زنجان
← همه اخبار
سیمای جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی

سیمای جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی

۲۰ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31030۳

اسماعیل خارستانی، کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت(تعلیم و تربیت اسلامی) - فاطمه سیفی، کارشناس ارشد مدیریت فرهنگی

چکیده:
هدف پژوهش حاضر بررسی سیمای جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی است. جامعه آماری کلیه منابع دست اول( شامل قرآن کریم و آثار مربوط و منتسب به معصومین(ع) ) و منابع دست دوم ( شامل منابع غنی اسلامی و احادیث و روایات و اقوال منقول از معصومین(ع) و دیگر بزرگان دین ) است که در نشریات و سایت های اینترنتی و پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق موجود می باشد و نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع مورد اشاره استفاده شده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته های حاصل از پژوهش مورد تحلیل قرار گرفته است که عمده ترین یافته ها تحقیق عبارتند از:
* اهداف جهاد اقتصادی در قرآن و آموزه های اسلامی شامل: 1- تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی2- خودکفایی و اقتدار اقتصادی 3- استقلال و عدم وابستگی اقتصادی4- مقابله با جرم و جنایت 5- عمران و آبادانی 6- توسعه و رشد 7- رفاه عمومی 8- نفی سبیل کفار بر مسلمین 9- از بین بردن فقر می باشد.
* روشهای جهاد اقتصادی که شامل22روشِ: 1- پرداخت خمس 2- پرداخت زکات 3- کار و تلاش 4- قناعت کردن 5- تعاون و همکاری 6- میانه روی و پرهیز از اسراف و تبذیر 7- استفاده از وقت و فرصت 8- تحریم رباخواری 9- انفاق 10- اصلاح ثروت 11- انصاف 12- کسب حلال و پرهیز از حرام خواری 13- صدقه دادن 14- قرض الحسنه 15- وقف عام 16- اجتناب از احتکار و غش در معامله 17- دوری از بخل و خست 18- برنامه ریزی 19- پرهیز از بیکاری 20- سحر خیزی 21- کشاورزی و 22- تجارت می باشد.
واژگان کلیدی : قرآن کریم، آموزه های اسلامی، جهاد اقتصادی، اهداف، روش ها
مقدمه :
از واژه سه حرفی جهد، واژه های متعدد دیگری مشتقّ می شود که در همهء آنها مفهوم « تلاش جدّی و همراه با قبول زحمت و سختی » وجود دارد و یکی از مهمترین این مشتقّات ، واژهء« جهاد» است ( راغب اصفهانی،1388).
خداوند در قرآن ، تصریح می کند که هر کس در راه خدا جهاد و تلاش نماید ، خداوند نیز او را به راههای خود، که راه های سعادت و رستگاری است هدایت می نماید:
« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»( و آنان که در راه ما (خدا ) تلاش (جهاد ) می کنند بی تردید ما آنان را به راههای خود هدایت می کنیم. و آگاه باشید که بی هیچ تردید ، خداوند با نیکوکاران است ) ( سوره عنکبوت، آیه69)
از این آیه به صراحت دانسته می شود که از نظر قرآن، هر« تلاش ِ نیکوکارانه »( تلاش در راه انجام عمل نیک )،« جهاد مثبت»و یا« جهاد در راه خداوند » است خصوصاً اینکه در آخر آیه تصریح می کند که« خداوند با نیکوکاران است » و بدین وسیله می فهماند که منظور از« کسانی که در راه ما ( خدا ) جهاد می کنند » همان« نیکوکاران » می باشد. و نیز در آیه دیگر می گوید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ .وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ»( سوره حج ، آیات78-77 )( ای کسانی که ایمان آورده اید [ در برابر خداوند ] رکوع و سجده کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیک کنید، باشد که رستگار شوید. و دربارهء خداوند انگونه که شایستهء« جهاد » برای اوست« جهاد » کنید.)
رسول گرامی اسلام (ص) نیز در بیان اهمیت جهاد می فرماید: (آن کس که جهاد را ترک گوید، خداوند بر اندام او لباس ذلت می پوشاند و فقر و احتیاج بر زندگی و تاریکی بر دین او سایه خواهد انداخت.)( حر عاملی،1409ق ، ج11، باب1، حدیث2.)
وقتی جهاد با کلمه( فی سبیل الله; در راه خدا) همراه باشد، مفهوم ویژه ای دارد و هرگونه فعالیت و مبارزه سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، با جان و مال و زبان و قلم و فکر را شامل می شود.
جهاد اقتصادی مصادیق مختلف و متعددی دارد. یک نمونه بارز تلاش اقتصادی و جهاد اقتصادی در سیره بزرگان دین و اهلبیت(ع) می باشد.
اقتصاد در نگرش اسلامی به گونه ای تعریف و تبیین می شود که ارتباط تنگاتنگ و استواری با معنویت می یابد. از این رو، اقتصاد اسلامی دارای هویت خاص می شود و تفاوت محسوسی با شیوه ها و روش ها و حتی اهداف اقتصاد غیراسلامی پیدا می کند. بنابراین سخن گفتن از اقتصاد اسلامی نه تنها معنا و مفهوم می یابد بلکه تفاوت هایی را سبب می شود که می بایست در حوزه عمل اقتصادی و فعالیت های اقتصادی خود را نشان دهد.
از دیدگاه قرآن کریم، فعالیت‏های اقتصادی و مبادرت به بهره‏گیری از مواهب طبیعی برای تأمین معاش، مى‏تواند یک عمل عبادی و مظهری از عبودیت خداوند متعال باشد. در آیه 15 سوره« ملک» آمده است:« هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ ۖ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ»؛ او کسی است که زمین را رام کرد، بر شانه‏های آن راه بروید و از روزى‏های خداوند بخورید و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست.
در این آیه مبارکه، پس از یادآوری نهایت رام بودن زمین و آمادگی کامل آن برای بهره‏دهی، ترغیب بلیغ به بهره‏گیری از آن شده است. به راستی، اگر تنها همین یک آیه برای ترغیب به پرداختن به طبیعت و استفاده از مواهب آن مى‏بود، بر انگیزنده‏ای قوی برای تلاش‏های اقتصادی به شمار مى‏آمد.
روشن است انسانی که براساس این آیه کریمه( و آیات دیگری که معنایی نزدیک به آن دارند) اقدام به فعالیت‏های اقتصادی مى‏کند، نه تنها خود را از زىّ عبودیت بیرون نمى‏بیند، بلکه خرسند است که با امتثال امر الهی در حوزه فعالیت‏های اقتصادی، شأنی از شؤون عبودیت را عینیت بخشیده است. البته همان‏گونه که خود قرآن کریم متذکر شده است، نباید پرداختن به امور معیشتی به گونه‏ای باشد که غفلت از یاد خداوند متعال را به همراه داشته باشد.« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ ۚ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»( سوره منافقون، آیه 9)؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیان‏کارانند.)همچنین نباید از راه‏های باطل نیازهای معیشتی خود را تأمین کرد« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ» (سوره نساء، آیه 29)؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید، اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نا مشروع) نخورید، مگر این‏که تجارتی با رضایت شما انجام گیرد.)و باید مراقب بود تا رذیله بخل را از خود دور ساخت،« وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (سوره حشر، آیه 9) کسانی که از بخل و حرص نفس خویش بازداشته شده‏اند، رستگارانند.) و از پرداخت‏های مالی واجب و مستحب دریغ نورزید.
خداوند در آیه 71 سوره نساء فرمان آماده باش دائمی به مسلمانان می دهد و برای حفظ موجودیت اجتماعشان می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده اید، با کمال دقت مراقب دشمن باشید، مبادا غافلگیر شوید و از ناحیه آنها خطری به شما برسد.» سپس دستور می دهد که برای مقابله با دشمن از روشها و تاکتیکهای مختلف استفاده کنید و« در دسته های متعدد یا به صورت اجتماع، برای دفع دشمن حرکت کنید.» این آیه دستور جامع و همه جانبه ای به تمام مسلمانان، در همه قرون و اعصار می دهد که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مرزهای خویش دائماً مراقب باشند. و یکنوع آماده باش مادی و معنوی بطور دائم بر اجتماع آنها حکومت کند و حتی خداوند در آیه 102 سوره نساء برای آنکه مسلمانان در میدان جنگ، موقع نماز از دشمن غفلت نکنند دستور نماز خوف را تشریع می کند و این چیزی جز توجه دادن مسلمانان به دشمن و لزوم هوشیاری و بیداری در همه مکانها و زمانها نیست.
با جستجویی که در تحقیقات گذشته در خصوص جهاد اقتصادی در قرآن کریم و آموزه های اسلامی به عمل آمد هیچ منبعی با این عنوان بدست نیامد. در اینجا به چند مورد از تحقیقات انجام شده که با موضوع تحقیق ارتباط بیشتری دارند، اشاره می شود.
ویسی (1386) در تحقیق خود با عنوان جهاد و آثار سیاسی و اجتماعی آن از دیدگاه قرآن کریم و روایات به این نتیجه رسیده است که فرهنگ جهاد و شهادت از صدر اسلام توسط پیامبر در بین مردم رواج داده شده است و مورد توجه و اهتمام ایشان بوده تا تأثیر و نقش آن در بین مسلمانان بیشتر شناخته شود و اینکه دین مبین اسلام یک دین جنگ طلب و مخالف صلح و آرامش نبوده و تنها در ضرورتهایی که پیش آمده و برای جلوگیری از نابودی درخت نوپای اسلام، پیامبر دستور جهاد می دادند و شوق و شور شهادت را در بین جهادگران زیاد می کردند. از جمله تبعاتی که جهاد و شهادت چه درصدر اسلام و چه در زمان حال مخصوصاً در جنگ تحمیل شده بر کشورمان شاهد آن بودیم؛ آثار سیاسی و اجتماعی جهاد در راه خداست که از مهم ترین این آثار : ایجاد ترس در ظلالمان و عزت سیاسی مسلمین، تقویت روحیه شجاعت و ایثار و همبستگی در جامعه، رواج فرهنگ ایثارگری در جامعه را نام برد که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند. در پایان پژوهش نیز در فصلی مجزا محدودیتهای تحقیق و پیشنهادهایی مطرح گردید.( ویسی ساوجبلاغی،1386)
آزاد دانا(1371) در رساله خود با عنوان« تحلیلی پیرامون مبانی و مفاهیم الگوهای رشد و توسعه اقتصادی در نظام اقتصاد اسلامی» به این نتیجه رسید که الگوهای رشد و توسعه اقتصاد اسلامی در تمام ابعاد، اعم از ماهیت، جایگاه انسان، نقش عوامل تولید، عامل قدرت اقتصادی، مکانیسم روابط و نیروهای تولیدی، روابط مصرف و تولید، برنامه ریزی، سیستم توزیع درآمد و نقش دولت، بهترین و جامعترین فرمول پیشرفت حیات اقتصادی بشر را در راه تامین رفاه فردی و اجتماعی ارائه می دهند.
طرفدار(1369) در رساله خود با عنوان« بررسی وضعیت اقتصادی مسلمانان در صدر اسلام » به این نتیجه رسید که سیاست پیامبر اکرم( ص) علاوه براینکه از طریق استحکام و تقویت روابط اجتماعی و به طور غیر مستقیم آثاری ایجابی ارزنده ای در زندگی مادی مردم بر جای می گذاشت، از طریق سیاستهای جاری حکومت در جهت مقابله قهر آمیز با کفر، درآمدهایی را به عنوان غنیمت جنگی برای مسلمانان فراهم می نمود. همچنین پیامبر اکرم(ص) با استفاده از اختیارات شرعی و حکومتی که در دست داشتند بطور مستقیم در از میان برداشتن فقر و تهیدستی و بهبود وضع مادی مسلمانان تلاش فرمودند که توزیع درآمدهای عمومی حاصل از منابع مهم نظیر خمس، زکات، اموال فی‌ء میان فقرا و مستحقین، از جمله این تلاشهاست.
فرض مورد تأیید این است که استفاده از آیات قرآن و احادیث و روایات معصومین(ع) و دیگر آموزه های اسلامی در ایجاد روحیه جهادی بخصوص در حوزه اقتصاد و در نتیجه بر بهبود اقتصاد فرد و در نتیجه جامعه اسلامی می تواند مؤثر باشد.
بدلیل اهمیتی که جهاد اقتصادی در رشد و پیشرفت انسان در همه ابعاد مادی و معنوی دارد پژوهشگر به دنبال این است تا با معرفی اهداف و روشهای جهاد اقتصادی که از قرآن کریم و آموزه های اسلامی استنتاج و استخراج شده است پیشنهاداتی را برای استقلال اقتصادی و در نتیجه عزت جامعه اسلامی مان ارایه نماید.
روش پژوهش:
روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی است .
جامعه و نمونه و ابزار تحقیق:
جامعه تحقیق شامل منابع دست اول( قرآن کریم و آثار مربوط و منتسب به پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) و دیگر بزرگان دین)و منابع دست دوم ( منابع غنی اسلامی و احادیث و روایات و اقوال منقول از آن بزرگوران) است که در نشریات و پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق موجود می باشد .
نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس ابتدا منابع دست اول انتخاب و سپس سایر منابع مرتبط با موضوع ،‌ موردنظر قرار گرفته و از آنها استفاده شده است .
ابزار مورد استفاده نیز در این پژوهش برای گردآوری داده ها ، فیش برداری می باشد .
اهداف جهاد اقتصادی از منظر قرآن کریم و آموزه های اسلامی:
تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی
اسلام در رسیدن به همه اهداف اقتصادیش از قبیل، زدودن فقر، ایجاد رفاه و اجرای عدالت، از چهارچوب ارزش های اخلاقی، خارج نمی شود. زیرا تحقق این ارزش ها همراه با پیاده شدن اقتصاد اسلامی از اهداف مکتب اسلام است. این از اهدافی است که هم افراد باید مراعات کنند و هم دولت باید در تحقق آن بکوشد. کسی حق ندارد از راههای حرام کسب درآمد کند یا با اکراه، طرف مقابل را به معامله ای وادار نماید. قرآن می فرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ... ای کسانی که ایمان آورده اید اموالتان را در میان خود به باطل نخورید مگر این که داد و ستدی از روی رضایت شما باشد».( سوره نساء،آیه29)
مقابله با جرم و جنایت
جهاد، تنها به معنى جنگ و نبرد مسلحانه نیست بلکه هر نوع تلاش و کوششى را که براى پیشبرد اهداف مقدس الهى انجام گیرد، شامل مى شود، و به این ترتیب علاوه بر نبردهاى دفاعى و گاهى تهاجمى، مبارزات علمى، منطقى، اقتصادى ، فرهنگى و سیاسى را نیز در بر مى گیرد. روح مسلمان همیشه باید آماده جنگ باشد.
بخش قابل ملاحظه ای از جرم و جنایت، ناشی از فقر و تنگدستی است؛ چرا که فقر و تنگدستی، به دین و ایمان انسان لطمه می زند، عقل را از کار می اندازد و قدرت تشخیص را از او می گیرد و باعث کدورت و دشمنی می شود. امام علی(ع) خطاب به فرزندش می فرماید:« ای فرزندم! من از تهی دستی بر تو هراسانم. از فقر به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان می کند و عامل دشمنی است»( شهیدی،1368. حکمت 319)
پیامبر اسلام(ص) نیز در خصوص خطرات فقر فرمود:« کادَ الفَقْرُ انْ یکونَ کُفراً»(نزدیک است که فقر به کفر انجامد) (محمدی ری‌شهری،1377،ص ۴۴۸)
از ناملایمات زندگی آدمی، پدیده‌ فقر و نیاز مالی است که روح بشر را آزار می‌دهد و گاه به خاطر عدم مهارت انسان‌ها در مقابله با این پدیده، فقر آنها را از مسیر فطریشان که رسیدن به سعادت و رستگاری‌ است بازمی‌دارد و به سوی خطرات مهلکی سوق می‌دهد.
عمران و آبادانی
یکی از اهداف مهم جهاد اقتصادی، عمران و آبادی زمین و تأمین نیازهای مادّی انسان است. آیات قرآن نیز مردم را به آباد کردن زمین فراخوانده و می فرماید: هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الاْءَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیَها(سوره هود ، آیه 61) .او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذاشت.
حضرت امام علی(ع) درباره این آیه می فرماید:پس خداوند سبحان مردم را به آباد کردن فرمان داده است، تا این آبادنی ـ به سبب آنچه از زمین بیرون می آید، مانند حبوب و میوه ها و امثال آن، که خداوند برای تأمین زندگانی بشر قرار داده است زندگانی آنان را قوام بخشد.( نوری ،1408ق ، ج 13 ، ص 65 ـ 66)
یکی از مسئولیت های مردم آباد کردن زمین است. خداوند در قرآن کریم می فرماید:« هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الاْءَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیَها » ( سوره هود ، آیه61 ) اوست که شما را زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت.
امام علی(ع) در بیان مطالبی که در قرآن کریم درباره معایش عباد آمده است با استناد به آیه 61 سوره هود به این مسئولیت اشاره کرده و می فرماید: اما آنچه درباره معایش خلق و اسباب آن در قرآن ذکر شده، پس به تحقیق خداوند سبحان به پنج وجه این امور را به ما اعلام کرده است: وجه اشاره، وجه عمارت، وجه اجاره، وجه تجارت و وجه صدقات... اما وجه عمارت پس این قول خداوند است:« اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت.»پس خداوند به ما اعلام کرد که قوم ثمود را به عمارت زمین امر کرد تا به سبب آنچه که از زمین می روید، از دانه و میوه ها و مانند آن، از چیزهایی که خداوند متعال برای معاش خلق قرار داده است، زندگی آنها تأمین می شود.( مجلسی،1403ق، ج 90، ص47)
توسعه و رشد
یکی از اهداف جهاد اقتصادی که در آیات و روایات فراوان بدان اشاره شده است، ایجاد توسعه و رشد است. این هدف را در راهنماییهای اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده می کنیم.
در عهدنامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر یکی از وظایف استاندار را عمران و آبادی شهرهای منطقه معرفی می کند و می فرماید:« وظایف استاندار عبارت است از: جمع آوری مالیات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهای آن». (مجلسی،1403ق، ج33، ص 599) و نیز به او می فرماید:« باید نظرت درباره آباد کردن زمین رساتر از نگاهت درباره گرفتن مالیات باشد».( مجلسی،1403ق، ج 33 ص 606)
رفاه عمومی
رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل می شود، یعنی اگر جامعه ای توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد، به دنبال آن رفاه نیز به وجود می آید. از مطالعه آیات و روایات مربوط به بحث بسیار روشن به دست می آید که نظام اقتصادی اسلام تنها در صدد رفع نیازهای ضروری بشر نیست و با تامین آنها کار خداوند را تمام شده نمی داند، بلکه در صدد تامین رفاه بشر است. امیرالمومنین(ع) نیز در وصف متقین می فرماید: « همانا متقین بهره دنیای نقد و آخرت آینده را بردند، با اهل دنیا در دنیایشان شریک شدند، ولی اهل دنیا در آخرت آنان شریک نشدند. در دنیا به بهترین نوع مسکن گرفتند و به بهترین وجه خوردند. از دنیا به آن گونه که مترفین بهره مند می شوند، استفاده کردند و از آن چیزی را که جابران متکبر بر می داشتند، برگرفته اند. سپس از آن با توشه کافی و تجارب سودمند بیرون رفتند. هم چنین در روایتی از معصوم (ع) نقل شده است که فرمود: « چه نیکوست مال شایسته برای بنده شایسته».( مجلسی،1403ق، ج 70، ص 62)
خودکفایی و اقتدار اقتصادی
مقصود از خود کفایی این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد بالایی از رفاه تولید کند و ناگزیر به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجیح دهد بعضی از نیازهای خود را از خارج تامین کند، به این سبب که هزینه تهیه آن در داخل بیشتر می شود و با وارد کردن آنها، این جامعه می تواند امکانات خود را در راه مفیدتری به کار گیرد. در این صورت با خودکفایی ناسازگار نیست، زیرا جامعه قدرت لازم برای تولید آن کالا را دارد. در این تعریف، بیان شده که جامعه ای که توانایی تامین نیازمندی های خود را در سطح عالی رفاه داشته باشد، خودکفاست. زیرا ممکن است کشوری به تولیدات داخلی اکتفا کند ولی وضعیت فقیرانه ای داشته باشد. در این حال آن کشور خودکفا نیست، در خودکفایی، توانمندی و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روی پای خود ایستاده است. این ایستادگی بدون وجود حیات و نشاط ممکن نیست. قرآن مجید درباره مومنان به پیامبر اسلام (ص) می فرماید:« کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیفظ بهم الکفار. مانند دانه ای است که شاخ و بال بیرون آورده و( این شاخه ها) او را تقویت کرده و در نتیجه آن گیاه رشد کرده، تا آنکه بر ساقه استوار گردیده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتی واداشته است (خدا آنان را قوی کرده)، تا به وسیله آنان کافران را به خشم آورد».( سوره فتح، آیه29)
استقلال وعدم وابستگی اقتصادی
یکی از اهداف جهاد اقتصادی این است که باعث استقلال و عدم وابستگی اقتصادی شود. معنای استقلال غیر از خودکفایی است.
از اطلاق برخی از آیات و لازمه برخی دیگر، لزوم استقلال اقتصادی فهمیده می شود. از جمله در آیه 141 سوره نساء به این مورد اشاره می کند:« وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا. خداوند هرگز برای کافران بر مومنین راه تسلطی قرار نداده است».
نفی سبیل کفار بر مسلمین
یکی از امور مسلم، بلکه ضروری دین اسلام، نفی سبیل و قطع راه های سلطه کفار و اجانب بر مسلمانان و جامعه اسلامی است.
ثابت شده که این گونه واجبات با اهمیت تر و مورد تأکید بیشتر شارع هستند. خداوند متعال در این آیه فرموده است که کفار راهی برای سلطه بر مسلمانان و جوامع اسلامی ندارند. اگر این آیه را به عنوان خبر تلقی کنیم از آن کذب لازم می آید و تعالی الله عن ذلک. از این جهت، باید آیه را حمل بر جمله انشایی و امر نموده و قایل شویم به این که خداوند از این بیان می خواسته است یک تکلیف و امر مؤکد بر مسلمانان و حکومت اسلامی را بیان نماید که آنان باید تمام راه های تسلط کفار بر خود و جامعه خود را قطع و سد نمایند.
این امر آن قدر مورد تأکید خداوند است که تحقق آن به وسیله مسلمانان، مفروغ عنه گرفته شده و به صورت یک خبر القا شده است.( آخوند خراسانی،1412ق، ص92)
فقها این اصل اساسی فرهنگ اسلامی را به صورت یک قاعده مهم فقهی در آورده اند و تحت عنوان« نفی سبیل» درباره آن و از جزئیات آن بحث می کنند( موسوی بجنوردی،1377، ج 1، ص 157.)و مبنای استنباط و اجتهاد بسیاری از احکام فرعی درموضوعات مختلفی درباب معاملات، روابط بین مسلم و غیر مسلم، اجرای حدود و مجازاتها... قرارداده اند.
جریان این قاعده در باب معاملات و مسائل اقتصادی دو ویژگی مهم نظام اقتصاد اسلامی را به دست می دهد، اول: استقلال اقتصادی نظام اسلامی و دوم: برتری نظام اقتصادی اسلام بر سایر نظامها.
کشورهای اسلامی به خاطر عقب ماندگی از آیات قرآن و تعالیم اسلام هنوز نتوانسته اند این دو ویژگی را برای نظام اقتصادی خود پی ریزی نمایند.
بر این اساس از قاعده نفی سبیل وجوب توسعه اقتصادی در جوامع اسلامی بر مسلمانان و حکومت اسلامی استنباط می گردد.
از بین بردن فقر
ریشه کن کردن فقر یکی از اهداف جهاد اقتصادی است و توزیع عادلانه ثروت مادی ریشه کن شدن فقر است. در نظام اقتصادی مبتنی بر جهان بینی مادی، تنها سبب های مادی مورد توجه قرار می گیرد و سبب های غیر مادی ریشه کن شدن فقر را انکار می شود. در حالی که در نظام اقتصادی اسلام سبب های غیر مادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ائمه معصوم (ع) عواملی مانند کمک خواستن از خداوند، کردار نیک، صدقه دادن را سبب از میان رفتن فقر دانسته اند. (محمدی ری شهری، 1384،ج3، ص48)
مسئله اقتصاد، مسئله ای ساده و بی اهمیت یا کم اهمیت نیست. دین داری و معنویت، بقا و عزت، سربلندی، حماسه و اقدام، عفت و اخلاق، هنر و فرهنگ، امید و تکاپو و شورآوری و سازندگی هر جامعه ای به چگونگی نظام اقتصادی آن جامعه بستگی دارد، بروز استعداد و نبوغ نسل ها، در ابعاد گوناگون علم و صنعت و اختراع و هنر و فکر و تعقل، متوقف بر جوّ اقتصادی سالم است. در جو سالم اقتصادی است که یک متفکر می تواند درست بیندیشد و یک جراح، عمل دقیق خود را به خوبی انجام دهد و یک هنرمند، بیافریند و یک اخلاقی، تربیت کند... .»( حکیمی، 1385، ص 243- 244.) امام رضا (ع) در حدیثی می فرماید: « هرگاه دنیا[ ودارایی] به انسانی روی آورد، نیکی های دیگران را [نیز] به او می دهد و هرگاه به کسی پشت کند [ و او فقیر شود]، نیکی های خودش را [ هم] از او می گیرد ».( صدوق،1404ق،ج 2، ص 130 )
روشهای جهاد اقتصادی از منظر قرآن کریم و آموزه های اسلامی:
پرداخت خمس
خمس یکی از واجبات مالی اسلام بوده و از نظر قرآن و روایات دارای اهمیّت خاصی می باشد و یکی از مسائل حیاتی جامعه به شمار می رود.
حضرت امام رضا (ع) در پاسخ تاجری که از آن حضرت درخواست معافیت از خمس را کرده بود فرمود« نه، باید خمس را بدهید تا ما به وسیله آن دین را ترویج و تقویت کرده و حیثیت خویش را در مقابل دشمنان حفظ کنیم و مستمندان را یاری نمائیم» (حرعاملی، 1397ق ، ص 375 ) چه سهم سادات آن موجب رفع نیازمندیهای سادات فقیر، یتیم، درمانده می گردد چنانکه زکات که بر آنها حرام است برای اداره و رفع گرفتاریهای مستمندان دیگر جامعه می باشد.

پرداخت زکات
زکات یکى از واجبات دین مبین اسلام است که در واقع آزمونى مالى و وسیله اى براى طهارت مادى و معنوى مسلمانان و ابزارى در جهت رفع و ریشه کن کردن فقر در جامعه اسلامى مى باشد.
در روایات متعددى بر این نکته تأکید شده است که مسیر بى نیازى معیشتى مردم از زکات مى گذرد و یکى از علتهاى اصلى تشریع زکات آن است که رفع نیاز از تهیدستان، بینوایان و فقیران شود.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید :اگر مردم زکات اموال خود را بدهند هیچ مسلمان فقیر و نیازمندى باقى نخواهد ماند و در پرتو فریضه الهى زکات بى نیاز خواهند شد.( صدوق ، 1413ق، ص 4 )
آنچه ازمجموعه آیات و روایات رسیده درباره زکات و حکمت تشریع آن به دست می آید، این است که چنین قانونی، در مهم ترین هدف خود، برای از بین بردن فقر و عوارض آن از عرصه های زندگی به صورتی فراگیر است که در نتیجه آن، سیمای جامعه از فقر به بی نیازی تحول می یابد و دیگر در آن، بیچاره و نیازمندی مشاهده نمی شود و همه اهل ایمان و دارای عزت هستند. همچنین، زکات، وسیله عمده ای برای عادت دادن مردم به بخشیدن و انفاق کردن است تا آنجا که این امر، بدان منجرشود که در راه دین خدا از بذل جان خود نیز مضایقه نکند. نباید از نظر دور داشت که میان قرب به خدا و عبادت او در نماز و میان بخشیدن مال برای برانداختن فقر و بیچارگی از جامعه اسلامی، ارتباطی نیرومند و استوار وجود دارد. پس زندگی اسلامی، زندگی ای است که اجزای آن از یکدیگر منفصل نمی باشد. از این رو، نماز با زکات قبول می شود و زکات، با نماز به درگاه خدا راه می یابد و ایمان و یقین، با پرداخت زکات شناخته می شود.( حکیمی، 1367، ص 367.)
استفاده از وقت و فرصت
یکی دیگر از روشهای جهاد اقتصادی استفاده صحیح از فرصتها و مغتنم شمردن وقت است. ارزش وقت و زمان و عمر در فرهنگ اسلامی به نحو قابل توجهی مورد تأکید و عنایت قرار گرفته است. عمر و زمان بهترین و ارزشمندترین سرمایه انسانی است که در صورت از دست رفتن، دوباره به دست نخواهد آمد. در روایات اسلامی و آیات قرآن بر اهمیت و جایگاه زمان و فرصت‌ها و همچنین استفاده بهینه و مطلوب از آن تأکید فراوان شده است. امام علی (ع) بر خلاف فرهنگ عامه که عمر انسان‌ها را با سال می‌سنجند، عمر انسان را با تعداد نفس‌های او می‌سنجند و این، حساسیت عمر انسانی و سرمایه زندگی او را نشان می‌دهد؛ عمر تو، شماره نفس‌های توست و این نفس‌ها را نگهبانی شمارش می‌کند.(آمدی، بی تا، ص۱۵۸، حدیث۳۱۰۵)
کار و تلاش
یکی دیگر از روشهای جهاد اقتصادی کار و تلاش است. راز دعوت معصومین(ع) به تلاش و کوشش برای این است که انسان با تلاش و کوشش بر فقر و نیاز مالی چیره گردد و با تلاش و کوشش، هم به امکانات وسیع مادی برسد و هم هویت انسانی خویش را در برابر بیگانه و اجنبی حفظ کند، چه آنکه آدمی وقتی فقیر و محتاج باشد، ناگزیر است دست نیاز خویش را پیش بیگانه دراز کند و روشن است که این نوع رفتار در واقع وارد شدن لطمه به هویت انسانی شخص مؤمن است.
بی تردید کاری که از نظر اقتصادی مفید نیست ارزش ندارد و نمی تواند منشأ حق تلقی شود. از آیات و روایات بسیار چنان استنباط می شود که کار، منشأ پیدایش حق سهم بری است.
امام سجاد(ع) می فرماید: روز را برای آنان روشنی بخش آفرید تا در آن، از بخشش خداوند بهره گیرند و به روزی اش راه یابند و در زمین او، برای دستیابی به دستاوردهای کنونی این جهان و دریافت( توشه های سعادت) در جهان واپسین ره پویند. ( موسوی گرمارودی ، 1388، ص75)
از دیدگاه امام رضا(ع) کار و کوشش برای تامین نیازهای خانواده شعبه ای از جهاد به شمار می رود و فرد تلاشگر به عنوان مجاهد راه خدا و گاهی برتر از آن شناخته شده است. از این رو می فرماید:
کسی که برای رفع نیازمندی خانواده کار و تلاش می کند و به دنبال کسب مال می رود، دارای پاداشی بزرگتر از مجاهد در راه خداوند است.( کلینی، 1363، ج 5، ص 89)

میانه روی و پرهیز از اسراف و تبذیر
یکی از شیوه های ارزنده در زندگی، میانه روی در همه امور به ویژه در امور خانه و زندگی می باشد که بسیار سودمند است. افزون بر آن از هدر رفتن و جلوگیری از نابودی ثروت های فراوان است که در نتیجه می توان برای آبادی و عمران جامعه به کار گرفت.
امام على (ع) می فرمایند: اسراف را رها کن و میانه‏روى در پیش‏گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه‏دار و اضافى آن را براى روز نیازمندیت( قیامت) پیش فرست.( شهیدی،1368، نامه‏21)
منع از اسراف در امور مادی حکمت‌های متعددی دارد. از حکمت‌های منع اسراف، ایجاد توانایی بر تحمل فقر و نیازهایی است که آدمی با آن روبروست. چه آنکه اگر شخصی با وجود فقر مالی، مصرف درست نداشته باشد، احتیاج او بیشتر شده و راه فرار از فشار روانی آن تنگ‌تر می‌شود، در حالی که مصرف درست باعث ثروت و بی‌نیازی می‌شود.
در روایات به این مهم اشاره شده است:
امام صادق(ع) می فرماید:« به درستی که اسراف و زیاده‌روی موجب تنگدستی و اقتصاد و میانه‌روی باعث ثروت و بی‌نیازی است.»( احسان بخش، 1378، ج 8 ، ص441)
وقتی در آدمی با مصرف صحیح احساس بی‌نیازی به وجود آید، توان او بر تحمل فقر افزایش می‌یابد.
حضرت علی(ع) نیز فرموده اند:« زیاده‌روی سبب تهیدستی است.»( احسان بخش، 1378، ج 8ص442)
قناعت کردن
قناعت خود آثار فراوان و سودمندی را به دنبال دارد، و از سوی دیگر موجب پیشگیری از بسیاری رذایل اخلاقی و بلکه جرایم حقوقی می گردد. بر همین اساس در نظام اخلاقی اسلام بسیار مورد تشویق و ترغیب واقع شده است.
امام رضا(ع) می فرماید: قناعت، باعث خویشتنداری و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت فزون خواهی و بندگی در برابر دنیاپرستان است. راه قناعت را جز دو کس، نپیماید: یا عبادت پیشه ای که خواهان مزد آخرت است، یا بزرگواری که از مردمان فرومایه دوری می کند.( مجلسی ،1396ق ، ج 78، ص 349، ح 6)
امام على ( ع ) نیز فرموده اند: هر کس به اندازه‏اى که او را کفایت می‏کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى‏رسد و در آسودگى و رفاه منزل مى‏گیرد.( شهیدی، 1368، حکمت 371)
تحریم رباخواری
سرمایه دار با به کارگیری سرمایه بدون کار، و استفاده از بهره پول، ثروت ها می اندوزد و گروه زیادی را تهیدست می سازد.
امام رضا (ع) علت حرام بودن ربا را چنین فرمو: علت تحریم ربا این است که: خداوند عزوجل از ربا نهی کرد چون مایه تباهی اموال است، زیرا انسان اگر یک درهم را به دو درهم بخرد،[ در حقیقت] بهای درهم، یک درهم بیشتر نیست، و بهای درهم دیگر باطل( و بدون حق) است، پس خرید و فروش ربوی، در هر حال برای فروشنده و خریدار زیان و کمبود دارد، پس خداوند متعال ربا را ممنوع اعلام کرد،زیرا اموال تباه می گردد.چنان که منع کرد سفیهان اموال خود را در دست گیرند،چون بیم تباهی آن اموال می رود.( ع‍طاردی‌ ق‍وچ‍ان‍ی‌،۱۳۰۷ ، ج 2 ، ص 306 )
امام صادق(ع) نیز فرمودند: براستى، اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و تلاش براى معاش را رها مى کردند. به همین دلیل خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خرید و فروش رو بیاورند و به یکدیگر قرض بدهند.( صدوق،1413 ق، ج 3، ص 567، ح 4937)
دوری از بخل و خست
در آیات و احادیث، بخل بسیار نکوهش شده و آنرا یک آفت و بیماری معرفی کرده اند. امام رضا (ع) می فرمایند: از بخل دوری کنید، زیرا که آن، آفت و بیماری ای است که در انسان آزاده و دین باور به هم نمی رسد،( زیرا که) آن مخالف ایمان است. ( مجلسی ،1403 هـ . ق، ص 346)

انفاق
انفاق به مفهوم وسیع خود شامل انفاق‌های مالی و غیرمالی می‌شود. در اهمیت انفاق همین بس که در قرآن مجید بیش از 190 آیه به این موضوع اختصاص یافته است.
در تفسیر مجمع البیان از امام صادق(ع) نقل شده است که هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان است. آنچه از جانب خداست، یکی آمرزش گناهان و دیگری وسعت و فزونی اموال است. و آنچه از طرف شیطان است یکی وعده فقر و تهیدستی و دیگر امر به فحشاء است. بنابراین منظور از مغفرت، آمرزش گناهان است و منظور از فضل همان طور که از ابن عباس نقل شده است، زیاد شدن سرمایه‌ها در پرتو انفاق است.( مکارم شیرازی،1373،ج 2، ص252)
انفاق به طور کلی سبب نجات از مفاسد کشنده اجتماعی می شود. اگر انفاق به فراموشی سپرده شود و ثروت ها در دست گروهی معدود جمع گردد و در برابر آنان، اکثریتی محروم و بینوا وجود داشته باشد، دیری نخواهد گذشت که انفجار عظیمی در جامعه به وجود آمده، اموال و دارایی ثروتمندان نیز در آتش آن خواهد سوخت. بنابراین، انفاق، قبل از آن که به حال محرومان، مفید باشد، به نفع ثروتمندان خواهد بود؛ زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.( مکارم شیرازی،1373، ج2، ص.38)
قرض الحسنه
یکی از روشهای جهاد اقتصادی قرض الحسنه می باشد.در روایات قرض الحسنه برتر ازصدقه معرفی شده است.
امام علی(ع) در وصیت به فرزندشان امام حسن(ع) فرمود: اگر کسی در حال بی نیازی ات از تو قرض خواست، آن را غنیمت بشمار تا اینکه در روز تنگدستی و احتیاج، او نیز قرض تو را جبران نماید.( شهیدی ، 1373، نامه 31 )
هیچ مومنی نیست که به خاطر خدا به مؤمن دیگر قرض دهد، جز آنکه خداوند هر روز ثواب صدقه دادن آنرا به حساب وی ثبت کند تا زمانی که آن مال به او باز گردد.( کلینی،1414ق، ج 4، ص 34)
امام رضا (ع) نیز در این خصوص می فرماید: پاداش قرض دادن هیجده برابر اجر صدقه است، زیرا قرض به کسی می رسد که خود را برای گرفتن صدقه، ضایع( و کوچک) نمی کند.( مجلسی،1403ق، ج 103، ص 140)
وقف عام
وقف‌عام یکی از روشهای جهاد اقتصادی و از راه‌های پیشگیری و درمان فقر جامعه و اشخاص کم درآ‌مد می‌باشد. انسان می‌تواند اموال و دارایی خود را ازقبیل؛ خانه زمین، باغ و هر وسیله‌ ای که بتوان از منافع آن بهره برداری کرد مثل اتومبیل، یا این‌که ثروتش را صرف ساختن مدرسه، بیمارستان و کار خانه کرده و آن را به صورت وقف‌عام قرار دهد تا دولت اسلامی در جهت نیاز مستمندان و مصالح جامعه مسلمین به مصرف برساند. وقف، فضیلت و پاداش بسیار دارد، چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که فرمود:
هیچ پاداشی بعد از فوت مردی به او نمی‌رسد مگر سه خصلت؛ صدقه‌ای که در زمان حیات خود به جریان انداخته باشد(صدقه جاریه) پس آن صدقه بعد از مرگش نیز جاری است و به او می‌رسد، و سنت و رویش نیکوئی که در زمان حیات خود انجام داده باشد که بعد از فوت او نیز به آن عمل شود، یا فرزند صالحی که از برای او طلب مغفرت نماید.( کلینی،1414ق، ج 7 ، ص 56،ح1)
تعاون و همکاری
مددکاری و تعاون در همه تعالیم آسمانی آمده است و همه رهبران الهی مردم را بدان فرا خوانده اند. قرآن کریم نیز قانون تعاون و مددکاری اجتماعی را با صراحت اعلام کرده است و می فرماید: و تعاونوا علی البر و التقوی؛ و در راه نیکی کردن به یکدیگر و پرهیزگاری همکاری کنید.( سوره مائده، آیه 2)
امام رضا(ع) نیز درباره ی تعاون و همکاری می فرماید:
خداوند توانمندان را مکلف کرده است تا برای( اداره) امور بیماران زمینگیر و دیگر مبتلایان قیام کنند. (حکیمی، 1367، ص 233)
امیرالمومنین امام علی(ع) نیز فرموده است: ... بینوایان مسلمان را در زندگی شریک خویش سازید.( طوسی، 1414ق، ج 2 ص 136)
نیکوکاری زمانی نتیجه بخش خواهد بود که اموال بخشیده شده از راه حلال و منبع پاک به دست آمده باشد و گرنه برای صاحب احسان سود و بهره ای در پی نخواهد داشت.( طبرسی،1372 ، ج ۲، ص ۶۵۶)
اسلام به عنوان یک آیین جامع، که تمام نیازمندی های مادی و معنوی بشر در آن پیش بینی شده، توجه خاصی نسبت به فقرا و محرومان جامعه مبذول داشته است. از این رو، در آیات و روایات، بر تعاون و دیگریاری و تأمین نیازمندی های نیازمندان جامعه سفارش شده است. گذشته از این، در سیره عملی پیامبر و ائمّه اطهار(ع)، شواهد فراوانی در اقدام به دستگیری از فقرا و محرومان جامعه می یابیم.
برنامه ریزی
حضرت رضا(ع) در ارشادات و راهنمایی های خود می کوشید زندگی مردم را نظام دار سازد. از این رو به موضوع برنامه ریزی و تدبیر در معیشت و تعیین برنامه توجه کامل داشت.
دستورات زندگی ساز و نظام بخش آن بزرگوار فراوان است.در یکی از آن دستورات برای برنامه زندگی چنین می فرمایند:
1ـ بخش از آن را برای ارتباط و راز و نیاز با خداوند قرار دهید.
2ـ بخشی دیگر را برای امور معاش و گذران زندگی تنظیم نمایید.
3ـ قسمتی را برای معاشرت با دوستان مورد اعتماد و آن ها که عیب شما را معرفی می نمایند و در باطن با شما اخلاص می ورزند قرار دهید.
4ـ بخش نهایی را برای بهره گیری از لذات مشروعتان قرار دهید. زیرا با استفاده از این اوقات است که شما قادر به تلاش در زمان های دیگر خواهید شد.( نوری، 1408ق، ج2 ص 423 )
این گونه برنامه ریزی در زندگی مسلما ً از روشهای مهم و اساسی برای جهاد اقتصادی خواهد بود که معصومین در گفتار و در رفتار خود همگان را به این امر ترغیب و تشویق کرده اند.
صدقه دادن
صدقه دادن یکی از روشهای جهاد اقتصادی است که باعث می شود ثروت جامعه تنها در دست عده ای خاص نبوده بلکه محرومین جامعه با برخورداری از آن از توان اقتصادی لازم برای ادامه زندگی برخوردار باشند.
آیات و روایات بسیار،‌ ضمن بیان آثار دنیوی و اخروی صدقه، مردم را بدین کار تشویق کرده اند. در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که فرمود: نیکویی و صدقه، فقررا از بین می‌برند و باعث افزایش عمرمی‌شود و هفتاد بلا وگرفتاری را برطرف می‌کند. ( حر عاملی، 1397 ق، ص 367 )
امام رضا (ع) می فرمایند: صدقه‌ بده‌ هرچند کم‌ باشد، زیرا هر کار کوچکى‌ که‌ صادقانه‌ براى‌ خدا انجام‌ شود بزرگ‌ است‌(حر عاملی ،1397 هـ ق)
کشاورزی
کشاورزی یکی از کارها و روشهای جهاد اقتصادی می باشد که نبی مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) خود به این کار مشغول بوده و دیگران را نیز به آن تشویق می کردند.
پیامبر (ص) در این خصوص می فرمایند:
چون خداوند، وسایل زندگى مردم را آفرید، برکت‏ها را در کشاورزى و گوسفنددارى قرار داد.( متقی،1409، ح9354)
بررسی زندگی امام علی( ع ) نشان می‌دهد که آن حضرت در دوران 25 سال فاصله از امور حکومتی، بیشتر وقتشان را به باغ داری و کشاورزی و کارهایی مربوط به آن نظیر حفر چاه و قنات می‌گذراندند.
مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع مالی امام موسی کاظم(ع) کشاورزی بوده است« علی بن ابی حمزه» می‌گوید: امام کاظم(ع) را دیدم که در زمین کشاورزی خود کار می‌کرد و عرق می‌ریخت. عرض کردم: قربانت گردم پس کارگران کجا هستند؟ فرمود: ای علی بهتر از من و پدرم در این زمین با بیل کار می‌کردند. عرض کردم: آنان را معرفی نما! حضرت فرمود: رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و پدرانم همه با دست خود کار می‌کردند. کشاورزی شغل پیامبران خدا و جانشینان آنان و مردان شایسته است.( مجلسی،1403، ج 48، ص115)
پرهیز از بیکاری
بیکاری نه تنها ضربه اقتصادی به فرد و جامعه میزند، بلکه ضرر و خطر بزرگ‌تر آن متوجه آسیب‌های روحی و روانی فرد می‌شود، زیرا انسان را از لحاظ حیثیّت و شخصیّت واقعی تنزّل می‌دهد و او را از خوشبختی و سعادت محروم می‌سازد.
در مکتب حیات بخش اسلام انسانی که صاحب حرفه است و از دست رنج خود مخارج خانواده‌اش را تأمین می‌کند، جایگاه والایی دارد:« انّ اللّه یحبّ المحترف الامین»( حر عاملی، 1397ق،ج 12، ص 13) و بر عکس آن کسی که توان کار کردن دارد و مخارج خود را بر دیگری تحمیل می‌کند، ملعون خوانده می‌شود.
رسول گرامی اسلام(ص) در گفتاری حکیمانه افراد تنبل را مورد نکوهش و سرزنش قرار داده و می‌فرماید:« ملعون است ملعون است کسی که بار زندگی خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است ملعون است کسی که خانواده‌اش را در اثر ندادن نفقه ضایع و تباه کند.»( حرانی، 1404ق، ص 37)
امام محمد باقر(ع) در نکوهش بیکاری و تنبلی می‌فرماید:« بپرهیز از کاهلی و افسردگی، زیرا این دو کلید تمام بدی‌هاست. آدم تنبل حقّش را نمی‌تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمی‌تواند در کار حق بردباری ورزد.»(حرانی،1404ق، ص 295)
آن بزرگوار باز هم در مذمّت تنبلی خاطرنشان نموده‌اند که:« همانا من دشمن می‌دارم فردی را که در کارهای خوب زندگی دنیوی‌اش تنبل است؛ زیرا هر کس در کار دنیوی کاهلی کند، نسبت به کار آخرتش کاهل‌تر خواهد بود.»( صابری یزدی، 1375،ج2 ، ص 469)
امام صادق (ع) فرمود: خداوند متعال زیادی خواب و بیکاری را دشمن می دارد.(حر عاملی، 1409ق، ج17، ص58) سستی و کاهلی دشمن کار و تلاش است و آنکه در امر تأمین معاش خود سستی کند،خیری از او برای دنیایش انتظار نیست.(حر عاملی، 1409ق، ج17، ص59)
تجارت
یکی دیگر از روشهای جهاد اقتصادی که ائمه اطهار (ع) نیز بدان سفارش کرده اند تجارت می باشد.
امام باقر (ع) در این خصوص می فرمایند: خدوند می فرماید: هیچ بنده ای خواست مرا بر خواست خوش برنگزیند مگر اینکه شغل و زندگی او را روبراه کنم و آسمانها و زمین را ضامن روزیش گردانم و در پس تجارت هر تاجری به فکر او باشم. (کلینی،1363، ج2 ، ص137)
سحرخیزی
پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) همگان را به کسب و کار در آغاز روز و سحر خیزی تشویق می کردند.
حضرت محمد(ص) در این خصوص می فرمایند: در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [ مایه] برکت و پیروزى است.( طبرانی، 1415ق ، ج 7، ص 194، ح 7250)
امام موسی بن جعفر(ع) به یکی از یارانش که کاسب و فروشنده بود، فرمود:« اغد الی عزّک؛( عطاردی،1307، ج 2، ص 359) صبح زود به سوی عزّت و سربلندی خود بشتاب» منظور آن حضرت همان کسب و تجارت است عزّت انسان در سایه تلاش او در جهت تولید به دست می‌آید. از این رو پیشوایان معصوم(ع) با تمام مشکلات و مسئولیت‌های طاقت‌فرسای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در عرصه کار و تلاش‌های اقتصادی کوشا و فعّال بودند و در کنار کارگران و غلامان به کار و تولید می‌پرداختند.
انصاف
از روشهای جهاد اقتصادی انصاف می باشد. معصومین بزرگوار مردم را به انصاف دعوت می کردند و منصف بودن را یکی از نشانه های مؤمن حقیقی معرفی نموده اند.
نبی مکرم اسلام می فرمایند: هر کس به نیازمند کمک مالى کند و با مردم منصفانه رفتار نماید چنین کسى مؤمن حقیقى است.( صدوق،1403ق، ص‏47)
رسول خدا(ص) در جای دیگر می فرمایند:
با مردم منصفانه رفتار کن و نسبت به آنان خیرخواه و مهربان باش، زیرا اگر چنین بودى و خداوند بر مردم آبادیى که تو در آن به سر مى‏برى خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه مى‏کند و به خاطر تو به آن مردم رحم مى‏کند. خداى متعال مى‏فرماید« و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمش درستکارند، به ستمى هلاک کند».( طبرسی،1387، ص‏457)
اصلاح ثروت
ائمه اطهار(ع) مومنان را در توجه به ثروت خود سفارش می نمودند.
امام على(ع) می فرماید:
ثروت فراوان، دشمن مؤمنان و پیشواى منافقان است.( اسکافی،1404ق، ص48)
امام صادق(ع) نیز فرموده اند:
خداى عزّوجلّ به موسى علیه‏السلام وحى کرد: اى موسى! به زیادى ثروت شاد مشو و در هیچ حالى مرا فراموش مکن، زیرا با زیادى ثروت گناهان فراموش مى‏شود و از یاد بردن من قساوت قلب مى‏آورد.( پاینده، 1363، ح 2783)
کسب حلال و پرهیز از حرام خواری
امام على(ع) دوری از حرامها را سبب بزرگواری افراد می دانند. ایشان می فرمایند :
اگر خواهان مکارم و بزرگوارى ها هستى از حرام ها دورى کن.( شهیدی، 1368، خطبه 178)
امام صادق(ع) مال حرام را باعث بی آبرویی افراد می دانند. ایشان فرمودند:
خیرى در آن کس نیست که دوست ندارد از راه حلال مالى بدست آورد که آبرویش را حفظ و قرضش را با آن ادا نماید. ( مجلسی، 1403ق، ج103، ص7، ح30)
از نظر امام على (ع) کسب مال از راه حرام ، باعث مصرف آن در راه غیر حق می دانند. آن امام همام می فرماید: هر کس مالى را از راه غیر حلال بدست آوَرَد، آن را در راه غیر حق مصرف خواهد نمود.( آمدی ، 1377 ش. ، ج5، ص389، ح8883)
اجتناب از احتکار وغش در معامله
تلاش برای کسب حلال از روشهای اثربخش در جهاد اقتصادی خواهد بود که زندگی انسان را پر رونق تر می نماید.
قرآن چه نیکو فرموده است:
« وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ » (سوره بقره، آیه 11 )
وقتى به ایشان گفته مى شود در زمین فساد و تباهى نکنید (در جواب) مى گویند: ما اهل صلاح هستیم.
امام رضا(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرموده اند:« از ما نیست هر کس که در کار مسلمانی غش به کار برد یا او را به زیان رساند و یا با او به نیرنگ رفتار کند. »( ع‍طاردی‌ ق‍وچ‍ان‍ی‌،۱۳۰۷ ، ج 1، ص298)
آیت الله سید محمد باقر صدر می گوید:« منع قاطع امام علی(ع) ( در عهد نامه مالک اشتر) از احتکار، به معنای خواست شدید اسلام نسبت به از میان بردن سودهایی است که براساس قیمت های ساختگی استوار است، و در جریان احتکار سرمایه داری پدید می آید. سود پاک( مشروع) سودی است که از راه بهای واقعی مبادله کالا به دست می آید. و این قیمتی است که براساس سود کالا و مقدار طبیعی و خارجی آن به دست می آید، با دور افکندن جریان کمیابی ساختگی که سرمایه داران و بازرگانان محتکر با تسلط بر جریان عرضه و تقاضا آن را ایجاد می کنند.»
ایشان درجایی دیگری می گویند:
« بدین سان، فروش برای خرید( برای بر طرف کردن نیازها)، به فروش برای انباشتن پول تحول یافت.»( صدر ،1403 ق، ج 1، ص369)
اگر کنترل و محدودیتی در کارهای اقتصادی و غیر اقتصادی انسان ها نباشد، جامعه به تباهی کشیده می شود، و همگان به فساد دچار می گردند. از نمونه های مهم و روشن محدودیت و نظارت در کارهای اقتصادی افراد و اجتماعات ، کنترل سود در معاملات است.
نتیجه گیری:
نظام اقتصادی اسلام باید چنان شایسته باشد که زمینه را برای حرکت جامعه اسلامی به سمت عبودیت خداوند فراهم کند. این نگرش به اسلام نظام اقتصادی اسلام را، در هدف ها، از نظام اقتصادی سرمایه داری به کلی جدا می کند. نظام اقتصادی اسلام باید در پی هدف هایی باشد که انسان را به هدف کلی آفرینش نزدیک سازد.
امور اقتصادی بخش مهمی از زندگی انسان را به خود اختصاص داده‏اند. جهت‏دهی و سامان‏بخشی اقتصاد از این قضیه مستثنی نیست. بنابراین، برای یافتن خطوط کلی در مسائل اقتصادی نیز باید به آنچه قرآن کریم و آموزه های اسلامی در این خصوص معرفی کرده اند، مراجعه نمود.
درگیر بودن انسان عصر حاضر باانبوه مشکلات اقتصادى ثابت مى کند آنچه به عنوان راه حل از طرف مکاتب گوناگون اقتصادى ارائه شده عملا نتوانسته است مشکل جامعه بشرى را حل کند.
اگر از اسلام به عنوان مکتبى زمان شمول و جاودانه حل این مشکلات خواسته شود تردیدی نیست که قرآن کریم و آموزه های اسلامی راه حل تمام این مشکلات اقتصادی را به وضوح و روشن بیان نموده است.
اگر جهاد اقتصادی به صورت فرهنگ عمومی درآید، فقر،کاهش و رشد اقتصادی افزایش پیدا می کند. زیرا در این صورت انسان ها کار و تلاش را عبادت خدا شمرده و با رعایت تقوا و توکل بر خداوند متعال به فعالیت اقتصادی پرداخته و با رضایت به تقدیر الهی، شکر نعمت های او را به جای آورده و با دعا از نصرت خداوند بهره مند می گردند. بر اساس آیات و روایات معصومین این افراد از امدادهای غیبی برخوردار گشته و خداوند افزون بر اینکه آنها را در فعالیت اقتصادیشان کمک کرده و مشکلات را از سر راه آنها بر می دارد، بر روزی آنها نیز می افزاید.
در این تحقیق 9 هدف برای جهاد اقتصادی از دیدگاه قرآن کریم و آموزه های اسلامی ذکر کردید. همچنین 22 روش برای رسیدن به این اهداف از آیات قرآن کریم و روایات معصومین گرامی استخراج گردید.می توان با بهره گیری و مراجعه به نتایجی که در این تحقیق در خصوص جهاد اقتصادی از قرآن کریم و آموزه های اسلامی استنتاج و استخراج شده و استفاده از روشهای ارایه شده در جهت جهاد اقتصادی و حل مشکلات اقتصادی کشور گام برداشت و زمینه را برای پیشرفت اقتصادی و در نتیجه رسیدن به هدف نهایی که همان قرب الهی است، فراهم ساخت.
منابع :
1- احسان بخش، صادق، (1378)، آثار الصادقین ج16، رشت، صادقین.
2- آخوند خراسانی، (1412ق)، کفایة الاصول، قم، مؤسسه نشر اسلامی.
3- آزاد دانا، حسین،(1371). تحلیلی پیرامون مبانی و مفاهیم الگوهای رشد و توسعه اقتصادی در نظام اقتصاد اسلامی. پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه امام صادق.
4- اسکافی، علی بن همام، (1404ق)، التمحیص، قم، انتشارات مدرسه امام مهدی(ع*
5- آمدی، عبد الواحد بن محمد. (بی تا)، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تحقیق، مصطفی درایتی، مکتب الأعلام الإسلامی.
6- آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ترجمة سیدهاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج1، ص359)
7- پاینده، ابولقاسم، (1363)،نهج الفصاحه، تهران، انتشارات جاویدان
8- حر عاملى، محمد بن الحسین، (1409 ق)، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت
9- حر عاملى، محمد بن الحسین، (1409 ق)، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت
10- حرانی، ابی محمد الحسن بن علی، (1404ق)، تحف العقول عن آل الرسول، قم، موسسه
11- حرعاملی، محمد بن الحسین. (1397ق). وسائل الشیعه، چاپ چهارم، تهران، مکتبة الاسلامیه.
12- حرعاملی، محمد بن الحسین، (1397ق)، وسائل الشیعه، چاپ چهارم، تهران، مکتبة الاسلامیه.
13- حکیمی، محمد ، (1385)، فرازهایی از سخنان امام رضا(ع)، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.
14- حکیمی، محمد رضا و دیگران، (1367)، الحیاه، ج4، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
15- راغب اصفهانی، حسین بن محمد.(1388)، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ترجمه سیدغلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی
16- شهیدی، سید جعفر.(1368)، ترجمه نهج البلاغه، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی
17- صابری یزدی، علی رضا( 1375 )، الحکم الزاهره، ج2، ترجمه محمد رضا انصاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی
18- صدر، محمّد باقر، اقتصادنا، چاپ دارالتعارف بیروت ،1403
19- صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1403ق).خصال، قم، مؤسسة انتشارات اسلامی
20- صدوق، ابوجعفر محمد بن بابویه قمی، (1413ق)، من لایحضره الفقیه، چاپ سوم، قم، مؤسسة انتشارات اسلامی
21- صدوق، محمدبن علی بن بابویه، (1404ق)،عیون اخبار الرضا، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات
22- طبرانی، سلیمان بن احمد، (1415ق)،المعجم الاوسط، بی جا، دار الحرمین.
23- طبرسی، فضل بن حسن، (1372)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، تهران، انتشارات ناصر خسرو.
24- طبرسی، حسن بن فضل، (1387)، مکارم اخلاق، ترجمه محمد حسین رحیمیان، تهران، انتشارات امیر المومنین.
25- طرفدار، محسن. (1369). بررسی وضعیت اقتصادی مسلمانان در صدر اسلام. پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه امام صادق(ع)
26- طوسی، محمد بن حسن، (1414ق)، الامالی، قم، دار ‌الثقافة.
27- عطاردی، عزیزالله، (1307). مسند الامام الرضا (ع)، ج2، چاپ اول، تهران، مکتبة الصدوق.
28- کلینی، محمد بن یعقوب.(1363). الکافی، ج5، تهران، انتشارات دار ‌الکتب الاسلامیة.
29- متقی، علی ابن حسام الدین، (1409)، کنز العمال فی سنن القول والافعال، بیروت، موسسه الرساله
30- مجلسی،محمد باقر.(1396ق)، بحارالانوار،تهران، مکتبه الاسلامیه
31- مجلسی، محمدباقر. (1403ق)، بحارالانوار، بیروت،دار احیاء التراث العربی.
32- محمدی ری‌شهری، محمد، (1384)،منتخب میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، قم، دارالحدیث
33- محمدی ری شهری، محمد، (1377)، میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم: موسسه فرهنگی دار الحدیث.
34- مکارم شیرازی، ناصر، (1373)، تفسیر نمونه. ج24 تهران، دار الکتب الاسلامیه.
35- موسوی بجنوردی،سید حسن،(1377)، القواعد الفقهیه، ج 1، قم، مکتبه بصیرتی.
36- موسوی گرمارودی، علی، (1388)، صحیفه سجادیه، تهران، انتشارات هرمس
37- نوری، حسین ابن محمد تقی( 1408ق)، مستدرک الوسایل، ج 13، بیروت، مؤسسه آل البیت
38- ویسی ساوجبلاغی، فریده. (1386)،" جهاد و آثار سیاسی و اجتماعی آن از دیدگاه قرآن کریم و روایات"، پایان نامه کارشناسی رشته علوم قرآنی، دانشگاه اشرفی اصفهانی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/EYQ8R4C

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir