
جهاد فرهنگی پیشنیاز جهاد اقتصادی
محمد حسین غلامی،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر لنگه محمد حسن نسیمی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر لنگه مریم محمدیان، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، واحد علوم و تحقیقات فارس علی نگین تاجی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور، مرکز نورآباد ممسنی نفرات سوم همایش ملی جایگاه فرهنگ و هنر در جهاد اقتصادی
چکیده:
رویکرد جهاد اقتصادی هنگامی در مسیر واقعی، صحیح و کارآمد خود قرار خواهدگرفت و فعالیتهای اقتصادی از شاخص های کمی و کیفی مناسب برخوردار خواهد شد؛ که قبل از آن جهاد فرهنگی صورت گرفته باشد. اصولاً حرکت جهادی زمانی شکل می پذیرد، که اهداف و ارزش های مهمتر و حیاتی تری در میان باشد تا همه برای حفظ و تداوم حیات آن به جهاد و مبارزه برخیزند. بنا به آموزه های اسلامی تنها با انجام کارهای مادی نمی توان جهاد اقتصادی مورد نظر اسلام و شخص رهبری انقلاب را متجلی کرد؛ توسعه فرهنگ مفید، ابتدا به عنوان یک جهاد معنوی، می تواند آغازگر و محور فعالیتهای اقتصادی در کشور باشد. جهاد فرهنگی کاری دشوار و حساستر از جهاد نظامی است و تداوم بیشتر و هماهنگی افزونتر و دانش و هنر بیشتر را می طلبد؛ چراکه، اصلاح اندیشههای جامعه، احساسات عمومی، اخلاق، روحیات و رسوم مردمی، همه تحولاتی است که در جهاد فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد. زمانی عرصه تهاجم و دفاع توسط سلاحهای آتشین بود و این ابزار مؤلفه قدرت تلقی میشد و در مقطع دیگر سلاحهای مدرن و موشکها و تجهیزات هستهای بهعنوان ابزار تسلط و سلطهگری تلقی میشد؛ اما امروز میدان نبرد در حوزه فرهنگ و اندیشه رقم میخورد و دشمنان با استفاده از ظرفیتهای فرهنگ خودی و بومی به جنگ فرهنگ های مستقل و ملی واقتصاد یک کشور میروند و سلطهگری خود را برجنبه اقتصادی گسترده میکنند. باید توجه داشت که، ما اقیانوسی از امکانات و سرمایهها را در کشور در اختیار داریم پس می توانیم با برنامهریزی و مدیریت، همه طیفها و سلیقهها را در کنار هم قرار دهیم و به پیشرفت و اقتدار دست یابیم و فرهنگ حلقه اتصال همه حرکتها و فعالیتهاست. می توان فرهنگ و جهاد فرهنگی را در عرصه جهاد اقتصادی به مثابه قطب نما و ناخدایی بصیر تصور کرد که می تواند امکانات و سرمایه ها را بهسوی مقصدی معین سوق دهد. لذا در این مقاله به دنبال واکاوی وبررسی این مهم خواهیم بود.
کلمات کلیدی: جهاد، جهاد اقتصادی، جهاد فرهنگی
مقدمه
مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی در ایران، کسب استقلال سیاسی و رهایی از سلطه بیگانگان بوده است؛ امّا استقلال سیاسی به تنهایی برای رسیدن به اهداف متعالی نظام اسلامی کافی نیست و باید با اتّخاذ روش هایی؛ کوشید تا استقلال اقتصادی نیز حاصل شود. استمرار و پایداری استقلال سیاسی به دستیابی نظام به استقلال اقتصادی منوط است و بدون این دیگری نمی تواند دوام آوَرَد و در درازمدّت، هویت خود را از دست خواهد داد کسب استقلال اقتصادی، همچون سیاسی نیازمند مقدّماتی است. انقلاب ها و نهضت های بزرگ، از جمله انقلاب اسلامی ایران نمونه بسیار بارزی از آن است. چنان که کسب استقلال سیاسی به انسان هایی متحوّل شده نیاز دارد، کسب استقلال اقتصادی نیز، نیازمند افرادی است که با درک صحیح از واقعیات موجود در جهان کنونی، خود را آماده بر عهده گرفتن نقشی کنند که در نهایت به رشد توسعه اقتصادی و رفاه مادّی و معنوی (آسایش فکری و جسمی) بیانجامد و این مهم در سایه تلاش و فعالیتهای اقتصادی میسر خواهد بود. مکتب اقتصادی اسلام همواره درصدد تأمین اهدافی در جامعه است که در راستای گسترش عدالت اجتماعی و افزایش رفاه عمومی جامعه باشد. خودکفایی و اقتدار اقتصادی، عدم وابستگی اقتصادی، رشد و توسعه اقتصادی و همچنین تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی از دیگر معیارهای جامعه اسلامی در دستیابی به پیشرفت و توسعه کشور می باشد. در همین راستا و با عنایت به منویات مقام معظم رهبری در سال جاری، که جامعه ایران اسلامی را مزین به جهاد اقتصادی نموده است، وظیفه هر فرد مسلمان ایرانی را برای تلاش و کوشش در جهت آبادانی و توسعه کشور، مضاعف کرده است.(2) در همین راستا، برای تحقق جهاد اقتصادی و پیشبرد و تعالی برنامه های اقتصادی کشور و همچنین تحقق اهداف سند چشم انداز توسعه ایران، باید از تمامی امکانات جامعه برای تسریع در تهیه و تدوین برنامه های عملیاتی و همچنین اجرای آنها استفاده نمود. تحقق اهداف سند چشم انداز توسعه کشور نه تنها همت برای جهاد اقتصادی در سال جاری است بلکه نیازمند سالها جهاد اقتصادی می باشد و در سایه جهاد همگانی اقتصادی، تحقق خواهد یافت؛ بعبارتی باید موتور محرک اقتصاد کشور با جهاد در این حوزه فعال تر ساخت. از طرفی تحول اقتصادی و جهاد اقتصادی بدون فرهنگ و فرهنگ سازی تحقق نمی یابد؛ چراکه در جهاد اقتصادی ریشه جهاد فرهنگی هم دیده میشود برای اینکار، باید در ابتدا مردم و دولت، همت مضاعفی را جهت فرهنگ سازی درباره جهاد اقتصادی برداشته ؛ سپس اقدام به فعالیت در عرصه اقتصادی نمایند. بدین جهت در مقاله حاضر تلاش شده است از جنبه های مختلف به این مساله پرداخته شود. از این رو در آغاز مفهوم فرهنگ، انواع فرهنگ، فرهنگ عام و خاص، مادی و معنوی، فرهنگ پذیری و فرهنگی شدن، مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه، مفهوم جهاد اقتصادی، اقتصاد، اقتصاد اسلامی، ابعاد جهاد اقتصادی و الزامات و بایسته های آن، جهاد فرهنگی و اقتصادی، تاثیر فرهنگ در فعالیتهای اقتصادی، خانواده و فرهنگ جهاد اقتصادی و نقش رسانه ها در فرهنگ جهاد اقتصادی، مطرح خواهد شد و در پایان نیز بر پایه موارد طرح شده، نتیجه گیری خواهد شد.
فرهنگ
فرهنگ واژهای است که معانی گوناگونی دارد. فرهنگ فارسی معین، فرهنگ را مرکب از دو واژه فر و هنگ به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کردهاست(9). فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است. فرهنگ هر جامعه ای، از مجموعه ای از خُرده فرهنگ ها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خرده فرهنگ ها هستند. فرهنگ، سایه هر ملّتی است و شکل آن با گونه های مربوط به ملل دیگر، متفاوت است. فرهنگ در اغلب موارد به سه برداشت عمده میانجامد:
* برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد.
* الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد.
* مجموعهای از گرایشها، ارزشها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف میکند.(10) فرهنگ عام
فرهنگ عام را میتوان به نشانه ی میراث اجتماعی بشر تلقی نمود و بهمین دلیل مجموعه ویژگیهای اساسی فرهنگ انسانی، که جامعه انسانی را با اجتماعات حیوانی از هم متمایز مینماید بعنوان عناصر فرهنگ عام محاسبه می کنند: تکلم و تفکر یا اندیشه ورزی، ابزار سازی و خصوصاً اجتماعی زیستن که با نهادهای اجتماعی، سازمانها و تشکیلات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی مشخص میگردد، از جمله عناصر اصلی سازنده فرهنگ بشری اند که در تمام جوامع وجود دارند. در تمام جوامع بشری ازدواج، خانواده، دولت، شیوه خاصی از تولید، اعتقادات دینی و دیگر اجزاء تشکیل دهنده فرهنگ انسانی را میتوان مشاهده نمود. فرهنگ های کشورهای مختلف متفاوتند و هر کدام از ویژگیهای خاصی برخوردارند ولی در عین حال ویژگیهای فرهنگی عام بشری را در هر نقطهای که انسان زندگی میکند و با هر درجه از رشد و توسعه که باشد، بعنوان میراث مشترک انسان میتوان مشاهده نمود.
فرهنگ خاص
فرهنگ خاص را میتوان میراث اجتماعی جامعه مشخصی دانست که مربوط به محدوده جغرافیایی یا ایدئولوژیک معینی است بعنوان مثال فرهنگ ایرانی یا فرهنگ اسلامی را میتوان نام برد؛ که مربوط به محدوده جغرافیای خاص( فلات ایران) و محدودهای به مراتب فراتر از سرزمینی خاص دارد. بعبارتی کلیه سرزمینهای اسلامی را شامل میگردد.
فرهنگ مادی و معنوی
اگر فرهنگ را به معنی کوششهای انسان برای ارضاء نیازهای خود و غلبه بر طبیعت بدانیم آنگاه میتوانیم آن را به دو قسمت فرهنگ مادی و فرهنگ غیر مادی یا معنوی تقسیم کنیم. فرهنگ مادی، شامل اشیاء قابل لمس است مثل مسکن، وسایل زندگی، وسایل و ابزار و دوات هواپیما، اتومبیل، ماشین آلات. در عناصر فرهنگ آنچه را که مادی نیست فرهنگ معنوی گویند هنر، زبان، ادبیات، فلسفه، سیاست، افکار و عقاید، نحوه فکر و استدلال، قوانین و علوم در این زمینه جای میگیرند.
فرهنگ مادی و غیر مادی به یک نسبت، پیشرفت نمیکنند؛ بلکه معمولاً فرهنگ مادی سریعتر دگرگون میگردد. از این رو شکافی بین این دو پدیده میآید که آن را پس افتادگی یا تاخر فرهنگی مینامند. به بیان دقیقتر، تأخر فرهنگی، پس افتادن یک عنصر فرهنگی از سایر عناصر است. فرهنگ معنوی بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است. همین بدنه است که قدرت روحی و نیروی حیاتی یک ملت را مشخص میکند، همین بدنه است که باید با دل و جان در نگهداشت آن کوشید، زیرا فرهنگ معنوی نقطه تعالی و فرازگاه حیات ملی است.
هر فرهنگ حاوی تعاریفی از حقایق موجود است که بر پایه آن، معارف مردمش را شکل میدهد، این مفاهیم شامل اعتقادات مذهبی، باورهای اساسی، اساطیر، تئوریهای علمی و امثال آن میگردد. مثلاً در فرهنگ اسلامی اعتقاداتی در مورد خلقت انسان، آینده بشریت و ماهیت وجود و رابطه خالق با مخلوق و غیره وجود دارد.(10)
فرهنگ پذیری
تطابق و همنوائی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی یک جامعه را فرهنگ پذیری گویند. فرهنگ پذیری یا جریانی را که طی آن فرد فرهنگی میشود میتوان به دو دسته تقسیم نمود: فرهنگ پذیری یک سویه و فرهنگ پذیری دو سویه.
فرهنگ پذیری یک سویه مربوط به کودکان میشود و به این دلیل یک سویه نام گرفته است که کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش های جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تاثیر ارزش ها، یک طرفه و تنها از جانب جامعه بسوی کودک است و او مقاومتی در برابر این ارزش ها از خود بروز نداده و نمیتواند بر جامعه تاثیری متقابل داشته باشد. کودک بتدریج و ابتدا از طریق خانواده بعنوان میانجی با ارزشها و نهادها و واقعیتهای اجتماعی آشنا میگردد. در حالیکه جریان فرهنگی شدن در بزرگسالان جریانی دو سویه است بدین معنا که در مورد افرادی مصداق دارد که شخصیت آنان تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی باشند. در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده میشود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تاثیر خود قرار نخواهد داد.(4)
فرهنگی شدن
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است؛ دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ، که به طرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر میآموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی میشود و تحت نفوذ آن است. فرهنگ بین افراد مشترک است. هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران از آن بهرهای ندارند؛ این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمیرود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است، ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است؛ که از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته ؛ که حاصل کوششهای جمعی انسان است، متکی میباشد.
مفهوم جهاد اقتصادی
در ریشه یابی جهاد اقتصادی، باید به تعبیر دو واژه "جهاد" و " اقتصاد" و ضرورت بکارگیری این دو واژه در کنار یکدیگر توجه نمائیم. کلمه جهاد به نوعی تلاش مقدس اطلاق می گردد که معمولاً در گفتمان دینی و شارعین اسلام، صبغه تقدس را به همراه دارد. جهاد از ریشه جهد و جهد به معنای بکار بردن نهایت توان است. گفته شده جُهد به ضم جیم جُهد به معنای توان و به فتح جیم جَهد بمعنای مشقت و رنج است.(3)
راغب در مفردات می گوید: جَهد و جُهد بمعنی طاقت، توانایی، مشقت و سختی است و نیز گفته اند که جَهد بمعنای مشقت و سختی است و جُهد بمعنای کوشش گسترده و وسیع و توانایی است.(8) و اگر کار و تلاشی کمتر از توان و طاقت خویش و به مقداری که می توانیم انجام دهیم، نداشته باشیم در واقع سعی و جهد ما دچار نقصان شده و به اکمال و اتمام نخواهد رسید. و اصل حرکت ما به کاستی و کژی منجر خواهد شد. با بهره گیری از این عنوان معنوی، ضمن تقدس بخشی به اصل حرکت تبیین شده در سال جاری، انتظار می رود که رفتارها و حرکتهای اقتصادی ما نیز بامعنویت، در هم آمیخته شود و این رفتارهای پسندیده و جمعی کشور، چه از سوی دولتمردان و چه از سوی آحاد جامعه و با استفاده از تمام پتانسیل و ظرفیت موجود هم در ابعاد اعتقادی و هم در ابعاد اقتصادی به نحو صحیح و مطلوب درسرلوحه برنامه ها و فعالیت های مختلف کشور، بخصوص در حوزه اقتصادی قرارگیرد. یکی از مفاهیم دیگر در ریشه یابی کلمه جهاد اقتصادی، اهمیت و ضرورت مبارزه با موانع بر سر راه پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی است؛ بنابراین بکارگیری دو عبارت جهاد و اقتصاد در کنار هم، مفهوم همت و تلاش جهاد گونه در تحقق سیاستهای اقتصادی جامعه اسلامی را در خود دارد و این همان جهاد اقتصادی است.
مفهوم اقتصاد
اقتصاد، یکی از اساسی ترین عوامل مهم توسعه کشورها بشمار می رود و شکوفایی اقتصادی بستر ساز پیشرفت در زمینه های گوناگون است طوری که شاخص های توسعه اقتصادی ارتباط مستقیمی با افزایش بهره وری ها و در نتیجه شکوفایی فرهنگ، سیاست، اجتماع، رشد دانش وصنعت و ... دارد. اقتصاد از ریشه "قصد" به معنى راستى راه است. اقتصاد در لغت به دو معنى است؛ یکى از آن دو پسندیدهاست که حد وسط و میانه افراط و تفریط است مانند جود که حد وسط اسراف و بخل محسوب مىشود یا شجاعت که حد وسط تهور و ترس است و به همین معنى در قرآن به کار رفته است. در قرآن هم، به این معنا اشاره شده:" و اقصد فى مشیک " (8) یعنی: در رفتارت میانه را برگزینید و به امرى اطلاق مىگردد که بین پسندیده و ناپسند در نوسان است؛ مانند آنچه که بین عدل و جور، قریب و بعید، فرض مىشود." فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد" یعنی: بعضى از آنان بر خود ستم کردند و بعضى راه میانه را برگزیدند و در اصطلاح اقتصاد حالت میانه و اعتدال بین زیادهروى و خست ورزى است. خداوند مى فرماید: "والذین اذا انفقوا لم یسرفوا لم یقتروا و کان بین ذلک قواما " یعنی: و آنان که چون هزینه کنند اسراف نمىکنند و خست نمىورزند بلکه میان این دو راه اعتدال را در پیش مىگیرند، اتفاقاً همین مفهوم در کلام امیرالمومنین در نهج البلاغه به لفظ اقتصاد تعبیر شده است: امام مىفرماید:"ما عال من اقتصد"یعنی: هرکس میانه روى پیشه کند (صرفه جویى کند) نیازمند نگردد. (8)
علم اقتصاد: عبارت است از دانشی که به تخصیص بهینه کالاها و فراوردهها میپردازد. به عبارت دیگر، علمی است که به تفسیر حیات اقتصادی و پدیدههای آن و ارتباطشان با عوامل کلّی آنها اهتمام می ورزد.
مفهوم اقتصاد اسلامی
علم اقتصاد، دانشی است که به تخصیص بهینه کالاها و فراورده ها میپردازد. به عبارت دیگر، علمی است که به تشریح حیات اقتصادی و پدیدههای آن و ارتباطشان با عوامل کلّی آنها می پردازد. مسألهی اقتصاد، بعنوان یکی از مهمترین مسائل زندگی بشری، مطرح است و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد. نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از: مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی، در راستای تامین عدالت اجتماعی.
نگاه ویژهی اسلام به اقتصاد
اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرفگرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود میداند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شدهاند. نگاه اسلام به مسألهی اقتصاد نگاه خدا محورانه واصلاح وسعادت انسان است وبشر را به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها میتواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم میداند.
ابعاد جهاد اقتصادی
جهاد اقتصادی دارای اصولی است که مهم ترین آن عبارتند از: اصل کارآفرینی؛ بدون تردید باید در کنار عوامل داخلی و خارجی عقب ماندگی ایران در 200 سال گذشته، به مسئله ذخایر زیرزمینی و خصوصاً نفت اشاره کرد. طبق تحقیقات علمی، وجود منابع خدادادی یکی از عوامل مهم در افول نوآوری، خلاقیت، کارآفرینی وتوسعه اقتصادی است. ملتی که از زیر زمین ارتزاق می کند مجبور نمی شود تا استعدادهای خود را برای کشف مسیرهای تازه بکار گیرد. فرض نمایید روستایی در قلب کویر است و از کمبود آب رنج می برد و روستای دیگری در کنار قله ای برفگیر قرار دارد. کمبود آب در روستای کویری موجب خواهد شد تا ذهن و فکر به میدان بیاید تا تدبیری برای حل موضوع صورت گیرد، بنابراین فعالیت اقتصادی اساس پیشرفت و توسعه جوامع پیشرفته است. اگر ملتی، در ضمن فعالیت اقتصادی، کارآفرین باشد، منابع زیرزمینی خود را نیز در راستای توسعه زیرساختی به کار خواهد گرفت، بنابراین تلاش جهت ابداعات، بروز خلاقیت ها و نوآوری ها و کارآفرینی یکی از ابعاد مهم جهاد اقتصادی است که تعبیر علمی آن، تولید ثروت از دانش است.(5)
درآمد مردم یک جامعه به طور کلی از دو راه قابل افزایش است: یکی از طریق فعالیتهای اقتصادی و ایجاد مشاغل جدید و به طور کلی ایجاد اشتغال برای مردم: هرچه میزان اشتغال افراد یک جامعه بیشتر باشد، درآمد آن جامعه نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین کاهش بیکاری خود عاملی برای افزایش درآمد است. تبدیل نیروهای غیر فعال به نیروهای فعال و استفاده هرچه بیشتر از سن بهره وری مردم روش هایی است که از طریق آنها میزان اشتغال و در نتیجه درآمد جامعه افزایش می یابد. ایجاد مشاغل جدید در صورتی که همراه با گسترش قلمرو بازار( ایجاد بازار جدید یا کسب سهم بیشتر از بازار موجود) نباشد، منجر به شغل پایدار نمی شود. قلمرو اقتصاد از طریق صادرات محصول موجود یا توسعه محصول جدید برای بازار داخل گسترش می یابد و با واردات محصول یا کاهش تنوع محصول داخلی کاهش می یابد. تعیین قلمرو مناسب اقتصادی منجر به تعیین میزان اشتغال بهره ور و میزان درآمد جامعه می شود. هرچه میزان اشتغال بیشتر از سطح بهره وری باشد به کاهش میزان عایدی تک تک افراد منجر خواهد شد. طریق دوم؛ تغییر نوع شغل و بهبود کیفیت شغل است. (6)
مشاغل مختلف دارای سطوح، پیچیدگی، اثربخشی و درآمدهای متفاوتی هستند. افزایش ارتباطات و جهانی شدن این امکان را به وجود آورده است که بعضی از کشورها به سراغ مشاغل با درآمد بیشتر بروند و نیازهای خدماتی و تولیدی مربوط به درآمدهای کم را وارد کنند. با بهبود کیفیت شغل، بهره وری و سهم بازار افزایش می یابد. افزایش دستمزدها بدون تغییر درکیفیت مشاغل موجب افزایش هزینه ها می شود و به کاهش بهره وری منجر می شود؛ در واقع به کاهش مجدد دستمزد (واقعی) یا بیکاری می انجامد. افزایش دستمزد بدون بالابردن کیفیت شغل روش بادوامی برای افزایش درآمد نیست. با افزایش دستمزد مشاغل کم کیفیت و کم دستمزد، صاحبان این نوع مشاغل، در نهایت سعی می کنند مشاغل مربوطه را کنار گذارند یا از کشور خارج کنند.
به طور کلی برای بهبود درآمد ، بهترین راه بهبود شغل است و اینکه افراد به مشاغل بهتری هدایت شوند. این امر می تواند به صورت پلکانی باشد به این معنی که افراد فرهیخته و دانش آموخته سطوح تکمیلی و عالی را به سمت مشاغل با درآمد بیشتر جهانی هدایت کنیم و این گونه مشاغل را به ایران بکشانیم و به همین ترتیب برای افراد ردیف دوم، مشاغل ردیف اول را ایجاد کنیم.
نوع بیکاری موجود، بیکاری دوره ای نیست که با سیاست های پولی و مالی بتوان آن را کنترل و هدایت کرد. سیاست های پولی و مالی می تواند روی عوامل دوره ای اثر گذاشته و آن را تغییر دهند ولی نمی توانند روی علل ساختاری و کارکردی اثر چندانی داشته باشد. عدم موفقیت سیاست های اشتغال در دوره های پیشین نتیجه کم توجهی به اتخاذ سیاست های ساختاری بوده است. البته می توان سیاست های دوره ای را هم زمان با سیاست های ساختاری به اجرا گذاشت.
ایجاد شغل و بهبود آن نیازمند تدوین و تصویب سیاست جامع اشتغال و سیاست جامع توانمندسازی و ایجاد مزیت رقابتی برای بخش های اقتصادی است. این امر ضرورت اتخاذ سیاست اقتصادی، بازرگانی و صنعتی را تبیین می کند. یعنی کشور برای کسب مشاغل بهتر جهانی و همچنین تعیین آرایش اشتغال داخلی، باید پیشرانهای اقتصادی پیشرفت را تعیین کرده به ایجاد یا تقویت آنها بپردازد.
توجه به سیاست های اقتصادی و صنعتی بدون توجه به بازار مصرف، به شغل پایدار منجر نمی شود. همچنین بی توجهی به سیاستگذاری بازار به بهانه بازار آزاد، موجب شکست بازار و بروز رقابت های ناسالم اقتصادی و درنتیجه از دست رفتن قلمرو اقتصادی و به طبع آن کاهش میزان اشتغال می شود. شغل های ایجاد شده هنگامی پایدار است که بازاری برای خرید خدمات ناشی از شغل، موجود باشد. مهندسی کلان بازار، در پایدار ساختن و یا توسعه مشاغل اهمیت انکارناپذیر دارد. تغییر سبک و الگوی مصرف و تغییر سبک و الگوی تولید و تغییر سبک و الگوی سرمایه گذاری از ابزارهای مهندسی کلان بازار است.(7)
الزامات و بایسته های جهاد اقتصادی
یکی از مصادیق بارز جهاد اقتصادی در شرایط کنونی نظام اقتصادی کشور، تلاش و همت همگانی دولت و مردم برای رسیدن به شاخصهای بالای رشد و توسعه اقتصادی است و پیش زمینه آن نیز صرفاً اراده عمومی است که برای رسیدن به آن، باید اعتقادات و باورهای دینی و عمومی جامعه برای ایجاد تغییر و تحول در ساختار اقتصادی جامعه در تمام ابعاد و زمینه های مختلف آن احیاء و نهادینه شود. شناسائی موانع و مشکلات احتمالی فراروی جهاد اقتصادی برای رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی با همکاری و همت مضاعف کلیه دستگاههای اجرائی یکی دیگر از الزامات جهاد اقتصادی است. تهیه نقشه و طرح جامع جهاد اقتصادی برای عملیاتی کردن آن، از دیگر بایسته ها و الزامات جهاد اقتصادی است که باید در قالب تهیه و تدوین برنامه ها و اولویت های کاری کلیه دستگاههای اجرائی برای تسریع بخشیدن به فرآیند اجرائی این طرح صورت گیرد. همچنین سیاستگذاری و برنامه ریزی برای اجرای فرآیند، در قالب یک آرایش منسجم و منظم جهادی بعنوان مرحله بعدی در اجرای طرح عظیم جهاد اقتصادی، نیازمند تجهیز امکانات مورد نیاز با رعایت شرط اصلاح الگوی مصرف در سرلوحه دستگاههای اجرائی و آموزش منابع انسانی خواهد بود و این مرحله مهمترین فرآیند اجرای جهاد اقتصادی است.(10)
جهاد فرهنگی و جهاد اقتصادی
جهاد فرهنگی از دو واژهی جهاد و فرهنگ، تشکیل شده است که این دو با همراهى یکدیگر، مفهوم ارزشی را در جامعه، تحت پوشش قرار مىدهند. اهمیت آن تا بدان جاست که توجه نکردن به جهاد فرهنگى مىتواند یکى از مشکلات اساسى در امر توسعه را فراهم آورد. تجربهی تاریخى جامعهی ایران بیانگر این امر است که جامعه قبل از هر چیز نیازمند آمادگیهاى فکرى، پى بردن به ضرورت توسعه و خلاصه، تصمیمگیرى قاطع پیرامون آن است. این امر خود به تنهایی مستلزم جهاد فرهنگى و همراهى آن با ابعاد دیگر توسعه است.
جهاد اقتصادی در عرصهی فرهنگ میتواند با تأمین ابزار و زیر ساختهای فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کمک کند؛ در حالی که جهاد فرهنگی میتواند از راه ارایهی قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری به تحقق آن در جامعه کمک کند. لذا ملاحظه می گردد؛ که بین این دو چه ارتباط ظریف و دقیقی وجود دارد. جهاد اقتصادی در عرصهی فرهنگ میتواند با تأمین ابزار و زیر ساختهای فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کمک کند در حالی که جهاد فرهنگی میتواند از راه ارایهی قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری، به تحقق آن در جامعه کمک کند. لذا میبینیم که بین این دو چه ارتباط ظریف و دقیقی وجود دارد.
تاثیرفرهنگ در فعالیتهای اقتصادی
مردم مصرف کنندگان حوزه اقتصاد هستند. بعبارتی همه آحاد مردم، قطعاتی از پازل بزرگی هستند که عرصه اقتصاد کشور را سامان می دهند، بنابراین باید بسترهای مناسب به منظور فرهنگ سازی و ایجاد نگرش اقتصادی در فعالیت های روزمره آنان بوجود آورد. هرچه در حوزه فرهنگی، جهاد صورت گیرد، حوزه اقتصاد تقویت خواهد شد، چراکه مباحث اقتصادی و جهاد اقتصادی با حوزه فرهنگ، عجین و تفکیک ناپذیر است. جهاد اقتصادی مستلزم جهاد فرهنگی است. اصولا بین اقتصاد و فرهنگ یا به تعبیری حوزههای مختلف زندگی بشری ارتباط وجود دارد. اگرچه جهاد اقتصادی آنچنان که از این عنوان پیداست محتوای اقتصادی دارد اما نباید غافل بود که رعایت هنجارهای اقتصادی و هرگونه افراط یا تفریط در آن ناشی از عوامل فرهنگی است و از اینجا نقش فرهنگ به عنوان یک مقوله تاثیرگذار در تمامی ابعاد زندگی بشر مشخص میشود. هر عملی که از انسان بعنوان موجودی صاحب اختیار سر میزند برگرفته از اندیشه و فرهنگ اوست و از این رو تغییر فرهنگ همواره تغییر رفتار را به دنبال دارد. فرهنگ، نقش به سزایی در رفتار اقتصادی افراد جامعه دارد. فرهنگ هر جامعه ای، از مجموعه ای از خُرده فرهنگ ها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خرده فرهنگ ها هستند و اگر در جامعه ای این رفتارها به نفع فرهنگ اقتصادی و معطوف به آن باشند، شاهد جامعه ای خواهیم بود که فعالیتهای جهاد اقتصادی، در تمام اقشار آن، ریشه دوانده است.(1) در حال حاضر، الگوی صحیح فعالیتهای اقتصادی، بعنوان مَحَکی در تمامی ارزیابی ها مدّ نظر قرار می گیرد و لازم است در تمام زمینه ها نهادینه گردد. برای مثال عدم الگوی صحیح فعالیت اقتصادی در جامعه باعث هدر رفتن فرصتها و سرمایه های مادی و انسانی جامعه شده و وابستگی و عقب افتادگی اقتصادی کشور را به همراه خواهد داشت. در صورتی که فرهنگ جهاد اقتصادی، بعنوان یک ارزش در جامعه شناخته شود، شاهد جامعه ای خواهیم بود که بهترین استفاده را از منابع و امکانات جامعه بعمل آورده و توسعه یافتگی، استقلال و خودکفایی را برای کشور به ارمغان خواهد آورد. خوشبختانه فرهنگ اصیل ایرانی ـ اسلامی، توجّه بسیار زیادی به فرهنگ کار و فعالیت اقتصادی دارد که با برنامه ریزی و عنایت خاص می توان آنرا احیاء کرد و زمینه پیشرفت اقتصادی کشور را فراهم ساخت. جهاد زمانی تحقق می یابد که عنصر انگیزش بالا باشد، اگر فردی به شناخت عمیق از هستی برسد از انگیزش قوی برخوردار خواهد شد و اگر جهاد در قلمرو اقتصاد روی دهد با معنویت توأمان خواهد شد. لذا جهت نهادینه کردن فرهنگ جهاد، نیاز به فرهنگ سازی است که در سطوح فردی رسانهها متولی رسمی فرهنگسازی هستند و دانشگاه و آموزش و پرورش نیز دارای مسئولیت رسمی هستند.
ضمنا، فرهنگسازی غیررسمی نیز وجود دارد که تاثیر آن در جامعه ماندگارتر است. درادبیات امروزی وقتی قرار است کار بزرگی انجام شود می گویند ابتداء فرهنگ سازی لازم است. فرهنگ به یک معنا ارزشهای حاکم بر برنامه ریزی برای ایجاد همدلی همفکری و همکاری در انجام عملیات مورد نظر می باشد. بنابراین فرهنگ جهاد اقتصادی یعنی ایجاد ارزشهای اجتماعی که ناظر به کار وفعالیت اقتصاد جهادی است؛ از جمله این ارزشها داشتن جهت واحد، یعنی ایجاد هم جهتی واحد برای رسیدن به آرمان واحد است تحقّق جهاد اقتصادی توأم با فرهنگسازی و روشنگری افکار عمومی در رابطه با این موضوع است. وجه مهم جهاد اقتصادی، تداوم حرکت شتابنده به سوی پیشرفت است و در این راه تمام عوامل مادّی و معنوی و انسانی باید هماهنگ با یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند.
خانواده و فرهنگ جهاد اقتصادی
خانواده، کوچکترین نهاد اجتماعی است؛ امّا همین نهاد کوچک، نقش بسیار مهمّی در شکل گیری رفتار و شخصیت افراد، بازی می کند. بنجامین بلوم( روان شناس) می گوید: 50 درصد شخصیت فرد، از تولد تا 4 سالگی و 30 درصد شخصیت او از 4 سالگی تا 8 سالگی سامان می یابد و تنها 20 درصد باقیمانده از 7 سالگی تا 17 سالگی شکل می گیرد.(5) بی تردید، بین آموزش و بهره وری، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از آن جا که بیشترین دوران شخصیت پذیری افراد، سنینی است که در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده خود زندگی می کنند، بنا بر این، یکی از مهم ترین ارکان آموزش افراد، برای نهادینه شدن فرهنگ جهاد اقتصادی خانواده است. افراد، در محیط خانواده، رشد و نمو می کنند، رفتار اطرافیان را می بینند، از آنها الگو می گیرند و پس از چندی این رفتار در آنها نهادینه می شود و تغییر آن، با دشواری صورت خواهد گرفت. اگر محیط خانواده ها به گونه ای باشد که در آن، فرهنگ جهاد اقتصادی جاری باشد، جامعه ای را شاهد خواهیم بود که در آن، بهره وری و پیشرفت در بیشتر سطوح فعالیتهای اقتصادی وجود خواهد داشت.
نقش رسانه ها در فرهنگ جهاد اقتصادی
امروزه رسانه ها را به عنوان دومین عامل فرهنگ پذیری افراد، پس از خانواده، می شناسند. اگر به رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان یک سیستم (نظام واحد) بنگریم، باید قبل از هر چیز، همسو و هم جهت بودن تمام اجزای آن (یعنی رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سایر رسانه های گروهی و مَجازی و...)، به صورت هماهنگ، در مسیر رسیدن به یک هدف نهایی تلاش کنند. رسانه ها، چنانچه در برنامه هایی که ارائه می دهند، خط مشی ای را به کار گیرند که فرهنگ جهاد اقتصادی را را اشاعه دهد، مسلّماً تأثیرات آن را در جامعه شاهد خواهیم بود؛ چه بسا که اگر برای یک فرد، ساعت ها درباره فواید جهاد اقتصادی صحبت کنیم، نتیجه دلخواه خود را نگیریم؛ امّا ممکن است همین فرد، با دیدن یک برنامه تلویزیونی، به فواید جهاد اقتصادی پی ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.
رفتار و فعالیتهای اقتصادی در میان ملت ها به شدت از جهان بینی آنها متاثر است. به عبارت دیگر، نوع نگاه به انسان، زندگی فردی و اجتماعی و به ویژه طبیعت، خواسته یا ناخواسته، نحوه رفتار مردم را تعیین می کند. در واقع، فکر و اندیشه از بطن جهان بینی متولد می شود؛ هسته مرکزی و سخت همه فرهنگ ها اندیشه و فکر آنها است؛ اقتصاد بر فرهنگ رایج تکیه دارد و در نتیجه الگوی فعالیت اقتصادی در جوامع گوناگون بیش از هر چیز به فکر و فرهنگ آن جوامع وابسته است.
نتیجه گیری
جهاد اقتصادی حرکتی جهادگونه در موضوع امور اقتصادی است و جهاد فرهنگی حرکتی جهاد گونه در امور فرهنگی است. این دو ممکن است در وهلهی اول هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند ولی وقتی که دقیق میشویم، میبینیم که بین این دو مفهوم رابطهی ظریفی وجود دارد. جهاد اقتصادی در عرصهی فرهنگ میتواند با تأمین ابزار و زیر ساختهای فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کمک کند؛ در حالی که جهاد فرهنگی میتواند از راه ارایهی قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری به تحقق آن در جامعه کمک کند. مهمترین و اساسی ترین عاملی که میتوان در زیر ساخت جهاد اقتصادی موثر باشد بستر فرهنگی است. اگر جهاد فرهنگی و فرهنگ جهادی، برای مردم شفاف سازی شود، یقیناً در عملی نمودن شعار جهاد اقتصادی موفق خواهیم شد. فرهنگ، حلقه اتصال همه حرکتها است و در همه حوزهها باید فرهنگ سازی کنیم تا حرکتهای مناسبی انجام دهیم. باید همه نهادها اعم از اقتصادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی به توسعه فرهنگ جهاد و تلاش های مقدس اقتصادی توجه کند جهاد اقتصادی، مهمترین خط راهبردی کشور است و ایجاد تحول در اقتصاد مستلزم فرهنگ سازی است، جهاد اقتصادی در سایه استمرار تلاش و همت مضاعف نتیجه بخش خواهد بود.
جهاد اقتصادی امری است که نتایج آن در سایه برنامهریزی دقیق و تلاش صادقانه و خستگیناپذیر مسئولان و همراهی همه جانبه مردم در سالهای آتی به بار خواهد نشست. باید دلسوزی وتعهد انجام فعالیت های اقتصادی در جامعه به صورت یک اصل فرهنگی، نهادینه شود؛ چرا که در این صورت میتوان گفت جهاد اقتصادی شکل میگیرد.
خودکفایی و استقلال اقتصادی کشور با تدوین یک الگوی صحیح امکانپذیراست، آبادانی کشور، حاصل عبور موفقیت آمیز ملت ما از موانع بسیار زیاد اقتصادی است که بواسطه تحریمها پیش آمده بود و نیاز است که با تداوم روند رو به رشد کنونی، مرزهای سازندگی و توسعه اقتصادی کشور روز به روز گستردهتر شود.
برای اجرای این مهم، بضاعت علمی، قدرت برنامهریزی، تعهد، مسئولیت پذیری و تامین امکانات و منابع؛ لازم است؛ که با تکیه بر نیروهای کارآمد مردمی و نخبگان جامعه میسر خواهد شد.
در جهاد اقتصادی ریشه جهاد فرهنگی هم دیده میشود، ما در عرصههای مختلف باید جهادگر باشیم، برای تحقق جهاد اقتصادی حداقل باید نیم نگاهی به گذشته داشت و علت عدم رشد نیافتگی و نقاط ضعف را شناسایی کرد و سپس در برنامههای تعریف شده برای آینده نیز عوامل رخوت و آفتهایی که امکان دارد ضریب تحقق جهاد اقتصادی را کاهش دهد پیشبینی و برای آن برنامهریزی شود. انقلاب ما بر اساس فکر، اندیشه و تفکر متعالی فرهنگی به چنین جایگاهی دست یافته است؛ لذا رویکرد فرهنگی را باید در تمام مباحث اقتصادی مطرح کرد چرا که قدم برداشتن در هر عرصهای بدون داشتن نگرش فرهنگی ابتر خواهد ماند. باید توجه داشت که جدیت در مسائل اقتصادی و جهادی بمعنای کم کاری در زمینه های دیگر همچون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیست. بی شک جهاد اقتصادی تحقق نخواهد یافت مگر آنکه بسترهای مناسب آن بوجود آید. فرهنگ جهاد یعنی ایمان به خدا، توجه داشتن به ارزشهای دینی و دفاع از ارزشهای حاکمیت اسلامی، اگر این مولفه ها نباشد؛ در مراحل بعد، دچار سر در گمی خواهیم شد. مرحله بعدی فرهنگ جهاد، جهد و کوشش، فقط بخاطر و برای خدا بودن است، اگر کار را برای خدا انجام ندهیـم، نمی توانیم مدعی جهاد باشیم. باید کوششمان خالصانه باشد. اخلاص یعنی در نیت و عمل برای خدا قدم بر داشتن و این در فرهنگ جهاد نهفته است. مرحله بعد جهاد، شاخصه عمومی و همگانی بودن آن است. جهاد وقتی اعلام می شود؛ همه با هم وارد میدان می شوند و معنی این حرف این است که همه با یک وحدت باید به میدان بیایند تا بتوان شعار امسال را محقّق نمایند. یقیناً اگر مشارکت و همت همه جانبه و همسو با هم؛ چه در دستگاههای مختلف و چه توسط مردم انجام نشود، نتیجه مطلوبی از کار؛ عاید نخواهد شد. نکته دیگر در فرهنگ جهادی شاخصه مسئولیتپذیری است اگر در جامعه هر فردی در هر مسئولیت و در هر مکانی که فعالیت می نماید، احساس مسئولیت کند، توانسته فرهنگ جهادی رادر درون خود احیاء نماید. پس بدون توجه به زیر ساختهای فرهنگی جهاد اقتصادی تحقق نخواهد یافت. ما اقیانوسی از امکانات و سرمایهها را در اختیار داریم. تحول اقتصادی و جهاد اقتصادی بدون تئوری کارایی ندارد. بعبارتی؛ تحقق جهاد اقتصادی، منوط به تغییر در نگرش فرهنگی جامعه است.
منابع و مآخذ:
1- جیروند، عبداللّه، 1368، "توسعه اقتصادی، مجموعه عقاید "، انتشارات مولوی، چهارم، تهران.
2- خامنه ای، علی، 1390، "پیام به مناسبت سال جدید"، روزنامه کیهان شماره 13917.
3- خلیلیان اشکذری، محمدجمال، 1381، " فرهنگ اسلامی و توسعه اقتصادی (بررسی سازگاری و ناسازگاری) "، مؤسّسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره، اوّل، قم.
4- رفیع پور، فرامرز، 1377، "وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی"، تهران، کتاب فرا.
5- ساداتی، علی اکبر و دیگران 1377، "فرهنگ بهره وری"، تهران، توسعه علوم.
6- ستّاری فر، محمد، 1374، "درآمدی بر سرمایه و توسعه "، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.
7- عظیمی، حسین، 1371، "مدارهای توسعه یافتگی در اقتصاد ایران "، نشر نی، دوم، تهران.
8- مجلسی، محمدباقر، 1362، " بحارالانوار "، دارالکتب الاسلامی، تهران.
9- معین، محمد، 1362، "فرهنگ معین"، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم ، ج1، ص266.
10- موسایی، میثم، 1380، "اسلام و فرهنگ توسعه "، نشر سرزمین ما، ش اوّل، تهران.
11- پیام نوروزی مقام معظم رهبری،1390.
12- پیغامی، عادل، 1390، آرایش جهاد اقتصادی کشور، سایت اقتصاد دان، www.eghtesaddan.ir
13- جهاد در عرصه اقتصاد، 1390، سایت راسخون، www.rasekhoon.net
14- گنجی، عبدالله، 1390، اصول جهاد اقتصادی، سایت صراط نیوز، www.seratnews.ir
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir