زنجان
← همه اخبار

دستهای گرم سقّا/ طیبه رضوانی
۹ آبان ۱۳۹۲کد خبر: 32304۲
از برگزیده اشعار نخستین سوگواره عاشورایی شعر کودک
کوزه ای بود تشنه و تنها
توی آغوش سردِ انباری سالها داده بود با غصّه تکیه بر شانه های دیواری
روزی از روزها کسی آمد دست او را گرفت و با خود برد کوزه ی تشنه در حیاط آن روز یک دل سیر، آب باران خورد
روز بعد او میان مردم بود توی دستان گرم یک سقّا روضه خوان داشت از عطش می گفت زیر باران ِ روز تاسوعا
توی آغوش سردِ انباری سالها داده بود با غصّه تکیه بر شانه های دیواری
روزی از روزها کسی آمد دست او را گرفت و با خود برد کوزه ی تشنه در حیاط آن روز یک دل سیر، آب باران خورد
روز بعد او میان مردم بود توی دستان گرم یک سقّا روضه خوان داشت از عطش می گفت زیر باران ِ روز تاسوعا
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/C58STFL
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir