زنجان
← همه اخبار

درباره مرتضی آوینی و روز هنر انقلاب اسلامی / روایتگر حقیقتی زیبا، روایتگر فتح
۲۷ اسفند ۱۳۹۳کد خبر: 33490۳
اتفاقی که در هنر آوینی افتاد، نه از نوع خیال پردازی های شاعرانه و بی هدف، که از نوع بیان زیبای حقایقی بود که شاید در میان سختی های جنگ رنگ می باخت و او با قلم، دوربین، صدا و تمام توان خود آن ها را زنده نگاه داشت.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، سهم واقعیت در هر انقلاب اجتماعی، در لحظه اوج آن با درد، رنج و تخریبی همراه است که با وقوع انفجار انقلابی پدید می آید. هرچند چنین انفجاری بر فرایند خشونت آمیزی قرار دارد که به دلیل دینامیسم اجتماعی پدیده انقلاب با ضرورت دگرگونی شدید و عمیق در جامعه ناگزیر بوده است، اما این دگرگونی و دست یابی به آرمان های انقلابی در درازمدت اتفاق می افتد. در حالی که در کوتاه مدت، انقلابیون گریزی جز پذیرش پیامدهای انفجار انقلابی ندارند. و اینجاست که سهم خیال در هر انقلابی، التیام بخش دردها و رنج های ناگزیر است. امید و آرزوی آینده بهتر و فرایند سازندگی که پس از توفان انقلابی از راه می رسد، پتانسیل بزرگی ایجاد می کنند که قدرت آن ها در آفرینش اشکال و اندیشه های نو و نوسازی دنیای کهنه و جایگزین کردن بخش های بزرگی از آن است.
هنرمندان در فضای انقلاب نیز همچون سایر زمان ها، با ایفای نقش فعال و اثرگذار خود، از سویی بیداری بخش جامعه گاه خفته هستند و از سویی التیام بخش دردهای گریزناپذیر و البته امیدبخش برای آینده. هنر اثرگذار، محدوده وسیعی از شعارهای با عجله نوشته شده بر روی دیوارها (به تعبیر امروزی نوعی از گرافیتی) تا موسیقی و اشعار انقلابی و ... را در بر می گیرد. در این دایره وسیع، البته که نقش رسانه های صوتی و تصویری را نمی توان ندیده گرفت. به ویژه اگر نامی همچون «شهید مرتضی آوینی» با آن ها عجین شده باشد. کمتر کسی از نسل پس از انقلاب و جنگ می توان یافت که مجموعه «روایت فتح» را ندیده باشد و صدای اثرگذار شهید آوینی را بر روی تصاویر جبهه و جنگ به یاد نداشته باشد. اواخر سال 1370 «موسسه فرهنگی روایت فتح» به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه مجموعه روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه 598 رها شده بود، ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیه شش برنامه از مجموعه ده قسمتی «شهری در آسمان» را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعههای دیگری را درباره آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. «شهری در آسمان» که به واقعه محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی، از تلویزیون پخش شد. اما برنامه وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در قتلگاه فکه ناتمام ماند. او عقیده داشت: «انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند، آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند، نه وظایف و تعهدات اداری. روح کارمندی نمیتوانست در این عرصه منشأ فعل و اثر باشد. گروههای فیلمبرداری شان با همان انگیزههایی که رزمآوران را به جبهه کشانده بود کار میکردند... اینجا عرصهای نبود که فقط پای تکنیک و یا هنر درمیان باشد.»
شهید آوینی، در سال های پس از انقلاب اسلامی و دوران 8 سال دفاع مقدس، با آگاهی کامل به رسالت هنری خود، در مقام روشنگری اجتماعی از واقعیاتی گفت که گرچه در ظاهر به واسطه مرگ و رنج و سختی های بسیار تلخ بودند، اما با تکیه به پشتوانه ارزش های انسانی، حقیقتی زیبا در پس خود داشتند. اتفاقی که در هنر آوینی افتاد، نه از نوع خیالپردازی های شاعرانه و بی هدف، که از نوع بیان زیبای حقایقی بود که شاید در میان سختی های جنگ رنگ می باخت و او با قلم، دوربین، صدا و تمام توان خود آن ها را زنده نگاه داشت. آوینی علاوه بر مرهم گذاشتن بر زخم مردم آسیب دیده از جنگ، شور و غروری را در خون مخاطبانش تزریق کرد که آگاهی واقعی را در پی داشت. گویی رسالت واقعی هنری اش را تمام و کمال درک کرده بود: «ساعاتی بیش به پایان روز نمانده است و آفتاب و رودخانه و این درهای که در آن پناه گرفتهایم و یکایک این ریگها بر ما و آنچه کردهایم شهادت خواهند داد. گفتم ای کاش عاشورا نگذشته بود و میخواستم بگویم که اگر ما سال ٦١ هجری قمری و عزیز زهرا، حسین بن علی را درک میکردیم، صحرای کربلا چهرهی دیگری مییافت. اما به یادم افتاد که اگر آن روز سیدالشهدا، مظلومانه و غریبانه، سر و جان و پسر و برادر و همه چیز خود را در راه حق نداده بود، امروز نه سخنی از حق بر جای مانده بود و نه ما وجود مییافتیم. برادر، جایی برای ای کاشها و اگرها باقی نمانده است. عاشورا هنوز نگذشته است و کاروان کربلا هنوز در راه است و اگر تو را هوس کرب و بلاست، بسم الله.»
هنرمندان در فضای انقلاب نیز همچون سایر زمان ها، با ایفای نقش فعال و اثرگذار خود، از سویی بیداری بخش جامعه گاه خفته هستند و از سویی التیام بخش دردهای گریزناپذیر و البته امیدبخش برای آینده. هنر اثرگذار، محدوده وسیعی از شعارهای با عجله نوشته شده بر روی دیوارها (به تعبیر امروزی نوعی از گرافیتی) تا موسیقی و اشعار انقلابی و ... را در بر می گیرد. در این دایره وسیع، البته که نقش رسانه های صوتی و تصویری را نمی توان ندیده گرفت. به ویژه اگر نامی همچون «شهید مرتضی آوینی» با آن ها عجین شده باشد. کمتر کسی از نسل پس از انقلاب و جنگ می توان یافت که مجموعه «روایت فتح» را ندیده باشد و صدای اثرگذار شهید آوینی را بر روی تصاویر جبهه و جنگ به یاد نداشته باشد. اواخر سال 1370 «موسسه فرهنگی روایت فتح» به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه مجموعه روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه 598 رها شده بود، ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیه شش برنامه از مجموعه ده قسمتی «شهری در آسمان» را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعههای دیگری را درباره آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. «شهری در آسمان» که به واقعه محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی، از تلویزیون پخش شد. اما برنامه وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در قتلگاه فکه ناتمام ماند. او عقیده داشت: «انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند، آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند، نه وظایف و تعهدات اداری. روح کارمندی نمیتوانست در این عرصه منشأ فعل و اثر باشد. گروههای فیلمبرداری شان با همان انگیزههایی که رزمآوران را به جبهه کشانده بود کار میکردند... اینجا عرصهای نبود که فقط پای تکنیک و یا هنر درمیان باشد.»
شهید آوینی، در سال های پس از انقلاب اسلامی و دوران 8 سال دفاع مقدس، با آگاهی کامل به رسالت هنری خود، در مقام روشنگری اجتماعی از واقعیاتی گفت که گرچه در ظاهر به واسطه مرگ و رنج و سختی های بسیار تلخ بودند، اما با تکیه به پشتوانه ارزش های انسانی، حقیقتی زیبا در پس خود داشتند. اتفاقی که در هنر آوینی افتاد، نه از نوع خیالپردازی های شاعرانه و بی هدف، که از نوع بیان زیبای حقایقی بود که شاید در میان سختی های جنگ رنگ می باخت و او با قلم، دوربین، صدا و تمام توان خود آن ها را زنده نگاه داشت. آوینی علاوه بر مرهم گذاشتن بر زخم مردم آسیب دیده از جنگ، شور و غروری را در خون مخاطبانش تزریق کرد که آگاهی واقعی را در پی داشت. گویی رسالت واقعی هنری اش را تمام و کمال درک کرده بود: «ساعاتی بیش به پایان روز نمانده است و آفتاب و رودخانه و این درهای که در آن پناه گرفتهایم و یکایک این ریگها بر ما و آنچه کردهایم شهادت خواهند داد. گفتم ای کاش عاشورا نگذشته بود و میخواستم بگویم که اگر ما سال ٦١ هجری قمری و عزیز زهرا، حسین بن علی را درک میکردیم، صحرای کربلا چهرهی دیگری مییافت. اما به یادم افتاد که اگر آن روز سیدالشهدا، مظلومانه و غریبانه، سر و جان و پسر و برادر و همه چیز خود را در راه حق نداده بود، امروز نه سخنی از حق بر جای مانده بود و نه ما وجود مییافتیم. برادر، جایی برای ای کاشها و اگرها باقی نمانده است. عاشورا هنوز نگذشته است و کاروان کربلا هنوز در راه است و اگر تو را هوس کرب و بلاست، بسم الله.»
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/VRN3U4A
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
