاروب ‏کن و آب بپاش، بساطى در آن بگستر، چون چنین کنى وظیفه‏ات را انجام داده‏ای.
باز سفارش مى‏کرد که اگر آب یا زمینى را مى‏فروشید، حتما با پول آن آبو زمین‏ بخرید. ایشان تنها سفارش به کار نمى‏کرد، بلکه خود نیز به باغ و مزرعه خویش ‏مى‏رفت و حتى در هواى گرم تابستان، عرق ریزان کار مى‏کرد. آن حضرت ‏مى‏فرمود: « دنیا چه یاور خوبى براى طلب آخرت است‏» .
در این سخنان همه ابعاد معیشت انسان، برای تحقق جهاد اقتصادی پیداست. حتی رسیدن به هدف( همان طلب آخرت). این سیره تربیتی ائمه، رابطه¬ای مستقیم در مقتصدانه کردن معیشت دارد، زیرا سبب می¬شود انسان علاوه بر تولید که گام مهم جهاد اقتصادی است، قدر کار و دسترنج خودش را بهتر بداند و انسانی که با زحمت و تلاش زندگی¬اش را ساخته در مصرف، برنامه ریزی و اعتدال را نگه می¬دارد و اسراف نمی¬کند.
اهداف تلاش و کار کردن، از نظر اسلام، علاوه بر مقتصدانه کردن زندگی، کسب روزی حلال، محتاج نشدن به دیگران، موارد دیگری را نیز شامل می شود از جمله: کار برای توسعه و گشایش زندگی خود و خانواده، کار برای افزایش ثروت و استفاده از آن، کار برای دستگیری نیازمندان و خدمت به دیگران، کار برای اطاعت فرمان خدا و انجام وظیفه. اینها همه فرهنگ جهاد اقتصادی را نمایان می-سازد.
2-4 ثروت
ثروت و فقر، دو واقعیت متقابل در زندگی محسوب می¬شوند. ازدیاد ثروت به بعد اجتماعی معیشت مربوط است. برخی فکر می¬کنند که اسلام ثروتمندی را نمی¬پسندد، بلکه بیشتر به زهد و فقر و کم درآمد بودن افراد، توجه و تاکید دارد. در پاسخ این افراد باید گفت: در مکتب تربیتی اسلام بر ثروت بیشتر تاکید شده تا فقر و تنگدستی! چرا که اسلام هم به معیشت دنیای انسان توجه دارد و هم به آخرت.
در اسلام، ثروت همیشه نکوهیده نیست، بلکه در برخی موارد بسیار مفید و کمک رسان است. دین اسلام با ثروت حضرت خدیجه گسترش یافت، آنچه که از ثروت دنیا مورد نکوهش اسلام است، دلبستگی و پرستش پول و دنیا مداری است. که در جمله« حب الدنیا رأس کل الخطیئه» خلاصه می¬شود.
مردمی که شیفته دنیا باشند، آخرت خویش را تباه می¬سازند. خدا پرستی و دنیا مداری هرگز با هم جمع نمی¬شود. دنیا و آخرت ممکن است با هزار اما و اگر به گونه¬ای با هم جمع شود اما دلبستگی به خدا با وابستگی به دنیا قطعا در مغایرت است. امام باقر علیه السلام به جابر فرمود: هر کس به واقع ایمان در قلبش داخل شود دلش هرگز تمایل به زینت دنیا ندارد، زینت و آرایش زیبای دنیا بازیچه و بیهوده است... بدان پرهیزکاران ثروتمندند. اندکی از دنیا آنها را بی نیاز کرده و کم خرجند...
در پاره¬ای از روایات، ثروت به عنوان وسیله¬ای مشروع جهت تکامل معنوی و ارتقاء فرد و جامعه قلمداد شده است. پیامبر اکرم (ص) می¬فرمایند: نعم العون علی تقوی الله، الغنی .
با این نگاه، ثروت در معیشت اجتماعی بسیار موثر و ستوده است. مؤمنان ثروتمند، می¬توانند در ساختن معیشت دیگران نقش اساسی داشته و با انفاق و پرداخت حقوق مالی خود، معیشتی مقتصدانه برای جامعه و تحقق جهاد اقتصادی، مهیا سازند.

3-4 فقر
فقر در بعد فردی معیشت مطرح می¬شود و در مکتب تربیتی اسلام، مورد نکوهش قرار گرفته و عامل ضعف ایمان، ایجاد کننده گناه، موجب کاهش حیا و آبرو، مایه نقصان عقل و حتی قرین کفر معرفی شده است .
اسلام با آموزه¬های تربیتی خود، سعی در فقر زدایی دارد. جامعه اسلامی نباید طوری باشد که دغدغه معاش مردم سبب از یاد بردن معاد شود و عمر انسان به سختی در راستای تامین مایحتاج زندگی، صرف شود و فرصت عبادت و بندگی خدا از بین برود.
در نظر اسلام حق کار و تلاش و دست یافتن به در آمد به طور مساوی، برای زنان و مردان محترم است.
تربیت اسلامی مخالف است با اینکه، ثروت و معیشت و منابع اقتصادی در دست عده ای خاص بیفتد و اکثریت مردم گرسنه بمانند. همه مردم باید از رفاه اقتصادی و معیشت نسبی مطلوب برای زندگی آرام برخوردار باشند . توزیع ثروت سبب می¬شود تا معیشت افراد به سمت میانه روی و اعتدال حرکت کند. بر خلاف نظام¬های سرمایه داری غربی که ثروت را در دست عده¬ای محدود کرده و سایر افراد، محروم از آن هستند .
کسب ثروت از جهت دیگری نیز ضروری است؛ زیرا امروزه جامعه فقیر نمی¬تواند از آرمانهای خود دفاع کند. در کشورهای اسلامی توجه به اقتصاد و تولید ثروت باید در راس همه امور قرار گیرد تا اسلام را در جهانی شدن یاری رساند.
نتیجه آنکه: فرد گرایی و خود خواهی در جمع کردن ثروت همان نظام سرمایه داری غرب است، که اسلام با آن مخالف است و این کار با فرهنگ جهاد اقتصادی منافات دارد. آنچه کهمورد تایید اسلام است؛ جمع گرایی در کسب ثروت است. با این نکته تربیتی اسلام، انسان¬ها هم می¬توانند زندگی فردی خود را مقتصدانه کنند و هم با در نظر گرفتن دیگران، زندگی آنها را نیز در جهت مقتصدانه کردن، سوق دهند.

4-4 رنج و سختی
از آموزه¬های تربیتی اسلام که به معیشت، معنی می بخشد و انسان ها را در برپایی زندگی مقتصدانه جهت می¬دهد؛ رنج¬هایی است که در زندگی سراغ انسان می¬آید.
درد و رنج بهترین جلوه گاه ارزش وجودی انسان است. آنچه که اهمیت دارد، شیوه نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوه¬ای که این رنج را به دوش می کشد. انگیزه اصلی و هدف زندگی، گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگی است که به زندگی مفهوم واقعی می بخشد. به همین دلیل انسان¬ها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل می¬کنند. بنابراین رنج بخشی از زندگی است .
رنج واقعیت جدا ناپذیر زندگی و معیشت است. انسانی که در تأمین معاش خود رنج متحمل نشود نمی¬تواند صرفه جو و میانه¬رو بودن را درک کند. رنج¬هایی که سراغ انسان می¬آید او را هوشیار و متفطن می¬کند . بدین جهت است که مردمان برخی جوامع لوس و رفاه طلب پرورش می یابند و سطح توقع و انتظارات آنها بالا است و با ظهور درد و رنج، زود به هم می¬ریزند و به فکر صرفه جویی و اعتدال در زندگی نیستند. بر خلاف جوامع رنج کشیده و زحمت کش، که عامل موفقیت آنها در پیشرفت، تحمل رنجها و تبدیل تهدید به فرصت، جهت ساختن معیشتی مقتصدانه است.
البته قرآن کریم نیز این نکته را گوشزد می¬کند که همواره در کنار سختی¬ها و رنج¬ها، آسایش و آرامش وجود دارد .
5-4 امور مالی اسلام و رابطه آن با معیشت
یکی دیگر از آموزه¬های اسلام که در تحقق فرهنگ جهاد اقتصادی، اثر چشم گیری دارد، امور و حقوق مالی است که خداوند حکیم با اهداف خاصی آنها را قرار داده است. در فرهنگ تربیتی اسلام، دستورات و احکامی مانند: خمس زکات، نذر، صدقات، وقف، قرض و... در حوزه اقتصاد اجتماعی وضع شده است. این احکام سبب می شود تا نظام اقتصادی جامعه، پویا و مستقل باشد و از طرفی هم عالمان دینی در نظام سیاسی، از قدرت حاکمیت برخوردار باشند. جایگاه این امور در زندگی مقتصدانه این است که؛ سرمایه در گردش باشد و به دست عده¬ای خاص نیفتد. این مسئله بر زندگی دیگران تاثیر می¬گذارد و سبب می شود که سطح زندگی آنها نیز به نسبت، بالا برود و فقر ریشه کن شود و در نهایت جامعه از لحاظ اقتصادی به تعادل برسد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: موسى بن عمران- على‏ نبیّنا وآله علیه السّلام- به پیشگاه پروردگار عرضه داشت: خداوندا برگزیدگان بندگانت کیانند؟ فرمود: آنکس که دستى گشاده و سخاوتمند، قدمى پر برکت و استوار در خیرات دارد ... .
آن حضرت در مورد معناى آیه:« سَیُطَوِّقَونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَومَ القِیامَهِ»
به زودى در روز قیامت آنچه را که درباره آن بخل ورزیدند، همانند طوقى برگردنآنان مى¬افکنند.» مى-فرماید:
« هر کس حقوق مالى خود را نپردازد خداوند آن مال را به طوقهائى از آتش تبدیلمى¬کند سپس به او گفته مى¬شود همانطور که در دنیا به هیچ قیمتى این اموال را از خود دور نمى¬کردى اکنون آنها را بردار و به گردن خود بیفکن» . به دیگر سخن آنها اموال و دارایی خود را همچون کرم ابریشم در اطراف خود می¬تند و پیله می¬کنند تا روزی که درون آن پیله از پای در آیند و هلاک شوند و آن پیله برای دیگران اندوخته گردد و خود سودی از آن نبرند. این تبشیر و انزارهای اسلام بیشتر برای فرهنگ سازی جهاد اقتصادی و ساختن جامعه¬ای آرمانی منطبق بر متدولوژی تربیتی دینی است.
اما به نظر می¬رسد که ما در این سیره تربیتی اسلام، چندان موفق نبوده¬ایم! و این امور با مشکلاتی مواجه است. به این بیان که کشور ما کشوری اسلامی است؛ و در سیستم اقتصادی آن مالیات، عوارض و... پیش بینی شده است، از طرفی هم خمس و زکات و... نیز بر مردم واجب است. ولی نکته¬ای که وجود دارد این است که این دو جریان جدا از هم و به منظور اهداف مشخص، اخذ می-گردد.
یعنی مالیات در اختیار دولت و حکومت و صرف منابع مخصوص به خود؛ مانند: جاده، سد، فرودگاه، اتوبان، پارک و... می شود و بسیار کم اتفاق می¬افتد که در امور دینی و در راستای معیشت مقتصدانه صرف شود. از طرفی حقوق مالیه دینی نیز جدا و صرف موارد مخصوص به خود که عمدتا دینی و معیشتی مردم، هستند، می¬شود. حال اگر این واقعیت موجود را در نظر بگیریم که مالیات روز به روز در حال افزایش است و نقطه مقابل آن (حقوق مالی دینی) در حال کاهش، تاثیر آن در موارد مصرف و مصادیق آن مشخص می¬شود. یعنی امور دولتی و حکومتی که بر پایه مالیات استوار است( سد، جاده، فرودگاه و ...) بهبود می¬یابد. از طرفی، منابعی که با امور مالی اسلامی، تامین می¬شوند کاهش می¬یابد؛ مثلا: بودجه¬های فرهنگی و تبلیغی دین، شهریه¬های حوزه¬ها محدودتر و مساجد کم رونق، جذب و ماندگاری طلاب جوان و با استعداد کمتر، یتیمان، فقیران و پابرهنگان بیشتر می¬شوند و این امر در بلند مدت، سبب عدم تعادل در زندگی نوعی مردم می¬گردد .
5 - مبانی معنوی معیشت و نقش آن در تحقق جهاد اقتصادی
اسلام با توجه به ابعاد وجودی انسان، قوانین و مقررات تربیتی مربوط به او را وضع می کند. انسان همانطور که بعد مادی دارد بعد روحی و روانی نیز دارد. این جنبه از زندگی او نیاز به تربیت دارد که اگر جنبه های مادی و معنوی به همراه هم تربیت یابند انسانی موفق و خلیفة الله پدید می¬آید. بنابراین چند نمونه از آموزه¬های معنوی اسلام را که بر تربیت روحی و روانی افراد، در راستای جهاد اقتصادی و مقتصدانه کردن معیشت، تاثیر دارد بیان می¬کنیم.
1-5 شکر نعمت های خدا
شکر نعمت موجب فزونی آن می¬شود و در زندگی تاثیر بسزایی دارد. شکر نعمت، به معنای اظهار آن با اعتقاد، گفتار و عمل است. در حقیقت رابطه ای مستقیم بین شکر و میانه روی در معیشت وجود دارد چرا که شکر در عمل یعنی اینکه انسان نه اسراف کند و نه خست به خرج دهد، بلکه استفاده بهینه از تولید و شناسایی نقاط توزیع و در نهایت درست مصرف کردن است و این همان معنای معیشت مقتصدانه است.
2-5 یاد مرگ
بدون تردید یکی از پندآموزترین و تکان¬دهنده ترین حوادث در زندگی بشری« مرگ» است، که نگاه به آن قلب¬های تپنده را از خواب غفلت و فراموشی بیدار کرده و کاخ آمال و آرزوهای دروغین و خیالی آدمی را ویران و وی را از غرور و تکبر و دنیا طلبی می¬شوید. یاد مرگ و قیامت در تربیت و سازندگی معنوی انسان اثری دو چندان دارد که در منابع روایی اسلام نیز بدان اشاره شده است.
امام باقر (علیه السلام) می¬فرماید: مردم! شما در این جهان هدف تیرهاى مرگید، هیچکس به روز تازه‏اى نرسد جز با گذشتن روز دیگرى از عمرش، در این دنیا چه لقمه‏اى است که گلوگیر نشود؟ یا چه جرعه‏اى است که راه نفس نبندد؟ سرائى را که بدان وارد مى‏شوید با جهانى که از آن مى‏گذرید، آباد کنید، که امروز غنیمت است، و فردا را چه مى‏دانى که از آن کیست.
جهانیان مسافرانى هستند که در سراى دیگر بار گشایند. ما شاخه ریشه‏هائى هستیم که از دست رفته، مگر شاخه پس از ریشه چقدر مى‏ماند؟ آنها که عمرهائى بلندتر و آرمانهائى درازتر داشتند کجا رفتند؟ اى فرزند آدم! چیزى که برگرداندنى نیست (مرگ) بسراغت آمده، و چیزى که بازگشتنى نیست(عمر) از دست رفته،پس عیش‏ گذران را عیش مشمار که از آن جز لذتى که تو را به مرگ رساند، و به اجل نزدیک سازد، نصیبى ندارى، عن¬قریب است که محبوبى از دست رفته، و پیکرى بى‏جان باشى، پس به فکر خود باش و همه چیز را واگذار، و از خدا کمک خواه تا یاریت کند .
در مکتب تربیتی اسلام، یاد مرگ، انسان را به شناخت درونی خویش باز می¬گرداند و موجب فرو رفتن سر در لاک معرفت نفس می¬شود و این همان مصداق« من عرف نفسه فقد عرف ربه» است که هدف آفرینش را نیز تبیین می¬کند. در نتیجه انسان سر به لاک، دست به احتکار، اسراف، دنیا طلبی نمی¬برد.
حاصل سخن این که: دو نکته در معیشت مقتصدانه بشر، اثر خاصی می گذارد. اول اینکه انسان وقتی یاد مرگ می¬افتد و بر این باور است که روزی باید بار سفر بربندد و هر چه که در این دنیا دارد ترک کند، او را بیدار می¬سازد تا در زندگی به اندازه نیاز مصرف و مازاد را در راه خدا و کمک به دیگران و اعتلای اسلام خرج کند. تا اخرت خویش را نیز آباد و تضمین کند.
نکته دوم این است: انسانی که باور دارد خداوند رزق هر کسی را در این دنیا مقدر ساخته و روزی همه موجودات را تضمین کرده است ، هیچ وقت دنبال زیاده خواهی و تجمل گرایی و تن پروری و اتراف نمی¬رود. او فقط به وظیفه خویش که کار و تلاش و تولید است، توجه دارد. این نکات معنوی و تربیتی اسلام است که زندگی مقتصدانه برای انسان می سازد.
استغفار و توبه ، انفاق و بخشش ایمان وعمل صالح نیز از عوامل معنوی معیشت مقتصدانه به شمار می¬رود.
3- 5 همسایه داری
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
در شهرهای بزرگ همه از هم گریزان و روابط همسایه¬ای بسیار اندک است. همدیگر را نمی-شناسند و از حال هم بی خبرند. این بس مایه تأسف است! اسلام بر روابط اجتماعی بسیار تاکید دارد، همدردی و کمک به همسایه نیز از مبانی معنوی معیشت است.
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا نقل فرمود: کسی که شب را سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. اگر در منطقه¬ای یک نفر، شبی را گرسنه بخوابد خدا در روز قیامت به اهل آن شهر نظر نمی کند .
« ایشان (ع) فرمود: از جمله حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که در وقت گرسنگی او را سیر کند، عورتش را بپوشاند، از گرفتاریها نجاتش دهد، قرضش را ادا نماید، و چون بمیرد نسبت به خانواده و فرزندانش از طرف وی جانشینی کند .
توجه اسلام به معیشت حیرت برانگیز است. اگر هر کسی همسایه خودش را تکریم و تامین کند فقر ریشه کن می شود و مشی عمومی جامعه به سوی اعتدال و میانه روی به حرکت در می¬آید.
موارد معنوی دیگری از قبیل: دعا برای معیشت، صله رحم، اخلاق نیکو و... نیز میتوان نام برد. که به همین مقدار بسنده می کنیم.
6- مشخصه های انسان اقتصادی:
برای هر انسانی، سه حالت: تولید، توزیع و مصرف متصور است. اینها سه عامل اصلی و مؤثر در نظام اقتصادی و زندگی انسان است. از این رو نیاز است تا مسائلی از قبیل: کار و تلاش، پس‌انداز و صرفه‌جویی، فخر فروشی و... تعریف شود تا همت همگانی برای کاستن از مصرف نابجا و افزایش ساختارهای تولید برانگیخته شود. سیاست‌گذاری درست و انجام اقدامات راهبردی در موارد زیر می‌تواند به تحقق شعار جهاد اقتصادی کمک کند.


1-6 پرکار و سخت کوش است
اسلام، بر خلاف انسان اقتصادی لیبرال که کار کم و فایده زیاد، برای او اصل اساسی است، پر کاری و سخت¬کوشی را معیار انسان اقتصادی قرار داده است، سعی و تلاش در برخی آیات در امور مادی و در بعضی دیگر در امور معنوی به کار رفته است . از نگاه قرآن، معیشت مقتصدانه، زمانی جامعه را فرا می¬گیرد که زن و مرد در سایه ایمان، به کار و تلاش سازنده دست یابند . و در فقر و ثروت از سعی و تلاش باز نایستند .خداوند روز را برای معاش قرار داده که انسان در آن به تلاش و زحمت بپردازد .
بنابراین انسان اقتصادی اسلام، در معیشت خویش پرکار و کم مصرف است.
2- 6 تولید کننده و سرمایه گذار است
زندگی مقتصدانه در سایه کار و تلاش جهت جمع آوری مال و ثروت، نیکو است. زیرا از نظر اسلام انسان اقتصادی با ثروت خود به امر تولید کمک و سرمایه را در گردش و توسعه اقتصادی می¬اندازد. چرا که وقتی او جلوی مصرف بی رویه را بگیرد و ثروت خود را کنز و اسراف و تبذیر نکند، منجر به توسعه اقتصادی می شود.
مفهوم جهاد اقتصادی افزایش مصرف، آن هم مصرف انواع کالاهای خارجی نیست. باید تولیدی در کشور وجود داشته باشد تا مردم آن را مصرف کنند. در شرایط کنونی میانگین درآمد سرانة ملی ایران نسبت به میانگین جهانی 30 درصد کمتر است و بدیهی است که رفاه و معیشت مقتصدانه که از شاخص‌های پیشرفت و جهاد اقتصادی هستند زمانی اتفاق می‌افتد که قدرت تولید ثروت ایرانیان بالا رود.
3-6 امانت دار است
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: مال، مال خداست آن را به ودیعه و امانت نزد افراد می گذارد و به آنها اجازه می¬دهد بطور اقتصاد و میانه روی از آن صرف خوراک، پوشاک و وسیله سواری خود کنند و مازاد آن را صرف بهبود حال فقرای جامعه نمایند .
4-6 قانع و کم مصرف:
در تربیت اسلامی اشرافی گری، شاد خواری و طرب ضرر به فرد و جامعه می زند، اینها در اسلام کاملاً مذموم و منفور است. قناعت به معنای کم مصرف کردن و پرهیز از اسراف و زیاده روی یکی از شاخصه های انسان مقتصد است.
قناعت، عزت نفس را بالا می برد و از نظر شخصیتی فرد را قوی می کند. این رفتار بیشتر در نهاد خانواده شکل می گیرد .
در مقابل قناعت،« حرص و آز» قرار دارد. حرص به معنای زیاده روی و چشم طمع دوختن به دنیا است. که مانع تکامل و معیشت اقتصادی انسان، و عزت نفس و حرمت او را پایین می آورد .
مصرف کردن، در معیشت مقتصدانه اسلام، اندازه و مرزی دارد. در قرآن کریم از اسراف (مصرف بیش از حد یا استفاده ناقص یا نادرست از کالا) ، اشراف ( تنعم پرستی و خوشگذرانی و رفاه زدگی) ، و تبذیر( ولخرجی و ضایع نمودن مال) و اتلاف اموال نهی شده و مصرف را کنترل کرده است.
با توجه به این نکته تربیتی، در روابط تربیتی خانواده، ما نباید زمینه های حرص و آز را در شخصیت فرزند ایجاد کنیم. پدیده هایی مانند: خساست، محرومیت تصنعی و... سبب شکوفا شدن آز در شخصیت فرزندان می شود. می توان با برخوردار کردن فرزند از مواهب و امکانات زندگی و مدیریت و فرهنگ سازی صحیح تربیت اسلامی، بسیاری از اسراف و زیاده روی ها را مانع شد.
نتیجه آنکه تربیت اسلام در این زمینه همان گفته قران کریم است که: دستت را بگردنت میفکن (که نم پس ندهی) و آن را کاملا باز مکن (که هر چه در دستت هست خالی شود) چون گرفتار سرزنش و حسرت و افسوس خواهی شد . این اصل، هر دو پله( اسراف و خساست) را نشانه رفته و از سنگینی هر کدام هشدار می دهد، که نتیجه آن متعادل کردن ترازوی معیشت جامعه است و به زندگی میانه و مقتصدانه و تحقق جهاد اقتصادی منجر می¬شود.
5-6 متجمل و فخر فروش نیست
قران در این زمینه می گوید: زندگی دنیا تنها بازی و سر گرمی و تجمل پرستی و فخر فروشی به یکدیگر و افزون طلبی نسبت به هم در مال و فرزند می باشد» .
با نگاهی کوتاه به جامعه، این سخن کاملا نمایان می گردد؛ چرا که قریب به اتفاق مردم همینگونه هستند که قران اشاره دارد. یعنی سعادت و تکامل خود را صرف خیال بافی و امتیازات فخر فروشی می¬کنند ودر خرید کالاهای تجملی بر یکدیگر سبقت می¬گیرند. در تعالیم اسلام،‌ انسان بسیار گرامی تر و برتر از این است که خود را سرگرم فخر فروشی و تجمل پرستی سازد و به این پستی تن دهد.
پیامبر (ص) فرمود: هر کس خانه¬ای برای شهرت و آوازه بسازد، خداوند آن را به صورت طوقی از آتش سوزان به گردنش بیاندازد و نشانه آن را اینگونه بیان کرد که: یعنی بیشتر از آنچه لازم دارد بسازد و برای همسایگان و برادران خود فخر بفروشد و برتری جوید. و فرمود: هر کس لباس بپوشد که با آن به خود ببالد و فخر فروشی کند، خداوند او را به قعر جهنم خواهد فرستاد.
البته ذکر این نکته ضروری است که اسلام به شأنیت هر فرد نیز توجه دارد. ممکن است وضع مالی برخی بهتر باشد و در اجتماع و شهری که زندگی می کند بسیاری از چیزها تجملاتی نباشد ولی همان اشیاء در شهر دیگری یا در میان مردم تنگ دست، تجملات باشد. مسلمان با اصلاح اجتماع و پیشبرد آن میتواند روز به روز از وسایل زندگی بهتری استفاده کند بطوریکه خرید اشیائی که روزی تجمل شناخته می¬شد از لحاظ اجتماعی و برای کمک به اقتصاد جامعه و جلوگیری از بحران افتصادی واجب و لازم شود.
6-6 رهبانیت و درویش بازی
نقطه مقابل تجمل گرایی درویش بازی و رهبانیت است. اسلام نیز مانع از این خصلت می¬شود. قرآن می¬فرماید: بهره خود را از زندگی دنیا فراموش مکن . از چیزهایی که روزی شما ساخته ایم بخورید . معیشت مقتصدانه با مراعات کردن این نکات و مولفه ها تحقق می یابد.
7- نقش حکومت اسلامی (دولت) در معیشت اقتصادی
بحثی که در تحقق مفهوم جهاد اقتصادی نقش کلیدی دارد، آموزش نیروهای جهادی است. مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشد، به هدف و پیروزی نمی¬رسد. برای رسیدن به جهاد اقتصادی باید به نیروهای اقتصادی کشور فرهنگ درست اقتصادی آموخت.
در نظام اقتصادی، نقش دولت به عنوان یکی از بزرگترین ناظران و مصرف کنندگان، ایجاد امنیت و فضا سازی اقتصادی و اجتماعی و حمایت از تولید کنندگان (کشاورز، مهندس، بنا، نجار، خیاط و... ) است. در عصر ارتباطات، اطلاعات و فناوری، افراد - بماهو افراد- نمی¬توانند به تنهایی شرایط را به سمت توسعه اقتصادی مطلوب حرکت دهند. دولت به خاطر اسلامی بودن و داشتن اهداف عالیه عدالت و اعتدال، موظف است تا حداقل خط مشی عمومی جامعه را به توسعه اقتصادی و برخورداری مردم از معیشتی مقتصدانه و متوسط ترسیم کند . این نقش دولت به خاطر اسلامی بودن آن است و گرنه در جوامعی که در آنها از اسلام خبری نیست بحث از اقتصاد (به معنای میانه روی در معیشت عمومی و بکار گیری امکانات مادی و معنوی، جهت رفع نیازهای دینی و دنیوی جامعه اسلامی) بی فایده است.
« اسلام گرچه به حکومت و روابط سیاسی و اقتصادی جامعه اهتمام می¬ورزد ولی این اهتمام برای آن است که همه شرایط به خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت درآید» .
طبق آموزه های قران، تبعیت از حاکمان مشروع و دولت شرعی، وظیفه مسلمانان است . از سویی نیز دولت موظف است؛ در معیشت اقتصادی دخالت کند. مانند: نظارت بر قیمت ها، کیفیت کالا، توزیع سهام، کم فروشی، ارائه خدمات اقتصادی و زیر بنایی زندگی به مردم و ...
مولا علی علیه السلام به عنوان یک حاکم اسلامی، می فرمایند:... از احتکار جلوگیری کن، که رسول خدا (ص) از آن جلوگیری می کرد. باید خرید و فروش در جامعه اسلامی به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد با نرخ هایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند .
« بخشی از بیت المال و بخشی از غله های زمین های غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیک ترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسئول رعایت آن می باشی» .
حاصل سخن این است که دولت اسلامی، در فرهنگ سازی و ارتقای فکری و عقیدتی نظام اسلامی نقش مؤثری دارد و باید از نظام سرمایه داری که منشأ نابسامانی های اخلاقی، اقتصادی، و اجتماعی است، جلوگیری کند و جامعه اسلامی را به سمت عدالت و اقتصادی پویا سوق دهد.
اما به نظر می رسد که دولت چندان موفق نبوده است. زیرا هر چه که بیشتر می گذرد مردم بدهکار تر و اقساط آنان افزونتر می¬گردد. در گذشته، مردم پس انداز می¬کردند، سپس بر اساس آن دست به خرید می¬زدند و مسلما به همان اندازه دخلشان، لوازم و امکانات می¬خریدند و یک سوم وقت خود را صرف کار می¬کردند و بقیه اوقات را به خانواده خود می¬رسیدند. ولی امروز اکثر مردم بدهکار بانکها یا سرمایه داران هستند. لذا نوع مردم به اندازه تامین اقساط کار می¬کنند و ممکن است برای تامین قسط، دو سوم وقت خودش را صرف کار کند.
بر اساس یک آینده پژوهی در این زمینه می¬توان گفت: به تدریج روابط افراد با یکدیگر اندک، فرسودگی افراد بیشتر، ارکان زندگی سست¬تر، فرزندان عقده¬ای¬تر، فساد و جرم و جنایت بیشتر، مردم فقیرتر، سرمایه داران ثروتمندتر، و در نهایت مردم نسبت به اسلام و نظام بد بین و بی اعتماد می¬شوند.
پیشنهاد می¬شود برای رفع این بحران، مشارکت¬های مردمی در امور اقتصادی بیشتر شود و دولت فقط هدایت، حمایت و نظارت را بر عهده گیرد. همچنین:« نباید کاری شود که سرمایه در یکجا انباشته گردد، (کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم)، چرا که سرمایه به منزله خون در رگ¬های جامعه است، این خون باید در کل این مدار حرکت کند، اگر در یک بخش بچرخد و به بخش دیگر نرسد،‌ فلج می¬شود و در نهایت اقتصاد فلج می¬شود. دین اسلام نمی¬خواهد صرفا معیشت ما را تامین کند، بلکه می¬خواهد ما را کریمانه تامین کند . لذا فرمود مزدوری مکروه است. باید وام را به همه بدهید، این تسهیلات را برای همه قائل شوید. در مقابل، به آنهامدیریت و کسب آموزش بدهید که برای خود کار کنند. نباید کسی را از راه شکم تامین کرد. خداوند می¬خواهد کرامت را در انسان بپروراند. اما آیا درس کرامت با اینکه سرمایه در اختیار کسی باشد و انسان وام گیر باشد، سازگار است؟! مگر وام ننگ نیست؟! مگر همین را ائمه نفرمودند؟ ما با ننگ می¬خواهیم جامعه را اداره کنیم؟ ... این که اکثر مردم وام دار باشند و قسطی زندگی کنند، مورد قبول نظام اسلامی نیست. سرمایه الهی باید در دست همه مردم باشد، هیچ کس بدهکار نباشد، و قسطی زندگی نکند. باید آموزش داد و مدیریت کرد، باید تسهیلات فراهم کرد» .
8- آسیب های مؤثر بر معیشت مقتصدانه مانع جهاد اقتصادی
شناسایی موانع موثر بر معیشت مقتصدانه، نقش مهمی در تحقق شعار جهاد اقتصادی و فرهنگ سازی و رفع آسیب های متوجه بر معیشت دارد. وقتی کسی این آسیب¬ها را شناخت به راحتی نمی¬تواند از کنار آن بگذرد. بلکه باید برای رفع آنها برنامه ریزی کند و به دیگران نیز هشدار دهد.
1-8 ترویج تجمل گرایی در فیلم و سریال
از آسیب¬هایی که معیشت مقتصدانه را به حاشیه می¬راند، تجمل گرایی بیش از حدی است که متاسفانه در اکثر فیلم¬ها و سریال های تلویزیونی تبلیغ می¬شوند. وقتی نحوه زندگی و امکانات معیشتی بازیگران به متجمل ترین شکل نمایش داده می شود و از انجا که مخاطب این برنامه¬ها معمولا مردم متوسط هستند، با مقایسه کردن زندگی موجود خود با فیلم، تحت تاثیر قرار می¬گیرند و فرزندان خانواده سعی می¬کنند که از این فرهنگ بد فیلم بیاموزند و در جهت تامین نیازهای فراگرفته از فیلم و برنامه¬ها، به سرپرست خانواده فشار بیاورند و خواسته¬های خود را بر او تحمیل کنند.
2-8 تبلیغات فراوان و رنگارنگ
یکی از آسیب¬هایی که به معیشت اقتصادی ضرر میرساند و تیغ تربیتی اسلام را کند می¬کند، همین تبلیغات فراوانی است که روز به روز در حال گسترش است و تمام فضاهای استراتژیک شهر، ورزشگاه ها، صدا و سیما، ماهواره، اینترنت، موبایل و حتی پشت قبوض تلفن را اشغال کرده است. در این میان رسانه ملی نیز می¬کوشد تا هر روز لیست تبلیغات خود را افزایش دهد و رقابتی تبلیغاتی میان تولید کنندگان و فروشندگان ایجاد کند. اثر این تبلیغات بر زندگی اقتصادی از آنجا نمایان می¬گردد که فرهنگ جامعه ما به گونه ای است که این تقاضاها معمولا متوجه سرپرست خانواده است و فرزندان، حتی مادر خانه سعی دارند تا آنچه که در تبلیغات دیده، فراهم کنند و مرد به ناچار یا باید آن را تهیه کند یا به کشمکش و جدال تن دهد. از این رو شرایط به گونه¬ای مهیا می-گردد تا او در زندگی خود احساس فقر و تنگدستی کند و سعی کند تمام طول روز را مشغول به کار باشد. این امر سبب تجمل گرایی، کمتر شدن ارتباط پدر با فرزندان، قطع صله رحم، تجمل پرستی، مریضی و عدم تعادل روحی و روانی و ... می¬انجامد که در نهایت به فرهنگ جهاد اقتصادی ضرر وارد می¬سازد.
3-8 ازدواج¬های هزینه بر
از موانع دیگری که سبب میشود زندگی مقتصدانه هیچوقت شکل نگیرد، مسئله ازدواج به سبک امروز است. ازدواج امروزه به عنوان مشکلی بزرگ برای جوانان ما تبدیل شده است. جوانی که اندک پس اندازی دارد و به زور زحمت و تلاش، و حتی وام آن را به دست آورده است؛ به علت نبود فرهنگ صحیح، باید متحمل هزینه فراوانی در زمانی که هنوز زندگی را شروع نکرده است، شود. هزینه-هایی مانند: آرایش عروس، آیینه و شمعدان در حالیکه برق وجود دارد و شاید تا اخر عمر یکبار هم استفاده نشود! خنچه عقد،‌ گردوی نقره¬ای، خرید طلا، لباس عروس یک شبه، فیلمبردار و عکاس، کارت عروسی، تالار و در نهایت شیربها و مهریه¬های نامعقول. تازه اینها گوشه¬ای از هزینه¬های متعارف در جامعه است و گرنه هزینه¬های بعد از عقد و تجملات زندگی و منزل بماند.
متاسفانه فرهنگ غلط و چشم و هم چشمی، در این زمینه کار را به جایی رسانده که منشأ اکثر فسادهای جامعه، دریوزگی، اعتیاد و... شده است. هزینه¬های سرسام آور چنان فشاری به جوانان می¬آورد که سالها کمر آنان خم می¬ماند. حال با این وضعیت نامطلوب اگر بخواهیم از آموزه¬های تربیتی اسلام حرف بزنیم، چه تاثیری دارد؟! وقتی مبانی فرهنگی جامعه ما ساختار اسلامی ندارند، و وقتی که در این زمینه هیچ گونه عملی از سوی کسانی که مرتبط با این امر هستند، انجام نمی-گیرد، چگونه می¬توان انتظار داشت که زندگی مقتصدانه شکل بگیرد و الگوی اسلامی مصرف مراعات شود؟؟
4-8 تبلیغات نظام بانکی
آسیب¬دیگری که جهاد اقتصادی را تهدید می¬کند، مساله تبلیغات نظام بانکی می¬باشد. بانکداری کشور می¬کوشد تا با تحریک روحیه پول پرستی و ایجاد طمع در افراد، نشان دادن جوایز پر ارزش از قبیل: سکه های طلا، مسکن با کلید طلایی، ماشین های مدل بالا، اسکناس به اندازه کوه هیمالیا و... منابع مالی افراد را به نام قرض الحسنه جذب کند. این کار مردم را به پول پرستی و پول دوستی، رکود سرمایه، و تنبلی تشویق می¬کند و حتی مهمتر اینکه، قرض الحسنه که یکی از احکام شرعی ماست کم می¬شود. -مگر بانک فقیر یا محتاج است که در قالب قرض الحسنه، سرمایه مردم را جذب می¬کند؟ مردم به جای اینکه در تولید و توسعه سرمایه گذاری کنند، پول خود را به بانک می¬سپارند و از سود آن بهره می برند. اثر وضعی اینکار نیز در زندگی افراد کم در آمد مشخص می¬گردد و فاصله طبقاتی میان مردم زیاد می¬شود. سرمایه در دست عده محدودی باقی می¬ماند و همان نظام سرمایه داری غربی، شکل می¬گیرد. در نهایت معیشت مقتصدانه موثر بر جهاد اقتصادی محقق نمی¬شود.
حاصل سخن
با این آسیب¬ها، اکثر خانواده¬ها نسبت به اسلام بد بین می¬شوند، چرا که آنها در کشوری اسلامی زندگی می¬کنند و مسئولان را دلسوز به مردم و اسلام می¬دانند حال با این نگرش هر جا اتفاقی بیفتد و در زندگی، کمبودی مشاهده شود به گردن اسلام می¬افتد و آن را از چشم اسلام می¬بینند.
در این صورت اگر مبلغین دین، از عدم توجه به دنیا و عدم افراط و تفریط و زندگی مقتصدانه مورد نظر اسلام صحبت کند، ایا حرف او را قبول می¬کنند و ایا اصلا تاثیری دارد؟ مردمی که دغدغه معاش داشته باشند، نمی¬توانند مسلمان گونه زندگی کنند. فکر تامین زندگی آنها را آزار و از عبادت محروم می¬سازد. ولی اگر مردم جامعه از زندگی متوسط و معمولی برخوردار باشند، در برپایی مراسم و ایده¬های اسلام حضوری موفق خواهند داشت و بر سلامت روانی جامعه افزوده خواهد شد.
نتیجه
1- از عوامل موثر و اساسی در تحقق فرهنگ جهاد اقتصادی، زندگی میانه روی و مقتصد است.
2- هدف از معیشت مقتصدانه، رساندن انسان به کمال و عبودیت است و این هدف با زندگی قسطی و قرضی، مترفانه و مسرفانه، سازگار نیست.
3- از مبارزه اسلام با دو عامل فقر و ثروت اندوزی می توان فهمید که آموزه¬های تربیتی اسلام،‌ معیشت انسان را به سمت میانه روی سوق می¬دهد که از مصادیق بارز جهاد اقتصادی است.
4- انسان مجاهد در نظام اقتصادی؛ دارای دو بُعد معیشتی فردی و اجتماعی است. او در زندگی فردی خودش باید کار و تلاش کند تا از فقر رهایی یابد. در زندگی اجتماعی خود باید تولید ثروت کند، انفاق و بخشش کند تا فقر در جامعه ریشه کن شود.
5- آموزه¬های اسلام در زمینه کار و تلاش، ثروت، فقر زدایی، تحمل رنج و سختی، پرداخت حقوق مالی،‌ از مبانی مادی مقتصدانه کردن معیشت محسوب می¬شوند. همانطور که دعا، شکر نعمت، یاد مرگ، صله رحم، همسایه داری، جزء مبانی معنوی هستند.
6- انسان مجاهد مقتصد، پرکار و سختکوش، تولید کننده و سرمایه گذار، امانت دار، قانع و کم مصرفاست و از تجملات و درویش بازی به دور است.
7- دولت اسلامی برای تحقق جهاد اقتصادی، وظیفه دارد تا معیشت اقتصادی را فرهنگ سازی و مدیریت کند و مردم را از لحاظ فکری و عقیدتی به مصرف گرایی میانه هدایت کند. همچنین باید به مردم، مدیریت صحیح معیشت و کسب آموزش بدهد که برای خودشان کار کنند.
8- آسیب¬هایی مانند: ثروت اندوزی، ترویج تجمل گرایی در رسانه¬ها، ازدواج¬های هزینه ¬بر، تبلیغات فراوان نظام بانکی و کالاهای مصرفی و... عوامل تهدید کنندۀ جهاد اقتصادی هستند و حکومت اسلامی و دولت باید در جهت رفع آسیب¬ها فرهنگ سازی و برنامه¬ریزی کند.
کتابنامه
1- قرآن کریم.
2- ابن منظور، ابوالفضل، جمال الدین، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت - لبنان، چاپ سوم، 1414 ه‍ ق.
3- انیس ابراهیم و ...، المعجم الوسیط، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجم، 1374 ش.
4- بنیانیان، حسن، مقاله « رابطه متقابل دولت و حوزه در حکومت اسلامی»، درآمدی بر آزاد اندیشی و نظریه پردازی در علوم انسانی، مجموعه مقاله، دفتر اول، از ص 157 تا 207. دبیرخانه نهضت آزاد اندیشی معاونت پژوهشی حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، تابستان 1384ش.
5- جرجانى، سید الشریف على بن محمد، التعریفات، المطبعه الخیریه المنشاه، چاپ اول، 1306 هق.
6- حرانى، ابنشعبه،‏ تحف العقول عنآل الرسول(ص)، ترجمه: جنتى، احمد،‏ تهران، ‏مؤسسه امیرکبیر،1382ش.
7- حکیمی، محمد، حکیمی،‌علی، الحیاة، ترجمه آرمان احمد، انتشارات نگارش، چاپ نهم، تابستان 1386ش.
8- حکیمی، محمد، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376ش.
9- خسروى، موسى،‏ مواعظ امامان علیهم السلام، ترجمه جلد هفدهم بحار، تهران،‏ ناشر: علمیه اسلامیه، چاپ اول، 1364ش‏.
10- دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، قم، الهادی، چاپ اول، زمستان 1381ش.
11- دلشاد، تهرانی، مصطفی، ماه پرور، تهران، خانه اندیشه جوان، 1378ش.
12- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم از دوره جدید، 1377 ش.
13- رشیدپور، مجید، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تأکید بر روش ها، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، چاپ نهم، 1386ش.
14- زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقیق عبدالستّار احمد فراح، دارالهدایه، بیروت،‌ 1385 ق .
15- سادات، محمدعلی، اخلاق اسلامی، تهران، سمت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سی و سوم، 1384 ش.
16- سخنرانی حضرت آیت الله جوادی عاملی، 28/7/ 1390، همایش حوزه و مطالبات رهبری، سالن اجتماعات مدرسه عالی دار الشفاء.
17- صدر، محمد باقر، اقتصادنا، دارالفکر، بیروت، 1968م.
18- عاملی، سید جعفرمرتضی‌، بازار در سایه‌ حکومت‌ اسلامی، ترجمه‌ سیدمحمد حسینی، جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم.‌
19- فارابى، محمدعلى؛ عباسى، یعسوب؛ کمر، علی؛ آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام،‏ مشهد، ناشر:آستان قدس، چاپ پنجم، 1380ش.
20- فرانکل، ویکتور امیل، انسان در جستجوی معنی، ترجمه صالحیان و میلانی، تهران، درسا، چاپ هفدهم، 1385ش.
21- فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، قاموس المحیط، مصحح: عبد الوهاب ابن محمد مؤمن، چاپ سنگی، بی¬جا بی¬نا.
22- قدیری اصلی، باقر، سیر اندیشه اقتصادی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هشتم،1368 ش.
23- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1388ق.
24- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، الجامعه لدرر أخبار الائمه الأطهار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق.
25- محدث اربلى، ‏کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ترجمه و شرح: على بن حسین، زواره‏اى، تهران، انتشارات اسلامیه،‏ چاپ سوم، 1382ش.
26- محدث عاملى، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعة، قم‏، آل البیت‏،‏ چاپ اول، 1409ق.
27- محمدبن شهر آشوب، المناقب آل ابی طالب، قم، مکتبه الطباطبایی.
28- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، کسب المال من الحلال، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1364ش.
29- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن کریم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360 ش.
30- مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران انتشارات صدرا، چاپ پنجاه و یکم، 1386ش.
31- مطهری، مرتضی، جهان بینی توحیدی، تهران، انتشارات صدرا.
32- مفید، محمد، ارشاد، ترجمه رسولى محلاتى، هاشم، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ دوم.
33- مفید، محمد، امالى، ترجمه استاد ولى، حسین، مشهد، آستان قدس، چاپ اول، ‏1364 ش.
34- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374ش.
35- موسوی خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378ش.
36- موسوی خمینی، سید روح الله، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ نهم، 1378ش.
37- نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل، تهران، مکتبه الاسلامیه، 1383 ش.
38- الهامی نیا، علی اصغر؛ احمدی، محمدرضا، تعلیم و تربیت در اسلام، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، پاییز 1378ش.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/LDXRGVY

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir