زنجان
← همه اخبار
داستان کوتاه/ پاسگاه شماره 13

داستان کوتاه/ پاسگاه شماره 13

۳۱ مرداد ۱۳۹۲کد خبر: 32125۲

نویسنده: رقیه قاسملو

صدای شکستن قفل مرد از خواب بیدار کرد، هراسان به سمت پنجره رفت. نگاهی به حیاط انداخت کسی نبود فقط کلی برف باریده بود و جای پایی هم توی حیاط بود؛ ولی او از سر شب بیرون نرفته بود، درِ خانه هم باز بود، به سمت آشپزخانه رفت و کارد آشپزخانه را برداشت ، کفشهایش را پوشید و هنوز اولین پله را رد نکرده بود که سُر خورد و به پایین رفت .
سایه ای به سرعت به طرف خیابان دوید ، مرد به دنبال سایه تا سر کوچه دوید و سر کوچه پایش در گودالی که شهرداری از سه ماه پیش به عنوان طرح فاضلاب کنده بود و حالا محل جمع آوری زباله برای اهل محل شده بود، فرو رفت، کفشهایش پر از آب و گِل و لجن شده بود، کفشهایش را در آود و به دست گرفت و پا برهنه روی برفها به سمت خانه برگشت، نگاهی به انباری خانه انداخت، قفل شکسته بود ولی چیزی به سرقت نرفته بود . صبح روز بعد برفها را از پشت بام به حیاط و از حیاط به کوچه پارو کرد، وقتی به سر کار می رفت، سر راه سری هم به پاسگاه شماره 13 زد تا شاید فکری به حال محله ی شان کنند، شاید نگهبانی! خلاصه خودش را برای یک سخنرانی بلند و بالا آماده کرده بود . اتفاقاً همسایه دیوار به دیوارش را هم آنجا دید که مشغول صحبت بود . - دِ آقا تا کی فکری به حال این محله می کنید؟ دیشب دار و ندارم و پول وظروف نقره و . . . تازه 2 نفر هم بودند . رئیس پاسگاه نگاهی به اطرافیانش انداخت و لبخند زد و گفت :  - از کجا فهمیدی که 2 نفر بودند ؟ مرد قیافه ی حق به جانبی گرفت و گفت : - از رد پاشون روی برفها ، البته بیشتر رد پای اونی که از پشت سر رفته ، مانده ، حتی شماره ی کفشش هم روی برفها بود ،42 ، با پاشنه تخم مرغی که کاملاً روی برفها مشخص بود . در این وقت مرد نگاهی به پاشنه ی کفشش انداخت ، پایش را بلند کرد ،42 . - آقای رئیس تازه طرح زیر کفشش هم طرح عقاب بوده . مرد نگاهی به طرح زیر کفشش انداخت ، عقاب . مرد دستپاچه شده بود . رئیس بلند بلند خندید و گفت : - شرمنده آقا، پوآرو رفته تعطیلات . - ولی پس اموال من ، پولام ، دزدا ؟ ! نشونیش شماره 42 ، پاشنه ی تخم مرغی ، طرح عقاب . مرد پاورچین ، پاورچین از پاسگاه خارج شد و از حیاط پاسگاه کفشهایش را به دست گرفت و پا برهنه بر روی برفها در امتداد خیابان دوید .
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/KKRWRHV

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir