
روی زین بود مقابل عربی با خورشید
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
روی زین بود مقابل عربی با خورشید
زان تقابل شرری بود و تبی با خورشید
منقلب بود ز رخساره اوو شمس فلک
چون برابر شدن روی نبی با خورشید
سبز پوشیده ای از تیره مردان خدا
داشت از روی اصالت نسبی با خورشید
وظهر قهر خدا بود دو ابروی کجش
هر دمی داشت به نوعی غضبی با خورشید
بر لبش درد دلی بود به پهنای جهان
گله میکرد ولی زیر لبی با خورشید
که مریز اینهمه بر طایفه آب شرر
که روانیست چنین بی ادبی با خورشید
از بلندای وجودت عظمت می بارید
و ابهت که ز سر تا قدمت می بارید
شرف و عزت و مردانگی غیرت بود
آنچه از اوج و فرود علمت می بارید
قامتت با همه ی عرش تحدی میکرد
ذکر حق از دم و از بازدمت می بارید
خیمه گاهی که در آن آب نمیشد پیدا
چشم آنها به امید کرمت می ¬بارید
خنک از بارش چشمان تو بود اهل عطش
آه از آن آب که از ابر غمت می¬بارید
در پی آب زدی بر دل دشمن هرچند
چشمه در چشمه ز چشمان تو شط می بارید
داخل سینه دلت مجتمع آتش و آب
که در آن مخمصه در حد وسط می¬بارید
گاه چون آب بر آن خاک تجلی می¬کرد
گاه آتش به سر اهل غلط می بارید
مات اینم به چه جرات به زمین مینابید
که روا نیست چنین بی ادبی با خورشید
آتش پیکر خورشید از این حسرت بود
که بگیرد لب خورشید لبی با خورشید
دیشب از شوق تو چون مرثیه ام کامل شد
گشت تقدیم تو با نام شبی با خورشید
جواد نوری
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir