
رابطه حکومت و فرهنگ
آنچه در مقوله فرهنگ بر عهده حکومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفکرانه، آگاهانه، مراقبت از هرزروی نیروها و هرزرویی علف هرزه ها، هدایت جامعه به سمت درست، کمک به رشد و ترقی فرهنگی افراد جامعه. (مقام معظم رهبری 1382)
ما نه معتقد به ولنگاری و رهاسازی هستیم، که به هرج و مرج خواهد انجامید، نه معتقد به سختگیری شدید، اما معتقد به نظارت، مدیریت، دقت در برنامهریزی و شناخت درست از واقعیات هستیم.
(مقام معظم رهبری 1382)
نمیشود ما میدان را رها کنیم تا دیگران هر کاری که میخواهند، بکنند. امروز همان کسانی که ادعای آزادی میکنند و دم از لیبرال بودن میزنند، پیچیدهترین و دقیقترین و ظریفترین شیوة کنترل را بر روی فرهنگ کشورهای خودشان، بلکه سراسر دنیا، اعمال میکنند و سعی دارند که فرهنگ خود را به کشورهای دیگر منتقل و تزریق کنند.
(مقام معظم رهبری 1382)
ما نمیخواهیم با نگاه افراطی به مقوله فرهنگ نگاه کنیم. بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان میدهد تنظیم کرد. برخورد افراطی از دو سو امکانپذیر است و تصور میشود:
یکی از این طرف که مقوله فرهنگ را مقولهیی غیرقابل اداره و غیر قابل مدیریت بدانیم مقولهیی رها و خود رو که نباید سر به سرش گذاشت و وارد آن شد.
متأسفانه این تفکر در جاهایی است وعدهیی طرفدار رها کردن و بیاعتنایی و بینظارتی در امر فرهنگ هستند. این تفکر، تفکر درستی نیست و افراطی است.
در مقابل، تفکر افراطی دیگری وجود دارد که آن سختگیری خشن و نظارت کنترلآمیز بسیار دقیق است. این تفکر هم به همان اندازه غلط است.
نه میشود فرهنگ را در جامعه رها کرد که هر چه پیش آمد، پیش بیاید نه میشود آن طور سختگیریهای غلطی را که نه ممکن است و نه مفید، الگو قرار داد.
(مقام معظم رهبری 1382)
در قبال هجمهای که امروزوجود دارد، نمیشود بیکار نشست و نظارت را از دست داد. بایستی با دقت مراقب رفتار و حرکت فرهنگی جامعه بود و برای آن برنامهریزی کرد.
این یکی از مهمترین وظایف حکومت است وحق بزرگی است که مردم بر گردن حکومت دارند.
(مقام معظم رهبری 1382)
فرهنگ یک ملت را میشود با عوامل تأثیرگذار به تدریج عوض کرد. یک ملت از لحاظ فرهنگی عزیز را تبدیل کرد به یک ملت توسری خور و ضعیف، متقابلاً یک ملت تنبل را میشود تبدیل کرد به یک ملت زرنگ. این رنگ ثابت لایزالی و لایزولی نیست.
(مقام معظم رهبری 1383)
فرهنگ ملی را میشود به مرور در طول زمان تغییر داد،یعنی مثل کوههای عالم که در قرنهای متمادی جابهجا نمیشوند، جزو ثوابت نیست مجموعهای لازم است که اینها را( مشخص کنیم که فرهنگ چگونه باید باشد ، اشکالات و نواقص اش چیست و چگونه باید رفع شود، کندی ها و معارضاتش کجاست ) تصویر کنند و بعد مثل دست محافظی هوای این فرهنگ را داشته باشند.نمیگویم به طور کامل کنترل کنند، چون کنترل فرهنگ به صورت کامل نه ممکن است و نه جایز. اصلاً رشد فرهنگی با ابتکار و آزادگی و آزادی و میدان دادن به ارادههاست. در این تردیدی نیست. منتهاهوای کاررابایدداشت.
(مقام معظم رهبری 1383)
با توجه به اهمیت حقیقتی که نامش فرهنگ جامعه است و با توجه به این که اگر این مجموعه بنای فرهنگی را مهندسی و از آن حراست و حفاظت نکنیم، عوامل گوناگون تأثیرگذار در فرهنگ، قسم نخوردهاند که چون ما کاری نمیکنیم. آنها هم کاری نکنند. نه، آنها اثر خودشان را میگذارند و کار خودشان را میکنند. تکلیف ما به عنوان مسئولان نظام جمهوری اسلامی چیست؟
یکی از مهمترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است یعنی مشخص کنیم که ....... بعد مثل دست محافظی هوای این فرهنگ را داشته باشد
(مقام معظم رهبری 1383)
دولت و مجموعة حکومت نمیتواند خود را از این موضوع برکنار بدارد و بگوید بالاخره فرهنگی وجود دارد و مردم به چیزی فکر میکنند. نه، ما مسئولیت داریم این فرهنگ را بشناسیم، اگر ناصواب است، آن را تصحیح کنیم. اگر ضعیف است، آن را تقویت کنیم، اگر در آن نفوذی هست، دست نفوذی را قطع کنیم.
(مقام معظم رهبری 1381)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir