زنجان
← همه اخبار

دیوانه ی عاقل / مریم زرنشان
۲۵ شهریور ۱۳۹۳کد خبر: 32968۲
از برگزیده اشعار نخستین جشنواره قرآنی (گناهان زبانی)
به یادم آمد آن روزی که ناگاه
بدیدم طفل مجنونی سر راه
همه گویند اودیوانه باشد
که باعقل وهنر بیگانه باشد
نظر بر خلق وخوی اونمودم
به خانه آمدم شعری سرودم
به رفتارش کمی کردم تامل
بدیدم چهره اش خندان تر از گل
چو ساعتها شدم خیره به کا رش
به دل گفتم:خوشا این روزگارش
چرا؟چون:مردم آزاری نمی کرد
خودش بودودلی خالی زهردرد
زبانی در دهان چون شهدو شکر
نه ماری درمیان چون تیغ وخنجر
به هر چه داشت راضی بودو خشنود
نه فکرش باشد این تاچون کندسود
همه آسوده از دست و زبانش
دلی چون آینه دارد نهانش
ولی جای تعجب باشد این جا
به او دیوانه می گویندهرجا!
نگه دیو جنون برمازده چنگ
که دربند زروزوریم ونیرنگ
طمع کاریم وخودخواهیم ومغرور
زشهر صدق واحسان می شویم دور
به سهم خود کسی قانع نباشد
زبانها روح مردم می خراشد
بیا یک دم به عقل خود بپرداز
به یکرنگی خدایت را کن آواز
بگو "گوهر"که مجنون کیست جانا
هم او یا مردم هشیارودانا؟!
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/ML37LF9
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir