
در گفتگو با یکی از مجروحان بمباران سال 65 کوچه بینش عنوان شد؛
دوم بهمن برای ما فراموش ناشدنی است
دوم بهمن سال 65 بود که رژیم بعث عراق در اقدامی نا جوانمردانه اقدام به بمباران منطقه غیر نظامی در شهر زنجان کرد. در جریان این بمباران تعداد زیادی از محصلان مجروح شدند و یا به شهادت رسیدند.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان، به همین مناسبت با لیلا شهبازی یکی از مجروحان این اتفاق و معلم مدرسه مائده به گفتگو نشستیم. در ادامه مشروح این گفتگو را میخوانید.
لیلا شهبازی دوم بهمن 65 را اینگونه به خاطر میآورد: «خاطرات بمباران نمیتواند شباهتی به خاطرات رزمندگان و کسانی در جبهههای جنگ حاضر شدهاند و میتوانند به طور دقیق اتفاقات را تعریف کنند، ندارد. بمباران برای ما در لحظه اتفاق افتاد و در یک آن حادثه آفریده شد. بهمن 65 من دانش آموز مقطع دوم راهنمایی بودم. یادم هست در راه رفتن به مدرسه بودم که احساس کردم دیرم شده برای رسیدن عجله داشتم. اما از آنجا که می گویند عجل دست خدا است و تا زمانی که خدا نخواهد اتفاقی نمیافتد، در مسیر یکی از دوستان مدرسهام را دیدم و او به من گفت که خیلی زود است و چرا این قدر با عجله میروی و هنوز شیفت قبل تعطیل نشده است. به پیشنهاد او همراه هم به دنبال یکی دیگر از دوستانمان رفتیم. فکر کنید اگر با همان سرعت به مدرسه میرفتم شاید سرنوشت متفاوتی در انتظارم بود. درست در جلوی در مدرسه بود که هواپیماهایی را مشاهده کردیم که در ارتفاع پایینی در حال حرکت بودند. به طوری که ما خلبان را میدیدیم و به دلیل اینکه بچه بودیم و تشخیص نمیدادیم که هواپیمای ایرانی با عراقی چه تفاوتی دارد فکر کردیم هواپیمای خودی هست و برای خلبان دست تکان میدادیم و خلبان، ما را نگاه میکرد. هواپیما چند بار دور زد و بعد یک دفعه مدرسه روی هوا رفت و موج انفجار آنچنان شدید بود که من که جلوی درِ مدرسه بودم مرا به فاصله دورتری پرت کرد. در همین حالت به پایم هم ترکش خورده بود.»
از آن دوران چه خاطرهای در ذهن شما ماندگار شده است؟ شهبازی در پاسخ به این سؤال میگوید: «به خاطر نزدیک شدن «دهه فجر» و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به همراه همشاگردیهام، سرود «الله الله» را تمرین میکردیم که هنوزم در ایام دهه فجر پخش میشود. در حال تمرین بودیم و خودمان را برای ایام دهه فجر آماده میکردیم و دقیقاً همان گروه سرود به همراه تکخوانی که در این گروه سرود بودند به شهادت رسیدند. سالها بعد وقتی دوستانمان را دیدیم هر کدام سرنوشت خود را به نوعی تعریف میکردند. یکی از مجروحان این حمله هوایی در سردخانه آماده دفن بود که متوجه زنده بودنش میشوند. بعد از گذشت بیش از سی سال از آن اتفاق هنوز هم ناخود اگاه دوم بهمن حس غریبی به من دست میدهد و نمیتوانم این روز را فراموش کنم. اتفاقی بود که اثرات عمیقی در زندگی هر یک از ما شاهدان این اتفاق گذاشت. یکی از دوستانم که ترکش از وسط ریهاش رد شده بود و الان بعد از گذشت این همه سال هنوز هم یکی از ترکشها در کنار قلبش قرار گرفته و از نظر پزشکی بسیار خطرناک و مخاطره آمیز است.
این اتفاق فراموش که نمیشود و ماجرایی فراموش شدنی نیست، ولی واقعاً ناراحت کننده بود و اثرش را در زندگی تک تک دانش آموزان این مدرسه گذاشته است و این خاطره تا ابد با ما خواهد بود.»

نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir