زنجان
← همه اخبار
داغ لبخند / علی اصغر ذاکری

داغ لبخند / علی اصغر ذاکری

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲کد خبر: 31871۲

از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)

چشم هایت را چرا اینقدر زمزم می کنی؟
آنچه بر ما رفته را داری مجسم می کنی؟

کار چشمت غم زدایی بود از دل ها ولی
حال با زخمش مرا لبریز از غم می کنی

سال ها هر لحظه حتا، تکیه گاهم بوده ای
این دم آخر ولی از من کمر خم می کنی

از ادب هرگز ندیدم چشم در چشمم شوی
چی شده حالا که از بالا نگاهم می کنی؟!

ای مسافر! ماوراتر از تصور گشته ای
هیچ آیا فکر این در بند را هم می کنی؟

تا مبادا گم شود حتا یکی از کودکان
روی چون خورشید را بر نیزه پرچم می کنی

فکر من هستی ولی من را به آتش می کشد
داغ لبخندی که با زحمت فراهم می کنی

خواهرم، طاقت نمی آرم سرت خاکی شود
ای سرت گردم که جا بر نیزه محکم می کنی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/HUPSUF4

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir