زنجان
← همه اخبار
سیمای جهاد اقتصادی در قرآن، سنت و احادیث

سیمای جهاد اقتصادی در قرآن، سنت و احادیث

۱۷ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31038۳

یاسر عبازاده، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرمی - بهرام فاتح، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرمی - عوض بشیری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرمی

چکیده:
اقتصاد در بینش و نگرش اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. دین اسلام به عنوان یک دین جامع باید به تمامی جوانب زندگی انسان توجه داشته و برای تمامی شئون آن برنامه داشته باشد. یکی از مهمترین جنبه های زندگی بشری معیشت و اقتصاد است. دانشمندان مسلمان، از دستورات و مکتب اقتصادی اسلام با عنوان اقتصاد اسلامی نام می برند. همانگونه که در اسلام به جوانب اجتماعی زندگی انسان ها توجه خاصی شده است، اقتصاد اسلامی نیز باید به نظام های اجتماعی توجه داشته باشد
از نظر قرآن ایجاد عدالت و پیشرفت اقتصادی از برنامه های اصلی پیامبران الهی در طول تاریخ بشریت بوده و هست و بر دولت های اسلامی مدیران و رهبران جامعه اسلامی لازم است که از علم اقتصاد، آگاهی داشته باشند تا بتوانند جامعه را برای دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی تمدن اسلامی مدیریت و راهنمایی کنند. بنابراین، نظام عادلانه اقتصادی، نظامی است که توازن اقتصادی را براساس تأمین حقوق متقابل ارکان اجتماع تعریف می‌نماید. چنین نظامی تأمین معیشت مادی را در راستای تعالی انسان و جامعه می‌بیند و تمامی نیازهای مادی، معنوی، فکری و اخلاقی انسان را متناسب با اقتضائات و شرایط پاسخ می‌دهد. نظام عادلانه اقتصادی، نظامی پویاست و بر اساس تعامل مثبت طرفینی، هدفمندی و جهت‌داری، موضع فعال اقتصادی و رشد و توسعه و تکامل به سمت ایده‌آل‌ها و ارزش‌های مطلوب اقتصادی سامان می‌یابد.
کلید واژه گان: جهاد اقتصادی، قرآن، احادیث، پیشرفت، توسعه
مقدمه
از آیات قرآن کریم مستفاد است که دست یابى به زندگى شایسته و سالم در گرو بهره گیرى از معارف آسمانى و تفکّر و تعقّل است و باید خطوط کلى، اصول و شاهراه هاى هدایت را از وحى گرفت و در چارچوب آن ها و با کمک قواى ادراکى، اندوخته هاى تجربى را افزایش داد و از این طریق، ابهامات و مشکلات فراروى بشر در زندگى را برطرف کرد.
امور اقتصادى بخش مهمى از زندگى انسان را به خود اختصاص داده اند. جهت دهى و سامان بخشى اقتصاد از این قضیه مستثنى نیست. بنابراین، براى یافتن اصول و خطوط کلى در مسائل اقتصادى نیز باید به آنچه خالق انسان و زندگى نازل کرده است، مراجعه نمود، حیات طیّبه اى را که او معرفى کرده، شناسایى و مسیرهاى منتهى به آن را از طریق وحى کشف نمود و به وسیله تفقّه و تعقّل و راه کارهاى لازم آن را به کار بست.
اسلام به عنوان کامل ترین و سالم ترین راهنمای زندگی، مجموعه کامل شناختی و دستوری را برای دست یابی به کمال در عرصه های زندگی دنیوی و اخروی فراهم آورده است. بخش توسعه و پیشرفت حوزه اقتصادی، یکی از بخش های مهم است که آموزه های شناختی و دستوری اسلام و قرآن در آن بخش، حجم بسیار بالایی است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هرگونه دست یابی به انسان کامل و جامعه سالم، نیازمند توجه کامل به حوزه اقتصادی است( موسوی،1375).
انسان در نگرش قرآنی، موجودی با مأموریت و مسئولیت الهی برای بازسازی و عمران و آبادانی زمین در راستای دست یابی به کمال شایسته و بایسته و وظیفه خطیر خلافت الهی است؛ از این رو، توجه به اقتصاد و مسائل آن، به معنای توجه دقیق و کامل به مأموریت و مسئولیت الهی وی می باشد. بر این اساس تمدن سازی به عنوان یک مأموریت برای انسان تعیین شده است و انسان چاره ای ندارد که در این مسیر گام بردارد( ایروانی،1380) .
دست یابی به جهاد اقتصادی به عنوان بخش مهم و اساسی، در حوزه اقتصادی و تمدنی و ایجاد امت اسلام و تحقق جامعه جهانی براساس اصول محوری عدالت اسلامی، زمانی ممکن است که ملاک های اقتصاد سالم و درست شناخته شود. بی آگاهی از معیارهای اصول اقتصاد سالم، نمی توان امید آن را داشت که به الگوی درستی در بخش های مختلف اقتصاد از جمله مصرف دست یافت. از این رو، لازم است که پیش از هر حرکت اصلاحی، نخست شناخت جامع و کاملی از اصول اقتصاد سالم و اهداف آن داشته باشیم، تا گام های اصلاحی در بخش های مختلف از جمله اقدامات جهادی براساس آن اصول و معیارها انجام پذیرد (میرمعزی،1381)
جهاد اقتصادی موجود مصرف به معنای حفظ، تقویت، ساماندهی ظرفیت‌ها و امکانات بی‌پایان کشوری است که می‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامی را بازسازی و جامعه نمونه‌ای را برای ارائه به دیگر جوامع معرفی کند.
جهاد اقتصادی به معنای ارائه الگوی مدیریت و نظارت در سرمایه‌ها و منابع ملی و توزیع در عرضه آن هست که در آیاتی از جمله در داستان حضرت یوسف(ع)، بدان اشاره شده است؛ بنابراین لازم است با تهیه قوانین و به‌کارگیری درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مدیریت( بخصوص مدیریت دولتی) جلوگیری شود که این خود یکی از منابع مهم افزایش ثروت و سرمایه ملی برای دستیابی به شکوفایی و پیشرفت اقتصادی است.
خداوند بصراحت در آیه دهم سوره اعراف از تسلط و مالکیت و حکومت انسان بر زمین و بهره‌مندی وی ازانواع مواهب سخن گفته و از وی خواسته تا با بهره‌گیری درست و مناسب از این نعمات و قدرت در مسیر کمال و تعالی گام بردارد و سپاس و شکر عملی و حقیقی را به این شکل ابراز و اظهار کند. در ضمن از آنجا که هرگونه فعالیت و تصرفی در هر یک از بخش‌های مربوط به تولید، مبادله و مصرف در رشد و شکوفایی اقتصادی بسیار موثر است، مساله تبیین بهترین و کامل‌ترین روش در بخش‌های مذکور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
قرآن و عوامل رشد و شکوفایی تمدن و اقتصاد
اگر به علل و عواملی که قرآن به عنوان علل و عوامل شکوفایی و پیشرفت اقتصادی و تمدنی اشاره کرده توجه شود، به خوبی روشن می شود که بهترین شیوه دست یابی به رشد اقتصادی چیست و چه الگوی مناسب برای تولید و توزیع و مصرف می بایست در پیش گرفت.
از نظر اسلام و قرآن بر مدیران و رهبران جامعه است که از علم اقتصاد، آگاهی داشته باشند تا بتوانند جامعه را برای دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی مدیریت و راهنمایی کنند. از این رو یکی از شروط رهبری جامعه، آگاهی به دانش اقتصادی و یاری گرفتن از اندیشمندان و دانشمندان علم اقتصاد است.(یوسف آیه 55)
از آیات 67 و 87 سوره قصص بر می آید که همین علم اقتصاد موجب شد تا قارون بتواند به ثروتی عظیم دست یابد که چشمان توده های مردم را خیره می ساخت. هرچند که غرور وی در کنار فساد و غفلت از وظیفه و ماموریت اصلی، موجب شد تا دچار خشم و غضب الهی شود و خود و زندگی اش را تباه سازد. اما آن چه مهم است آن که علم اقتصاد نیازی است که هر جامعه و رهبری بدان نیازمند است تا بتواند جامعه اش را به سوی بهترین شیوه های مدیریت تولید و توزیع و مصرف سوق دهد. دعوت شعیب( علیه السلام) بر این اساس است که در حوزه بازرگانی و توزیع می بایست مدیریت به درستی انجام پذیرد؛ زیرا سوءمدیریت در بخش توزیع عامل مهمی برای بحران اقتصادی جامعه ای بود که شعیب در آن می زیست و مردم در تنگناهای معیشتی به سر می بردند.(شعراء آیات 177 تا 183)
از نظر قرآن ایجاد عدالت اقتصادی که از برنامه های اصلی پیامبران الهی در طول تاریخ بشریت بوده و هست(حدید آیه 52و حشر آیه 7) می تواند در رشد و شکوفایی اقتصادی بسیار موثر باشد. در آموزه های وحیانی، بخش اقتصادی از اهمیت و اولویت بسیاری برخوردار شده و حتی در برخی از روایات به این نکته توجه داده شده است که ریشه کفر را می بایست در فقر جست. البته این فقر می تواند فقر فرهنگی و شناختی نیز باشد ولی فقر اقتصادی است که بسیاری از مردم را به ذلت و خواری می کشاند و آنان را وادار می سازد تا عقاید پاک و فطرت سالم خویش را به کناری نهند؛ زیرا نخستین دغدغه انسان، اقتصادی است که به شکل برآورد نیاز غذا و تغذیه، خود را نشان می دهد؛ از این رو امنیت غذایی برای انسان در درجه نخست اهمیت قرار دارد( مکارم شیرازی،1371).
از نظر قرآن، رشد اقتصادی جامعه که از آن به عنوان نعمت الهی یاد می شود( سبا آیه 51) در آن درجه از اهمیت قرار دارد که دعاکردن برای پیشرفت اقتصادی را در آیه 102 سوره بقره و نیز 23 سوره نساء و همچنین 651 سوره اعراف به عنوان امری شایسته مورد تایید و تشویق قرار می دهد؛ زیرا سعادت دنیا و آخرت آدمی در بسیاری از جهات در گرو این پیشرفت است. به سخن دیگر نه تنها رشد اقتصادی از نظر قرآن اهمیت و ارزش داشته و امری مطلوب وارزشی است( بقره آیه 102 و اعراف آیه 69 و هود آیه 3و 25 و نوح آیات 01تا 21) بلکه تا آن حد اعتبار دارد که انسان می بایست هم در دعا و نیایش های خویش آن را بخواهد و هم به عنوان هدف اصلی و ماموریت کلیدی بشر در زمین، بدان توجه داشته باشد( ابراهیمی،1375).
از امام صادق(علیه السلام) در ذیل آیه 102 سوره بقره این روایت نقل شده که مقصود از دعا برای حسنه در دنیا و آخرت، رضایت و خشنودی خدا و بهشت در آخرت و توسعه در رزق و معاش و اخلاق نیک در دنیاست.( نور الثقلین) البته از نظر قرآن بهره مندی و توسعه اقتصادی جوامع ملازم با حقانیت و معنویت داشتن آن جوامع نیست(کهف آیات 23 تا 63 و مریم آیات 37 و 47 و مومنون آیات 55و 65 و سبا آیات 43 تا 73 و زخرف آیات 33و 43) از این رو هرگونه پیشرفت های اقتصادی جوامع کفر پیشه در نجات بخشی آنان از نابودی بی تأثیر است.( انعام آیه 6و توبه آیه 96 و مریم آیات 37 و 47 قصص آیه 85 و سبا آیه 54)؛ زیرا زمانی پیشرفت اقتصادی می تواند برای جامعه ای مفید و سازنده باشد و آنان را به سوی تعالی و کمال سوق دهد که از معنویت توحیدی برخوردار باشد. بنابراین، هرگونه پیشرفت اقتصادی جامعه برتر و نمونه می بایست در راستای کمالی باشد که اسلام و قرآن ترسیم کرده است. این مطلبی است که در بسیاری از جوامع اسلامی به ویژه در برنامه ریزی ها و سیاست های برخی از برنامه ها در داخل کشور در برخی از زمان ها نادیده گرفته شده است.
از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادی و پیشرفت تمدنی را می بایست در دو دسته از علل و عوامل مادی و معنوی جست. عوامل مادی اموری چون آب مناسب و فراوان( هود آیه 25 و نوح آیه 01 تا 21 و نیز جن آیه 61)، زمین مناسب و مرغوب( اعراف آیه 85 و سبا آیه 51) و کار و تلاش بر زمین( ملک آیه 51) می باشد که در کنار عوامل معنوی چون امنیت و آرامش اجتماعی( بقره آیه 621 و نحل آیه 211)، ایمان و معرفت به خدا و حکمت آفرینش( اعراف آیه 69) تقوا و مراعات حدود الهی و عدم تجاوز به حق و حقوق دیگران( مائده آیه 66 و اعراف آیه 69 و طلاق آیات 2و 3) انفاق و کمک و یاری به ناتوانان( بقره آیه 276 و روم آیه 93 و سبا آیه 93 و طلاق آیه 7) و استقامت بر دین و باورهای دینی که مدیریت اصلی بشر را برای رستگاری و کمال به عهده دارد (جن آیه 61) و استغفار و توبه از کارهای زشت و نابهنجار( هود آیه 3و 25 و نوح آیات 01 تا 21) می تواند تضمین کننده رشد و شکوفایی اقتصادی و تمدنی باشد.
از نظر شعیب(علیه السلام) رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی به ویژه توزیع و معاملات بازرگانی، شرط دست یابی جوامع به خیر و سعادت جمعی و شکوفایی تمدنی است( هود آیات 58 و 68 و اسراء آیه 53) بر این اساس آن حضرت برای اصلاح وضعیت اقتصادی جامعه، بر لزوم اصلاح وضعیت معاملات و تغییر شیوه ها تأکید داشت.
جایگاه جهاد اقتصادی در اندیشه اسلامی
آیات و روایات متعددی با عنوان های گوناگون( از قبیل انفاق، احسان، صدقه، زکات، صله رحم و اصلاح امور میان مسلمانان) درباره این موضوع آمده است. علاوه بر آن، سیره معصومان(علیهم السلام) در جهاد اقتصادی و اقتصاد اسلامی، نشانگر جایگاه والای این ارزش اجتماعی در میان نظام ارزشی و هنجاری اسلام و تأثیر آن در ایجاد همبستگی و تحکیم روابط اجتماعی است. برای روشن شدن مطلب و درک اهتمام اسلام به این موضوع، آیات و روایاتی که در این باره آمده است، ذکر می گردد. البته پیش از آن، باید گفت: برای طولانی نشدن بحث، چند آیه و روایت به عنوان نمونه ذکر می شود. موارد دیگر نیز می تواند تحت این نمونه ها قرار بگیرد یا بیان کارکرد و تحلیل آنها به موارد دیگر نیز سرایت داده شود:
الف. آیات
در خصوص این موارد، آیاتی در قرآن کریم آمده است:
1. صله ارحام: صله رحم یکی از واجبات شرعی است که آیات و روایات متعددی بر وجوب آن دلالت دارد و با عنوان های گوناگون، همانند توصیه به رعایت حقوق ارحام، احسان به پدر و مادر و به ویژه مادر، به تشریح مسئله صله رحم پرداخته شده است; از جمله آیه 28 سوره بقره می فرماید:« کسانی که عهد خدا را پس از محکم بستن آن می شکنند و روابطی را که خدا به پیوند آن امر کرده است می گسلند و در روی زمین فساد می کنند آنان زیان کارند.»
از امام صادق(علیه السلام) درباره این آیه سؤال شد، حضرت فرمود: مراد از« امر خدا» صله رحم است و تأویل دیگر آیه ارتباط شما با ائمّه اطهار(علیهم السلام) است( مجلسی،1389ق).
افراد جامعه برای ارضای نیازهایشان با هم روابط اجتماعی دارند. منظور از« روابط اجتماعی» کمک متقابل انسان ها به یکدیگر برای تأمین نیاز است( رفیع پور ،1378). نیازهای عاطفی و نیازهای مادی از جمله نیازهایی است که افراد در ارتباط با یکدیگر و به ویژه در ارتباط با فرزندان، پدر و مادر و خویشان آن را تأمین می کنند. از این رو، صله رحم از موارد مهمی است که اسلام به انجام آن دستور داده است تا بدین طریق، بخش مهمی از روابط عاطفی و آرامش روانی افراد جبران شود یا بخشی از مشکلات مادی آنها از بین برود.
2. اطعام:« و به خاطر دوستی خدا، به فقیر و اسیر و یتیم طعام می دهند.»( انسان: 8)
3. حمایت از مستضعفان مؤمن:« و چرا در راه خدا جهاد نمی کنید، در صورتی که جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک شما، که در مکّه اسیر ظلم کفّارند، دایم می گویند: بار خدایا! ما را از این شهری که مردمش ستم کارند بیرون آور و از نزد خودت برای ما سرپرست قرار ده و از نزد خودت برای ما یار و یاور قرار ده.»( نساء: 75)
4. اقدامات اصلاحی از سوی مصلحان جامعه: « خدا هیچ قومی و هیچ اهل دیاری را در صورتی که آنها مصلح و نیکوکار باشند به ظلم هلاک نکند.»( هود: 117)
ب. روایات
همان گونه که آیاتی درباره انفاق، زکات، صله رحم، احسان، اصلاح و مانند آن آمده است و از جهاد اقتصادی به به شمار می روند، روایاتی نیز در قالب های متعدد، از جمله عجله در کار خیر، سود رساندن و شاد کردن آمده است که به این امر، ترغیب و تشویق می کنند از جمله آنها روایات ذیل است:
1. به زحمت انداختن خود برای دیگران: امام صادق(علیه السلام) فرمود: سزاوار است مؤمن دارای هشت خصلت باشد:... بدنش از او به خاطر بسیاری عبادت و قضای حوایج مردم در رنج و مشقّت باشد(کلینی، 1388ق).
2. عجله در کار خیر: امام صادق(علیه السلام) می فرماید: پدرم می فرمود: چون اراده کار خیر کردی بشتاب; زیرا نمی دانی چه پیش می آید(کلینی، 1388ق).
3. اهتمام به امور مسلمانان; شرط مسلمانی: پیامبر مکرّم(صلی الله علیه وآله) می فرماید: هر کس صبح کند در حالی که به امور مسلمانان اهتمام ندارد، از آنان نیست، و آنکه صدای مردی را بشنود که صدا می زند: ای مسلمانان! و پاسخ ندهد، مسلمان نیست(کلینی، 1388ق).
4. سود رساندن به مردم: از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) سؤال شد: کدام یک از مردم نزد خدا محبوب تر است؟ فرمود: آنکه نسبت به مردم سود بیشتر داشته باشد(کلینی، 1388ق).
5. شاد کردن مردم: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: مردم عیال خدایند و محبوب ترین مردم نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود رساند و خانواده ای را شاد کند(کلینی، 1388ق).
6. قضای حاجت مسلمانان: امام ششم فرمود: آنکه در پی[ برآوردن] حاجت برادر مسلمانش باشد، خداوند در پی حاجت او باشد تا زمانی که به دنبال حاجت مسلمان است (شیخ عباس قمى، 1385).
7. مؤمن برادر مؤمن است: امام صادق(علیه السلام) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است; مانند یک پیکر که هرگاه عضوی از آن دردمند شود، اعضای دیگر هم احساس درد کنند، و روح های آنها نیز از یک روح است. و همانا روح مؤمن پیوستگی اش به روح خدا، از پیوستگی پرتو خورشید به خورشید بیشتر است(شیخ عباس قمى، 1385).
8. مؤمنان خادم یکدیگرند: امام صادق(علیه السلام) فرمود: مؤمنان بعضی خادم بعضی دیگرند. سؤال شد: چگونه؟ فرمود: به یکدیگر سود می رسانند(شیخ عباس قمى، 1385).
9. پوشاندن، سیر کردن، گشایش غم وغصه و ادای قرض: حضرت ابی جعفر(علیه السلام) فرمود: سیر کردن، پوشاندن، گشودن غم و ادای قرض از حقوق مؤمن بر مؤمن شمرده می شود، و هرگاه از دنیا رفت، جانشین او در خانواده و فرزندانش باشد(شیخ عباس قمى، 1385).
10. تلاش برای حاجت مؤمن: امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس در[ برآوردن] نیاز برادر مسلمانش به خاطر لقای خداوند بکوشد، خدای ـ عزّوجل ـ برای او هزار هزار حسنه بنویسد که خویشانش و همسایگانش و برادرانش[دینی] و آشنایانش آمرزیده شوند( شیخ عباس قمى، 1385).
مولفه های جهاد اقتصادی در تحلیل قرآنی
اقتصاد در بینش و نگرش اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطلب را بارها شنیده ایم که: کاد الفقر کفرا؛ نزدیک است که فقر، آدمی را به کفر بکشاند؛ زیرا کمبود و یا کاهش امکانات به معنای عدم برخورداری شخص یا جامعه از نعمتی است که می تواند آدمی یا جامعه را به سوی کمال سوق دهد. کفر به معنای پوشاندن و ناسپاسی، زمانی رخ می دهد که انسان نتواند به شناخت و باوری درست نسبت به چیزی یا کسی برسد. فقر و نداری، زمینه بسیار مناسبی را فراهم می آورد تا آدمی به این شناخت و باور نرسد و در مسیر ضد کمالی گام بردارد؛ زیرا فقر و نداری بر وی فشار مضاعفی را وارد می سازد که در نقص و کاستی بماند و کمالی را درک نکند.از این رو در تحلیل قرآنی، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت به معنا و مفهوم عنایت الهی نسبت به شخص یا جامعه است.( سبا آیه 15) زیرا راه تأمین سعادت و خوشبختی واقعی انسان در سایه توحید و سلامت امور اقتصادی و دست یابی به نعمت و ثروت است.( اعراف آیه 85 و هود آیات 84 تا 86)
از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه ای به معنای آن است که مایه قوام خود را یافته باشد. از این رو خداوند در آیه 5 سوره نساء از واگذاری آن به دست نااهلان و سفیهانی که نمی دانند از ثروت خویش چگونه استفاده کنند برحذر می دارد( میرمعزی،1378) .
پیامبران الهی همواره این مأموریت را داشته اند که به معیشت مردم توجه کنند و حتی برخی از پیامبران چون حضرت شعیب(ع) و حضرت یوسف مأموریت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادی جامعه، هم پای اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتی برای هدایت و اصلاح الگوهای اقتصادی خود زمام مدیریت اقتصادی را در دست گیرند.( اعراف آیه 85 و شعراء آیات 177 تا 183 و نیز یوسف آیات 47 تا 55)
از همان آیات نخست سوره بقره می توان دریافت که مسئله اقتصادی در کنار مسائل اعتقادی از چنان اهمیتی برخوردار است که ایمان منهای اصلاح این دو مسائله مهم، ایمانی کامل و مایه رستگاری و فلاح انسان نخواهد بود. در حقیقت هرکسی یا هر جامعه ای اگر بخواهد به رستگاری و سعادت دست یابد می بایست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادی بپردازد.
1- اقتصاد معنوی
این گونه است که ارتباط استوار و مستحکم میان اقتصاد و معنویت برقرار می شود به گونه ای که نمی توان تصور کرد که انسان کامل، انسانی سفیه در حوزه اقتصادی باشد، بلکه همان اندازه که مسائل اعتقادی و اصلاح آن از اهمیت برخوردار است، مسایل اقتصادی نیز دارای اهمیت می باشد. براین اساس در تفسیر اسلامی از اقتصاد همانند دیگر حوزه ها، چون حوزه های سیاسی و اجتماعی، اقتصاد معنوی به عنوان یک نشانه و اصل مورد توجه و تاکید قرار می گیرد( ایروانی،1380).
آیات بسیاری به این ارتباط استوار و مستحکم توجه داده اند. از جمله می توان به آیات 201 سوره بقره و 134 سوره نساء اشاره کرد که بر جمع میان دنیا و آخرت و مطلوبیت آن در نگاه اقتصادی اسلام اشاره می کند و در آیه 77 سوره قصص خواهان به کارگیری ابزارهای اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی می شود.
شگفت آن که آیه 24 سوره توبه بر لزوم ترجیح اهداف و ارزشهای والای معنوی بر امور اقتصادی صرف تاکید کرده و بیان می دارد که از نظر اسلام، اقتصاد محض، هیچ پایه و معنایی ندارد، بلکه لازم است که در همه امور اقتصادی، اصول معنوی مدنظر قرار گیرد. در حقیقت این آیه و آیات دیگری چون 10 تا 12 سوره صف بر نقش بهره مندی اقتصادی در امور معنوی تاکید می کند و از مدیران کشوری و رهبران امت می خواهد که حوزه مسائل اقتصادی را بر دایره امور معنوی قرار دهند و در چارچوب آن، برنامه ریزی و طراحی اقتصادی خود را سامان بخشند. در حقیقت با این شیوه است که می توان میان دو حوزه امور معنوی و مادی و یا اخروی و دنیوی نوعی اعتدال برقرار کرد و انسان را در مسیر کمالی قرار داد. این جاست که نقش اعتدال در حوزه امور اقتصادی خود را به عنوان یک اصل مسلم نشان می دهد.
2- اعتدال
اصولا واژه اقتصاد که از واژه عربی« قصد» گرفته شده به معنای میانه روی و اعتدال است. براین اساس در اصل این واژه، توجه به اعتدال و میانه روی مورد تاکید به شکل تضمین قرار گرفته است. بنابراین می بایست هرگونه فعالیت اقتصادی از تولید و مبادله و مصرف در چارچوب اصل اعتدال و میانه روی صورت گیرد.
اعتدال و میانه روی به ویژه در بخش مصرف بسیار مهم و اساسی است. این گونه است که آیات بسیاری درقرآن به مسئله اعتدال در مصرف توجه داده است که از جمله می توان به آیه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف اشاره کرد. دراین آیات انسانها از هرگونه زیاده روی و اسراف در مصرف برحذر داشته شده اند و خداوند به صراحت اعلام می دارد که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی ها و خوردنی ها می بایست به دور از اسراف عمل شود.
تعبیر زیبای« قصدالسبیل» که در آیه 9سوره نحل بیان شده به خوبی تبیین می کند که التزام خداوند به بیان راه راست و میانه برای آن است که آدمی تنها در این مسیر است که می تواند جامعه تمدنی و برتر خویش را بسازد و به عنوان خلافت الهی بر زمین، هستی را مدیریت و تدبیر و ربوبیت نماید.
آیه 30 و 31 سوره حج و نیز 5 سوره بینه به رعایت اعتدال به عنوان تنها راه درست اشاره می کند و مردم را بدان می خواند و جالب آن که در آیه 572 سوره بقره رباخواری را سبب خروج از اعتدال روانی بر می شمارد. این بدان معناست که میان رفتارهای آدمی در حوزه اقتصادی با حوزه روان شناختی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشید. بنابراین هرگونه رفتار نادرست اقتصادی به معنای دورشدن از حدود انسانیت بوده و آدمی و جامعه را دچار بیماری های روانی و آسیب های جدی در حوزه شخصی و روحی و روانی می کند.
3- غرقه سازی و افکار سازی
می دانیم که یکی از روش های اهتمام و توجه بخشی به چیزی، ایجاد دغدغه عمومی و متاثر ساختن افکار عمومی از راه غرقه سازی است. غرقه سازی جامعه در چیزی می تواند فرصت ها و امکانات را در جهت و مسیر مشخص و برنامه ریزی شده ای قرار دهد. اگر بتوان افکار عمومی را از طریق غرقه سازی درگیر کرد، می توان امید داشت که دولت و ملت بتواند بر اساس برنامه مشخص و تعیین شده ای چون چشم انداز بیست ساله و یا تفکر تمدن سازی به اهداف خویش دست یابد. اما این زمانی ممکن و شدنی است که همه مولفه های غرقه سازی فراهم آید و همانند دوران جنگ و سازندگی هم و غم خرد و کلان جامعه از توده های مردمی تا رهبران و مسئولان دولتی شود.
بنابراین با غرقه سازی می توان افکار عمومی را ساخت و جهت بخشید. این همان کاری است که پیامبر گرامی(ص) در طول ماموریت بیست و سه ساله خویش انجام داد و همگان را با مساله تمدن اسلامی درگیر ساخت، به گونه ای که هیچ حرکتی بیرون از دایره تمدن سازی صورت نمی گرفت. از این روست که در عصر نبوی، قوانین و مقررات و دولت و نیز دولتمردسازی در راستای این هدف مشخص بوده است.
4- عدالت اقتصادی
از دیگر اصول جهاد اقتصادی از نظر قرآن، عدالت اقتصادی است. عدالت اقتصادی( قسط) به معنای قراردادن هر چیزی در جای مناسب آن است. به این معنا که حق هر چیزی می بایست به شکل قسطی و بخش شده ادا شود وهیچ کوتاهی نسبت به شخص یا جامعه صورت نگیرد. این بدان معناست که ثروت و نعمت ها و منابع و امکانات و فرصت های جامعه می بایست به صورت عادلانه میان همه شهروندان تقسیم شود و حق هیچ کس ضایع و تباه نشود( مهدوی کنی،1379). از این رو، ایجاد عدالت اقتصادی از برنامه های اصلی در جهاد اقتصادی است که در دستور عمل تمامی پیامبران قرار داشته است و همه، مسئول و مأمور بودند تا با تغییر در شیوه های زندگی و اصلاح بینش و نگرش مردم و تحریک آنان به قیام و نهضت در راستای کسب قسط و عدالت بکوشند.(حدید آیه25)
تقسیم اموال و نعمت ها و ثروت ها از جمله وظایف و مأموریت ها پیامبر(ص) و در نتیجه دولت اسلامی است که می خواهد جهاد اقتصادی را بر پا نماید؛ زیرا رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی، شرط دست یابی جوامع به خیر و سعادت است ( اعراف آیه85 و نیز هود آیات 85 و 86 و اسراء آیه35) از این رو بدون عدالت نمی توان امیدی به سعادت جمعی داشت.
5- رهبران دینی آگاه
هر جامعه ای اگر بخواهد به شکوفایی تمدنی و رشد مناسب و مطلوب اقتصادی دست یابد، نیازمند رهبرانی است که در مقام اصلاح دایمی برآیند تا با ارایه راهکارهایی در همه بخش ها، هدایت جامعه را به عهده گیرند و از نابودی و نیستی رهایی بخشند( هود آیات 116 و 117) این مصلحان واقعی، با بهره گیری از علوم مختلف چون علم مدیریت و علم اقتصاد و مانند آن، با افساد و فساد مبارزه می کنند و راه های اصلاحی را ارایه می دهند(کلانتری،1384).
رهبران دینی از آن جا مهم می باشند که در هر جامعه ای عده ای مدعیان دروغین وجود دارند که با طرح های اقتصادی نادرست و غلط و مدیریت باطل، جامعه را به سوی تباهی سوق می دهند( بقره آیات 8 تا 11) بنابراین مصلحان واقعی با ارایه الگوهای درست می کوشند تا هم به اصلاحات دایمی بپردازند و هم جلوی مصلحان دروغین را سد کنند(مهدوی کنی ،1379).
اگر حضرت شعیب(علیه السلام) در بخشی از اقتصاد با ارایه الگوهای درست می کوشد تا به اصلاحات اقتصادی بپردازد (هود آیه 58 تا 88) پیامبر اکرم(صلوات الله علیهم) با ارایه الگوهایی درست در همه بخش ها از تولید تا مصرف کوشید تا جامعه کامل و نمونه آرمانی را ایجاد کند.
6- اصلاح در ساختار مصارف دولتی
بخش دولتی مهم ترین و اساسی ترین بخش در حوزه مصرف است؛ زیرا بی گمان مهم ترین مصرف کننده منابع متعدد و متنوع کشور، دولت می باشد. چنان که دولت ، با جهاد اقتصادی خود می تواند فرصت الگوبرداری را به دیگر بخش ها بدهد. از این روست که در اسلام بر الگوی سازی رهبران و دولتمردان تاکید شده است و پیامبران و به ویژه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان رهبران نظام ولایی اسلام ، به عنوان الگوهای کامل در همه حوزه ها معرفی و به جوامع بشری شناسانده شده است.
از این روست که حضرت یوسف(ع) برای مدیریت جامعه به ویژه برای مدیریت بحران و گذر از عقب ماندگی و خشکسالی و تهدید های جدی که نظام سیاسی بلکه اجتماعی جامعه مصر را تهدید می کرد، خود مسئولیت مدیریت اقتصادی را در دست گرفت و با ارایه الگوهایی در تولید و توزیع و مصرف منابع کشوری و حتی حضور در بخش مدیریت به شکل عملی به عنوان امین و خزانه دار دولت و ملت کوشید ، تا جامعه ای نمونه ای را در مصر باستان معرفی کند( موسوى، 1371).
از نظر اسلام و قرآن، بخش های دولتی که بزرگان و صاحبان نفوذ از جهت قدرت و امکانات مادی هستند، با در اختیار داشتن بخش اعظم قدرت و ثروت می تواند هم مفید و سازنده باشد وهم موجبات تباهی و نیستی جامعه را فراهم آورد. آنان به خود اجازه می دهند هر گونه که می خواهند سرمایه های جامعه را مصرف کنند. مصرف بی رویه و بی برنامه آنان است که ظلم و ستم را گسترش می دهد؛ زیرا اصولا خود مصرف بی رویه، نوعی ظلم و ستم در حق جامعه ای است که مردمان بسیاری به لقمه ای برای سد جوع و رفع گرسنگی بدان نیازمند هستند. بر اساس این شیوه رفتاری نامتعادل و بیرون از دایره انسانیت است که خداوند در آیات 11 تا 13 سوره انبیاء، اشراف و دولتمردانی را که رفتارهای ظالمانه و زیاده خواهانه دارند، تمسخر و استهزا می کند؛ زیرا آنان مردمانی مترف و انسان هایی مستکبر هستند.( مومنون آیات 64 و 66 و 67)
به هر حال، آن چه در وهله نخست بر دولت مردان است آن که رفتارهای اقتصادی خویش به ویژه دولتمردان و مسئولان کشوری را اصلاح کنند. کاهش از همایش های خودستایی و گردهمآیی های به ظاهر علمی و مهمانی های آن چنانی یکی از مهم ترین کاری است که می بایست در بخش اقتصادی دولتی و رفتار دولتمردان انجام پذیرد، زیرا مردم رفتارهای خویش را بر اساس رفتارهای دولتمردان ساماندهی و تنظیم می کنند و آنان الگوهای واقعی مردمان هستند( میرمعزی،1381).
اشراف به سبب موقعیت قدرت و ثروت گرایش شدیدی به فساد و افساد دارند(اعراف آیه 103) و جاه طلبی و حکومت خواهی آنان موجب می شود تا جنگ قدرت راه بیاندازند.( بقره آیات 246 و 247) غرور و تفاخر( کهف آیات 32 تا 34) موجب می شود تا بینش دیگران را بی ارزش و پوچ شمارند و گرایش به کفر پیدا کنند.( اعراف آیات 66 و 75 و 76 و 90 و یونس آیه 75 و 78 و هود آیه 27 و سبا آیات 34 و 35 و 38) کوردلی و حق ناشنوایی نسبت به اصلاحات و آموزه های اصلاحی( اعراف آیات 59 و 60 و 64) آنان را به سوی فسق و فجور سوق می دهد که خود نوعی زیاده روی و افراط است.( اسراء آیه 16)
7-گردش سالم ثروت
گردش سالم ثروت از دیگر اصول جهاد اقتصادی است که قرآن معرفی می کند؛ زیرا در بسیاری از جوامع، تمرکز ثروت و انحصار اموال در دست گروهی موجب می شود تا جامعه دچار بحران های گوناگونی چون فقرونداری، انباشت ثروت و تکاثر گردد و گروه های بسیاری از مردم، از امکانات و فرصت ها و ظرفیت های رشد و تکامل و تعالی بهره مند نشوند. از این رو قرآن هر گونه انحصار ثروت و تمرکز آن در دست گروهی را ممنوع می شمارد.( حشر آیه7)
چنان که در آیه 34 سوره توبه نیز خارج کردن نقدینگی از جریان و محروم ساختن عموم از استفاده از آن را به عنوان عملی باطل و ضداقتصادی معرفی می کند و به اشکال مختلف ممنوعیت آن را اعلام می دارد؛ زیرا در صورتی که ثروت و نقدینگی کشور و جامعه ای از جریان گردش بیرون رود و به شکل کنزی حفظ گردد، امکان استفاده و رشد اقتصادی از جامعه سلب می شود.
8- امنیت اقتصادی
یکی از اصول جهاد اقتصادی، در چارچوب دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی، ایجاد امنت اقتصادی است. البته قرآن به عنوان یک اصل اساسی به این نکته توجه می دهد که هر گونه نگرانی از آینده اقتصادی و زندگی مادی بشر در بینش توحیدی بی مورد است و انسان ها نمی بایست دغدغه جدی و بنیادین در این حوزه داشته باشند.( انعام آیه151) ولی این بدان معنا نیست که عوامل انسانی نمی تواند این امنیت را با خطر مواجه سازد. به این معنا که رفتارهای تجاوزگرانه برخی از افراد جامعه و کنز و تکاثر و اسراف و تبذیر آنان می تواند این امنیت را با خطر جدی مواجه سازد. بنابراین لازم است که به امنیت از زاویه های مختلف نگریسته شود که یکی از آن ها، تأمین امنیت اقتصادی از سوی دولتمردان و اولیای امور است. به این معنا که بر دولت اسلامی است امنیت اقتصادی را به طور کامل تأمین کند که از جمله روش های تأمین امنیت اقتصادی، نظارت، بر شیوه معاملات است؛ زیرا ممکن است در شیوه های معامله و مبادله، فساد و تباهی راه یابد و برخی ها تصرفاتی نادرست و غلط انجام دهند که به ضرر یکی از طرفین داد و ستد یعنی فروشنده و خریدار باشد. از این رو نظارت دایمی بر کالا و خدمات و شیوه های عرضه آن و نیز اصلاح شیوه معاملات، مأموریتی است که بر پیامبران و از جمله دولت اسلامی نهاده شده است(کلانتری،1384).
آیات چندی چون آیه 85 سوره اعراف و 84 و 85 سوره هود و 1 تا 3 سوره مطففین به مسئله کم فروشی و تقلب در معامله و لزوم نظارت دایمی برای تأمین امنیت اقتصادی توجه می دهد. گزارش قرآن از تأکید حضرت شعیب بر معامله بر اساس ترازو وکیل، برای دست یابی به این مقصد و مقصود بوده است که خداوند در آیات 181 تا 183 سوره شعراء به آن پرداخته است.


9- مفاسد اقتصادی
مبارزه با مفاسد اقتصادی و نظارت دایمی بر چگونگی گردش اقتصادی از تولید تا مصرف، وظیفه و مسئولیت همگانی از جمله دولت اسلامی است که در آیاتی چون 188 سوره بقره و 130 سوره عمران به آن اشاره شده است. برای دست یابی به این هدف، نظارت مستمر مسئولان( کهف آیات 93 و 97 و سبا آیات 12 و 13) و برنامه ریزی درست(یوسف آیات 47 و 55) و تعیین شیوه های درست معامله و مبادله ضروری است. در حقیقت آن چه لازم است اجرای دقیق و نظارت کامل است که با آن می تواند افزون بر تأمین امنیت اقتصادی، جلوی مفاسد اقتصادی را بگیرد و به رشد و شکوفایی اقتصادی کمک کند.
خداوند در آیات 146 سوره بقره و 112 سوره نحل به روشنی تبیین می کند که چگونه امنیت و آرامش اجتماعی می تواند عامل مهم و سرنوشت ساز در رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی جامعه باشد.
نتیجه گیری:
نظام اقتصاد اسلامی نگرشی جامع به جنبه‏های مادی و معنوی انسان دارد و به همه ابعاد فردی و اجتماعی انسان و حیات دنیوی و اخروی او توجّه داشته و در صدد پاسخ‏گویی به انواع خواسته‏ها و تمایلات عقلانی و عاطفی او می‏باشد؛ از این‏رو، تلاش برای رسیدن به رشد و توسعه در ابعاد مذکور، از یکدیگر تفکیک‏ناپذیر است. بنابراین، خوشبختی، سعادت و رفاه انسان در دنیا و آخرت موردنظر اسلام می‏باشد و تلاش در این جهان مادی، مقدّمه و وسیله‏ای برای رسیدن به سعادت حقیقی و جاودانی در آخرت است و این‏گونه دنیاطلبی و تلاش برای آن، نه تنها تعارضی با آخرت‏خواهی ندارد، بلکه جهت‏دهنده و تصحیح‏کننده حرکت انسان می‏باشد. بر اساس بینش اسلامی، محور تلاش برای رشد و توسعه و قلب آن، انسان است و چون قلمرو توسعه، اصلاح درون و برون انسان می‏باشد، تفکرات، انگیزه‏ها و خواسته‏های او، همسانِ منابع فیزیکی، سرمایه، دانش و تخصص، سازماندهی و مدیریت، در تعیین خط مشی‏ها نقش اساسی ایفا می‏کند. از آیات قرآن کریم استفاده می‏شود که دستیابی به زندگی شایسته و سالم در گرو بهره‏گیری از معارف آسمانی همراه با تفکر و تعقّل است و انسان باید حیات طیّبه‏ای که خالق این جهان به او معرفی کرده شناسایی و راهکارهای رسیدن به آن را از طریق وحی و عقل جست‏وجو نماید.
خلاصه مطلب آنکه، نظریات اقتصادی کلاسیک صرفا بر اندیشه‏های بشری و روش آزمون و خطا در زندگی مبتنی می‏باشند، ولی اقتصاد اسلامی مبتنی بر وحی و تفکر و تعقّل برای پیدا کردن راه سعادت و بهروزی است. از آیات متعددی استفاده می‏شود که وحی انسان را به حقایق هستی واقف و راه‏های سعادت و رستگاری را برای او روشن می‏سازد.
منابع :
قرآن کریم
* ابراهیمی، محمد حسین(1375)، اقتصاد در قرآن: تولید، توزیع، مصرف، رشد؛ قم : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
* ایروانی، جواد(1380)، اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث ، قم، نشرهدایت، ص264-261
* رفیع پور، فرامرز(1378) ، آناتومى جامعه، تهران، شرکت سهامى انتشار.
* کلانتری، علی اکبر(1384)، اسلام و الگوی مصرف، تهران، انتشارات نوید.
* کلینى، محمد بن یعقوب ، اصول کافى، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1388 هـ. ق، ج 5، ص 88.
* مجلسی، محمدباقر(1402ق)، ‌بحارالانوار، ‌ج 130 ، ‌بیروت، داراحیاء التراث العربی، ص 176.
* مکارم شیرازى، ناصر و دیگران(1377)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 272
* مهدوى کنى، محمدرضا، (1379)، اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران،دانشگاه امام صادق(ع).
* موسوی، سید جمال‌الدین، (1375)، ملاحظاتی پیرامون پیامهای اقتصادی قرآن، قم، نشر یاسر، ص 493
* موسوى، سیدمهدى، (1371)، پژوهشى در اسراف یا آفت سرمایه ها، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ص 145.
* میرمعزّی، سیّدحسین ،(1378)، نظام اقتصادی اسلام، اهداف و انگیزه‌ها، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشة معاصر
* میرمعزّی، سیّدحسین(1381)، ساختار کلان نظام اقتصادی اسلام، تهران، مؤسسة فرهنگی دانش و اندیشة معاصر.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/J3D63KV

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir