زنجان
← همه اخبار

خورشید هم گاهی بدون وقفه می بارد / امیر توانا املشی
۲۰ مهر ۱۳۹۲کد خبر: 32249۲
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
ای در رهای گیسوانت ، باد ، درمانده
در بیستونِ سینه ات ، فرهاد درمانده
سرّی درون خاندانت هست بی تردید
هر کس به فکر وصفتان افتاد ، درمانده
ای وسعت هر قطره از خون تو عالمگیر
همواره همچون ماه مجنون تو عالمگیر
در انتظارت کودکان تشنه ، بی تابند
برگرد اقا که غمت را بر نمی تابند
این تشنه بودن ها جزای بی گناهی نیست
پاسخ به مهمان بودن آخر بی پناهی نیست
تنها بدور از خیمه قدری در میان بگذار
حرف دلت را با فرات اکنون که چاهی نیست
خود با لبانی تشنه مشکت را به دندان گیر
سقا ترین ِ کربلا ، تا خیمه راهی نیست
بر شانه هایت بار هفتاد و دو غم، آقا
اما نمی افتد به ابروی تو خم ،آقا
بین فرات و خیمه ها ، سعی تو با مشکت ،
یاد صفا و مروه می اندازدم آقا
از اسب می افتی، زمین از اصل می افتد
یک کهکشان بعد از تو می ریزد بهم اقا
خورشید هم گاهی بدون وقفه می بارد
تا اینکه سر بر شانه های ماه بگذارد
بی شک خدا ی کربلا هم خوب می دانست
باید علم را تا ابد ، دست که بسپارد
دست تو آغاز تمام غصه خوردن هاست
این دستها انگیزه ی از گریه مردن هاست
یک عالم از دست تو روزی آب خواهد خورد
مشک تو روزی کوفه را در آب خواهد برد
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/GV9R2T8
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
