زنجان
← همه اخبار
جهاد اقتصادی و تاثیر اقتصاد اسلامی درعدم وابستگی و تکلیف امت اسلامی

جهاد اقتصادی و تاثیر اقتصاد اسلامی درعدم وابستگی و تکلیف امت اسلامی

۱۴ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31044۲

رضا دهـقانی، فاطمه کیوانی

چکیدۀ مقاله:
ویژگی¬های اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران، که در شعار‹‹ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی›› خلاصه می¬شود راهنمای بسیار خوبی برای دولتمردان و دستندرکاران نظام می-باشد تا با الهام از افکار و اندیشۀ خاص مکتب اسلام و رهنمودهای همه جانبۀ ولایت فقیه، الگوی واقعی جامعۀ اسلامی را دریافته و در تعالی اقتصادی این سرزمین بکوشند تا در همۀ عرصه ها به خود کفایی دست یازیم. لذا توجه به مکتب اقتصادی اسلام در صدد تأمین این اهداف است.
اقتصاد واژه ای است که می تواند دو معنی داشته باشد: یکی مفهوم غربی آن می باشد که در این معنی آن را حد اکثر ارضای منابع کمیاب تولید، تعریف می کنند که تقریبآ مترادف آن فن معاش یا تدبیر در معیشت می توان تعبیر کرد.
اما دراسلام، در روایت مشهور ازامام رضا(ع) نقل شده: « حسنُ التقدیر فی معیشة» از شرایط کمال است. لیکن امروزه در اسلام این مفهوم با واژۀ اقتصاد استعمال می شود.
معنای دوم اقتصاد مأخوذ از عربی است به معنای اعتدال و میانه روی در دخل و صرف و توزیع پول و مال مطابق دستورات و احکام اسلام، که البته غربیها و حتی شرقیها این را به عنوان هدف تلقی نکرده و حتی نمی توانند در فکر واندیشۀ خود این معنا را بپذیرند؛ زیرا جهان بینی آنها با اسلام مغایر است، لذا می گویند حداکثر ارضا و استفاده، و اسلام می گوید در حد اعتدال و بیش از آن اسراف و حرام است.
بنابراین نگرش اسلام و کفر به اقتصاد مبتنی بر جهان بینی است، کفار چون به نشأةء دیگر معتقد نیستند می خواهند بهشت را در همین دنیا برای خود بسازند و آن را هم در زیاده روی و لذت بردن می دانند. اما اسلام می گوید خلقت انسان به گونه ای است که برای بقای حیات باید غرایز و تمایلاتش تعدیل شود، افراط در غرایز به استغنا و بعد به طغیان می رسد و تفریط در آن به فقر و فقر هم چه بسا انسان را به کفر بکشاند؛ اسلا از امتش به عنوان امة وسطا یاد می کند و آنگاه او را به طرف کمال که همان قرب الی ا... است با برنامه ریزی احسن اقتصادی رهنمون می شود.
لذا در مقالۀ پیشرو، با مفهوم نمایی واژگان و بیان ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف تحقیق، فرضیه های تحقیق به تبیین موضوع علم اقتصاد اسلامی؛ مفهوم و ماهیت اقتصاد اسلامی؛ اصول اقتصادی امت اسلامی و اهداف اقتصادی امت اسلامی برای نیل به عدم وابستگی اقتصادی و فرهنگی به کشورهای دیگر پرداخته شده و قبل ازنتیجه گیری به بیان استقلال اقتصادی و عدم وابستگی در آیات و روایات و آثار شوم وابستگی به صورت مبسوط توضیح داده شده است.
واژگان کلیدی: اقتصاد، اقتصاد سالم، اقتصاد اسلامی، استقلال اقتصادی، امت اسلامی
مقدمه:
معمولا ًدولتها در برنامه ریزی اقتصادی جهت نیل به هدفهای مطلوب، یا اولویّت را به تحقّق عدالت اجتماعی می دهند و یا بوسیلۀ رشد تولید و پیشرفت اقتصادی می خواهند رفاه عمومی بوجود آورند؛ اما از نظر اسلام عالیترین و والاترین مقصودی که تمامی برنامه ها و فعالیتهای اقتصادی جهت نائل شدن به آن باید بسیج شود، عدالت اجتماعی به معنای دقیق اسلامی آن می باشد؛ زیرا از نظر اسلام توزیع مقدم بر تولید می باشد.
اهمیت انقلاب اسلامی ایران و ویژگی های خاص آن در زمینه های اعتقادی،سیاسی و اقتصادی ایجاب می¬کند تاخط مشی نظام کشور درمحدودۀ قانونی جامع وکامل تدوین و تنظیم شود تا همۀ اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و امام(ره) در پرتو آن از وضعیّت بالقوّه به صورت بالفعل درآمده و همۀ نهادهای فرهنگی، اجتماعی- سیاسی و اقتصادی نظام اسلامی تداوم پیدا کند.
ویژگی¬های اصلی این نظام که درشعار‹‹ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی›› خلاصه می-شود راهنمای بسیار خوبی برای دولتمردان و دستندرکاران نظام می¬باشد تا با الهام از افکار و اندیشۀ خاص مکتب اسلام و رهنمودهای همه جانبۀ ولایت فقیه، الگوی واقعی جامعۀ اسلامی را دریافته و در تعالی اقتصادی این سرزمین بکوشند تا در همۀ عرصه ها به خود کفایی دست یازیم. لذا توجه به مکتب اقتصادی اسلام در صدد تأمین این اهداف است.
تبیین واژگان
اقتصاد: اقتصاد واژه ای است که می تواند دو معنی داشته باشد: اگر ترجمۀ واژۀ لاتین Economic باشد به همان معنای علم اقتصاد است که از دو سه قرن پیش به دلیل بوجود آمدن نیازها و امکانات جدیدی در زندگی انسان از زمان انقلاب صنعتی انگلستان در غرب بوجود آمده و به سرعت تکامل یافته و به شکل بسیار مدون حاوی تئوریها و قوانین اقتصادی امروزی در آمده است1. بنابراین اگر مقصود از واژۀ اقتصاد ترجمۀ واژۀ Economic و مفهوم غربی آن باشد آن را حد اکثر ارضای منابع کمیاب تولید، تعریف می کنند که تقریبآ مترادف آن فن معاش یا تدبیر در معیشت می توان تعبیر کرد.
یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در اطراف کیفیت فعالیت و روابط اقتصادی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مزبور حکومت می¬کند و وسایلی که باید در عمل توجه به مقتضیّات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تأمین شود، بحث می¬کند.2
اقتصاد دارای دو جنبه است:
1- اقتصاد نظری: بررسی عوامل اقتصادی و کشف قوانین ثابت یعنی رابطۀ علت و معلولی بین عوامل مزبور است.
2- اقتصاد عملی یا فنی: تطبیق قوانین اقتصادی با حقایق خارجی است تا در نتیجۀ روابط اقتصادی بر روی اصول صحیح و منطقی و در عین حال عادلانه¬تری قرار گیرد؛ ولی اقتصاد عملی با استفاده از نتایج حاصله از قوانین اقتصادی، بهترین روشی را که باید برای بهبود اوضاع اقتصادی تعقیب شود نشان می¬دهد.3
فعالیت اقتصادی: هریک از افراد برای تأمین زندگی خود و تهیۀ آنچه مورد نیاز و میل و آرزوی دیگران است؛ روزانه عملیاتی انجام می¬دهند که اگر عملیات مزبور از جهت نوع و کیفیت متفاوت باشند؛ ولی از لحاظ هدف نهایی یکسان بوده و هدف مشترک تمام این فعالیتها به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأمین رفاه و سعادت می¬باشد4 و معنی کلان نیز چنین است که جامعه ها و کشورها دست به فعالیت اقتصادی می¬زنند تا به تعالی و توسعه دست یابند.
اقتصاد اسلامی: شهید صدر در‹‹ اقتصادنا›› جزئی از مکتب اسلام معرفی کرده که قصد تغییر وضع موجود و انقلاب در حقوق و روابط اقتصادی دارد تا آن را به یک وضعیت سالم و عادلانه مبدل سازد.5 بنابراین هدف اقتصاد اسلامی، مکتب اقتصادی اسلام است که در آن راه و رسم اسلام در تنظیم زندگی اقتصادی جلوه گر شده است و دارای یک افق فکری و اصول نظری می¬باشد که از آن نظرات اخلاقی اسلام و نظرات علمی اقتصادی یا تاریخی آن نشأت می¬گیرد.6 حجۀ الاسلام اراکی اقتصاد اسلامی را چنین آورده¬اند: مجموعه¬ای از باید ها و نباید هاست که روابط اقتصادی جامعه را در جهت تحقق عدالت وآرمانهای متعالی زندگی انسانی هدایت کرده وسازمان می¬بخشد.7
ضرورت و اهمیت تحقیق
توجه دقیق به مناسبات امروز جهانی و بشری بویژه مناسبات اقتصادی و گستردۀ امروزی و طرح موضوعات حیاتی درسطح وسیع، لزوم برقراری ارتباطات سریع و گسترده در جهان امروزی، بازشناسی و بازگشایی درهای اقتصادی و هویتهای اسلامی و توجه به اقتصاد امت اسلامی و از همه مهمتر مسمّی شدن سال 1390 با سال جهاد اقتصادی ضرورت و اهمیت تحقیق در این باره را روشن می سازد.
همچنین برای ارائه و بررسی دیدگاه قرآن و روایات دربارۀ اهمیت و جایگاه اقتصاد اسلامی و پیامدهای گوناگون آن و تکلیف امت اسلامی، اهمیّت و ضرورت موضوع بیشتر مکشوف می گردد.
اهداف تحقیق
1- توسعۀ اقتصادی امت اسلامی
2- بیان دیدگاههای سازنده و حکیمانۀ قرآن و حدیث در مورد اقتصاد.
3- اهمیت اقتصاد از دیدگاه قرآن و احادیث.
4- آشنایی با انواع اقتصاد اسلامی در قرآن و احادیث.
5- استقلال اقتصادی و عدم وابستگی اقتصادی به دیگران، در قران و روایات.
6- اصول اقتصادی اسلام در قرآن و روایات.
فرضیه های تحقیق
1- اهمیت اقتصاد از دیدگاه اسلام چیست؟
2- ابعاد اقتصاد اسلامی و آثار آن چیست؟
3- اصول اقتصادی اسلام جهت استقلال اقتصادی کدامند؟
4- اصول راهبردی و کاربردی حاصل از این موضوع چیست؟
جامعه آماری تحقیق:
بعضی کتب و مقالات موجود در مورد رشد و توسعۀ اقتصادی و نظریات بزرگان با توجه به قرآن و احادیث و کلام مقام معظم رهبری، جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهد.
روش پژوهش
اما روش مورد استفاده در این تحقیق، به صورت کلی توصیفی و کتابخانه ای می باشد. ولی در بعضی مواقع از روش توصیفی شیوۀ پیمایشی (زمینه یابی) استفاده شده است و در مواردی نیز روش توصیفی شیوۀ عِلّی- مقایسه ای به کار رفته است.
موضوع علم اقتصاد اسلامی
موضوع علم اقتصاد عبارت است از مطالعۀ نحوۀ استفاده ازامکانات و منابع محدود توسط افراد یا گروهها برای تأمین خواستهای مختلف. این موضوع هم در یک مقطع زمانی و هم در طی زمان مورد بررسی قرار گیرد؛8 امّا تعریفی که امرزوه بیشتر از آن استفاده می¬شود عبارت است از مطالعۀ نحوۀ انتخاب اشخاص از امکانات محدود خویش برای تأمین خواستهای نامحدود و متعدد خود.9
هر دو جنبۀ اصلی موضوع علم اقتصاد ممکن است ازنظر یک مسلمان موردسؤال قرار گیرد؛ چون بر طبق تعالیم و آن نعمت هایی که خداوند برای انسان آفریده است نامحدود است و آیاتی مانند20 سورۀ لقمان و13سورۀ جاثیه10به انسان اعلام می¬کند که آنچه در آسمانها و زمین است برای او مسخر شده است؛ بنابراین محدودیتی از این طیف برای مسلمان وجود ندارد. اگر کمبودی در عرصۀ نعمات خدادادی به چشم می¬خورد به خاطر وجود مرزها و ممنوعیت مهاجرت بین کشورها در وهلۀ اول می¬باشد و در وهلۀ دوم به خاطر غصب و تجاوز به این نعمت هاست که توسط متجاوزان و ستمگران و اتلاف برخی دیگر از نعمات الهی توسط ایشان بروز می نماید.
اما باید توجه داشت که مفهوم محدود بودن با توجه به مدت بهره برداری و انتفاع تعریف می¬شود و منظور منابعی است که بالفعل مورد استفاده است نه بالقوّه. برای مثال در کشور ایران به برکت لطف الهی معادن بسیاری وجود دارد؛ اما بالفعل و فی الحال مقداری از آن را بهره برداری می¬کنیم طبعاّ در طول المدت امکانات ما و منافع ما در بهره برداری متفاوت خواهد بود. درست است که این کمیابی¬ها و محدودیت¬ها با دخالت استعمارگران و غاصبان حقوق شهرت می¬گیرد؛ ولی این مورد حتی در زمان پیغمبر اسلام پس از فتح مکه و غزوۀ تبوک برای مسلمانان محدودیت وجود داشت و اب آشامیدنی در همه جا به اندازۀ کافی در اختیار نبود. در زمان محاصرۀ در شعب ابی طالب نیز چنین بود.
همانطورکه در روایت مشهور ازامام رضا(ع) نقل شده: « حسنُ التقدیرفی معیشۀ»11 از شرایط کمال است. لیکن امروزه دراسلام این مفهوم با واژۀ اقتصاد استعمال می شود( در کشورهای عربی)
معنای دوم اقتصاد مأخوذ از عربی است به معنای اعتدال و میانه روی در دخل و صرف و توزیع پول و مال مطابق دستورات و احکام اسلام، که البته غربیها و حتی شرقیها این را به عنوان هدف تلقی نکرده و حتی نمی توانند در فکر و اندیشۀ خود این معنا را بپذیرند؛ زیرا جهان بینی آنها با اسلام مغایر است، لذا می گویند حداکثر ارضا و استفاده، و اسلام می گوید در حد اعتدال و بیش از آن اسراف و حرام است.
بنابراین نگرش اسلام و کفر به اقتصاد مبتنی بر جهان بینی است، کفار چون به نشأۀء دیگر معتقد نیستند می خواهند بهشت را درهمین دنیا برای خود بسازند و آن را هم در زیاده روی و لذت بردن می دانند. اما اسلام می گوید خلقت انسان به گونه ای است که برای بقای حیات باید غرایز و تمایلاتش تعدیل شود، افراط درغرایز به استغنا و بعد به طغیان می رسد و تفریط در آن به فقر و فقر هم چه بسا انسان را به کفر بکشاند؛ اسلام از امتش به عنوان امۀ وسطا یاد می کند و آنگاه او را به طرف کمال که همان قرب الی ا...است با برنامه ریزی احسن اقتصادی رهنمون می شود.
پس اقتصاد اسلامی با تعالیم قرآنی و سیرۀ نبوی و معصومین سعی در استفاده از امکانات موجود جهت رسیدن به خواستهای متعدد و نامحدود در قالب این تشریع اسلامی قدم بر می¬دارد و بین خواستهای مادی و معنوی انسان تعادل ایجاد می¬کند؛ چونکه در اقتصاد اسلامی عدم این تعادل ارتکاب گناه را منجر می¬شود و این تعادل است که انسان و جامعه را به تعالی می کشاند و آنها را از وابستگی اقتصادی و فرهنگی به کشورهای دیگر ایمن می¬سازد و استقلال و خود کفایی را در همۀ عرصه ها به ارمغان می¬آورد تا مسلمانان ایرانی با غنایی فرهنگی و اقتصادی سر بلند گام بردارد.
مفهوم و ماهیت اقتصاد اسلامی برای نیل به عدم وابستگی اقتصادی امت اسلامی به کشورهای دیگر
اکنون بااین پیش فرضها اگربه بررسی ماهیت اقتصاد اسلامی بپردازیم به نحواحسن می توانیم معنی واقعی کلمه ی اقتصاد که عبارت از حفظ عدالت در همۀ مراحل تولید و توزیع و مصرف است را بدانیم وعنوان مقتصد که به معنی میانه روی و حفظ کنندۀ تعادل و توازن در یک مجموعۀ به هم پیچیده امور معیشت در هر سه مرحله در کار دولت واقتصاد کلان را به تصویر بکشیم.
قرآن برهمین بنیاد امربه عدل کرده انَّ ا...یامر بالعَدل12 و درسورۀ حدید13 ارسال همۀ پیغمبران رابرای قیام به قسط معرفی می کند. اصولا نظام اقتصادی اسلام یعنی یک نظام عادلانه که درآن انسان ها در هرشرایطی قرار گیرند عدالت درحق آنهابه معنی واقعی مرعی باشد.
عدل یعنی« اعطای کل ذی فضل فضله» لذا استقلال اقتصادی و فرهنگی نیز به عنوان یکی از مراتب عدل وعدالت اقتصادی اسلامی از آن متبلور می¬شود که تحقق این آرمان مقدس که آرزوی همۀ فلاسفه و مصلحان و خیراندیشان جهان بوده است. به برکت انقلاب اسلامی به دست ما می¬خواهد جامۀ عمل بپوشد و در دهۀ تعالی و پیشرفت که مقام معظم رهبری آن را نام گذاری کرده¬اند به دستاوردهای نوینی جهت خود کفایی و عدم وابستگی به کشور های دیگر حرکت می¬کنیم.
اسلام مکتب سعادت بخش انسانهاست، طبیعتا ً احکام اسلامی از مقولۀ تکلیف می¬باشند نه توصیف و دریک کلام: اسلام ایدئولوژی و مکتبی است که هدفش سعادت و کمال انسانها و مسلمانان و جامعۀ آنهاست و برنامه ها و نظامهایش مجموعه¬ای از بایدها و نبایدهاست که روابط انسانی جامعه را در جهت تحقق اهداف و آرمانهای متعالی و تحقق سعادت و کامیابی جاودانه شکل می¬دهد. بنابراین اقتصاد اسلامی یا نظام اقتصادی اسلام از مقولۀ توصیف و علم اقتصاد سیاسی نیست؛ بلکه از مقولۀ تکلیف است و سازمانی متشکل از بایدها و نبایدهاست که بافت اقتصادی کشور و جامعه را بر مبنای عدل و نفی ظلم و تبیعض و استثمار و استعمار و استعباد بر پا می¬دارد. اگر چه ای نظام اقتصادی خواه ناخواه علم اقتصاد سیاسی خود را خواهد داشت؛ ولی آنچه را که اسلام به عنوان یک مکتب الهی عهده دار تبیین آن است همان نظام اقتصادی قوی و متعادل می باشد که روابط اقتصادی جامعۀ بشر را در جهت تحقق آرمانها و اهداف متعالی و سعادت و کمال انسانی شکل دهد.
آنچه سیستم اقتصادی امت اسلام را تشکیل می¬دهد و از آن به اقتصاد اسلامی تعبیر می-کنیم مجموعۀ بایدها و نباید هایی است که روابط اقتصادی جامعه را در جهت تحقق آرمانهای متعالی کشور سازمان می¬بخشد14 و طبیعتآ این مجموعه، مجموعه¬ای هدفدار و به هم پیوسته و سازمان یافته خواهد بود و به عبارتی دیگر: فرمی متکامل از یک نظام بنیادین است که اساس حیات اقتصادی انسانها را در جامعه پی می ریزد و شاکلۀ حرکت اقتصادی نظام جمهوری اسلامی نیز برخاسته از قوانین و دستورات و برنامه ریزیهای تفضیلی از آن مایه می¬گیرد و در این استخوانبندی اقتصادی نظام حق ملت و تعالی آنها از اساسی ترین ملزومات می¬باشد.
اصول اقتصادی امت اسلامی برای نیل به عدم وابستگی اقتصادی و فرهنگی به کشورهای دیگر
راه رسیدن به اقتصاد اسلامی را اصول مشخص می¬کند و بر اساس این اصول می¬توان مقررات و قوانین ویژه ای به وجود آورد. اصول زیر چون به استقصای کامل متکی نیست، می¬تواند برخی از اصول اقتصاد اسلامی باشد تا نیل به عدم وابستگی اقتصادی را هموار سازد و خود کفایی و اقتدار کشور و مسلمانان را ترسیم نماید.
1: لزوم برنامه ریزی اقتصادی: از آنجا که قرآن در مقابل دشمن امر به آماده باش می-دهد و می¬خواهد از هر نیروی دشمن شکنی برای مقابله با خصم استفاده کنیم و این آمادگی لازمۀ چیزی است که باید از پیش فراهم کرد و قوه15 شامل هر گونه نیرویی می-شود؛ لذا برنامه ریزیهای اقتصادی برای دشمنی که می¬خواهد به حصر اقتصادی ما را از پا ی در آورد امر ی لازم و ضروری است.
2: هماهنگی انگیزه های فردی در راه جذب خدمات اجتماعی: از ویژگی های اقتصاد اسلامی که انسانها هیچ وقت در خدمات اجتماعی به حکم وجود انگیزه های فردی مثوبات آخرت و تقرب الهی و امتیازاتی که برای خادمان وجود دارد، دچار ضعف و نقص نمی¬شوند در تحریک انگیزه های فردی در قرآن خداوند از مردم وام¬خواهی کرده است و می¬فرماید: َمن ذالذی یُقرض اللهَ قرضاّ حَسناّ 16
3: رشد و تو سعۀ اقتصادی در پرتو احیاء ارزشهای الهی: با این منطق ارزشهای دینی مانند صدقه، انفاق، زکات و خمس عامل مولد و رشد در جامعه است و ربا ودیگرضد ارزشها به عنوان عقب ماندگی و رخوت اقتصادی راباعث می¬شود. یَمحقُ الله ُالربا وَ یُربی الصَّدقات ِ17
4: انسان سازندۀ تاریخ است نه عامل تولید: اِنَّ الله لایُغیِّر ما بقومٍ حَتی یُغیِّروا ما بِانفُسِهِم18 تا قومی خود را عوض نکند، خدا سرنوشت آنها را عوض نخواهد کرد.؛ بنابراین عوامل تولید مانند دیگر تحولات معلول تحول انسانها می¬باشد.
5: در منابع تولید، کمیابی و محدودیتی نیست: از آن رو که ما هنوز به همۀ منابع تولید دست نیافته¬ایم و به حمد الله به کمال بهره برداری از آن و شیوه های برتر آن دست می-یازیم باید تلاش خود را در جهت توسعه و خود کفایی در همۀ امور به کار بندیم تا پلّه های ترقی و پیشرفت در زیر پاهای اقتصاد اسلامی ایران قرار گیرد.
6: نظام اقتصاد اسلامی در جهت عدالت قرارداد:
وَ اقیمُوا الوزنَ بِالقِسط وَلاتُخسِروالمیزانَ 19
7: مصالح جامعه برمنافع جامعه مقدم است.
انَّما المُشرکون َنجسٌ فلایَقربوا المَسجد الحَرامَ بعدَ عامِهم هذا و اِن خِفتُم عُیله فَسوفَ یُغنیکُم اللهُ مِن فَضله20
8: رشد اقتصادی منوط به روح خیر خواهی و انفاق دارد: انفاق همدوش نماز و میوۀ درخت ایمان است که رشد اقتصاد اسلامی را هموار می¬شود.کمک به مظلومان وستمدیدگان مسلمان و دستگیری از آنان جزء لاینفک از اقتصاد اسلامی و اساس تشکیل جمهوری اسلامی ایران است.
9: مصالح جامعه بر مصلحت و منافع شخصی مقدم است: وَلاتُوتو الُسفَهاء اموالُکم التّی جَعَل اللهُ قِیاماً وارزُقُوهم فیها و َاکسوهم. 21
10: در آمد باطل ممنوع: در آمدهای باطل در جامعۀ اسلامی هم برای فرد و هم برای جامعه حرام می¬باشد. یا ایها الذین امَنوا لاتأکُلوا اموالَکُم بَینَکُم بِالباطلِ22
11: اقتصاد اسلامی تنها در پرتو تحقق کل نظام اسلامی میسر است: لزوم تشکیل حکومت اسلامی می¬باشد که با تشکیل ارکان نظام اسلام ،نظام اقتصاد اسلامی نیز پی ریزی می¬شود.
12: انحصار تمرکز ممنوع: کَی لایَکونُ دوله بین الَاغنیاء مِنکم23
13: ممنوعیت اسراف: کلوا و اشربوا و لاتسرفوا24
14: ممنوعیت تبذیر: اِنَّ المُبذِّرین کانوا اخوانَ الشَیاطین25
15: نقدینه نباید از روند معاملات خارج شود: و الذین یَکنِزون الذَّهب و الفضۀو لایُنفقونها فی سَبیل اللهِ فبشِّرهم بعذابٍ الیم.ٍ26
16: نجس یا از ارزش انداختن اشیاء ممنوع: و لاتَبخسُوا النّاسَ اشیائَهم.27
17: قصد در ارزشهای اقتصادی مؤثر: ما علی المُحسِنین من سبیلٍ28 به خاطر صفت احسان و نیکوکار ی به دیگران.
18: ولایت فقیه خلاءهای قانونی و اوضاع فوق العاده را رهبری می¬کند: احیاء اصول یاد شده به دست پیغمبر اکرم(ص) آنچنان تحول شگرف در اقتصاد آن زمان به به وجود آورد که فقر و جنایت را از میان برداشت و اکنون که در این دیار با تحویل قدرت در اختیار حاکم اسلامی، ولی فقیه با تحقق اصول فوق می¬تواند جهانی از صفا و توسعه و پیشرفت و خود کفایی را بسط و فضیلت بخشد؛ بنابراین وظیفۀ مهم و حیاتی همۀ آحاد ملت در ترغیب و تشویق و جدیت و همگامی در کارهای علمی، صنعتی، کشاورزی و تکنولوژی و توجه به بسط اقتصاد اسلامی و عدالت و نشر فرهنگ معنوی اسلامی مد نظر قرار گیرد و دراین پیکار مقدس همان قطع وابستگی به کشورهای دیگر را سر لوحۀ کار خود قرار دهند و درسال همت مضاعف و کار مضاعف قله های ترقی را درنوردند.
اهداف اقتصادی امت اسلامی برای نیل به عدم وابستگی اقتصادی وفرهنگی به کشورهای دیگر
مکتب اقتصاداسلامی در صدد تأمین اهداف فراوانی است؛ برخی از این اهداف، فرهنگی و برخی دیگر اجتماعی هستند و در این جا به برخی از اهداف که دارای اهمیت بیشتری در رسیدن به خود کفایی و عدم وابستگی اقتصادی و فرهنگی می¬باشد، اشاره می¬شود.
1: حاکمیت سیاسی اسلام 2: تحکیم ارزشهای معنوی و فرهنگی و اخلاقی 3: عدم وابستگی اقتصادی 4: برپایی عدالت اجتماعی 5: خودکفایی و اقتداراقتصادی 6: توسعه و رشد 7: رفاه عمومی اهداف فوق همگی در عرض هم نیستند؛ بلکه برخی ازآنها با حفظ برخی دیگر هدف قرار می¬گیرند؛ مثلاَ چهار هدف آخر به شرطی مطلوبند که لطمه ای به سه هدف اول نزنند همچنین هدفهای پنجم تا هفتم به شرط نرسیدن به هدف چهارم مورد توجه هستند.
دو هدف اول(1: حاکمیت سیاسی اسلام 2: تحکیم ارزشهای معنوی، فرهنگی، اخلاقی) اقتصادی نیستند؛ ولی جزء اهداف اقتصاد اسلامی گنجانده شده¬اند؛ زیرا در احکام اسلامی این اهداف جدا از یکدیگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها ممکن است موجب کم بها دادن به آنها شده و تصور شود که اینها جزء اهداف و وظایف سازمانهای اقتصادی نیستند و از و ظایف سایر سازمانهای اجتماعی- سیاسی اسلام می¬باشند. همچنین بسیاری از مسائل ارزشی، اخلاقی و فرهنگی در خلال رفتارهای اقتصادی مد نظر قرار می¬گیرند تا با تحقق اهداف اقتصاد اسلامی به سوی عدم وابستگی و خودکفایی پیش برویم.
1: حاکمیت سیاسی اسلام:
در اقتصاد اسلامی سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام درروابط با بیگانگان و کشورهای دیگر است؛ زیرا در روابط خارجی، مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار به هم پیوسته اند. هم اکنون وابستگی سیاسی و فرهنگی بسیاری از کشورهای جهان سوم دراثر وابستگی اقتصادی آنهاست به این جهت یکی از اهداف اقتصاد اسلامی حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است. در روایتی از پیغمبر اکرم (ص) آمده است: ‹‹ الاسلام یَعلو و لایُعلی عَلیه›› (اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد.››29 بنابراین در مناسبات سیاسی نیز باید برتری اسلام و مسلمین مراعات شود. و اعِّدوا لَهم ما استَطعتم مِن قوه30 بنابراین مسلمین موظفند در مقابل دیگر کشورها علی الخصوص کفار و استعمارگران از هر جهت آمادگی مقابله را داشته باشند و برای آن نیروهای لازم را فراهم سازند. یکی از نیروهای بسیار مؤثر در جنگهای امروزی جهان نیروی اقتصادی است. مسلمانان باید از نیروی اقتصادی قدرتمندی برخوردار باشند تا دشمنان خدا و خویش را به هراس افکنند.
قرآن می¬فرماید: وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا خداوند برای کافرین بر مؤمنین راه تسلطی قرار نداده است.31 بنابراین نبایستی کفار بر مسلمین استیلاء پیدا کنند و باید برنامه ریزیهای لازم اقتصادی انجام گیرد تا یکی از زمینه های مهم سلطۀ سیاسی کفار بر مسلمین نابود شود. جهاد با مال و جان و دفاع از اسلام و مسلمین در مقابل کفر و تجاوز به همین منظور است.، اموال بسیاری صرف می¬شود، امکانات فراوانی نابود می¬شود، افراد زیادی به شهادت می¬رسند یا صدمه می¬بینند تا کفر حاکم نگردد و مسلمین زیر سلطه و استعمار بیگانگان نروند.
بنابراین رفاه و رشد و توسعه و خود کفایی و تولید و... باید با رعایت ارزشهای اخلاقی، عدالت اجتماعی و حاکمیت سیاسی اسلام به وجود آید نه اینکه به قیمت از دست رفتن این اهداف عالی عدم وابستگی و تولید و توسعه و رفاه به وجود آید و در مقام مقایسه باید گفت حاکمیت اسلام و اصول آن از همۀ اهداف بالاتر است و جزء اهداف ثابت اسلام می-باشد. حتی در اقتصاد که بدون پسوند اسلامی یعنی اقتصاد اسلامی جز رذالت و پستی چیزی نخواهد داشت.
2: تحکیم ارزشهای معنوی، فرهنگی و اخلاقی
اسلام در رسیدن به همۀ اهداف اقتصادیش از قبیل با زدودن فقر، ایجاد رفاه، اجرای عدالت، استقلال و آزادی از محدودۀ ارزشهای معنوی و فرهنگی و اخلاقی خارج نمی¬شود؛ زیرا تحقق این ارزشها همراه با پیاده شدن اقتصاد اسلامی از اهداف مکتب اسلام است، این اهدافی است که هم افراد باید مراعات کنند و هم دولت باید در تحقق آن بکوشد.
کسی یا جامعه ای حق ندارد از راههای حرام کسب در آمد نماید یا با اکراه طرف مقابل را به معامله¬ای وادار نماید. خداوند در قرآن می¬فرماید: یاأَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَۀ عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ ا ی کسانی که ایمان آوردید اموالتان را در میان خویش به باطل نخورید؛ مگر اینکه داد و ستدی از روی رضایت شما باشد.32
اسلام در معاملات و فعالیتهای اقتصادی نکات اخلاقی فراوانی را مورد سفارش قرارداده که مراعات آنها فضای اقتصادی را بسیار لطیف و پاک قرار خواهد داد، از آن جمله رضایت به سود کم، سهولت در معامله، مراعات تساوی بین مشتریان و پرهیز از: دروغ، سوگند، تبلیغ غیر واقعی، آرایش کالا، تقلّب، ربا و احتکار و...33 اسلام در حالی که برخی از اهداف اقتصادی خود را مانند تعدیل ثروت با دریافت اموالی از مردم تحقق می¬بخشد، این کار را عبادت و رشد یافتن معنوی و اخلاقی و فرهنگی آنان انجام می¬دهد، پرداخت زکات و خمس عبادت است. 34
نکات اخلاقی در رفتارهای اقتصادی اسلام به قدری گسترده است که جا ی مهمی در تحلیل¬های اقتصادی خواهد داشت. در حالیکه در مکاتب اقتصادی دیگران (بیگانگان) ارزشهای اخلاقی جدا و بیگانه از مسائل اقتصادی مطرح می¬شوند؛ ولی در اسلام این ارزشها جزئی از رفتارهای اقتصادی افراد و جامعه را شکل می¬دهند که می¬توان در برنامه-ریزی های اقتصادی کلان از این ابزار در کنار ابزارهای علمی دیگر و با کارآرایی بیشتر نیز استفاده کرد.
3: عدم وابستگی اقتصادی:
استقلال یا عدم وابستگی به طور کلی آن است که جامعه¬ای روی پای خود بایستد و به دیگران اتکاء نداشته باشد و وابستگی آن است که فرد یا جامعه تحت قیّومیت و یا استعمار و اسثتثمار دیگران باشد و بر آنها تکیه کند. گیاهانی مانند مو وابسته اند و درختانی مانند نخل و سرو مستقل. استقلال اقتصادی آن است که یک جامعه در تأمین منافع اقتصادی خود به جوامع دیگر متکی نباشد. زمام امور اقتصادی آن در دست دیگران نباشد. سرمایه، کارشناس و امکانات سایر جوامع اقتصاد آن را به حرکت در نیاورده باشد. معنای استقلال غیر از خود کفایی است، خود کفایی یعنی یک جامعه همۀ نیازمندیهای خود را تأمین کند و نیازی به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد؛ اما استقلال اعم از این است: یعنی یک جامعۀ مستقل اقتصادی ممکن است احتیاج به وارد کردن برخی کالاها داشته باشد؛ اما در تأمین نیاز تکیه به سایر جوامع ندارد و ناگزیر به باج دادن و سر فرود آوردن نیست؛ بلکه در یک رابطۀ سالم، برخی از محصولات خود را می¬دهد و تولیداتی از دیگران را می¬ستاند. اما یک جامعۀ خود کفا می¬تواند همۀ نیازهای خود را تأمین کند.
اگر چه گاهی ترجیح می¬دهد برای بهتر استفاده کردن ازامکانات خود و صرفه جویی کردن برخی از کالاها را از خارج وارد کند. همچنین معنای استقلال غیر از قطع روابط اقتصادی با خارج است، ممکن است کشوری با سایر جوامع تجارت بازرگانی داشته باشد بدون اینکه استقلال خود را از دست بدهد.
4: برپایی عدالت اجتماعی
خداوند در آیات متعددی از قرآن امر به عدل و قصد فرموده است. انَّ الله َیأمرُ بِالعدلِ35و نیز قُل امَر ربّی بِالقِسط36 لزوم رعایت عدالت در همۀ موارد امری روشن است، آنچه نیاز به بحث دارد تعیین عدل و ظلم در موارد است. در این مباحث مواضع مکاتب مختلف اجتماعی مشخص می¬گردد و مقصود هر یک از آنها از عدل و قسط معلوم می¬شود. اسلام نیز که اجرای عدالت به طور کلی و عدالت اجتماعی به طور خاص را هدف قرار داده است، بینش خود در مورد عدالت را به صورت روشن بیان نموده و راههای تحقق آن را نشان داده است.
عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی از نظر اسلام با تأمین زندگی افراد جامعه و جلوگیری از انباشته شدن فوق العاده ثروت در دست اغنیاء و دفاع از حق ملت در مقابل کشورهای ابر قدرت واستعمارگر تحقق می یابد. در سال 89 هدفمند کردن یارانه ها که توسط دولت دهم به اجرا در آمد و ناعدالتی 50 ساله را ریشه کن کرد. در رسیدن به این عدالت اقتصادی اسلامی بوده و حرکت¬های رو به جلو و فزاینده¬ای را در این زمینه مشاهده خواهیم کرد.
5: خود کفایی و اقتدار اقتصادی:
چنانچه گفته شد منظور از خودکفایی این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد بالایی از رفاه تولید کند و ناگزیر به وارد کردن کالا از خارج نباشد؛ البته ممکن است ترجیح دهد بعضی از نیازهای خود را از خارج تأمین کند. اما این وارد کردن به این جهت است که هزینۀ تهیۀ آن در داخل بیشتر می¬شود. و با وارد کردن آنها این جامعه می¬تواند امکانات خود را در جای دیگر به کار گیرد؛ در این صورت با خود کفایی سازگار نیست؛ زیرا جامعه قدرت لازم برای تولید کالا را دارد. در این تعریف بیان شده که جامعه توانایی تأمین نیازمندیهای خود را در سطح عالی رفاه داشته باشد. در این صورت خود کفاست؛ زیرا ممکن است کشوری به تولیدات داخلی اکتفا کند و لی وضعیت فقیرانه ای داشته باشد. در این حال کشور خود کفا نمی¬باشد؛ در خود کفایی توانمندی و اقتدار نهفته است و آن جامعه رو ی پای خود ایستاده و این ایستادگی تؤام با نشا ط و حیات ممکن است. خداوند در قرآن دربارۀ مؤمنین به پیامبر اکرم (ص) می¬فرماید: مانند گیاهی است که شاخ و بال بر آورده و این شاخه ها او را تقویت کرده و در نتیجه آن گیاه درشت شده تا آن که برساقه استوار گردیده به آن گونه که کشاورزان را به شگفتی وا داشته است، خدا آنان را قو ی کرده تا به وسیلۀ آنها کافران را به خشم آورد.37
ابتدای این آیه از پیغمبر (ص) و مسلمین سخن می¬گوید: آنان را این گونه توصیف می¬کند که در مقابل کفار شدید و سختگیر و در میان خود مهربان، اهل عبادت و طالب خوشنودی خدا هستند و چهره های آنان دارای آثار بندگی خداست و این نشان آنان در تورات است و در انجیل آنان به گیاهی که شاخ و بال دارد تشبیه شده¬اند، همان طور که گیاه به تدریج رشد می¬یابد، جامعۀ مسلمین نیز چنین است و همان طور که گیاه درابتدا دستخوش بادها و طوفانها قرار گرفته و خم و راست می¬شود، جامعۀ نوپای مؤمنان نیز در ابتدا دستخوش حوادثی می¬شود؛ اما به تدریج شاخ و بالهای آن در تقویت او مؤثر واقع می¬شود؛ تا آنکه درشت و قوی می¬شود و بر ساقۀ خود تکیه می¬کند. این جامعه آنقدر قدرتمند می¬شود که بنیانگذار خود را به شگفتی می¬افکند.
خداوند آنان را این گونه قوت بخشیده تا به وسیلۀ آنان کفّار را به خشم افکند. مفاد این آیه از یک طرف می تواند دالّ بر نظام انقلاب اسلامی ما باشد که درطی سه دهه توانست به کشوری قدرتمند و هسته¬ای و تأثیر گذار تبدیل شود و دراین باب خشم کفّار و استعمارگران و گروه 1+5 نیز از موارد خشم آنهاست و از طرفی دیگر این آیه قدرت یافتن مسلمین و رسیدن به شکوه و عظمت است که دشمنان اسلام تاب تحمّل آن را ندارند؛ طبعاٌ این اقتدار از هر جهت در کشور اسلامی ایران نمایان است. هم اقتدار سیاسی، هم نظامی و هم اقتدار اقتصادی و توانمندی فرهنگی. اگر جامعۀ اسلامی ایران خود کفا نباشد و برای نیازهای اقتصادی خود چشم به دروازه¬ها بدوزد یا به کارشناسان بیگانه نیازمند باشد، یا دارای اقتصاد فقیرانه¬ای باشد نه تنها خشم کافران را بر نمی انگیزد؛ بلکه آمریکا و هم پیمانانش را خرسند ساخته و جمهوری اسلامی را تحقیر می¬نماید.
6: توسعه و رشد:
یکی از اهداف اقتصادی امت اسلامی ایجاد و توسعه و رشد است، این اهداف را در راهنماییهای اسلام و عمل رهبران بزرگ آنها مشاهده می¬کنیم، که ذیلاَ به برخی از آنها اشاره می¬شود:
1-6: اسلام بر بالا رفتن معلومات و افزایش اطلاعات مسلمین سفارش اکید دارد تا آنجا که از پیغمبر اکرم(ص) نقل شده است: اطلبو العلم من المهد الی اللحد و یا آمده است: اطلبو العلم و لو بالصین.38 به این معنی که دوری راه و رنج سفر برای کسب دانش باید ناچیز شمرده شود و همچنین آمده است: اطلبو العلم و لو بخوض اللجج و شقّ المهجّ39 که مفاد آن این است که هر چه طلب علم دشواری به همراه داشته باشد اگر چه در حد فرو رفتن در گردابها و ریختن خون قلبها باید بر خویش هموار کرد و هیچ مشکلی نباید مانع ازدیاد دانش مسلمین شود. این¬ها و صد آیه و روایت دیگر در مورد ارزش علم به روشنی توجه اسلام را به یکی از پایه های توسعه را نشان می¬دهد. به علاوه درجنگ(اسیران با سواد به جای فدیه به مسلمین علم بیاموزند)40مضافاَ تاریخ حاکی از آن است که مسلمین با ادامۀ راه آنچنان در آموزش علوم و فنون شتاب گرفتند که در طی دو قرن پناهگاه دانش پژو هان غرب گشتند.41
2-6: تغییر وضعیت اقتصادی جزیرۀ العرب از بازرگانی صرف به افزایش کشاورزی تا آنجا که مدینه مرکز مهم تولید کشاورزی شد. چنانچه از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده:من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده ا.. هرکه آب و خاکی بیابد، سپس فقیر شود خدا او را ازرحمت خود دور می¬کند.42
3-6: اسلام بر آباد کردن زمینها و شهرها و تعطیل نگذاردن اراضی تأکید فراوان دارد که از عوامل مهم توسعه و رشد تولید می¬شود. هُو انشَأکم مِن الارضِ و استَعمَرکُم فیها43 خدا شما را از زمین ایجاد کرد و به آبادانی در آن گماشت. درعهدنامۀ امیر المؤمنین به مالک اشتر یکی از وظایف استاندار را عمران و آبادنی شهرهای منطقه قرار می¬دهد44 و نیز به او می¬فرماید: بایستی نظرت دربارۀ آباد کردن زمین ساتر باشد از نگاهت درمورد گرفتن مالیات.45رفتار ائمه نیز نشان دهندۀ توجه به این مهم است. حضرت علی (ع) در مدینه به آبادانی زمین می¬پردازد و باغها و نخلستانهای فراوانی ایجاد کرده و به فقراء می¬دهد.46 همچنین به این کار ادامه می¬دهد تا در پایان عمر باقی ماندۀ آنها را وقف یا صدقه قرار می-دهد.47سایر ائمه نیز به کشاورزی و توسعه زمین اهمیت فراوانی داده¬اند و اصحاب خود را به کار و کوشش و توسعۀ زمین دعوت کرده¬اند.48
4-6: تأکید بر سرمایه گذاری و پرهیز از کنار گذاشتن پول که هم درتوصیه های بزرگان و هم در سیاست مالی اسلام مشاهده می¬شود. در روایات آمده است : مسمع بن عبد الملک به امام صادق(ع) گفت: من زمینی دارم که از من می¬خواهند و مایلند به آن. حضرت فرمود: ای ابا سیّار آیا نمیدانی که هر که آب و گلی را بفروشد و مالش را در آب و گل قرار ندهد مالش هدر می¬رود؟ 49 همچنین در سیاست مالی اسلام ، قرار دادن زکات بر نقدین(طلا و نقره) در صورتی که کنار گذاشته شود.50 و نیز وضع زکات برشتر و گاوی که در طی سال کار نکرده51 تشویقی است بر لزوم به کارگیری سرمایه و امکانات کار.
5-6: افزایش ثروت و پیدایش رفاه در اثر حاکمیت اسلام:
وضع زندگی مردم در ابتدای ظهور اسلام بسیار فقیرانه بود تا آنجا که برای انجام یک حمله به دشمن ناگزیر می¬شدند با حداقل خوراک گذران کنند.52 اما به برکت اسلام و تدابیر رسول اکرم (ص) برای مسلمین رفاه به وجود آمد و وضعیت اقتصادی مسلمین تا آنجا پیش رفت که وقتی سفیان ثوری به لباس فاخر امام صادق(ع) اعتراض می¬کند و می¬گوید: نه رسول ا..(ص) و نه علی(ع) و... مانند این لباس نپوشیده¬اند. امام صادق(ع) می¬فرماید: رسول ا... در زمان تنگی و سختی بود؛ ولی دنیا پس از آن رو به فراوانی نهاد53 در زمان هارون الرشید نیزوقتی زکات آفریقا جمع آوری شد برای مصرف آن درآفریقا فقیری نیافتند وناگزیرآن رابه بغداد فرستادند.54
6-6: رفاه عمومی
رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل می¬شود. یعنی اگر جامعه¬ای توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد به دنبال آن رفاه نیز به وجود می¬آید. تأمین رفاه و راحتی بشر نظر خداوند بوده است واگر بشر خود در صدد آسانتر کردن زندگی بر آید، نه تنها مور نکوهش نبوده؛ بلکه مورد تمجید و ستایش است. به خصوص اگر با این قصد همراه باشد که با استفاده ازنعمتهای الهی اسباب شکر بیشتر او را فراهم کند و فرصت بیشتری برای فرا گرفتن معارف الهی و رسیدگی به تهذیب خویش و تربیت دیگران و عبادت خدا پدید آورد و با توسعه و رشد کشور اسلامی و انکشاف درهای علم و ترقی موجب رغبت غیرمسلمانان به این دین شود.و آنان بادیدن رفاه وامنیت و رشد و آرامش به حال مسلمانان غبطه خورده و موجبات ازدیاد جمعیت مسلمانان وگرویدن آنان به اسلام شود.
استقلال اقتصادی و عدم وابستگی امت اسلامی در آیات و روایات
از اطلاق برخی آیات و لازمۀ برخی دیگر لزوم استقلال فهمیده می¬شود که ذیلاَ به آنها اشاره می¬شود: وَ لَن یَجعَل اللهُ للکافِرین عَلی المُؤمنین سَبیلاَ خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنین راه تسلطی قرار نداده است.55 غالب فقها برای نفی هرگونه سلطۀ کافرین بر مسلمین بر این آیه استناد جسته¬اند و مفاد آن را حکم دانسته¬اند نه اخبار؛ یعنی مسلمین باید کاری کنند که کفّار بر آنها مسلّط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطۀ کفّار شود نامشروع است. از جمله راههای سلطۀ کفّار بر مؤمنین سلطۀ اقتصادی است، متأسفانه در این روزگار سلطۀ اقتصادی غرب بر مسلمین تحقق یافته و این واقعیت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمین به مقتضای ایمان است. مطابق این آیه، باید مؤمنین تلاش کنند و خود را از وابستگی اقتصادی رهایی دهند. در آیۀ دیگری چنین نازل شده است. و اعدّوا لَهُم مَا استَطعتُم مِن قُوّۀ56سیاق آیه نشان می¬دهد که درمورد جنگ است.
طبعاَ بهترین نیرو برای مقابلۀ با دشمن نیروی نظامی است؛ اما کلمۀ‹‹ مِن قوّۀ ›› هرنیرویی را شامل می¬شود. نیروی اقتصادی برای رویارویی با دشمن از اهمیّت ویژه ای برخوردار است، به خصوص در جنگهای امروزی که قدرت اقتصادی یکی از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزایی دارد. دستور فراهم کردن نیرو برای مقابلۀ با دشمن تا آنجا که دشمن را به هراس افکند ایجاب می¬کند که در هر زمینه و از جمله اقتصادی، مسلمانان مستقل باشند؛ زیرا وابستگی اقتصادی به بیگانگان امکان تهیّۀ قدرت اقتصادی که آنان را به وحشت افکند فراهم نمی¬سازد.
دشمنان و کشورهای بیگانه با حفظ برتر ی اقتصادی خود اجازه نخواهند داد مسلمانان وابسته از آنان قویتر شوند؛ بنابراین باید استقلال اقتصادی را به دست آورد تا توان لازم برای مقابله با توطئه ها و تحریم های دشمن فراهم آید. از امام صادق (ع) در باب همین آیه چنین روایتی آمده است: سیاه کردن موی صورت از مصادیق‹‹ من قوۀ›› در این آیه است.57 در روایت دیگری از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: گروهی بر امام حسین (ع) وارد شدند و دیدند آن حضرت به رنگ سیاه خضاب کرده است، از علّت آن پرسیدند، فرمود: رسول خدا در یکی از جنگها به مسلمانان دستور داد با رنگ سیاه خضاب کنند تا بدین وسیله بر مشرکان قوّت بگیرند و قویتر بنمایند.58
آثار شوم وابستگی
در آخر به برخی از نتایج شوم وابستگی اشاره می¬کنیم تا ضمناَ دلیلی باشد بر لزوم ایجاد استقلال همه جانبه:
1: شکوفا نشدن استعدادها:
وابستگی به طور کلی موجب شکوفا نشدن استعدادهاست؛ زیرا جامعۀ مسلّط برای تأمین منافع خود نیازهای اقتصادی جامعۀ وابسته را تأمین می¬کند. طبعاَ آنها با فراهم دیدن امکانات زندگی، به فکر تأمین نیازمندیهای خود با فکر و ابتکار خویش نمی افتند. و به این ترتیب استعدادها سرکوب می¬شود.
2: احساس حقارت و خود کم بینی:
جامعۀ وابسته خود را انگل می¬بیند و در خویش توان دفع نیازمندیهای خود را نمی¬یابد و با خود کم بینی که در خود احساس می¬کند نمی¬تواند پیشرفت داشته باشد. و در مقابل دیگران و کشورهای بیگانه را قو ی و بی کم و کاست می¬پندارند که از عهدۀ این کارها برآمده¬اند و این چنین دلیل تراشی می¬کنند.
3: خود فراموشی و بی هویتی و از دست دادن فرهنگ اسلامی:
جامعۀ مسلّط با صدور کالاها و کارشناسهای خود به جامعۀ وابسته، فرهنگ خود را هم به آن جامعه منتقل می¬کند، به علاوه جامعۀ وابسته با احساس عدم توان در خویش و احساس امتیاز در جامعۀ مسلّط تلاش می¬کند که در پی آن جامعه حرکت کند. و در فرهنگ زندگی خود را به آن نزدیک کند. و به تدریج با تقلید از لباس، مد، خانه، کالاهای مصرفی، شکل روابط و...به بی هویتی کشیده می¬شود.
4: برده شدن:
هنگامی که جامعه¬ای در مقابل جامعۀ دیگر خود باخته شد و درعین حال نتوانست از خویش رفع نیاز کند، به بردگی کشیده می¬شود، یا بردگی آشکار که در جوامع پیشین بوده و یا به صورت پنهان و با ظاهری فریبنده که قبل از انقلاب جامعۀ ایران چنین روشی را در پیش گرفته بود؛ ولی بحمدا... با تلالؤ خورشید انقلاب، جرقه ای در ملت به وجود آمد و با تلاش و پشتکار توانستند وابستگی ها را خلع ید نموده و با جدیّت تمام به سوی افقی روشنتر وتوسعه ای ثابت و پایدار قدم بر دارند.
راهکارهای پیشنهادی
1- شناخت اصول و اهداف اقتصاد ی امت اسلامی.
2- تبیین تعالیم قرآنی و سیرۀ نبوی و معصومین سعی در استخراج مفاد و اصول اقتصادی امت اسلامی اقدام شود.
3- علما و دانشمندان و فقها احکام اقتصادی اسلام را بصورت بروز شده برای دولتمردان و متخصصان اقتصادی ترسیم نمایند.
4- از امکانات موجود جهت رسیدن به خواستهای متعدد در قالب اقتصادی اسلامی که با تشریع اسلامی قدم بر می¬دارد.
5- اقتصاد اسلامی بتواند بین خواستهای مادی و معنوی انسان تعادل ایجاد ¬کند.
6- اقتصاد اسلامی باید هم در شئونات زندگی تک تک افراد و هم در سطحی کلان در سیاستهای اقتصادی دولت مد نظر قرار گیرد.
7- اقتصاد اسلامی یا نظام اقتصادی اسلام از مقولۀ توصیف و علم اقتصاد سیاسی نیست؛ بلکه از مقولۀ تکلیف است و سازمانی متشکل از بایدها و نبایدهاست که باید تمامی ارگانهای اقتصادی کشور و یا سازمانها و شرکتهای مرتبط با موضوع کلیۀ اهداف و چشم اندازهای خود را بر اساس آن تعریف نمایند.
8- بسترسازی مسائلی مانند زکات، خمس، قرض و انفاق و ... که از موارد قوت اقتصادی جامعۀ اسلامی می باشند.
9- مد نظر قرار دادن فتاوی و استفتاءات مراجع درمسائل اقتصادی .
10- کاربردی نمودن تعالیم اسلام از جمله آیات و روایات در مورد اقتصاد اسلامی.
11- تخصصی کردن مباحث اقتصاد اسلامی در دانشگاهها.
12- ملموس بودن اثرات اقتصاد اسلامی و توجه دادن مردم وکشورهای دیگر به این موضوع.
13- تبلیغ ازرسانه ها جهت اجرای کامل اقتصاد اسلامی درتمامی شئون زندگانی فردی و جمعی.
14- هماهنگی انگیزه های فردی اقتصاد اسلامی در اجرای کامل و کلان اجتماعی.
15- احیای ارزشها الهی و دینی جهت رشد و تو سعۀ اقتصادی.
16- گسترش رفاه اجتماعی و عدالت اجتماعی و در جامعه به عنوان اولین ماحصل اقتصاد اسلامی
نتیجه گیری:
معمولا ً دولتها در برنامه ریزی اقتصادی جهت نیل به هدفهای مطلوب، یا اولویّت را به تحقّق عدالت اجتماعی می دهند و یا بوسیلۀ رشد تولید و پیشرفت اقتصادی می خواهند رفاه عمومی بوجود آورند؛ اما از نظر اسلام عالیترین و والاترین مقصودی که تمامی برنامه ها و فعالیتهای اقتصادی جهت نائل شدن به آن باید بسیج شود، عدالت اجتماعی به معنای دقیق اسلامی آن می باشد؛ زیرا از نظر اسلام توزیع مقدم بر تولید می باشد.
بنابراین نگرش اسلام و کفر به اقتصاد مبتنی بر جهان بینی است، کفار چون به نشأءی دیگر معتقد نیستند می خواهند بهشت را درهمین دنیا برای خود بسازند و آن را هم در زیاده روی و لذت بردن می دانند. اما اسلام می گوید خلقت انسان به گونه ای است که برای بقای حیات باید غرایز و تمایلاتش تعدیل شود، افراط در غرایز به استغنا و بعد به طغیان می رسد و تفریط در آن به فقر و فقر هم چه بسا انسان را به کفر بکشاند؛ اسلام از امتش به عنوان امۀ وسطا یاد می کند و آنگاه او را به طرف کمال که همان قرب الی ا...است با برنامه ریزی احسن اقتصادی رهنمون می شود.
پس اقتصاد اسلامی با تعالیم قرآنی و سیرۀ نبوی و معصومین سعی در استفاده از امکانات موجود جهت رسیدن به خواستهای متعدد و نامحدود در قالب این تشریع اسلامی قدم بر می¬دارد و بین خواستهای مادی و معنوی انسان تعادل ایجاد می¬کند؛ چونکه در اقتصاد اسلامی عدم این تعادل ارتکاب گناه را منجر می¬شود و این تعادل است که انسان و جامعه را به تعالی می کشاند و آنها را از وابستگی اقتصادی و فرهنگی به کشورهای دیگر ایمن می¬سازد و استقلال و خود کفایی را در همۀ عرصه ها به ارمغان می¬آورد تا مسلمانان ایرانی با غنایی فرهنگی و اقتصادی سر بلند گام بردارد.
بنابراین رفاه و رشد و توسعه و خود کفایی و تولید و... باید با رعایت ارزشهای اخلاقی، عدالت اجتماعی و حاکمیت سیاسی اسلام به وجود آید نه اینکه به قیمت از دست رفتن این اهداف عالی، عدم وابستگی و تولید و توسعه و رفاه به وجود آید و در مقام مقایسه باید گفت حاکمیت اسلام و اصول آن از همۀ اهداف بالاتر است و جزء اهداف ثابت اسلام می¬باشد. حتی در اقتصاد که بدون پسوند اسلامی یعنی اقتصاد اسلامی جز رذالت و پستی چیزی نخواهد داشت. در آخر به جرأت می توان گفت که اقتصاد اسلامی که منطبق بر تعالیم متعالی اسلام، قرآن، سیرۀ نبوی و علوی است می تواند بهترین مسیر رشد اقتصادی را برای کشور ترسیم نماید. تا پله های صعود را درنوردد.
منابع و پی نوشتها
1- دکتر مصطفوی، سید مهدی، تأثیر علم اقتصادی بر مکتب اقتصادی، انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1369 مشهد مقدس.
2- نافلی، غلامرضا، تبیین مکتب اقتصاد اسلامی و مرز آن با سایر مکاتب اقتصادی، ص60
3- همان، ص61
4- همان، ص66
5- آیت ا...صدر، محمد باقر، اقتصادنا، انتشارات دارالفکر، الطبعۀ الثالثه، بیروت، 1989میلادی، ص291
6- همان، ص99
7- اراکی، محسن، نقش فقه و فقهاء در اقتصاد اسلامی، ص219
8- دکتر صدر، سید کاظم، روش تحقیق در اقتصاد اسلامی، ص39
9- همان، ص39
10- سورۀ لقمان آیۀ 20/ سورۀ جاثیه آیۀ 13
11- بحار النوار، ج 78 ، ص 339 ، حدیث 38 .
12- سورۀ نحل آیۀ 90
13- سورۀ حدید آیۀ 25
14- اراکی محسن، نقش فقه و فقهاء در اقتصاد اسلامی، ص219
15- سورۀ انفال آیۀ 60
16- سورۀ بقره آیۀ 245
17- سورۀ بقره آیۀ 276
18- سورۀ رعد آِیۀ 11
19- سورۀ الرحمن آیۀ 9
20- سورۀ توبه آیۀ 28
21- سورۀ نساء آیۀ 5
22- سورۀ نساء آیۀ 29
23- سورۀ حشر آیۀ 7
24- سورۀ اعراف آیۀ31
25- سورۀ اسراء آیۀ 27
26- سورۀ توبه آیۀ 34
27- سورۀ اعراف آیۀ 85
28- سورۀ توبه آیۀ 93
29- تذکرۀ الفقهاء، ج1، کتاب جهاد، ص6 / حصیح بخاری، ج2، ص117
30- سورۀ انفال آیۀ 60
31- سورۀ نساء آیۀ 141
32- سورۀ نساء آیۀ 29
33- در این باره کتابهای فقهی در باب تجارت صحبت ها ی زیادی کردند.
34- سورۀ توبه آیۀ 153
35- سورۀ نحل آیۀ 90
36- سورۀ اعراف آیۀ 29
37- سورۀ فتح آیۀ 29
38- بحار الانوار ج1، ص177
39- بحار الانوار ج78، ص277
40- تاریخ سیاسی اسلام، حسن ابراهیم حسن، ص59
41- تاریخ سیاسی اسلام، ج2، ص 278
42- وسائل الشیعه، ج12، ص24، کتاب التجارۀ، باب9 حدیث 13
43- سورۀ هود آیۀ 61
44- نهج البلاغه، الرسائل، ص427
45- نهج البلاغه، الرسائل، ص 436
46- وسائل الشیعه، ج12، ص22، حدیث2
47- وسایل الشیعه، ج13، ص312 و 313
48- وسائل الشیعه، ج12، ص23، حدیث 6، 7، 8 ،9 ، 11، و ص25 حدیث1و 2.
49- وسائل الشیعه ج12، ص45، حدیث8
50- تحریر الوسیله ج11، ص309
51- تحریر الوسیله، ج1، ص299 ، 305
52- تاریخ سیاسی اسلام، ابوالقاسم پاینده، ج1، 153
53- فروع کافی، ج6، ص442 حدیث 8
54- تاریخ سیاسی اسلام، ابوالقاسم پاینده، ج2، ص262 تا 274
55- سورۀ نساء آیۀ 141
56- سورۀ انفال آیۀ 60
57- تفسیر المیزان، ج9، ص135، نقل از من لایحضره الفقیه
58- تفسیر المیزان، ذیل آیۀ انفال 60

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/X66RJ7T

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir