
سیمای جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی با رویکرد کار و تلاش
دکتر زهرا شیخوند
چکیده:
از آنجا که جامعه ی کنونی ما، جامعه ای جوان است و لزوم پیشرفت همه جانبه مستلزم و مرتبط با میزان کار و تلاش می باشد، طرح اندیشه ها و نظریاتی تکامل بخش که راهگشا و راهنما باشد، لازم و ضروری است و تنها مکتبی که برنامه ی جامع سعادت فردی و جمعی انسانها را در برگرفته است، همان اسلام است؛ چرا که در برگیرنده مجموعه ای از دستورالعمل های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی و... برای دستیابی بشر به سعادت در دنیا و آخرت میباشد. لذا این تحقیق دراین راستا باعنوان« سیمای جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی با رویکرد کار و تلاش» انجام پذیرفته است.
در قسمت نخست، طرحی کلی از پژوهش که شامل تعریف کار، مفهوم آن در گذر زمان و وضعیت کار و تلاش در دنیای معاصر است ارائه گردیده، سپس به علت حصر شدن روحیه ی کار و تلاش در افراد، اشاره شده است. در کنار بررسی های فوق، نگارنده از نوع نگاه قرآن به انسان و نیز فلسفه، ارزش و جایگاه کار به سادگی عبور نکرده است. سپس به این مساله نیز توجه نموده است که اگر قرآن کریم و آموزه های اسلامی به جهاد اقتصادی با رویکرد کار و تلاش اهمیت بسیاری نشان می دهد، از سویی جهت مسیر و استراتژی و گستره ی آن را نیز مشخص نموده و بالاخره به طور تفصیلی به مبانی این امر در این اندیشه های و حیانی و نیز بازتاب آن در احادیث و روایات جهت کاربردی نمودن آن در جامعه در دو زیرسامانه ی بینشی و ارزشی با مصادیق کلامی و عملی پرداخته است.
و در نهایت نتایج بدست آمده از این نظریات حیات بخش، حکایتگر دلایل آشکار و نهان قرآن کریم و آموزه های اسلامی در اصرار به امر جهاد اقتصادی با رویکرد کار و تلاش است که اگر آدمی با معرفت به آموزه های جهت بخش و هدفمند قرآنی پیرامون این امر(کار)، مراجعه کند، به خوبی می تواند برنامه ای منسجم و هدفمند در وضعیت حاضر برای الگوبرداری در زندگی خویش اتخاذ نماید.
واژگان کلیدی: جهاد اقتصادی، کار و تلاش، پیشرفت، قرآن کریم، آموزه های اسلامی
مقدمه:
رهبر معظم انقلاب براساس یک سنت نهادینه شده، سال ها را به مناسبتی اختصاص می دهند و شعاری را مطرح می فرمایند که لازم است در آنها دقت و تامل نموده و از محدود و منحصر کردن این مضامین به شعارهایی مختص سالهای خاص پرهیز نمود. این مضامین از قضا در زندگی ما بسیار موثرند و نمود آشکاری دارند؛ برخی از آنها حاکی از اعتقادات قلبی ما هستند ( مانند سال پیامبر اعظم(ص))و برخی حاوی روش و جهت زندگی ما.
اکنون در چهارمین دهه ی انقلاب اسلامی هستیم که به فرموده ی رهبر معظم انقلاب، دهه ی پیشرفت و عدالت است. این دهه با شعار« اصلاح الگوی مصرف» آغاز شد و سپس با شعار« همت مضاعف، کار مضاعف» مورد تاکید قرارگرفت. هردو موضوع در زیست فردی و اجتماعی انسان بسیار مهم و اثرگذار وتعیین کننده اند. بی تردید هیچ انسان سلیم النفس و عاقلی از زیاده روی و افراط( و همچنین تفریط) احساس خوشایندی ندارد و به همین ترتیب با خمودگی و اتلاف وقت و ضایع کردن عمر هم موافق نیست. رسیدن از وضعیتی به وضعیت بهتر و والاتر، خواسته و آرزوی چنین انسانی است و بدیهی است که وضعیت بهتر صرفا به مفهوم برخورداری مادی هر چه بیشتر نیست، بلکه همان است که در کلام معصوم(ع) چنین تعبیر شده که مومن اگر دو روزش یکسان باشد، زیان کرده است. چنین تعبیری در واقع بیان ضرورت پویایی در زندگی و پرهیز از خمودگی و یاس و سستی است.
سه دهه ی گذشته برای ایران و ایرانیان بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده و چندان اغراق آمیز نیست اگر بگوییم این سه دهه، چکیده ی تاریخ چند هزارساله ی آن است. یک انقلاب بنیادی و بی بدیل که امواج آن جهان را تحت تاثیر قرار داده، برپایی یک نظام کاملا مردمی و عمیقا دینی استوار که جهان مشابه آن را تجربه نکرده بود، مقاومتی مثال زدنی در یک جنگ تحمیلی تمام عیارنظامی که شرق وغرب را به تسلیم واداشت، یک درگیری فرهنگی گسترده، جهش های شگفت انگیز به سوی قله های دانش و دستیابی به فناوریهای خاص و نادر، و دهها مورد دیگرکه مشابه آنها در طول تاریخ چند هزارساله تجربه شده بودند و برخی نیز بدیل تاریخی نداشتند، همگی در این سه دهه در ایران رخ نمودند. این در حالی بوده است که بعد از انقلاب اسلامی، مردم و جمهوری اسلامی، دست به گریبان مشکلات و مسائل و کاستی ها و ناکامی هایی بودند که در اثر بی لیاقتی و خیانت حکومت های پیشین عارض شده بود. ضمن آنکه دشمنان خارجی این مرز و بوم و این نظام بی بدیل، حتی یک لحظه و یک امکان جزیی را هم برای ضربه زدن به آن از دست ندادند و نخواهند داد. در این چشم انداز است که مفهوم سه مقوله ی« اصلاح الگوی مصرف»،« همت برتر» و« کار مضاعف» را باید درک کرده و به عرصه ی عمل بیاوریم و آن را به سال1390یعنی سال« جهاد اقتصادی» پیوند زنیم، تا دستاوردهای سه دهه مقاومت افزوده گردد و خواست تغییر و تحویل به وضعیتی بهتر تحقق پیدا کند.
در جهان امروز، مخصوصا با تحولات اخیر کشورهای اسلامی، دشمنان تلاش خود را برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی افزون خواهند کرد و البته در سال های گذشته هم در این زمینه کم کار نکرده اند. مهم ترین هدف آنها هم این است که نشان دهند یک حکومت دینی در اداره ی جامعه و پیشرفت دادن آن موفق نیست و رسیدن به قله های ترقی تنها درتوان مدیریت غیردینی است. این در واقع رقابت سنگین دوگفتمان متضاد است: یک گفتمان دنیامدار و در مقابل، یک گفتمان معنویت گرا.
اهمیت پیام های رهبرمعظم انقلاب در سه سال پیاپی در دهه ی چهارم انقلاب اسلامی دقیقا با توجه به وجود چنین رقابتی است. امروز ایران پرچمدار معنویت و زیست معنوی در جهان است و همانگونه که در مقاطعی از تاریخ، جوامع و امت ها تحت هدایت پیامبران و اولیاء الهی(ع) مراتبی از زندگی متعادل و هدفمند و توام با سعادت را تجربه کرده اند، تجربه ی ایران اسلامی می تواند الگویی مناسب و نوین از آن تجربه باشد. بخصوص در جهانی که اغلب نحله ها و مکاتب غیرالهی مضمحل شده و شکست خورده و یا در حال سقوطند. به همین دلیل و از آنجا که پیشرفت، توسعه و تعالی کشور در حوزه های مختلف از اهداف انقلاب اسلامی است، اگر نتوانیم با سرعت این اهداف را تحقق ببخشیم، با مشکلات بسیاری مواجه شده و آن رسالت تاریخی را که بر عهده گرفته ایم، ناموفق رها خواهیم کرد و خود نیز به وضعیتی به مراتب بدتر از سی و چند سال پیش دچار می شویم.
اگر سال88، سال« اصلاح الگوی مصرف» عنوان گرفت، و سال89 با شعار« همت مضاعف، کار مضاعف» آغاز شد، اما نه موضوع اصلاح الگوی مصرف پایان گرفته و نه شعار سال قبل(89) بی ارتباط با شعار سال بعد(90)« جهاد اقتصادی» است. اصلاح الگوی مصرف یک فرآیند فرهنگی مداوم است و البته نباید تنها در چهارچوب های نظری محبوس و محدود بماند. همت برتر و کار بیشتر هم در ارتباط تنگاتنگ با اصلاح الگوی مصرف قرار دارند و در حقیقت می توان همگی این عناوین را به جهاد اقتصادی سال90پیوند زد.
به بیان دیگر، نمی توان انتظار داشت از این مقوله ها یکی تحقق پیدا نکند و دیگری محقق شوند. نکته ی بسیار مهم در مورد این مقوله ها، ترادف معنایی آنها با سختی و مشقت است در حالیکه در اصل چنین نیست.
براساس چنین دیدگاه و نظریاتی است که طرح اندیشه های قرآنی و آموزه های اسلامی جهت تکمیل همه مباحث مطرح شده امری ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر میرسد که در طی نوشتارحاضر با موضوع« سیمای جهاد اقتصادی در قرآن کریم و آموزه های اسلامی با رویکرد کار و تلاش» سامان می یابد.
الف. تعریف کار
در فرهنگ لغت برای این واژه معانی متفاوتی در نظر گرفته شده است:«1. رفتاری که از کسی یا حیوانی سر میزند یا فعالیتی که کسی، عضوی از بدن یا وسیله ای انجام می دهد؛ عمل: کار غذا دادن به بچه ها، کار قلب، کار دستگاه تراش،2. فعالیتی که شخص به طور روزانه به آن مشغول است و معمولا بابت آن حقوق دریافت می کند، شغل،3. آنچه کسی را مشغول می کند، مشغولیت،4. مسئولیت، وظیفه، 5. صنعت، هنر و حرفه، 6. گرفتاری، دشواری، مشکل،7. وضعیت، حال، اوضاع و احوال: کارمان پاک خراب شده بود، 8. فعالیت ثمر بخش و موثر به ویژه برای حل مشکلی و...»[ حسن انوری، فرهنگ روز سخن، ص923].
در جای دیگر نیز آمده است:« عمل، شغل، فعل، آنچه که از شی یا شخص صادر شود، حرفه، کشت و زرع، آنچه که کرده شود یا آنچه باید انجام شود که مسئولیت انجام دادنش با شخص باشد، آن فعالیتی که برای بدست آوردن فرد یا پاداش انجام شود که نام دیگرش شغل است، آن فعلی که همراه با مشقت باشد، آنچه که به خدا نسبت داده نشود، حرکت تمام بدن یا قسمتی از بدن و گاهی حرکتهای قلبی و باطنی و فکری»[ محمدمعین، فرهنگ فارسی، ص1021].
همچنین درفرهنگی دیگر به معنای« هنر، شغل، وضع، حالت و پیشه» نیز آمده است[ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ص1379].
در اصطلاح نیز میتوان کار را چنین معنا نمود: کار مشغله ای است که انسان با صرف نیروی بدنی یا فکری خود برای تولید کالایی یا انجام خدمتی تصدی می کند یا تصرف، دخالت، ایجاد تغییر و تکمیل(یا تخریب) در روند طبیعی اشیا و مواد توسط انسان برای تامین نیازهای مادی خود را کار می نامند.
ب. مفهوم کار در گذر زمان
مفهوم کار در گذر زمان را می توان در سه عنوان غرب، ایران و اسلام مطرح نمود:
1)غرب
تا سالهای متمادی، توان بدنی و نیروی جسمی انسانها تنها ابزارکار آنان بود. رفته رفته و با تکامل عقل بشری، انسانها به ساخت ابزار کار روی آورده و برای انجام کارها، از ابزارهای ساخته ی خود استفاده می کردند. از قرن پانزدهم میلادی به بعد، در اروپا تحولات چشمگیری در ساخت ابزارها و صنایع بوجود آمد. با پیشرفت در ساخت ابزارکار، کارگاههای کوچک صنعتی شکل گرفت و درقرن هجدهم که اختراعات صنعتی به اوج خود رسید، ماشین بخار اختراع شد و این سرآغاز انقلاب صنعتی بود. در پی این تحول بود که نیروی ماشین، جانشین نیروی انسان شد.
اوژن بوره در کتاب فقر طبقات کارگر در انگلستان و فرانسه، هنگام بیان شرایط و روابط کار در اوائل عصر صنعتی، نوشته است:« کارفرما با کارگرانش، ارتباط معنوی ندارد. کارفرما، کارگران را جز توده ای که با دیگر چیزها، مخارج تولید را تشکیل می دهند، در نظر نمی گیرد».
شرایط سخت کارگران در ابتدای دوران صنعتی، از ساعات کار بیش از حد( بیشتر از13ساعت)، نبودِ شرایط بهداشتی و ایمنی درمحیط کار، کار سخت و طاقت فرسای زنان و کار کودکان( از 5 سالگی) صدمات جبران ناپذیری را در اوائل عصر صنعتی به کارگران وارد کرد و جان آنان را ستاند. تمامی اینها انگیزه ای بود که برای تعدیل این روابط و شرایط کار، اندیشه شود. انقلاب صنعتی در1740میلادی، در انگلستان رخ داد، یعنی حدود نیم قرن زودتر از سایر کشورهای اروپایی. بنابراین، روابط جدید میان کارگران و کارفرمایان نیز به مراتب سریع تر شکل گرفت و این در حالی بود که نظام حقوقی و اقتصادی انگلستان تغییرات مناسب با زمان نداشت و همین امر موجب شد تا جامعه ی انگلستان به دو طبقه ی ثروتمند و فقیر تقسیم شود.
نظریه ی اقتصاد آزاد حاکم بر دولت انگلستان، مانع از دخالت دولت در امور اقتصادی می شد، اما شرایط نامساعد کار به ویژه برای زنان و کودکان، موجب وضع قوانین حمایتی از ناحیه ی دولت انگلستان برای کارگران شد. این مقررات در ابتدا برای حمایت ازکارگران ( به ویژه کودکان) و با انگیزه ی رفع بیعدالتی ها به وجود آمدند.
در سال1802میلادی، دو قانون مهم درباره ی کار کودکان در انگلستان تصویب شد: یکی در مورد کودکان کم سن که در مشاغل زیان آور(پاک کردن دودکش کارخانه ها) مشغول بودند و دیگری در مورد فرزندان اشخاص فقیر و کودکان بی سرپرستی که« پارواس ها» از سن7 سالگی، آنها را به صاحبان صنایع اجاره میدادند. از اواسط قرن نوزدهم به بعد، تصویب قوانین کار در کشورهای فرانسه و دیگر کشورهای صنعتی اروپا، سرعت بیشتری گرفت و در خصوص ساعات کار زنان و کودکان، تعطیلات، مرخصی، مزد، انعقاد و فسخ قرارداد کار، قوانینی وضع شد. مهم ترین ثمره ی این تحولات، اجازه ی تشکیل سندیکاهای کارگری بود. شاید نزدیک به یک قرن طول کشید تا به موجب قوانین پراکنده ای که تصویب شد، رفته رفته حقوق کار در کشورهای صنعتی شکل گرفت.
2)ایران
در دوران مشروطه، شغل اکثر مردم ایران، کشاورزی و دامداری بود. کارگران نیز در فعالیت های سنتی نظیر کارگاههای قالی بافی، مشغول به کار بودند. نهضت مشوطه که شالوده تئوری آن را دموکراسی سیاسی و پارلمانی شکل می داد، ناگزیر بود تا هر تغییر و بهبودی را با رعایت شرایط اقشار مردم، اعمال کند. در نخستین سالهای نهضت مشروطه، اندیشه ی تشکیل اتحادیه های کارگری شکل گرفت و اولین اتحادیه های کارگری همچون اتحادیه ی کارگران چاپخانه های تهران شکل گرفت. این تفکر تا سالها پس از انقلاب مشروطه نیز ادامه داشت. بین سالهای1300تا1320شمسی، قانونی در مورد کارفرمایان و کارگران تابع قانون مدنی و عقد اجاره( اجاره ی اشخاص) بود.
بالاخره با برخورداری از نظرات مشورتی دفتر بین المللی کار، اولین قانون کار در1328شمسی تصویب شد. این قانون، قانونی آزمایشی با دوره ی یک ساله بود که در آن، دولت موظف شده بود تا با انقضای مدت قانون، لایحه ی جدید قانون کار را ارائه دهد. این امر تا سال1337شمسی به طول انجامید و در نهایت در1337، قانون کار جدید تهیه و به تصویب رسید. قانون کار37، به مدت32سال قانون حاکم بر روابط کارگران و کارفرمایان در ایران بود.
تاریخچه ی تصویب قانون کار در ایران پس از انقلاب اسلامی مفصل و البته پُرفراز و نشیب است، تا جایی که اختلافات موجود بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در مورد مواد این قانون، منجر به تاسیس نهادی برای حل اختلاف شد که بعدها به مجمع تشخیص مصلحت نظام معروف شد. درنهایت، قانون کارجمهوری اسلامی ایران مشتمل بر203 ماده در 28 بهمن 1369 در روزنامه ی رسمی منتشر و از تاریخ 14 اسفند 1369 لازم الاجرا شد.
« کار شایسته» به خواسته های افراد در زندگی کاری آنها اطلاق می شود. خواسته هایی همچون فرصت شغلی، درآمد، پیشرفت فردی، عدالت و برابری جنسی( در امکان دستیابی به کار). کار شایسته، بازتاب نگرانی دولت ها و کارگرانی است که در تعامل با هم، خصوصیت منحصر به فرد این مقوله را برای سازمان جهانی کار فراهم می سازند. کار شایسته چهار هدف استراتژیک ذیل را پیگیری می کند:
* اصول و حقوق بنیادین کار
* برخورداری از فرصت های شغلی و درآمد
* حمایت و امنیت اجتماعی
* گفت و گوهای اجتماعی و سه جانبه ( تشکل های کارگری و کارفرمایی)
این اهداف، تمامی کارگران زن و مرد، افراد حقوق بگیر و افرادی را در بر می گیرد که برای خود کار می کنند.
سازمان بین المللی کار تلاش می کند تا روشهای مبتنی بر کار شایسته را به سیاست های اقتصادی و اجتماعی(دولتها) تعمیم دهد. کار شایسته، محور مرکزی تلاش ها برای از بین بردن فقر و وسیله ای برای پیشرفت برابر و پایدار است.
براساس تعریف سازمان بین المللی کار، کار شایسته شامل فرصت هایی برای دستیابی به مشاغل با درآمد کافی، محیط کار ایمن، حمایت اجتماعی از کارگران و خانواده های آنان، ایجاد چشم انداز روشن در افق پیشرفت شخصی(شغلی)و امکان ایجاد ائتلاف های اجتماعی ( اتحادیه ها و سندیکاها) است و دولتها از طریق سیاست های صنعتی و اقتصادی، در ایجاد کار شایسته ی خلق و توسعه ی این فرصت ها کمک می کنند.
هفتم اکتبر سال2008 به نام روز جهانی« کار شایسته» نام گذاری شده است. در این روز، اتحادیه های اصناف، کنفدراسیون های کاری و سایر انجمن های کارگری بر انجام فعالیت به منظور توسعه ی مفهوم کار شایسته تعهد کردند. تمامی اینها در پی تلاش ها و مبارزاتی بود که سازمانهای بین المللی در زمینه ی کار برای بسط نظریه ی کار شایسته از سال2005 آغاز کردند. تلاشی که در سال2007 منجر به پذیرش و به رسمیت شناخته شدن اصول و اهداف استراتژیک کار شایسته توسط دولت های اروپایی شد تا در جهت ایجاد کار شایسته، حمایت از حقوق کارگران، تجارت منصفانه و برابری جنسیتی در ایجاد و کسب فرصت های شغلی و درآمد برابر، تلاش کنند. در حال حاضر،81 مرکز ملی در56 کشور جهان در تعمیق و گسترش این مفهوم تلاش می کنند.
ایران یکی از اولین کشورهایی است که به سازمان بین المللی کار پیوسته است. با طرح موضوع کار شایسته در سازمان بین المللی کار، ایران نیز تلاش برای عینیت بخشیدن به کار شایسته را در قالب برنامه ای ملی، دنبال کرده است. مطابق ماده ی101 قانون برنامه ی چهارم توسعه، دولت مکلف شده است به منظور تامین عزت نفس، برابری فرصت ها، آزادی و امنیت کار همراه با صیانت لازم، برنامه ی ملی توسعه ی کارشایسته را بر محور تعاریف، مقاوله نامه ها و توصیه نامه های سازمان بین المللی کار، تدوین کرده و وزارت کار و امور اجتماعی نیز سند کار شایسته را تا پایان سال اول برنامه، به تصویب مجلس برساند. گرچه مراحل قانونی تدوین این لایحه تاکنون به نتیجه ای نرسیده است، اما این امید وجود دارد که این امر مهم محقق و سیاستهای مالی و اشتغال زایی، بر این اساس پایه ریزی شود.
3)اسلام
وقتی مفهوم کار به درستی در اسلام تبیین شود، از بررسی این واژه در ادیان و مکاتب دیگر بی نیاز خواهیم بود؛ چرا که مکتب اسلام با تکیه بر منبع وحی، بهترین تعریف و راهکار را در این زمینه ارائه نموده است. انسان در زمینه ی مسائل مادی، موجودی محتاج و نیازمند آفریده شده است که به تنهایی و بدون کار و تلاش و تعامل با دیگران زندگی برایش ممکن نیست.
او در اجتماع باید کار و تلاش نموده و با در اختیار دیگران قرار دادن نتایج آن کار، خود نیز از تلاشِ دیگران استفاده نموده و نیازمندی های خویش را تامین نماید.
خداوند انسان را با نیروی عقل و استعداد نامحدود آفریده است و از او خواسته است تا با کار و کوشش، ذخایر نهفته در دل زمین را بیرون کشد تا بدین وسیله، غذا، لباس و دیگر ما یحتاج خود را تهیه کند و با خاطری آسوده، زندگی کند و شکرگزار او باشد.
انسان به عنوان خلیفه ی الهی بر رویِ زمین، مامور و موظف است تا بعنوان یکی از اهداف ابتدایی و یا میانی اقدام به استعمار و آبادانی زمین کند. آبادی و آبادانی زمین به عنوان ماموریت انسان در زمین بدون تلاش و کوشش و کار امکان پذیر نیست. انسان ها با تلاش و کار و کوشش است که زمین را به شکل کنونی آباد کرده و از امکانات و فرصت های پیش روی بشر، بهره مند می شوند.
در روایتی امیرالمومنین علی(ع)علت تفاوت آفرینش انسانها را بهره مند شدن آنان از خدمات یکدیگر دانسته و فرموده است: « هیچ انسانی توانایی این امر را ندارد که بنا، نجار و یا صنعتگر خویش باشد. تمام کارهایش را به تنهایی و بدون استخدام و به کارگیری دیگری انجام دهد»[حرعاملی،وسائل الشیعه،ج4،ص103].
از آنجایی که انسان به جهت ذاتِ استخدام گرِ خویش گرایش به اجتماع و جامعه دارد، در شکل اجتماع زندگی خود را سامان می دهد تا از فرصت ها و امکانات دیگری بهره مند گردد و از آن برای رفع نیازهای خود و دفع مشکلاتش استفاده کند.
خداوندی که انسان را نیازمند آفریده، زمین و آسمان را نیز در اختیار او قرار داده که با استفاده از آنها بتواند با برطرف نمودن نیازهای خویش، به سوی کمالی که خدا برایش در نظر گرفته نائل آید:« الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّکُمْ؛(خدایی)که زمین را برای شما بستری هموار و آسمان را سرپناهی قرار داد و از آسمان آبی فرو فرستاد و به وسیله ی آن میوه ها را پرورش داد تا روزی شما باشد»[بقره/22].
قرآن کریم، استفاده ی انسان از دسترنج خویش را به عنوان یک اصل بیان می کند و می فرماید:« برای آدمی جز حاصل کوشش او پاداشی نیست و نتیجه ی سعی و کوشش هرکس به زودی مشاهده می شود».
و در قرآن می خوانیم:« وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ؛ ای فرزندان بشر ما به شما در زمین سلطه و اقتدار بخشیدیم و برای تامین روزی و معیشتتان هر قسم نعمتی را در آن قرار دادیم ولی اندکی از شما شکرگزار نعمتهای خدا هستید»[اعراف/10]. یا می فرماید: « لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ؛ مردان را از کار و کوشش خویش بهره ای است و زنان را از کار و کوشش خویش بهره ای...»[نساء/32].
چون حرکت چرخ زندگی بشر در گرو تعاون، خدمت و استفاده ی متقابل از خدمات یکدیگر است، یکی از راههای این تحرک، اجاره و کارگری است. قرآن کریم کار برای تامین معاش را جز وظایف انسانها دانسته و می فرماید:« وَمِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُکُم مِّن فَضْلِهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَسْمَعُونَ؛ و از نشانه های او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهره گیری از فضل پروردگار(و تامین معاش) در این امور نشانه هایی است برای آنان که گوش شنوا دارند»[روم/23].
و این نظام کار و کارگری را جزء ملزومات آفرینش می داند:« نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا ۚ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا؛ ما(وسایل) معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده ایم،
و برخی از آنان را از (نظر) درجات، بالاتر از بعضی (دیگر) قرار داده ایم تا بعضی از آنها بعضی (دیگر) در خدمت گیرند» [ زخرف/32].
به نظر مرحوم شیخ طبرسی، علت تفاوت روزی بندگان، این است که انسانها از کار یکدیگر بهره مند گردند و اگر انسانها در تمام درجات از قوت و ضعف، علم و جهل، زیرکی و بلاهت و دیگر مراتب، مساوی بودند، هیچ انسانی حاضر به کار کردن برای دیگری نبود و این امر موجب اختلال نظام عالم و فساد زندگی بشر می شد[شیخ طبرسی، مجمع البیان،ج2، ص71].
امام جعفرصادق(ع) نیز در این خصوص می فرمایند:« پشم برای پوشش آدمی آفریده شد، لیکن زدن و رشتن و بافتن آن به عهده ی خود او گذاشته شد. درخت برای انسان، آفریده شد لیکن نشاندن و آبیاری کردن و رسیدن به آن وظیفه ی خود او قرار داده شد... در هر چیزی که بنگری جایی برای کار و تلاش و آدمی باقی ماند، که صلاح انسان در همین(کار و تلاش) بود (نه بیکاری و مفت خواری)... دست یافتن به نان نیز دشوار شد، که جز با چاره گری(کشت و درو و با ابزار و وسایل) و تلاش به دست نمی آید و حکمت اینها همه آن است که انسان شغلی و سرگرمی داشته باشد، تا او را از سبک سری و بیهودگی حاصل از بیکاری بیرون آرد»[ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج3، ص86].
یا در روایتی از امام باقر(ع) می خوانیم:« ...دینارها و درهم ها، خاتم ها( مُهرها،سکه ها)ی خدا بر روی زمین هستند که آنها را وسیله ی سامان دادن امور بندگان خود قرارداده است، و به وسیله آنها گذران امورآنها میسر میگردد»[ شیخ مفید، الامالی،ج2، ص133].
امیرالمومنین علی(ع) نیز فرمودند:« به تجارت بپردازید، که آن شما را از آنچه در دست مردم است، بی نیاز می گرداند و خداوند متعال بنده ی پیشه ور درستکار را دوست دارد»[ شیخ کلینی، اصول کافی، ج5، ص149].
نکته ی بسیار مهم آن است که کار کردن، علاوه بر تامین نیازهای اولیه وسیله ی تربیت جسم و روح، پُر کردن ایام فراغت، مانع فساد و فتنه، عامل رشد و نبوغ و ابتکار، توسعه ی اقتصادی، عزت و خودکفایی و کمک به دیگران می باشد.
ج. دنیای معاصر و وضعیت کار و تلاش
انسان در بین موجودات زنده از روند معیشتی ویژه برخوردار است و زندگی اجتماعی و فردی او بدون رعایت جریان های معیشتی خاص امکان ندارد. در حقیقت، همه ی موجودات از شیوه ی خاص زندگی در حفظ حیات و پایندگی، تبعیت می کنند؛ ولی انسان علاوه بر حفظ حیات، باید ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی را بسنجد و شیوه ی به خصوصی را انتخاب کند.
مسلما کار، یک فعالیت هدفدار طرفینی و یک داد و ستد فرد با طبیعت است که در حوزه ی قراردادهای بشری و تمدن های متفاوت، دارای جایگاه مشخص و تعریف شده ای است؛ولی در تمام تمدن ها از اهداف ضمنی و یا آثار جانبی سودمندی برخوردار است. در حقیقت، کار، یک فعالیت چند منظوره است که عامل محرک آن در نزد انسانها فقط به دست آوردن مقدمات زندگی مادی با حفظ ارزش ها و قراردادهای اجتماعی است که البته در جای خود، هدف مهم و ارزشمندی است.
حال آنکه در این میان، گروهی از انسانها به این مساله(کار) با چنین دیدی نمی نگرند، بلکه معتقدند که هروقت، هر چه را خواستند، آماده باشد و برای تهیه ی آن، به صرف وقت و تحمل رنج و زحمت، نیازی نباشد. در این دیدگاه نباید میان خواسته و تحقق آن« فاصله ی زمانی» وجود داشته باشد. همچنین نباید میان این دو، حلقه گم شده ای به نام« کار و تلاش» وجود داشته باشد. این گروه، نه حوصله ی تحمل گذشت زمان را دارند و نه توان به زحمت انداختن تن را؛ همه چیز باید« فورا» و « بدون زحمت» به دست آید.
این تفکر، مخصوص کسانی است که می خواهند یک شبه، ره صد ساله را بپیمایند. این مساله، بیشتر در میان جوانان دیده می شود. جوان امروز، کار را زحمت زندگی می داند و حال آنکه کار، یکی از ارزش های زندگی است.
و همگان امروز شاهد آنند که بهره گیری از روحیه ی تلاش، در دوران جوانی با وجود قدرت و توان تلاش، چندان نمودی ندارد.
قوای پر حرارت وی بر اثر غفلت و کم دانی او به هدر می رود. اغلب آنان، قدرت و توان شتابدار و توان دار خود را به صورت هدایت نشده ای از دست می دهند و یا در امور غیرصحیح که شاید به ضرر ایشان و جامعه باشد، متمرکز می کنند. از سوی دیگر، طغیان قوای جسمی، نیروی شهوت را نیز در خود پرورش داده، به صورت طغیانی به ظهور می رساند و توان او را به خود مصروف می دارد.
جوانان به طور قطع، پرتلاش و قدرتمند هستند؛ اما روحیه ی تلاش و کار، چیزی غیر از قدرت تلاش و کار است. آنها دارای توان و قدرت تلاش می باشند، ولی روح کار و تلاش باید بر اثر تربیت و آگاهی و هدایت آنها، در ایشان زنده شود. خود باید بداند که روح تلاش خود اوست که روح زندگی آینده اش را می سازد.
این خود اوست که باید بداند آینده اش فقط به دستان پرقدرت خودش بر صحنه ی وجود، نقش زیبا پیدا می کند و نقاط بلند تقدیر روزگارش، با احتساب تلاش خود او نوشته می شود و نیز باید دریابد و با تمام وجود از ابتدای راه درک کند که رسیدن به درجات و مراحل رشد برتر، فقط حاصل نقش فعال خودش می باشد.
د. علت حصر شدن روحیه کار و تلاش در افراد
آدمی از آغاز به اقتضای فطرت کمال جویش به کمال گرایش نشان می دهد، به گونه ای که کمال را دوست می دارد و به آن علاقمند می شود. علاقه وگرایش نوزاد به مادر، با این احساس که مادر نیازش را برآورده می سازد، از آغازین نمودهای این حقیقت است. البته از آنجا که انسان،پیش از یافتن هرکس، ابتدا خود را می یابد، پس طبیعی است که خود را دوست بدارد و به خود علاقه مند باشد که از آن به« حب ذات» تعبیر می کنند. علاقه به خود از آغاز حیات با انسان همراه است، ولی این علاقه مانع از توجه او به کمالات دیگران نمی شود. با تربیتهای ناصواب که شرح آن از عهده مقاله خارج است، توجه آدمی به خود معطوف و محصور شده و در حصر خویش گرفتار می شود، بگونه ای که خود را می بیند، به خود می اندیشد، خود را دوست دارد، برای خود می طلبد و از آنچه به زیانش است می گریزد. اگر به دنیا رو می آورد، برای خود رو می آورد و اگر حاضر به اطاعت از فرامین الهی بشود نیز برای مصلحت دنیا و آخرت خویش چنین می کند؛ اگر چه در اندازه نگاه به خود، بین او و دنیا دوستان فرق بسیار است. این توجه به خود، همان چیزی است که از آن به انانیت تعبیر می کنند. البته این نگاه گاه به اندازه ای قوت می یابد که هیچ چیز و هیچکس را جزخود نمی بیند، به خود می بالد و از دیدن کمالات خویش به عُجب گرفتار می شود و متوقع است که دیگران پیوسته باید در خدمت وی باشند. پس طبیعی است که این فرد به روحیه تنبلی و تن پروری گرایش پیدا می کند و با دارا بودن چنین روحیه ای به خدمات و زحمات دیگران بی اعتنا می شود و تا آنجا پیش می رود که یا آنها را نمی بیند یا با عناوینی از قبیل وظیفه و تکلیف در بی ارزش جلوه دادن زحمات افراد می کوشد، و به عبارتی به قدری روحیه ی خودخواهی و تکبر در وی رشد و پرورش پیدا می کند که به هیچ روی حاضر به انجام کار و کوشش و تلاش نیست. به عنوان مثال اگر از کسی خدمتی مشاهده کند، به جای تمجید و تکریم، می گوید خدمت کردن وظیفه اوست و باید چنین می کرد، او نمی خواهد و بلکه نمی تواند این روحیه را از خود دور کند؛ پس به شخصیتی با عنوان« سربار دیگران بودن» یا« زندگی وابسته داشتن» به دیگران، تبدیل می شود.
ه. انسان، فرهنگ کار و تلاش و قرآن کریم
هر مکتب فلسفی و اندیشه گری، از انسان تعریفی به دست می دهد که چه بسا با تعریف دیگر همگون یا ناهمگون است. با نگاه به تعریف انسان و و اشکافی آن می توان به جان مایه ی فکری و فلسفی هرکس پی برد.
در این تعریف های رنگارنگ و گوناگون به کوشش هایی برای ارج نهادن به بشر و ارزش او بر می خوریم که در پوششی از اندیشه گری و رمزآفرینی گنجانده شده است. آنچه انسان را به اسلام پیوند می دهد، همان دین یا راه پیوند آفریده با آفریدگار است. واژه ی دین در قرآن بیشتر به« خدا»و« حق» اضافه شده است. انسان دارای دو بُعد پهناور و شگفت آفرین مادی و معنوی است که در قرآن بدان پرداخته شده است. انسان شناسی قرآن با واشکافی زیر و بَمهای آن، از آفرینش تا کمال، نشان دهنده اهمیتی است که انسان در دستگاه اندیشه گری اسلام دارد. هنگامی که آدم جانشین خداوند در زمین می شود، آمادگی دارد تا همگی نام های او را بیاموزد. این شایستگی و آمادگی هنگامی به اوج شکوه خود می رسد که می بینیم آموزگار آدم، خود خدا است. فرشتگان این نیک بختی را نیافتند تا جانشین خدا شوند و از جام آگاهی و دانایی او بنوشند، و در اینجا بود که رشک ورزیدند.
انسان در نگاه اسلام، مسئولیت و رسالتی سنگین بر دوش دارد. به همان اندازه که ارزش انسان، به خودی خود و در جایگاه شاهکار آفرینش و نمودِ صفتهای خداوندی، بس گرانبار است، مسئولیتی سنگین و سهمگین دارد. پذیرش بارِ سنگین امانتِ خداوندی و جانشینی وی در زمین به وسیله ی انسان ناآگاه و تاریک، پس از آموختن نام های خدا،موجب شد تا او به درجه ای از آگاهی و روشنایی برسد که هم شاهکار آفرینش به شمار آید و هم داننده ی عشق و شور و آفرینش گری شود. علاوه بر این، همین انسان به عنوان موجودی کمال جو و آرمانگرا به منظور پاسخگویی به حقیقت ذاتی« اجتماعی بودن» و تامین نیازهای متنوع خود نیازمند کار و کوشش و تلاش است؛ چرا که لزوم این مساله- کار- و سعی و کوشش در رسیدن به اهداف مهم از بدیهیات زندگی آدمی است و این نیز مسلم است که هر چه هدف، برتر و پیچیده تر باشد به کار و کوشش و سعی و تلاش بیشتری نیاز است و در واقع این یک سنت جاری درحیات بشری است که هم در زندگی دنیوی و هم در مسیر زندگی اخروی جاری است:« وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ؛ و همانا برای انسان جز حاصل تلاش و کوشش او نیست و (نتیجه) کوشش او به زودی (در این حیات) دیده می شود. پس پاداشی تمام تر(در آن جهان) به او خواهند داد»[ نجم/41-39].
شاید این همه اصرار و تاکیدات قرآن بر کار و تلاش آدمی علاوه بر ایجاد آرامش روحی و روانی و نیز زندگی راحت، اعطاء درجات و مقامات عالی است:« وَمَن یَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَىٰ؛ درجات و مقامات عالی ویژه ی مومنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند»[طه/75].
و. ارزش و جایگاه کار در فرهنگ قرآنی
کسانی که اندک آشنایی با معارف اسلامی، آیات قرآن و احادیث معصومین(ع) داشته باشند این حقیقت را متوجه شده و باور خواهند کرد که رشد و تکامل انسان در هریک از دو بعد مادی و معنوی، تنها در سایه ی کار، سعی و تلاش،محقق شده و امکان پذیر می باشد، چنانچه قرآن کریم در جمله ی کوتاه و معروفی بهره مندی انسان را منحصرا در گرو کار، کوشش،همت و تلاش می داند و می فرماید:« برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست»[ نجم/39]. و در آیه ی دیگری می فرماید: « خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند»[ رعد/11]. و در جمله ی کوتاه دیگری می خوانیم:« هرکس در گرو اعمال خود است»[ مدثر/38].
گر چه آیات ذکر شده در ارتباط با امور معنوی و اخروی است ولی معیار و ملاک کلی که آیات یاد شده و آیات فراوان دیگری به دست می دهد، این است که بهره مندی انسان از نعمتهای مادی و معنوی« دنیا و آخرت» در گرو سعی، کار و تلاش است. به قول شاعر:
نابرده رنج، گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت، جان برادر که کار کرد
اگر کار و تلاش با آموزه های دینی و مذهبی، مخالفت داشته و یا مفهوم تضمین رزق و روزی از طرف خداوند، سستی، تنبلی و نشستن در منزل می بود و یا فعالیتهایی نظیر کشاورزی، چوپانی و دامداری و...با مقام و منزلت انسان، سازگاری نداشته و عیب به حساب می آمد، انبیا و اولیای الهی که خود صاحبان شریعت هستند و به جزئیات آموزه های دینی، آشنایی کامل دارند، حتما بیان داشته و یادآوری می کردند، در حالیکه قضیه کاملا برعکس است. انبیا و اولیای الهی، پیروان خود را به کار و تلاش، دعوت کرده اند و از سستی و تن پروری مذمت نموده اند و خود نیز به کارهای سخت و طاقت فرسا، نظیر چوپانی، خیاطی، کشاورزی و زره بافی و... پرداخته اند.
بنابراین معنی و مفهوم تسخیر طبیعت و نعمت های فراوان آن، این است که انسان در سایه ی تدبیر و تعقل، در حوزه های مختلف زندگی مثل زراعت، دامپروری، تجارت، استخراج معادن، بکارگیری گیاهان دارویی و ساخت و ساز ابزار و وسایل و...کار و تلاش و فعالیت نماید و زمینه ی رشد و بالندگی را در تمام عرصه های زندگی فراهم سازد. آیات فراوانی وجود دارد که انسان را به کار و تلاش، واداشته و او را تشویق و ترغیب می نماید تا با جِدِ و جهدِ مداوم، زمینه ی استفاده ی مطلوب تر از نعمتهای طبیعت را برای خود و همنوعان خویش فراهم سازد.
چنانکه در سوره ی نحل می خوانیم:« او کسی است که دریا را مسخر(شما)ساخت تا از آن« صید کرده» و گوشت تازه بخورید و وسایل زینتی را برای پوشش از آن، استخراج نمایید و کِشتی ها را می بینید که سینه دریا را می شکافند تا شما« به تجارت بپردازید» و از فضل خداوند بهره گیرید»[نحل/14]، بهره گیری معنای وسیعی دارد که هرگونه فعالیتهای اقتصادی از طریق راههای دریایی را شامل می شود. و نیز: « فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ هنگامیکه نماز پایان گرفت(شما آزادید)، در زمین پراکنده شوید(جهت کار)و از فضل خدا بطلبید و خدا را بسیار یاد کنید،شاید رستگار شوید»[جمعه/10].
در جای دیگر هم می خوانیم:« او کسی است که زمین را رام شما ساخت، پس به گوشه و کنار آن رهسپار شوید و از روزی او، استفاده کنید»[ ملک/16]. در آیه ی دیگری اینگونه آمده است:« ما شب و روز را روشنی بخش ساختیم تا فضل پروردگار را در پرتو آن بطلبید و به تلاش و فعالیت بپردازید»[ اسراء/12]. در سوره ی قصص هم می خوانیم:« از جمله رحمت خداوندی این است که شب و روز را برای شما قرار داده است تا در شب آرامش یابید و دوباره انرژی لازم را بدست آورید و در روز دنبال رزق حلال رفته و فعالیت نمایید»[ قصص/73] و در آیه ای دیگر نیز صراحتا می فرماید که آبادی زمین بر عهده بشر نهاده شده است و انسان باید این کار را به نحو احسن انجام دهد:« هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا؛ اوست که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را (با کار و تلاش) به شما واگذاشت»[ هود/61].
ز. قرآن کریم و جهت مسیر کار و تلاش برای پیشرفت امور جامعه
جامعه و تاریخ به پیروی از نظم کلی عالم، از قوانینی پیروی می کند و انسان با قدرت و شناختی که از قوانین طبیعی دارد، می تواند آگاهانه با استفاده از قوانین بر جهت حرکت جامعه و تاریخ تاثیر بگذارد. او با علم و شناختی که نسبت به محیط خویش دارد می تواند برای دگرگون کردن آن در جهت مطلوب گام بردارد و نظام دادن به حرکت جامعه به سوی وضع مطلوب تنها از طریق تشکل بخشیدن به نیروهای جامعه و استفاده از برنامه ریزی کار، تلاش و کوشش و روش منطقی میسر است. آنچه مهم است آن است که مسیر کار و تلاش برای پیشرفت امور جامعه از منظر قرآن کریم، از اهمیت بسیار والایی برخوردار است؛ چرا که از دیدگاه این کتاب وحیانی عمر فرصتی است برای ساختن، و هرکس با نگاهی که به هستی دارد، بنایی می سازد و حیاتی را شکل می دهد، عده ای سراسر عمرشان به ساختن خانه ی عنکبوت مشغول شده اند، که اندک بادی آن را از جای می کند و عده ای بنایی مستحکم و استوار می سازند، که در برابر طوفان ها مقاومت می کند. زندگی همان بنایی است که هرکس در پی ساختن آن است، یکی حیات حیوانی دارد و دیگری حیات طیبه و تنها فرق این دو در شکل و جهت مسیر کار و تلاش آنها برای پیشرفت امور جامعه است. آنکه حیات طیبه دارد، جهت مسیر کاری شایسته و نیکویی را برگزیده است و دیگری...! قرآن کریم می فرماید:« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ هرکس از مرد و زن، که مومن باشد و کار نیکو انجام دهد، حیات طیبه به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کارشان به آنان می دهیم»[ نحل/97].
بنابراین در این دیدگاه رسالت انسانی نیز در آن است که افراد با کار و همت شایسته و مطلوب و تلاش هدفمند، جامعه و نظام اجتماعی خود را به سوی کمال سیر دهند و طبق این دیدگاه حرکت در عین حال باید هماهنگ و همگام با حرکت طبیعت نیز باشد« وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ »[ آل عمران/28]. حرکت به سوی کمال، در واقع حرکت به سوی تکامل و انسان و کمال صفات عالی و اخلاقی و انسانی اوست و چون انسان نماینده، خلیفه و جانشین خدا در زمین است[بقره/30] درجامعه انسانی نیز باید پیشرفت امور با کار و کوشش و تلاش در راستای پاکی، عدالت، علم و آگاهی، قدرت، زندگی و پویایی باشد و بر طبق نگرش قرآنی با توجه به نیازهای انسان باید با شناخت همه ابعاد نیازمندی او اعم از نیازهای مادی یعنی تمنیات دنیوی و نیازهای معنوی(گرایش های روحی) در یک حرکت هماهنگ به تامین آنها همت گماشت و این مطلب اساس و جوهره شکل گیری پیشرفت امور با همت و تلاش و کار در اندیشه ی توحیدی قرآن کریم می باشد.
ح. استراتژی و گستره کار و تلاش از منظر قرآن کریم
اسلام بر اساس مکتب انسان ساز خویش، خالق عالم هستی را خدایی می داند که همه چیز را به اندازه آفریده و انسان را خلیفه خویش در زمین قرار داده است[بقره/30]. در این دیدگاه، خداوند تبارک و تعالی استعداد رشد و باروری را در زمین به ودیعت گزارده و این انسان است که باید از این استعدادها با کار و کوشش و تلاش خویش بهره ی مطلوب برده و آنها را در مسیر درست جهت پیشرفت امور به استخدام گیرد و زمینه ی رشد و تکامل همنوعانش را فراهم سازد. انسان با این اقدام در مسیری قدم می گذارد که براساس عنصر واقع نگری و کمال جویی، هر گامش به تحقق استعدادهای نهفته او ختم می گردد و او را به ایفای تعهدی که به گردن گرفته نزدیک می سازد؛ تعهد و امانتی که کوهها و آسمانها از قبول و پذیرش آن سرباز زدند و شانه خالی کردند[احزاب/72]. براساس مبانی استراتژی قرآنی پیرامون کار و تلاش به لحاظ پیشرفت امور، مسئولیت آباد نمودن سرزمینها بر عهده انسان گذاشته شده است؛ چرا که خداوند متعال آنچه که به عنوان مقدمات برای این مهم مورد نیاز بشر بوده است، را به طور کامل در اختیار او قرار داده است:« هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا؛ اوست که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذاشت»[ هود/61]و حتی پیش از مسئولیت، تسلط و مالکیت را نیز به وی بخشیده است:
« وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ؛ ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم، و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم...»[ اعراف/10]. براساس این دیدگاه توحیدی است که امام علی(ع) نیز با تایید مبانی استراتژی قرآنی که مسئولیت آبادانی« بلاد»( سرزمینها) و « عباد»( بندگان) برعهده انسان می باشد، می فرماید: « اتقوالله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم، اطیعوا الله و لا تعصوه و اذا رایتم الخیر فخذوا به و اذا رایتم الشر فاعرضوا عنه؛ خدا را در نظر بگیرید در حق بندگانش و بلادش، زیرا که شما حتی در حق سرزمین ها و چارپایان نیز مسئولید، اگر خیری دیدید، آن را بگیرید و اگر شری دیدید آن را وا گذارید»[ نهج البلاغه، خطبه167]. لذا نعمتهای الهی با کار و تلاش انسان پیوند می خورد تا ثمره اش روزی مقرری باشد که خداوند برای هر آفریده ای در دل زمین جای داده است. به خاک قدرت باروری و حاصل خیزی بخشیده و در قبال آن، مسئولیت کشت و زرع را به انسان واگذار کرده است. معادن را در درون زمین تعبیه کرده و مسئولیت استخراج آن را بر عهده ی انسان گذاشته است. آب و هوا و دیگر نعمتها و عوامل طبیعی را، به اندازه فراهم آورده است و این انسان است که باید با کار وکوشش و تلاش آنها را به رزقی پاک مبدل سازد. در آموزه های اسلامی برای پیشرفت امور، مسئولیت انسان حد و مرز و گستره ای نمی شناسد، هرجا زمینی است، او مسئول احیا و سازندگی است و مسئولیتش درصورتی پایان میپذیرد که زمین آباد گردد و بشریت سعادتمند شده و نیازمندان و مستضعفان از زیر یوغ ستم آزاد گردند و به همین منظور است که خداوند متعال به مومنین توصیه می کند که سستی و تنبلی را کنار بگذارند و با انگیزه و امید به کار بپردازند تا از ثمرات آن بهره مند گردند:« وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ سستی مکنید و اندوهگین مباشید که اگر مومن باشید، برتری با شماست»[ آل عمران/139].
در راستای گستره ی نامحدود کار و تلاش باید ترس از خدا و توکل بر او را هم سرلوحه ی کار و تلاش بی وقفه اش قرار دهد:« وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا؛ هرکس از خداوند بترسد، خداوند راه بیرون آمدن( از گناهان و بلایا و حوادث سخت عالم را) بر او می گشاید و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند و هرکه(در هر امر) بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش(بر همه عالم) نافذ و روان است و بر هر چیز قدر و اندازه ای مقرر داشته است»[طلاق/3-2].
این مسئولیت، همه جانبه است و شامل ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی می گردد. براساس این رویکرد است که علی(ع) نیز اصل« عماره البلاد»( آبادانی سرزمینها) و« اسعاد العباد»( سعادتمندکردن انسانها) را پیش می کشد. دو اصلی که ارکان اساسی اقتصاد جامعه را می سازند[ سید محسن حائری لنگرودی، اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه، ص8] عبارتند از:
1. طبیعت با نعمت ها و ذخایری که در درون خود دارد
2. مسئولیت ها با عمل خیری که همراه است که از آن به« کار» یاد می کنیم.
بنابراین براساس این دیدگاههای قرآنی کار و تلاش بر این مبناست که استراتژی آن بر پایه ی مسئولیت پذیری، توکل، ترس از خدا جهت دوری از کسالت و تنبلی استوار شده است. پس انسان در قبال سرزمین ها و انسان ها و چارپایان و...مسئول می باشد، تا غبار تنگدستی را از چهره فقرا و مستمندان بزداید و محیطی امن و سالم را برای تمام آحاد مردم فراهم سازد.
قرار دادن تلاش و جدیت انسان در آبادانی زمین و کسب روزی حلال در رتبه ی جهاد در راه خدا، نشان از درجه ی اهمیتی است که نزد ائمه(ع) نیز به این امرداده شده است. چنانکه علی(ع) نیز به ذکر مثال هایی از زندگی حیوانات چون مورچه[نهج البلاغه، خطبه185] و خفاش[همان،154] و بازگویی مظاهری از تلاش شبانه روزی آنها برای بقای زندگی و نیز ذکر زندگی بعضی از انبیای الهی همچون داوود(ع)[ اصول کافی،ج5، ص75] که به استفاده از بیت المال و حاصل دسترنج دیگران مورد سوال واقع شده بود و آنگاه با دست خویش از لیف خرما زنبیل می بافت و با فروش آن، امرار معاش می نمود[نهج البلاغه، خطبه160] و وابستگی مالی خود را از بیت المال قطع کرد[ اصول کافی،ج5، ص75]، عرصه ی زندگی نباید وابسته به دیگری باشد[نحل/76] و اینکه رشد و تعالی انسان، تنها در گرو عمل خود او حاصل می گردد، گواهی روشنی بر میزان اهمیت قرآن و روایات در جهت استراتژی و گستره ی کار و تلاش همچون سایر مقوله های مرتبط به این مساله(کار) است.
ط. مبانی کار و تلاش در اندیشه قرآنی و بازتاب آن در آموزه های اسلامی
به طور کلی در تعالیم قرآنی، مبانی کار و تلاش در دو محور مورد توجه قرار گرفته است:
1)بینشی
مقصود از مبانی بینشی کار و تلاش در فرهنگ قرآنی همان بارِ مفهومی و معنایی گفتار و اندیشه های ناب برای تبیین کار و مسئولیت افراد است.
از اعتقادات مسلم دینی این است که تمام افعالی که در عالم رخ میدهد، از خداوند سرچشمه می گیرد. همه آفریده اویند و امر او را اطاعت می کنند. گردش زمین، نورافشانی خورشید و ستارگان، جریان باد و رودها، رویش گیاه، حرکت زنبور و تولید عسل و...همگی افعال خدا و حاصل کار اوست. خداوند روزی می رساند و به آفریده شکل زیبا می دهد؛ او صانع و خالق است همانگونه که انسان را به نیکوترین صورت و سیرت آفرینش نمود و او را جانشین خود در زمین قرار داد:« وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ »[ انعام/165].
چنانکه علی(ع) نیزمی فرمایند:« الحمدالله الذی لایموت و لاتنقضی عجائبه لانه کل یوم فی شان من احداث بدیع لم یکن...کانت السماوات و الارض فطرته و ما فیهن و ما بینهن و هو الصانع لهن فلا مدفع لقدرته... سپاس خدایی را که هرگز مرگ او را فرا نمی گیرد و شگفتی های وجودش پایان نمی پذیرد؛ چرا که او در هر لحظه ای خلقت جدیدی دارد که پیش از آن وجود نداشت... آسمانها و زمین و هر چیزی که در آنها و بین آسمان و زمین قرار دارد، همه آفریده او هستند و هیچ مانعی برای قدرتش وجود ندارد...»[ اصول کافی،ج2، ص141].
لذا بر این مبنا انسان با هدف در این آفرینش به همسویی و هماهنگی با مجموعه عالم به کار و تلاش و کوشش می پردازد و لحظه ای از فرمان و حمد حضرت حق سر نمی پیچد؛ چرا که خالق وی، او را به این همسویی و هماهنگی هدایت می نماید [ ملک/2]. آن سان که امام باقر(ع) به نقل از امام علی(ع) می فرمایند:« ...او را می ستایم در برابر مهربانی ها و نعمتهای فراگیرش. به او ایمان می آورم چون مبدا هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است»[ اصول کافی،ج1،ص120].
در این آفرینش احسن و بی همتا، خداوند نعمتهای بی شماری را برای انسان قرار داده تا با کار و تلاش و فعالیت خویش از همه ی آنها بهره جسته وشاکر خداوند باشد[کهف/7، ذاریات/56، ابراهیم/33-32، نحل/14-12]. همان گونه که آمده است:« ستایش خدایی که بدون نیاز به فکرو اندیشه ای یا استفاده از تجربه ای، موجودات گوناگون را هماهنگ کرد و در هرکدام غریزه خاص خودش را قرار داد و ...و همه را به خدمت انسان واداشت»[ اصول کافی، ج1، ص120]. و چه زیبا در این آفرینش او را تنها رها نکرد و پیامبرانی را برای برپایی عدالت و استفاده و بهره برداری درست از نعمتهای الهی برای او فرستاد[نحل/14-12، حدید/25] و در این هدایت به آدمی آموخت که آخرت هرکس با عمل او شکل می گیرد[ نجم/41-39] و کار و تلاش را به عنوان یکی از عملکردهای او برای تعیین جایگاهش در آخرت معرفی نمود[غافر/40، انعام/132]؛ چرا که به واقع نیز ارزش آدمی به عملی است که انجام میدهد. همانگونه که امام حسن مجتبی با استناد به فرمایش مولا علی(ع)فرمودند:« ارزش هر انسان به حُسن عملکرد او است»[ اصول کافی،ج2، ص170].و قرآن کریم نیز می فرماید:« هر انسان در گرو عملی است که انجام داده است»[ مدثر/38].
اسامی متعدد خداوند نیز همگی از انجام کار نشان دارد[ واقعه/64، یاسین/34، نحل/12-11، طه/50]. پس در این جهان بینی، حق تعالی مبدا کار است و همه عالم را نیز به کار و فعالیت وا داشته است.
2)ارزشی
منظور از مبانی ارزشی کار و تلاش در اندیشه قرآنی، مفاهیم مبنایی دارای ماهیت ارزشی، فرهنگ ساز، جهت دهنده و تاثیرگذار بر رفتارهای کاری انسانها است. دیدگاه ارزشی هر مکتب اجتماعی درباره مفاهیمی همانند توسعه، پیشرفت، ترقی و...پیکره اصلی فرهنگ کار آن مکتب است که به دنبال آن، رفتارهای خاصی در عرصه های گوناگون به مردم رهنمون شده که در فرهنگ اسلامی این امر همراه با ارزشهای توحیدی- اعتقادی نیز می باشد. درمکتب و حیانی- اسلامی همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، سخنان ارزشمندی وارد شده که می توان به جایگاه ارزشی کار در این مکتب پی برد.
حال آنکه برخی با سوءتفاهم و برداشتهایی که از برخی مفاهیم اسلامی نظیر زهد، قناعت، توکل به خدا و ...دارند، سعی می کنند مسلمانان و جامعه ی اسلامی را به ناحق متهم نمایند که کار و تلاش به آن صورت که در سایر جوامع مطرح است، در این فرهنگ وجود ندارد.
واژه ها و مفاهیمی چون زهد[حدید/23]، قناعت[حشر/9]، توکل به خدا [مائده/23، توبه/51، آل عمران/122، انفال/2، طلاق/3، آل عمران/159، نمل/79، احزاب/48، یونس/71و...] و ...هر چند ممکن است فراوان و گسترده باشد و در جای خود شایسته ی نقد و بررسی باشد تا آنچه را که در اذهان برخی از افراد شکل گرفته و مسلمانان جامعه ی اسلامی را متهم می کنند، رفع شود اما واقعیت حکایت از چیز دیگری دارد و آن اینکه تمدن اسلامی، تجربه موفق پیشرو بودن در کار، تلاش، پیشرفت و فنون گوناگون و اوضاع اقتصادی را هنگامی که شرق و غرب عالم در عقب ماندگی و بربریت به سر می برده است را دارا بوده است. چنانکه جواهر لعل نهرو می گوید:« سرگذشت عربها و داستان اینکه چگونه به سرعت در آسیا و اروپا و آفریقا توسعه یافتند و فرهنگ و تمدن عالی و بزرگی به وجود آوردند، یکی از شگفتی های تاریخ بشری است. نیرو و فکر تازه ای که عربها را بیدار ساخت و ایشان را از اعتماد به نفس و قدرت، سرشار ساخت، اسلام بود» [ شکیب ارسلان، تاریخ فتوحات اسلامی، ص128].
خوارزمی از دانشمندان اسلامی بود و کتابهای فراوانی در علوم و جغرافیا و نجوم تدوین کرد که بطور گسترده در اروپا ترجمه شد و طرفداران فراوانی در حوزه ریاضی یافت و تحول بزرگی در ریاضیات در اروپا به وجود آورد.
[زیگرید هونکه، فرهنگ اسلام در اروپا، ص39-38].
ابوریحان بیرونی و شیخ بهایی در هندسه و مثلثات، و خیام نیشابوری در حل معادلات درجه سه و چهار، شگفتی آفریدند.
در علم پزشکی زکریای رازی، ابن سینا بسیار ماهر و کتابهای فراوانی تالیف کردند و کتاب الحاوی فی طب نوشته ی رازی در سالهای1866-1498میلادی بیش از چهل بار در اروپا به چاپ رسید[ زین العابدین قربانی، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ص194].
این پیشگامیها کنار پیشرفتهای دیگر دانشمندان اسلامی همانند جابربن حیان (شاگرد امام صادق(ع)) و فارابی در شیمی، برخی نویسندگان برجسته اروپایی همانند گوستاولوبون فرانسوی را به اعتراف مطلب ذیل واداشته است:« نفوذ اخلاقی همین اعراب زاییده اسلام، آن اقوام وحشی اروپا را که سلطنت روم را زیر و رو نمودند، داخل در طریق آدمیت نمود؛ نیز نفوذ عقلایی آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را که از آن به کلی بی خبر بودند، به روی آنها باز کرد و تا ششصد سال استاد ما اروپاییان بود»[ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، ص348]. با توجه به این مطلب است که می توان به مبانی ارزشی کار و آنچه در توصیه ها و تاکیدات پیرامون محبوب بودن و قداست کار و تلاش و نیز منفور بودن کسالت و تنبلی و بیکاری در قرآن و نیز بازتاب این مساله در روایات آمده است،پی برد.
1-2)محبوبیت کار و تلاش
به طور کلی در تعالیم قرآنی به مصادیق محبوب بودن کار و تلاش در دو محور کلامی و عملی پرداخته شده است که در ذیل، نخست به مهمترین مصادیق کلامی اشاره خواهد شد:
1-1-2)مصادیق کلامی
جلب رضایت خداوند، انگیزه ی نیرومندی است که هر فرد را در شرایط نامناسب و طاقت فرسا، به کار و تلاش وا می دارد و محبوبیت آن را (کار) اثبات می نماید. در قرآن کریم خداوند می فرماید:« پس از نماز، به کسب روزی بپردازید»[جمعه/10]،
« تا از میوه آن (کار و تلاش) و ازحاصل آنچه با دست خود انجام داده اید، بخورید» [یونس/35]و« کسانی را که چنین می کنند، می ستاید»[مزمل/20]. محبوبیت پرداختن به کار و تلاش در مکتب اولیای دین با بهره گیری از آموزه های قرآنی نیز تا به آن جاست که تلاشگر به مثابه مجاهد در راه خدا شمرده شده است.
پیامبراکرم(ص) می فرماید:« الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله؛ کسی که برای تامین زندگی عیال خود زحمت(و رنج) می کشد، همچون مجاهد در راه خداست»[نوری طبرسی،مستدرک الوسائل،ج2، ص424].
امام کاظم(ع) نیز در کلامی مشابه فرمودند: « من طلب هذا الرزق من حله، لیعود به علی نفسه و عیاله، کان کالمجاهد فی سبیل الله؛ آنکس که(کار و تلاش) روزی حلال طلب کند تا به مصرف خود و نانخوران خود برساند، همچون کسی است که در راه خدا جهاد می کند»[وسائل الشیعه،ج12، ص11].
امام رضا(ع) نیز با تایید و توصیه به این مساله می فرمایند:« ان الذی یطلب من فضل یکف به عیاله، اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله؛ آن کس که کار بیشتری می کند تا درآمدش برای خود و کسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشی بزرگتر از پاداش مجاهد فی سبیل الله دارد»[ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص328].
همچنین ارزش و اجر کار و تلاش و به عبارتی محبوبیت آن در مکتب قرآنی تا بدانجا پیش می رود که امام علی(ع) (و سایر ائمه) با تکیه بر اصول و آیات ربانی در یک کلام حکیمانه می فرمایند: « ما غدوه احدکم فی سبیل الله باعظم من غدوته یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم؛ درآمدن شما- اول صبح- برای جهاد در راه خدا، از درآمدن آنکس که برای تامین زندگی خانواده ی خود تلاش می کند بالاتر نیست( و ارزش و اجرش بیشتر نیست)»[وسائل الشیعه، ج6، ص159].
شاید ذکر این مصادیق در مکتب اسلام هم در باب ارزش و اهمیت کار و تلاش، به این علت باشد که این مساله در زندگی آدمی نقش مهمی را ایفا می کند؛ بگونه ای که وی را از سکون و ایستایی قاطع خروج داده و حتی برای سلامتی جسم و روح او نیز بسیار مفید و ارزشمند است.
امام علی(ع) می فرماید:« من یعمل یزدد قوه؛ کسیکه کار کند، قوت و نیرویش افزون می گردد»[ الامدی، غررالحکم، ص269]. در پرتو این سلامتی، نفس نیز به آرامش دست می یابد.
پیامبر اکرم(ص) در این باره فرمودند:« ان النفس اذا احرزت قوتها استقرت؛ به درستیکه هرگاه روزی انسان تامین شود،
نفس آرام می گیرد»[ اصول کافی، ج5، ص89].
امام باقر(ع) نیز فرمودند:« ان النفس قد تلتاث علی صاحبها اذا لم یکن لها من العیش ما تعتمد علیه، فاذا هی احرزت معیشتها اطمانت؛ بدرستیکه نفس، وقتی چیزی در زندگی نداشته باشد که بر آن تکیه کند، با بی قراری اصرار می کند و آن گاه که زندگی اش تامین شود، آرام می گردد»[ تحف العقول، ص151]. امام رضا(ع) نیز در تبیین این امر فرمودند:« هرگاه انسان، روزی خویش را تامین نماید، نفسش سبکبار گشته و راحت میگردد»[ اصول کافی، ج5، ص89].
محبوب بودن کار و تلاش در نگاه قرآن محور همه ی ائمه ی معصومین(ع)، تنها به امور فوق خلاصه نمی شود، بلکه کار یکی از نیازهای روحی و روانی انسان نیز هست. اگر کار نباشد، نشاط و شادابی از میان خواهد رفت و زندگی، خسته کننده و ملال آور میگردد. به تعبیر دیگر، اگر کار یک نیاز باشد، که هست، برآورده نساختن آن، موجب ناراحتی های روحی و روانی خواهد شد.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« تندرستی(سلامت جسم)، ده جزء دارد که نُه تای آن تلاش در جهت بدست آوردن مخارج زندگی و یک جزء آن در سایر چیزهاست»[ متقی هندی، کنزالعمال، ج4، ص6].
امام صادق(ع) نیز فرمودند:« لو کفی الناس کل ما یحتاجون الیه لما تهنووا بالعیش و لا وجدوا له لذه؛ اگر تمام نیازهای انسان، آماده بود، زندگی برایش گوارا نبود و از آن هیچ لذتی نمی برد»[بحارالانوار، ج3، ص86]. سپس حضرت(ع) با ذکرمثالی به توضیح بیشتر در این زمینه پرداخته و می فرماید:« آیا نمی بینی اگر کسی مدتی میهمان باشد و تمام نیازهای خوراکی و نوشیدنی و کاری او را برآورده سازند، هر آینه از بیکاری آزرده میشود و نفسش با او به نزاع بر می خیزد که باید به کاری مشغول گردد. حال اگر نیاز انسان در تمام عمر، برآورده باشد و هیچ نیازی نداشته باشد، چه خواهد شد؟! پس بهترین تدبیر در آنچه برای انسان، آفریده شده،این است که جایی برای تلاش، نیز قرار داده شود تا بیکاری، او را به رنج نیندازد»[بحارالانوار، ج3، ص86].
پس کار، روان آدمی را می سازد و هستی معنوی وی را استحکام می بخشد. بنابراین پیش از هر چیز کار یک ضرورت حیاتی است و این حقیقتی است قطعی،که هرکس آن را لمس می کند و حکمت آفرینش جهان این چنین مقرر داشته است و به آدمی الهام شده است که به کار برخیزد و این محبوبیت را تحقق بخشد تا هم زنده بماند و زندگی او دوام پیدا کند و هم وظیفه ی جدی که در باب نوامیس حکیمانه ی جهان بر عهده او بوده است را تحقق بخشد.
شاید ذکر این همه ارزشمندی برای کار و تلاش در این مکتب،به این علت نیز باشد که اگر انسان خود، تامین کننده ی نیازهای زندگی اش باشد و روی پای خود بایستد، احساس لیاقت، توانمندی، ارزشمندی، عزت و شخصیت خواهد داشت و به احساس خوبی از زندگی دست خواهد یافت.
امام علی(ع) نیز با حدیثی پر معنا به این مساله اشاره می فرمایند:«... به کار و تلاش بپردازید، زیرا این کار شما را از آنچه در دست مردم است، بی نیاز می گرداند»[حکیمی، الحیاه، ج5، ص373].
امام صادق(ع) نیز فرمودند:« به (کار و تلاش) بپردازید و آن را رها نکنید، که خوار و بی ارزش می شوید. تلاش کنید که خدا به شما برکت دهد»[ اصول کافی، ج5، ص49].
و امام کاظم(ع) نیز همواره میفرمودند:« اغد الی عزک؛صبح زود به سوی عزت خود- کار و تلاش- حرکت کن»[همان].
علاوه بر این، با همین کار و تلاش و کوشش است که انسان در تعامل با جامعه قرار می گیرد و قوانین آن را درک می نماید و رمزهای آن را کشف می کند و همین تعامل دو سویه سبب رشد عقلانی وی می گردد؛ چرا که هنگامی که انسان از جامعه به دور است، طبیعتا تجربه ای نیز کسب نمی نماید و درک او از واقعیات ضعیف خواهد ماند. پس توصیه شده است:« التجاره تزید العقل؛ تجارت عقل را رشد می دهد»[ همان، ج2، ص148].
افزون بر محبوبیتهای مطرح شده پیرامون کار و تلاش در نگاه قرآن و بازتاب آن در روایات، و دلایل و فلسفه های دنیوی که در ضمن این مساله عنوان شد، می توان به ثمرات و علل ارزشمندی اخروی این امر نیز پی برد. چنانکه پیامبر اکرم(ص) میفرماید:« هرکس از دسترنج خود بخورد، مثل برق از پل صراط خواهد گذشت»[ مستدرک الوسائل، ج2، ص417]. و نیز میفرمایند:« هرکس از دسترنج حلال خود بخورد، درهای بهشت به روی وی گشوده میشود تا از هرکدام بخواهد، به بهشت در آید»[ همان،ج12،ص13]. و باز هم تاکید می فرمایند که:« هرکس ازدسترنج خویش بخورد، خداوند به او نظر رحمت کند و دیگر او راعذاب نکند»[ همان، ج2، ص417].
همچنین با مراجعه به مصادیق کلامی محبوبیت کار و تلاش در این زمینه ها، در می یابیم که یک جامعه دینی علاوه بر امور یاد شده، ضامن و عهده دار تربیت است. و در این جامعه روابط اجتماعی انسانها بر اساس دین مشخص می شود یعنی ارزشهایی مطرح می شود که روابط اجتماعی بر اساس آنها شکل می گیرد و در این جامعه افراد سعی در برآوردن نیازهای همدیگر دارند[ بحار الانوار، ج3، ص87] و با کار و کوشش و تلاش این مهم را می توانند سامان ببخشند چراکه همین مساله (کار و کوشش) خود می تواند تا حدود بسیار زیادی در رفع فقر و تامین اجتماعی نیازمندان جامعه نیز موثر واقع شود چنانکه بر اساس تحقیقات انجام شده فقر خود یکی از عوامل جرم زاست به همین دلیل حضرت علی(ع) از فقر به خدا پناه می برد: « خدایا به توانگری آبرویم را نگاه دار و به تنگدستی حرمتم را ضایع مگذار تا روزی، خواهم از بندگان روزی خوارت و مهربانی حریم از آفریده گان بد کردارت»[ نهج البلاغه، خطبه 225]. حضرت (ع) از فقر به موت اکبر تعبیر می کند[ همان، حکمت163] و گاه آن را باعث طغیان و سرکشی[ همان، خطبه209] و موجب دشمنی، سرگردانی و زیان دین می داند: « پسرکم از درویشی بر تو ترسانم، پس از آن به خدا پناه بر؛ که درویشی، دین را زیان دارد و خِرد را سرگردان کند و دشمنی پدید آورد»[ همان، حکمت319].
بنابراین یکی دیگر از علل ارزشمندی کار و تلاش در این آموزه ها تحول اجتماعی است که این مساله را با خود به همراه دارد.
البته این ارجمندی به لحاظ فلسفه، آثار و نتایجی که به همراه دارد، تا آنجاست که این امر(کار و تلاش) از حد اعتدال نگذرد و زندگی فرد را از حالت اعتدال و عادی بودن خارج ننماید.
امام صادق(ع) در این رابطه می فرماید:« من بات ساهرا فی کسب و لم یعط العین حقها- حظها- خ ل- من النوم، فکسبه ذلک حرام؛ هرکس شب را برای کسب بیدار بماند و حق و بهره ی چشم را ادا نکند، چنین کسبی برای او حرام (یا به شدت مکروه) است»[ وسائل الشیعه، ج12، ص118].
در جای دیگر نیز آمده است:« الصناع اذا سهروا اللیل کله، فهو سحت؛ صنعتگران چون تمام شب را بیدار بمانند،کسبی حرام(یا به شدت مکروه)کرده اند»[ همان].
در حدیث دیگری نیز امام صادق(ع) در بیان حد و اندازه ی کار و تلاش فرمودند:« باید کسب تو برای تامین زندگی (کار و تلاش) از حد آدمهای کم کار بگذرد و به اندازه ی اشخاص حریص دنیا دوست و دل به دنیا داده نرسد، پس خود را در کار و کسب در حد انسانی باانصاف و آبرودار قرار ده و از اشخاص سست و ناتوان بالاتر آر و به کسب آنچه مورد نیاز است، بپرداز» [ اصول کافی، ج5، ص81].
این آیات و احادیث شریف ما را به رعایت کردن حد و اندازه و اجتناب از افراط و زیان بخش بودن و نیز ضرورت استراحت به همراه کار و حفظ تندرستی که همواره اسلام بدان تاکید می نماید،هدایت می کند؛ چرا که امروزه نیز بر اثر تهاجم فرهنگی و به عبارتی تعامل غرب با جهان اسلام، شاهد کارکرد پنهان افراط در کار به بهانه توسعه و پیشرفت هستیم، حال اینکه علت عقب ماندگی برخی از کشورها به علت عدم کار و تلاش نیست، بلکه به این دلیل است که آنگونه که باید به دستورهای مفید و ثمربخش اسلام عمل نکرده اند.از این روست که در پاسخ به بحرانهای موجود در جهان،مسلمانان باید به اصل دین مراجعه کنند.
2-1-2)مصادیق عملی
همانگونه که در کلام خدا و نیز بازتاب آن در احادیث پیرامون محبوب بودن کار و تلاش، شاهد مصادیق کلامی فراوانی هستیم، به مصداقهای عملی نیز در این وادی بر می خوریم که برای هر انسان ساعی و کوشا، الگویی ارزشی محسوب می شود. هر چند ممکن است برخی به طرح ایرادهایی همچون آرمانی و ایده آل بودن و در نتیجه غیر قابل تعمیم بودن شیوه ی رفتاری انسانهای کامل استناد نمایند، اما در پاسخ باید گفت اولا دست یابی به این الگوهای آرمانی برای تحلیل رفتارها، ضرورتی علمی است و غرض از طرح این کار، به هیچ وجه، عمومیت داشتن این الگوها نیست، بلکه منظور فقط برگرفتن چارچوبی منطقی برای تجزیه و تحلیل رفتارها و پیامدهای آن است. چنانکه دانشمندان غربی نیز از انسان آرمانی در چارچوب مکتب خویش یاد می کند. به عنوان مثال ماکس وبر و فریتز مک لاپ صراحتا از این مساله به عنوان« نوع آرمانی» یاد می کنند[ سید مهدی زریباف، تحلیلی بر سیر شناخت و روش شناسی اقتصاد، ص380].
آلفرد شولتز نیز درباره ی اهمیت این نوع آرمانی گفته است:« نوع آرمانی نه تنها برای جامعه شناس و مورخ مفهومی بنیادین به حساب می آید، بلکه همچنین به عنوان مفهومی اساسی در تجربیات روزمره ی انسان و نیز در ارتباط او با دیگران مطرح است... بنابراین همین تجربه های معمول شکل می گیرد... نه تنها دانشمندان بلکه همه ی مردم با انواع آرمانی می اندیشند و زندگی روزمره ی خود را با یاری آنها می گذرانند»[ تحلیلی بر سیر شناخت و روش شناسی اقتصاد، ص380].
نمونه ی عینی الگوهای آرمانی در تحلیل رفتارهای کاری« الگوی رقابت کامل» است که فروض آن هیچ گاه تحقق نداشته اند؛ بنابراین چنین ایرادی، به فرض وجود، منحصر به الگوی آرمانی انسانهای کامل نیست.
ثانیا نمونه ی ایده آل درهر مکتب، طبق عقاید و ارزشهای مورد قبول همان مکتب ساخته می شود. در مکتب اسلام که رسالت اصلی آن تکامل همه جانبه ی تمام انسان هاست، رفتار انسانهای کامل مانند پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) برای دست یابی به چنین نمونه ای کاملا مناسب است؛ به ویژه آنکه آنان به عنوان اسوه و سرمشق های ماندگار معرفی شده اند.
ثالثا موارد غیرقابل تعمیم مصداق های عینی و عملی در رفتار پیامبر(ص) و سایر ائمه(ع) یا صراحتا توسط خود ایشان بیان شده و یا با دقت در اندیشه و گفتارشان قابل شناسایی است.
در تاریخ و سیره ی زندگی پیامبراکرم(ص) صحنه هایی مشاهده می کنیم که حاکی از انجام کار و تلاش های ایشان برای پیشرفت زندگی است و حتی زمانی که به پیامبر(ص) پیرامون این مساله ایراد می گرفتند، می فرمودند:« طلب کردن روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است»[ بحارالانوار، ج103، ص109].
وقتی رسول خدا(ص)از« غزوه ی تبوک» بر می گشت، سعد انصاری به استقبال رفت و پیامبر(ص) با او دست داد، سپس فرمود: چرا دست تو خشن(و پینه دار) است؟ سعد گفت: ای رسول خدا(ص) با دست خود بیل و کلنگ می زنم و برای تامین اعضای خانواده کار می کنم.
« فقبل یده رسول الله(ص) فقال: هذه ید لم تمسها النار؛ رسول خدا(ص)خم شد و دست« سعد» را بوسید و فرمود: این دستی است که آتش دوزخ به آن نخواهد رسید»[ ابن اثیر، اسدالغابه، ج2، ص269].
در حقیقت پیامبر(ص) با این عمل اثبات نمود که کار و تلاش تا چه اندازه مورد ارزشمندی و ارجمندی نزد اسلام است.
عدم محدودیت کار و تلاش و ارزش و اهمیت این امر در نزد علی(ع) با بهره گیری از کلام خدا[ ملک/15؛ عدم محدودیت در مکان و زمانی خاص برای کار و تلاش] تا آنجاست که ایشان با وجود بی نیازی حتی در گرمای طاقت فرسای روز به تلاش و کوشش پرداخته است. در حقیقت تنها هدف اصیل در نگاه علی(ع) که دارای ارزش ذاتی است، جلب رضایت خداوند است و این امر، انگیزه ی نیرومندی است که ایشان را به این مساله ترغیب و تشویق می نماید. به نحوی که از این کسب درآمد توانستند هزار بنده را آزاد کنند [ اصول کافی، ج5، ص75].
همچنین نقل شده است در اوایل هجرت که سختی معیشت، جلوه ی بیشتری داشت و امام زمینی برای کار کردن روی آن نداشت، به مقاطعه کاری (نوعی قرارداد کار است که اجرت کارپذیر- به جای دستمزد روزانه- بر مبنای مقدار کار تعیین می شود) روی آورد. مواردی از اینگونه فعالیتهای ایشان در کتابهای سیره نقل شده است.
ابن شهر آشوب به چندین طریق از محمد بن کعب القرظی چنین نقل می کند:« امیرمومنان آثار گرسنگی را در چهره رسول خدا مشاهده کرد؛ پوستی برداشت، میان آن را گِرد کرد و در گردنش داخل کرد و میان آن را با لیف خرما بر کمر خود محکم کرد. ایشان نیز به شدت گرسنه بود. مردی را دید که با چرخ از چاه آب بیرون می کشید، به او گفت: آیا به ازای هر دَلو آب یک خرما می دهی؟ مرد گفت: آری. علی برای او از چاه آب بیرون کشید؛ به قدری که دست هایش پر از خرما شد. آنگاه دلو را رها کرد و خرماها را نزد پیامبر آورد»[ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج2، ص125].
امام علی(ع) خود در این باره چنین می فرماید: « در مدینه به گرسنگی شدیدی مبتلا شدم. برای جستجوی کار در حوالی مدینه از خانه خارج شدم. زنی را دیدم که کلوخ هایی را جمع کرده است. پنداشتم که قصد خیساندن آنها را دارد. نزد او رفتم و هر دلو آب را به یک خرما با او مقاطعه کردم. شانزده دلو آب کشیدم و دستهایم تاول زد. کنار آب آمدم و کمی آب نوشیدم. آنگاه نزد آن زن رفتم و با اشاره ی دست، از او طلب خرما کردم و او شانزده خرما شمرد و به من داد، آنگاه نزد پیامبر رفتم و او به همراه من از آن خرماها خورد»[ احمد بن حنبل، المسند، ج1، ص286].
در سالهای بعد امام چند قطعه زمین در حوالی مدینه به دست آورد و به کشاورزی پرداخت. در همین سالها بود که امام به کُنیه ابوتراب، که نشان دهنده ی شدت علاقه ی آن حضرت به کار کردن روی زمین است، اشتهار یافت.
شیخ صدوق نیز از ابن عمر چنین نقل می کند:« من همراه پیامبر(ص) بودم و ایشان در نخلستانهای مدینه درجستجوی علی(ع) بود. همین حال به بوستانی رسید و به درون آن نگاه کرد و علی(ع) را در حالیکه در آن زمین کار می کرد و گرد و خاک بر چهره اش نشسته بود، دید و فرمود: مردم را نمی توان سرزنش کرد که تو را ابوتراب صدا میکنند»[ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص157].
عظمت اخلاص امام علی(ع) در محبوبیت کار و تلاش در مصداق عملی نزد ایشان از این کلام ابن ابی الحدید نیز به خوبی روشن می شود:« امیرمومنان علی(ع) برای آبیاری درختان خرمای گروهی از یهودیان مدینه با دستان خود آب می کشید تا حدی که دستانش تاول می زد، دستمزد خود را صدقه می داد و بر شکم خود( از گرسنگی) سنگ می بست»[ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص22].
اگر بخواهیم، متناسب با این هدف نهایی، برای کار امام هدف میانی نیز معرفی کنیم، می توانیم با تکیه بر آیات شریف ذیل به« بیشترین یاری رسانی با کمترین هزینه» اشاره کنیم:«... اما کف به کناری می افتد و نابود می شود، ولی آنچه به مردم سود می رساند( مثل آب یا فلز خالص) در زمین می ماند، خداوند متعال این چنین مثال می زند»[رعد/17].
در رابطه با مصداق عملی محبوبیت کار و تلاش در سیره امام حسن و امام حسین(ع) نیز آمده است که ایشان به همراه پدرشان علی(ع) در چهار قطعه زمین که دو قطعه آن به نام« فقیرین» و دو زمین دیگر به نام های« بئرقیس و الشجره» بوده اند و از سوی پیامبراکرم(ص) به علی(ع) قطاع شده بود، کار و تلاش بسیاری نموده اند [علامه مجلسی، مراه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج23، ص83].
همچنین آمده است در منطقه ینبع ( نام منطقه ای است در165کیلومتری غرب مدینه، در ساحل دریای سرخ. این منطقه را بدلیل وجود چشمه های فراوان درآنجا به این نام نامیده اند) که ساکنان آن عمدتا از جینه، بنولیث و انصار بوده اند، این دو بزرگوار بسیار فعالیت و تلاش نموده اند و در کنار پدر به آبادانی چشمه ها، حفر چاه ها، احداث مزارع و نخلستانها فراوان همت گماشته اند؛ البته نباید از کنار این مساله( کار و تلاش مضاعف) در سیره عملی امام حسن و حسین(ع)و محبوبیت آن تعجب نمود؛ زیرا این دو امام، فرزندان همان پدری هستند که هنگامی که بر ینبع تسلط یافت، به کوههای آن نگاه کرد و فرمود: « راستی که بر منبع عظیمی از آب گوارا قرار گرفته ام»[ مستدرک الوسائل، ج3، ص151].
در باب محبوبیت کار و تلاش در مکتب اسلام، گاه به مصداق هایی عملی در سیره این بزرگواران برخورد می کنیم که راه هرگونه شِکوه و شکایت را بر انسان مرفه می بندد.
علی(ع) پیرامون مصداق محبوبیت کار و تلاش در سیره حضرت زهرا(س) می فرمایند:« با وجود آنکه کارهای خانه بین من و فاطمه از سوی رسول اکرم(ص) تقسیم شده بود، اما فاطمه زهرا(س) آنقدر در این راه زحمت کشید و با مشک آب برد که اثر آن بر سینه اش ماند و به قدری با آسیاب دستی، گندم آرد کرد که دستهایش تاول زد و خانه را آنقدر جاروب کرد که لباسهایش رنگ غبار گرفت و آنقدر که زیر دیگ را روشن می کرد که لباسهایش تیره رنگ شد»[ المسند،ج1، ص322؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج1، ص320]. قطعا حضرت زهرا(س) خست کلام خداوند متعال«... و کان سعیکم مشکورا؛ ... سعی شما مشکور (مورد سپاس و پاداش) است»[ انسان/22] و نیز« وجوه یومئذ ناعمه، لسعیها راضیه؛ چهره هایی در روز قیامت شاداب باشند که از کوشش خویش خرسندند»[غاشیه/9-8] و سپس این فرمایش پدربزرگوارشان را که فرمودند:« کلوا من کد ایدیکم؛ از دسترنج خود بخورید»[ بحارالانوار، ج66، ص314] و نیز« کار کردن بر هر زن و مرد مسلمان واجب است» [ همان، ج103، ص109] را سر لوحه و مبنای محبوب بودن کار و تلاش در سیره ی خویش قرار داده است.
امام سجاد(ع) نیزکه شاهد کار و تلاش قرآن محور خاندان بزرگ خویش بود، بنحو شایسته ای به این مساله می پرداختند. تا جایی که ایشان در این راه خدا را نیز مورد ستایش قرار داده: « الحمدالله الذی رکب فینا آلات البسط و جعل لنا ادوات القبض و متعنا بارواح الحیاه و اثبت فینا جوارح الاعمال و غذانا بطیبات الرزق و اغنانا بفضله و اقنانا بمنه؛ سپاس خدای را که ابزار باز و بست به ما داد و ما را از نیروهای فعال حیات و زندگی(برای کار و کوشش) بهره مند ساخت و در بدن ما اندامهایی که برای کارکردن لازم است بیافرید و برای تغذیه، خوراکهای پاکیزه به ما ارزانی داشت و به فضل و نعمت خود بی نیازمان ساخت و برخوردارمان کرد»[ صحیفه سجادیه، دعای1].
و در ذکر مصداقهای عملی صادقین پیرامون محبوبیت کار و تلاش با تاسی جستن این بزرگواران از قرآن کریم، نکات جالبی مشاهده می شود؛ بگونه ای که امام محمدباقر(ع) آن قدر خود به کار و کوشش و تلاش می پرداختند که خود نیازمند تحقیق و پژوهشی منسجم و هدفمند است که خارج از محدوده نوشتار حاضر است، اما به همین نکته می توان بسنده نمود که ایشان فرمودند:« برای انسانی که تواناست(یعنی می تواند کار و کوشش کند) حلال نیست تا صدقه ای بگیرد»[وسائل الشیعه، ج6، ص159] و در عمل نیز با ایجاد نمودن حوزه ی علمیه، تعلیم و تربیت شاگردان و... به این مساله(اهتمام به کار، تلاش و کوشش) جامه ی عمل پوشانیدند.
امام صادق(ع) نیز که دست پرورده مکتب ایشان بوده است، می فرمودند:« من به دنبال حاجتی که خداوند آن را کفایت کرده است، حرکت می کنم و فقط قصدم این است که خداوند مرا مشاهده کند که در حال طلب حلال و کار و کوشش روز را می گذرانم»[ بحارالانوار، ج78، ص124]. و نیز فرمودند: آیا نشنیده ای که پدرم از پدرانش در باب محبوبیت کار و تلاش چه فرموده اند:« هرکس شب را خسته از(کار و کوشش روزانه) به صبح برساند، آمرزیده است»[ مستدرک الوسائل، ج12، ص13]. و در ادامه در پاسخ به گروهی که از ایشان خواستند تا دست از تلاش و کوشش به سبب بی نیازی بردارند، فرمودند:« ان لا عمل فی بعض ضیاعی حتی اعرق و ان لی من یکفینی لیعلم الله ...عزوجل انی اطلب الحلال؛ من در زمین زراعتی به حدی کار می کنم تا عرق کنم با اینکه افرادی هستند که به جای من کار کنند، هدف من این است که خداوند مرا در حال کسب روزی حلال مشاهده کند»[اصول کافی، ج5، ص77]. یا کلام خدا را نشنیده اید که فرمود:« فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ »[جمعه/10].
شاید سخن امام صادق(ع) همین استنادات قرآنی باشد که:« من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره؛ هرکس به اندازه ی ذره ای کار نیک کرده باشد، آن را می بیند و هرکس به اندازه ی ذره ای کار بد کرده باشد آن را می بیند»[ زلزال/8-7]. به واقع هرکس به کار، کوشش و تلاش اهمیت دهد، مشمول این آیه شریف در قرآن کریم واقع می شود که:« هرکس از مرد و زن که مومن باشد و کار نیکو انجام دهد، حیات طیبه به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کارشان به آنان می دهیم»[ نحل/97].
در جای دیگر نیز آمده است: امام صادق(ع) به لحاظ تشویق و وادار نمودن شخصی به انجام کار و تجارت هزار و هفتصد دینار به وی داد و فرمود:« با این اموال تجارت کن.همانا من رغبتی به سود تجارت ندارم هرچند سود، انگیزه و مورد رغبت است. پس علاقمندم که خداوند مرا در معرض کسب منافع مشاهده کند»[ اصول کافی، ج5، ص77]. پس از چندی آن شخص به نزد امام صادق(ع)آمد و عرض کرد: در تجارتی که انجام دادم، صد دینار سود بردم. امام(ع) خوشحال شد و فرمود:« سود را به سرمایه بیفزا و به کار و تلاشت ادامه بده»[ همان، ص148].
درسیره عملی امام کاظم(ع) نیز آمده است: یکی از یاران ایشان در روز گرم و طاقت فرسایی، با حضرت(ع) روبرو شد و به ایشان عرض کردند: فدایت شوم با مقامیکه نزد خدای بزرگ و با خویشاوندی که با رسول خدا (ص) داری، چرا در چنین روز داغی این اندازه خود را(با کار و تلاش) آزار می دهی؟ امام کاظم(ع) در پاسخ فرمودند:« در طلب روزی از خانه بیرون آمده ام تا با این کار از امثال آدمیان بی نیاز باشم»[وسائل الشیعه، ج12، ص10].
در جای دیگر نیز آمده است: علی بن حمزه از پدرش نقل می کند که امام کاظم(ع) را دیدم که در زمینی متعلق به خودش کار می کرد و پاهای او غرقِ عرق شده بود. عرض کردم: فدایت شوم کارگرانت کجایند؟ فرمود: ای علی، کسانی با دست خود در زمین خویش کار کرده اند که از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: کدام کسان را می گویی؟
فرمود:« رسول خدا(ص) و امیرالمومنین علی(ع) و همه ی پدرانم که با دست خود کار می کردند. بدان که همانا با دست خود کار کردن، کارِ پیامبران، رسولان، اوصیاء و صالحان است»[ اصول کافی، ج5، ص76-75].
در حقیقت مصداق عملی فرمایشات ائمه معصومین(ع) با برداشت های قرآنی ایشان و عمل به توصیه های این کتاب هدایتگر، به بشریت می فهماند که طیِ راهِ کمال انسانی تنها با کار و تلاش و جدیت خودِ شخص ممکن می گردد و حَسَب و نَسَب، او را به جایی نخواهد رساند:« من ابطابه عمله لم یسرع به حسبه؛آن کس که عملش او را به جایی نرساند، حسب و نسبش او را به جایی نخواهد رساند»[ شرح نهج البلاغه، ج19، ص58].
2-2)منفور بودن کسالت و تنبلی
همانگونه که در قرآن کریم، کار و تلاش محبوب است و مورد توصیه و تاکید قرار گرفته است، به همان میزان نیز از کسالت و تنبلی آدمی نهی شده است و در حقیقت این مساله (کسالت و تنبلی) منفور و مغبوض این دیدگاه ربانی می باشد.
1-2-2)مصادیق کلامی
اگر در بخش نخست گفته شد که کار و تلاش امری محبوب و پسندیده در نزد کتاب الهی است و پیامبراکرم(ص) و ائمه ی معصومین(ع) نیز به آن در سیره و عمل خویش توجه فراوان نشان داده اند، در مقابل نیز باید گفت قرآن کریم از مساله ی بیکاری، تن پروری و کسالت و سربار بودن به آسانی عبور نکرده است؛ بگونه ای که واژه ی« کسالی» دو بار در قرآن کریم آمده است[نساء/142، توبه/54]. بازتاب قرآنی نهی ازتنبلی را می توان در احادیث ذیل دانست: پیامبراکرم(ص) می فرماید: « ملعون من القی کله علی الناس؛ هرکس بارِ زندگی خویش را (به علت سستی و تنبلی) بر دوش دیگران نهد، ملعون است»[وسائل الشیعه، ج12، ص18]. در جای دیگر نیز ایشان در علائم و نشانه های فرد بیکار و تنبل می فرمایند:« ...للکسلان ثلاث علامات: یتوانی حتی یفرط و یفرط حتی یضیع و یضیع حتی یاثم؛ ...آدم تنبل سه نشانه دارد: سستی می کند تا به حد افراط برسد و افراط می کند تا به ضایع شدن(مال و کار) بینجامد و ضایع می کند تا جایی که گنهکار شود»[ تحف العقول، ص78].
همچنین پیامبر(ص) با ذکر دلیل منفوریت تنبلی و کسالت به لحاظ عدم مسئولیت پذیری می فرمایند:
« ملعون ملعون من یضیع من یعول؛ هرکس به عائله ی خویش نرسد، ملعون است، ملعون»[ وسائل الشیعه، ج12، ص18].
امام صادق(ع) نیز می فرمودند:« کفی بالمرء اثما ان یضیع من یعول؛ برای گناهکار بودن شخص، همین بس که به عائله خود نرسد»[ همان، ص15].
به همین سبب نیز روایت شده است هرگاه پیامبراکرم(ص) به مردی نگاه می کرد و از او خوشش می آمد، می پرسیدند: کاری دارد؟ اگر میگفتند: نه، می فرمود: از چشمم افتاد. پرسیدند: ای پیامبرخدا(ص) چرا چنین است؟ فرمود:
« برای اینکه مومن اگر حرفه ای نداشته باشد، با دینش زندگی میکند(و به نام دین، بار دوش این و آن می شود)»[ مستدرک الوسائل،
ج2، ص415]. و آنگاه که از ایشان پرسیده می شد،کدام کسب انسان پاکیزه تر است، می فرمودند:« کار کردن با دست خود»[مجمع البیان، ج2، ص380]. و باز هم تاکید می فرمودند:« پس از نماز واجب، کار کردن (داشتن کسب و کار نه بیکاری و تنبلی) واجب است»[بحار الانوار، ج103، ص17].
امام صادق(ع) نیز در این باره به مفضل بن عمر فرمود:« ای مفضل! از آفرینش و آماده سازی حکیمانه و مدبرانه اشیا برای رفع نیاز انسان، درس عبرت بگیر. برای او غلات آفریده شده، ولی او باید آنها را آرد کند و آرد را خمیرسازد و با آن، نان بپزد. برای پوشاکش، پشم آفریده شده، ولی باید آن را بزند و بریسد و ببافد. برای او درخت آفریده شده، ولی باید آن را بکارد و آبیاری کند و مراقب آن باشد. داروها برای درمان بشر پدید آمده اند، ولی او باید آنها را از زمین برگیرد و بامواد دیگر، مخلوط کند و داروی شفابخش بسازد. دیگر اشیا را نیز همین گونه می یابی». سپس حضرت(ع) تاکید میکند:« بنگرکه چگونه تمام نیازهای ضروری انسان، آفریده شده، ولی انسان باید برای دسترسی به آنها تلاش و حرکت کند و مسئولیت پذیر باشد که صلاح وی در این است؛ زیرا اگر همه ی این نیازها را بدون تلاش و کوشش به دست می آورد، همواره در وادی سرمستی و طغیان سقوط می کرد و چه بسا دست به اعمالی می زد که خود را نیز هلاک کند»[ همان، ج3، ص86].
به حق نیز کلام الهی این فرمایشات را تصدیق می نماید: «... فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ؛... چون فرمان خدا در رسد(و رستاخیز برپا گردد) به حق داوری خواهد شد و در آنجا که باطل گرایان(باطل اندیشان و بیکاران) زیانکار خواهند بود»[غافر/78].
امام علی(ع) نیز بشدت آدمی را از بیکاری نهی فرموده و این امر را سبب فساد و تباهی میداند و می فرماید:
«... المومن... مشغول وقته؛ وقت مومن پراست(و هیچگاه بیکار نیست)»[نهج البلاغه، کلمات قصار]. و ادامه دادند:« ان یکن الشغل مجهده، فاتصال الفراغ مفسده؛ اگرشغل خستگی و رنج دارد، بیکاریِ مدام، مایه فساد وتباهی است»[ شیخ مفید، الارشاد، ص158].
و نیز تاکید می فرمودند:« هرکس کمتر کار کند، سست تر می شود»[ غررالحکم، ص269]،« الکسل یفسد الاخره؛ تنبلی، آخرت را نابود می کند»[ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج11، ص5184].
واضح است که بنابر فرمایش مولا علی(ع) تاثیر کار و تلاش در وجود انسان، تنها منحصر به جنبه ی مادی نیست، بلکه از آن عبور نموده و بُعد معنوی و جسمانی و بدنی را نیز در بر می گیرد؛ چرا که کار و تلاش، بدن را قوی و ورزیده می کند و از سویی نیز سبب تقویت روحیه و ایجاد نشاط و شادابی می گردد و در مقابل بیکاری و بطالت دین و معنویات انسان را از میان می برد و او را نابود می سازند.
امام محمدباقر در این باره فرمودند:« الکسل یضر بالدین و الدنیا؛ تنبلی به دین و دنیا آسیب می رساند»[ تحف العقول، ص219]. از این رو می فرمودند:« از مردی نفرت دارم که در کار دنیای خود تنبل باشد. آن کس که در کار دنیای خویش تنبل باشد در دین و کار آخرتش نیز تنبل تر خواهد بود»[ وسائل الشیعه، ج12، ص37].
امام علی(ع) نیز در همین زمینه فرمودند:« از تنبلی و بیکاری بپرهیزید، زیرا آدم تنبل حقِ خدا را ادا نمی کند»[ تحف العقول، ص78]. همانگونه که قرآن کریم نیز می فرماید:«... وَلَا یَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ کُسَالَىٰ وَلَا یُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ کَارِهُونَ؛... نماز نمی خوانند، مگر با تنبلی و کسالت و در راه خدا انفاق نمی کنند، مگر با بی میلی و اکراه»[ توبه/54].
بیکاری، تن پروری و کسالت آنچنان مورد تنفر و انزجار اسلام است که امام باقر(ع) در کلامی که بین موسی و خداوند صورت گرفته است، چنین می گوید:« موسی از پروردگار پرسیدند: پروردگارا! از کدامیک از بندگانت بیشتر نفرت داری؟
خداوند فرمود: آن کس که شب هنگام چون مردار است( یعنی شب تا صبح در بستر خفته است و پیکرش مانند مرداری افتاده...)و روز بیکار»[ بحارالانوار، ج76، ص180].
امام کاظم(ع) نیز فرمودند:« خدای بزرگ از بنده ی پر خواب بیزار است، خدا از بنده ی بیکار متنفر است»[ وسائل الشیعه، ج، ص37]. در بی ارزشی فرد ِبیکار وتنبل، همان بس که امام صادق(ع) می فرمایند:« از تنبل یاری مخواه، که در او خیری نیست»[ همان، ص38].
سخنان یاد شده در کلام خدا و بازتاب آن در احادیث ائمه(ع)، آشکارا بیان می کنند که بیکاری، تنبلی و سستی امری زشت و مغبوض خداوند است. پس از این روست که کار و تلاش وظیفه ای جدی است که نوامیس حکیمانه ی جهان آن را بر عهده ی آدمی نهاده است و به هیچ طریق وی نمی تواند از این مسئولیت شانه خالی کند و خود را سربار دیگران و وابسته به آنان نماید.شاید این مساله مصداق همان فرمایش امام صادق(ع) است که فرمودند:«ارایت لو ان رجلا دخل بیته و اغلق بابه اکان یسقط علیه شی و من السماء؛آیا گمان میکنی که اگر کسی داخل خانه ی خود شود و در آن را ببندد، از آسمان چیزی بر او می افتد؟»[ اصول کافی، ج5، ص78].
پیشتر از آن نیز پیامبراکرم(ص) چه زیبا فرمودند:« گروههایی از امت من دعایشان مستجاب نمی شود... یکی مردی که در خانه می نشیند و می گوید: پررودگارا روزی مرا برسان! و به طلب روزی بیرون نمی رود. خدای بزرگ به او می گوید: ای بنده من! مگر بدن سالم به تو ندادم، تا به دنبال کار روی و روزی خود را به دست آوری؟...»[ وسائل الشیعه، ج12، ص15].
شاید برداشت این افراد که به دنبال روزی حلال و به عبارتی به دنبال کار و تلاش نمی روند، از این مساله نشات می گیرد که تنها توکل به خدا کافی است و باید قانع بود و کار نکرد؛ چرا که خداوند روزی رسان است اما این امر (توکل) به معنای کنار گذاشتن کار و تلاش نیست و اسلام در موارد فراوان افراد را از توکل منهای کار و تلاش بر حذر داشته است.
علی(ع) می فرماید:« به تمام معنا بپرهیز از اینکه شیطان تو را بفریبد و سستی را در چهره ی توکل، برایت نمایان سازد و تنبلی را به وسیله ی احاله به تقدیر، برایت به ارمغان آورد؛ همانا خداوند متعال، هنگام فقدان چاره، به توکل فرمان داده و هنگام معذور بودن به تسلیم بر قضا»[ شرح نهج البلاغه، ج2، ص306].
بنابراین قطعا این همه اصرار قرآن و روایات بر منفور بودن بیکاری و تنبلی به این دلیل است که فرد را در جامعه خوار و ذلیل می کند و آبروی وی را از میان می برد.
پیامبراکرم(ص) به ابوذر توصیه می کردند:« ای ابوذر! از سوال و گدایی بپرهیز که حالت خواستن از مردم، ذلت حاضر است و فقری است که به سوی آن شتاب گرفته ای»[ من لا یحضره الفقیه، ج4، ص37].
امام علی(ع) نیز فرمودند:« درخواست کردن از مردم، زبان انسان را کُند می کند و دلِ پهلوان شجاع را می شکند و انسان آزاد را به مقام بردگی تنزل می دهد و آبرو را می بَرد و روزی را می بُرد»[ غررالحکم، ص155].
بنابر فرمایش مولا علی(ع) حاجت خواهی امری است که طوق ذلت را بر گردن افراد انداخته، بدین صورت که عزت را از عزتمند و بزرگی را از بزرگ زاده می رباید[ همان].
حضرت باقر(ع) نیز حاجت خواهی از مردم را به سبب تنبلی و بیکاری مایه سلب عزت و از بین رفتن حیا می داند[ اصول کافی، ج2، ص148؛ بحارالانوار، ج75، ص110] و امام سجاد(ع) نیز در کلامی مشابه در نهی از این امر می فرمایند: « صلب الحوائج الی الناس مذله للحیاه و مذهبه للحیاء و استنخاف بالوقار؛ حاجت خواهی از مردم مایه ذلت زندگی می شود و حیا را از میان می برد و از وقار و شُکوه آدمی می کاهد»[ تحف العقول، ص279].
واقعیت نیز این است که در جامعه ای که کار و تلاش جای خود را به تنبلی، سستی و بطالت بدهد و هرکس برای رفع نیازمندیهای خود متکی به سایرین شود، دیگر شاهد پیشرفت و توسعه نخواهیم بود، بلکه در این جامعه به انواع جرم، جنایت، فساد و سایر معضلات و مشکلات و آسیبهای اجتماعی مواجه خواهیم شد؛ چرا که بیکاری خود تا حدود بسیار زیادی سر منشا آسیب ها و مشکلات اخلاقی فراوانی همچون: سرقت، قمار، تجاوز و...است. چنانکه مولا علی(ع) خود می فرمایند:« سستی و تنبلی، کلید غم و بدبختی است و نیازمندی و فقر با ناتوانی و تنبلی همراه و ثمره ی آن نابودی و بدبختی است. آنکه طلب و تلاش نکند، چیزی نمی یابد و به فساد کشانده می شود»[ عیسی ولائی، کار در منابع اسلامی، ص111].
در مباحث مهم و مطرح شده در نظریه های جامعه شناختی و نیز روان شناختی اجتماعی هم بر رفع بیکاری و فقر و همچنین جلوگیری از آسیب ها و بزهکاری های ناشی از آن تاکیدات فراوانی شده است، تا آنجا برخی چون لاکاسانی اینگونه وضعیت های محیطی را به مثابه محیط کشت می دانند که بزهکاری (به مثابه میکروب) در آن رشد می کند.
بنابراین باید پذیرفت، هر چه جامعه از تنبلی،سستی و بطالت دور باشد و به عبارتی از نظر اقتصادی شکوفا باشد( شکوفایی اقتصادی) و کار و کوشش و تلاش در آن از جایگاه و اهمیت خاصی برای متولیان امور و همچنین سایر مردم برخوردار باشد، دیگر خبری از فقر و بیکاری و آسیب و سایر مشکلات وجود نخواهد داشت؛ همانگونه که امروزه نیز این مساله در جامعه ی اسلامی ما ازجایگاه ارزشمندی برخوردار است، چراکه برنامه های مطرح در آن الگو گرفته ازاندیشه ی اسلامی است که با شعار« توسعه و پیشرفت» البته با« رعایت حقوق همگانی» در جهت آسایش اجتماع مورد تاکید قرار گرفته است.
2-2-2)مصادیق عملی
بیکاری، تنبلی و کسالت به هر دلیل که باشد، چه به دلیل موجه و مقبول و چه به دلیل غیرمقبول برای آدمی خطرناک است. بر همین اساس، علاوه بر اشارات قرآن کریم، ائمه(ع) نیز از بیکاری آدمی را در احادیث و روایاتشان نهی فرموده اند، چنانکه این مساله در سیره و سنت عملی ایشان به عنوان امری ناخشنود و مایه ی تباهی معرفی شده است.
روایت شده است که روزی پیامبراکرم(ص) گروهی از کشاورزان را دید که از کار، دست کشیده اند. به آنان فرمودند: شما (از) چه (گروهی) هستید؟ گفتند: ما اهل توکل هستیم. رسول اکرم(ص) به آنان فرمودند:« نه، بلکه شما سربار دیگران هستید» [ مستدرک الوسائل، ج11، ص217].
در زمان پیامبرخدا(ص) هنگامیکه آیه شریفه« و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب» [ طلاق/3-2] نازل شد، گروهی درها را به روی خود بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: دیگر روزی ما تامین شد! وقتی این خبر به گوش پیامبر(ص) رسید، آنان را خواست و به آنان فرمود: چه چیزی شما را به این کار واداشت؟ گفتند:
ای پیامبر خدا! خدا روزی ما را به عهده گرفت و ما هم، رو به عبادت آوردیم! پیامبر(ص)به آنان فرمود:« هرکه چنین کند، دعای او مستجاب نمیشود. بر شما باد به طلب روزی! چرا که شما اندام های سالمی دارید، پس به دنبال روزی خود بروید» [ اصول کافی، ج5، ص84].
در واقع بیکار و بی حرفه بودن و خود را سرگرم بهانه های مختلف از جمله توکل، دعا و... ساختن، نمادِ سستی و تنبلی است که در نزد هر فرد آرمان طلب و ارزشی محکوم و منکوب است.
گاهی نیز مشاهده می شود، بیکاریهای افراد به این دلیل است که آنها در این راه به دنبال ابتکار نیستند و تنها به دنبال شغل و حرفه ای آماده و کارهای معمول اطرافیان خود می گردند. در حالی که می بینیم پیامبر اکرم برای نهی از تنبلی و کسالت و منفور نشان دادن آن به یکی از انصار که نزد ایشان آمده و از بیکاری و ناداری شِکوه می کند، فرمودند: هر چه در خانه داری بیاور و چیزی را بی ارزش مشمار. آن انصاری به خانه اش رفت و نمد زینی و قدحی را با خود آورد. پیامبر(ص) فرمود: چه کسی اینها را می خرد؟ مردی گفت: آنها را به یک درهم خریدارم. فرمود: چه کسی بیشتر می خرد؟ مرد دیگری گفت: به دو درهم خریدارم. پیامبر(ص) فرمود: مالِ تو. آنگاه به مرد انصاری گفت: با یک درهم طعامی برای خانواده ات فراهم ساز و با درهم دیگر تبری بخر. و چون آن مرد تبر را با خود آورد، فرمود: چه کسی دسته ای برای این تبر دارد؟یکی از حاضران گفت: من. پیامبر(ص) آن را گرفت و با دست خود در تبر محکم کرد و به انصاری فرمود: برو هیزم جمع کن و هیچ خاری و تر و خشکی را اندک مشمار(و همه را بردار!)؛ آن مرد چنین کرد و پس از پانزده روز آمد و وضع زندگیش خوب شده بود. پیامبر(ص) فرمود:« این برای تو نیکوتر از آن است که روز قیامت در حالی وارد محشر شوی که برصورتت لکه های صدقه (هایی که از مردم گرفته ای) دیده شود» [ بحارالانوار، ج103، ص10].
در جای دیگر نیز آمده است: در گفتگوی بین موسی(ع) و خداوند، حق تعالی از موسی پرسش می نماید که ای موسی! این چیست در دست تو؟ موسی(ع) پاسخ داد:« این عصای من است که به آن تکیه می کنم و برای گوسفندانم با آن از درخت برگ می ریزم و نیازهای دیگر را نیز با آن برطرف می کنم»[ طه/18-17].
هر چند ممکن است، گفته شود اینگونه مصادیق- فروختن نمد، قدح و استفاده از عصا- برای امروز کاربردی ندارد، ولی باید گفت که آدمی با نیروی فکر و اندیشه و خلاقیت و نوآوری خویش، البته به دور از تنبلی و کسالت می تواند برای خود راههای اشتغالزایی بیافریند و حتی برای دیگران نیز کارآفرین باشد؛ نه آنکه با چشم طمع داشتن به مال و دستِ دیگران، سبب از بین رفتن شخصیت خویش گردد. همانگونه که در یک مصداق بسیار زیبا در سخنان امام حسین(ع) با مروان فرستاده معاویه برای خواستگاری ام کلثوم( دختر عبدالله بن جعفر و حضرت زینب) برای یزید در پیشنهادی که از طرف بنی امیه( معاویه) مبنی بر پرداخت قرض های عبدالله در صورت قبول پیشنهاد خواستگاری طرح گشت، امام حسین(ع) فرمودند:«... تا به حال دختران ما قرضهای ما را نداده اند که این دومین بار آن باشد، بلکه ما با کار و تلاش خویش زندگی را گذرانده ایم»[ بحارالانوار، ج43، ص207].
یا در جای دیگر امام سجاد(ع) در ابراز منفوریت از بیکاری و تنبلی به محض مشاهده ی افراد بیکار که در کوچه های مدینه در حال مردم آزاری، ولگردی و خندیدن بودند، فرمودند:« خدا را روزی است( روز رستاخیز) که در آن روز، باطل گرایان و بیکاران در آن زیان خواهند دید»[ عباس قمی، سفینه البحار، ج1، ص88].
امام باقر(ع) نیز روزی در جمع اصحاب خویش که فردی توانا و توانمند به علت تنبلی و تن پروری بیکار بود و از حضرت(ع) درخواست صدقه کرده، فرمودند: مگر نشنیده ای که پیامبرخدا(ص) فرموده است:« صدقه دادن به ثروتمند روا نیست و همچنین به نیرومند تندرست و به صاحب حرفه و به انسان قادر برکار». در این هنگام اصحاب پرسیدند: مقصود از این سخن چیست؟ امام باقر(ع) فرمودند:« هرکسی که می تواند کار و کوشش کند، باید از گرفتن صدقه خودداری کند، چرا که گرفتن آن حلال نیست»[وسائل الشیعه، ج6، ص160].
همچنین در نهی از بیکاری و کسالت، در سیره عملی امام صادق(ع) نیز موارد زیبایی مشاهده می شود که از جمله ی آنها می توان به برخورد حضرت(ع) با ابوعماره طیار سخن گفت.
طیار می گوید: به ابوعبدالله(امام صادق) گفتم: مالم از دست رفته و هر چه داشته ام، نابود شده است و حالا بیکارم و نانخوران فراوانی دارم. بیکاری آنقدر در نزد حضرت(ع) منفور بوده است که فورا به وی می گوید: چون به کوفه درآمدی، در دکانت را باز کن و بساطتت را بگستر و ترازویت را بر جای خود بگذار و منتظر رسیدن رزق پروردگارت باش.
طیار می گوید: چون به کوفه وارد شدم و درِ دکان خود را باز کردم و بساط کاسبی چیدم و ترازو بر جای نهادم... کسانی که در پیرامون من بودند، چون دیدند که من هیچ متاعی ندارم و چیزی برای عرضه کردن در اختیارم نیست، دچار شگفتی شدند ... پس مردی به نزد من آمد وگفت: جامه ای برای من بخر، آن را برای او خریدم.
و پولش را گرفتم و بدینسان پولی به دستم آمد.سپس مشتری دیگری آمد و گفت: برای من جامه ای بخر! در بازار به جستجوی جامه پرداختم، خریدم و آوردم برایش و بهایش را گرفتم... و همینگونه به خرید و فروش اشتغال یافتم تا ثروتمند شدم... [ اصول کافی، ج5، ص305-304].
بازتاب آیات قرآنی در نهی از کسالت و تنبلی در سیره ائمه معصومین(ع) تنها منحصر به دایره ی اجتماع نیست، بلکه در سیره عملی امام کاظم(ع) نیز آمده است که ایشان به یکی از پسرانش که گفته می شود به تنبلی و کسالت گراییده بود، فرمودند: « از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو تو را از رسیدن به بهره دنیا و آخرت باز میدارند»[ وسائل الشیعه، ج12، ص436].
علاوه بر امور فوق، در سیره عملی امام رضا(ع) نیز آمده است که خطاب به احمد بن ابی نصر بزنطی که در نزد حضرت(ع) از زندگی توام با سختی و مضیقه خویش در شهر کوفه شکایت کرده بود، فرمودند:« اگر کوفه به تو نمیسازد از آنجا بیرون برو؛ چرا که امسال، سال آشفته ای است و تو را چاره ای جز کار و تلاش نیست»[ همان، ص18] و در ادامه فرمودند: مگر نشنیده ای که امام صادق(ع) فرمودند:« خداوند متعال، سفرکردن و به غربت رفتن رادر طلب روزی دوست میدارد»[ همان، ص450].
به حق فرمایش علی بن موسی الرضا(ع) را در این آیه شریف نیز میتوان دریافت که:« اللَّهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ...؛ خدایی که دریا را مسخر شما کرد تا کشتی در آن به فرمان وی حرکت کند و تا فضل(و روزی) او را (با کوشش و سفر حتی سفر دریایی) بطلبید(و به دست آورید)...»[جاثیه/12].
هرچند کار و تلاش در آموزه های قرآنی و روایی بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بر محبوبیت آن نیز توصیه ها و تاکیدات فراوانی شده است و از کسالت و تنبلی نیز اعلام انزجار شده است، اما پیرامون انجام دادن کار، استثنایی نیز وجود دارد و آن اینکه کار کردن برای حاکم و ولی ستمگر حرام شمرده شده است؛ چنانکه هنگامیکه یکی از یاران امام صادق(ع)که قصد داشت، در دستگاه حکومت بنی عباس مشغول به کار شود، حضرت(ع) وی را از این کار منصرف نمود و فرمودند: « کارکردن برای والی و فرماندار ستمگر و منصوب شدگان ازجانب او، چه رئیس ایشان و چه در درجات پایین تری از فرمانداری تا پایین ترین آنان، که هرکدام بر عده ای حکومت و ولایت دارند، حرام است؛ و کسی که (کم یا زیاد) با ایشان و برای ایشان کار کند، به عذاب خدا گرفتار خواهد شد، زیرا هر کاری که کمک به ستمگر باشد، گناه کبیره است. و از آن جهت چنین است که در حکومت والی ستمگر، حق به کلی پایمال می شود و باطل یکسره زنده می گردد و ستم و جور و فساد علنی می شود و کتابهای آسمانی( هریک در زمان خویش) متروک می ماند و پیامبران و مومنان کشته می شوند و مساجد ویران می گردد و سنت خدا و احکام او تبدیل پیدا می کند. از اینرو کار کردن با ایشان(حاکمان جائر)و یاری رساندن به ایشان و کسب کردن باایشان حرام است، مگردر حد ضرورت(و به اندازه ی آن) مانند ضرورت خوردن خون و گوشت مردار»[ اصول کافی، ج5، ص324؛ تحف العقول، ص148].
نتیجه گیری:
نوشته ی حاضر به مباحثی درباره کار و تلاش از منظر قرآن کریم و آموزه های اسلامی به عنوان اصل و مبنای جهاد اقتصادی پرداخت. با سیری در سایه سار کلام الهی و نیز احادیث اسلامی و سیره ی اولیای دین میزان ارزشمندی و جایگاه آن و در مقابل منفوریت آن مورد واکاوی قرار گرفت. اما نتایج حاصل شده از پژوهش حاضر را می توان به قرار ذیل دانست:
1. کار و تلاش در زندگی آدمی از اهمیت اساسی برخوردار است و این امری معلوم و شناخته شده است. این مهم در تعالیم و مصادیق ربانی- اسلامی بخوبی تجسم و تبیین گشته است و همچون انگیزه ای مثبت و نیرومند، روح کوشش و تلاش را در افراد و گروهها جهت به ثمر رسیدن جهاد اقتصادی دمیده است.
2. تعالیم ناب قرآنی و نیز آموزه های اسلامی به وضوح با روشها و صورتهای گوناگون، مصادیق محبوبیت کار و تلاش را در راستای سامان یابی جهاد اقتصادی به علل مختلفی همچون: جسمی، روحی، تعلیمی، اخلاقی، اقتصادی، تکاملی، رفاهی، تربیتی، خانوادگی، فرهنگی، بهداشتی، پیشرفتی و... اثبات نموده که جهاد اقتصادی با رویکرد کار و تلاش نقشی اساسی و موثر در تقویت سلامت فرد و جامعه را ضامن و عهده دار است، پس از مرکزیت ویژه ای برخوردار است که تاثیری مثبت و بدل ناپذیر را در جوانب گوناگون زندگی آدمی روشن میسازد؛ لذا از اینروست که نسبت به کار و تلاش و تشویق پیرامون آن، در موارد متعددی، قرآن و آموزه های اسلامی ایستاری قاطع و محرک را اختیار نموده است؛ ایستاری که به بهترین وجه از اصالت و جهت دهی برخوردار است.
3. اگر با نگاهی مسئولیت پذیر و قرآن محور، هرکس پذیرای این امر باشد که سیمای جهاد اقتصادی تحت لوای نقش کار، در تقویت و حتی تهذیب خُلق و خویها نیز آشکار است، آنگاه به جهت ادای وظیفه، از بیکاری، تنبلی و بی مبالاتی که منفور شریعت اسلام می باشد و نیز سبب ایجاد مفاسد و زیانهای فراوان خواهد شد، قطعا پرهیز خواهد نمود و درک خواهد کرد که علت این همه توصیه و تاکید به جهاد اقتصادی در اصل کار و تلاش و محبوب شمردن آن، در این واقعیت نهفته است که تلاش و کار و کوشش وی را در تماس با واقعیت زندگی قرار می دهد که عبارتست از: حرکتی هماهنگ، منسجم و هدفدار، نه قطع ارتباط فیزیکی از لحاظ فکری و بدنی با جهان و آنچه در آن است و احساس بیگانگی با کُلِ عالم هستی و نیز امکانات و مواهب خویش.
بنابراین با عنایت به این آموزه های ناب می توان استنباط نمود که به یقین ارزشهای حاکم بر این فرهنگ( قرآنی و آموزه های اسلامی) با سایر مکاتب به لحاظ مشخص بودن جهت مسیر جهاد اقتصادی( با رویکرد) کار و تلاش و نیز استراتژی و گستره و مبانی بینشی و ارزشی کار تفاوتهای اساسی دارد؛ چرا که نگاه قرآن و آموزه های اسلامی به این امور هم به لحاظ معنوی و اخلاقی و هم از جهت ارتقای سطح جامعه فوق العاده است. بررسی این مصادیق به خوبی نشان می دهند که وقتی انسانهایی ( پیامبر و ائمه) که خود در اوج قله ی معنویت قرار داشته باشند، هنگامی که از جهاد اقتصادی، کار و تلاش و ارزشمندی آن و نیز منفوریت از کسالت و تنبلی سخن می گویند، و یا در سیره ی آنان بازتابهای قرآنی و عینی این امور و مصادیق مشاهده می شود بسیار متفاوت از دیدگاهها و اندیشه های آنی نگرانه و یا افراط گرایانه می باشد که از معنویت، اخلاق و فضیلت های انسانی به دورند.
به عبارتی در مکتب قرآن و آموزه های اسلامی، اگر از مصادیق کار و تلاش در راستای دستیابی به جهاد اقتصادی و جایگاه و ارزش آن سخن گفته می شود، هیچگاه انسان توصیه به جهاد و کار و تلاشی نمی شود که در خدمت شهوات نفسانی و قائل به اصالت فردی و همه چیز در خدمت فردی بودن باشد. بلکه این آموزه های ناب در این باره پیرامون سیمای جهاد اقتصادی حتی، جهت مسیر، استراتژی و گستره آن را نیز برای آدمی ترسیم نموده تا به بیراهه نرود. بنابراین تصویری که آموزه های حکیمانه ی قرآنی و آموزه های اسلامی در جهاد اقتصادی با رویکرد کار و تلاش برای آدمی ترسیم می نماید، جهت دار، هدفمند و منسجم است؛ چرا که خداوند گام به گام از هدف خلقت انسان، نگاه به وی، کمال و رستگاری معنوی سخن می گوید. و همه چیز را فنای زندگی دنیوی به تنهایی نمی کند، بلکه این کار و تلاش و کوشش را ادامه ی زندگی اخروی نیز می داند و با چنین بینشی است که آدمی را به سازندگی ترغیب و تشویق می کند و سیمای جهاد اقتصادی را برای وی نه در شعار که در عمل ترسیم می نماید.
منابع و ماخذ:
1. اصول کافی، ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی، تصحیح: علی اکبر غفاری، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران،1383ش.
2. الارشاد، ابوعبدالله محمد بن النعمان البغدادی(ملقب به شیخ مفید)، نشر موسسه اعلمی مطبوعات، بی جا،1399ق.
3. المسند، ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل الشیبانی، نشر دارالاحیاء، بی جا، بی تا.
4. اسدالغابه فی معرفه الصحابه، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد(معروف به ابن اثیر)، نشر دارالفکر، بی جا،1409ق.
5.الحیاه، محمدرضا، محمد و علی حکیمی، نشر ثقافه الاسلامیه، تهران،1410ق.
6. اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه، محسن حائری، ترجمه: عبدالعلی آل بویه لنگرودی، نشر بنیاد نهج البلاغه ،قم،1378ش.
7. الامالی، ابوعبدالله محمد بن النعمان البغدادی(ملقب به شیخ مفید)، نشر جامعه مدرسین، قم،1403ق.
8. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، نشر دارالکتب الاسلامیه، قم، 1408ق.
9. تاریخ فتوحات اسلامی در اروپا، شکیب ارسلان، ترجمه: علی دوانی، نشر مترجم، تهران،1348ش.
10. تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، زین العابدین قربانی، نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378ش.
11. تحف العقول، ابومحمدالحسن بن علی بن الحسین بن شعبه حرانی، نشر مکتبه بصیرتی، قم،1394ق.
12. تحلیلی بر سیر شناخت و روش شناسی اقتصاد، سیدمهدی زریباف، بی نا، تهران،1385 ش.
13. سفینه البحار، عباس قمی، نشر فراهانی، بی جا،1359ق.
14. شرح نهج البلاغه، عزالدین عبدالحمید بن هبه الله ابن ابی الحدید المعتزلی، تحقیق: محمدابوالفضل ابراهیم، نشر دارالاحیاء، بی جا،1378ق.
15. علل الشرایع، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه قمی(معروف به شیخ صدوق)، نشر مکتبه الحیدریه، بی جا،1386ق.
16. غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد الامدی التمیمی، نشر موسسه اعلمی مطبوعات، بی جا،1407ق.
17. فرهنگ روز سخن، حسن انوری، نشر سخن، تهران،1383ش.
18. فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه: مرتضی رهبانی، نشر فرهنگ اسلامی، تهران،1370ش.
19. فرهنگ فارسی، محمد معین، نشر امیرکبیر، تهران،1353ش.
20. قرآن کریم، ترجمه: عبدالواحد آیتی، نشر سروش، تهران،1371ش.
21.کنزالعمال،علاءالدین بن حسام الدین متقی هندی،نشر موسسه رساله،بی جا،1409ق.
22.کار در منابع اسلامی،عیسی ولائی،نشر موسسه کار و تامین اجتماعی،تهران،1378ش.
23. لغت نامه، علی اکبر دهخدا، نشر دانشگاه تهران، تهران،1379ش.
24. مقدمه ای بر معرفت شناسی علم اقتصاد، موسی غنی نژاد احدی، نشر موسسه عالی پژوهش، تهران،1376ش.
25. مجموعه آثار، مرتضی مطهری، نشر صدرا، تهران،1375ش.
26. مستدرک الوسائل، حسین بن محمدتقی نوری طبرسی، نشر موسسه آل بیت، بی جا،1408ق.
27. مناقب آل ابی طالب، ابوجعفر محمد بن علی بن شهر آشوب، نشر دارالاضواء، بی جا،1405ق.
28. من لا یحضره الفقیه، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی(معروف به شیخ صدوق)، نشر دارالاحیاء، بی جا،1408ق.
29. مجمع البیان، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی، نشر مکتبه المرعشی النجفی، قم،1403ق.
30. مراه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، محمدباقرمجلسی، تصحیح: سیدهاشم رسولی، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران،1363ش.
31. میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه: حمیدرضا سیفی، نشر دارالحدیث، قم،1377ش.
32. نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، نشر دفتر فرهنگ اسلامی، تهران،1382ش.
33. نظری بر نظام اقتصادی اسلام، مرتضی مطهری، نشر صدرا، تهران، بی تا.
34. وسائل الشیعه، محمد بن حسین حرعاملی، نشر دارالاحیاءالتراث العربی، بی جا،1403ق.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir