
تیر خلاص - عباس شریفی
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
من تیر خلاصم، رها از کف ظالم
از سوز دلم بر غم مظلوم، تو عالم
دانم ز شرارم ولی افسوس که امروز
آتشکده ی مهر صغیریست خیالم
هر کس به طریقی کند ابراز محبت
من چون کنم ابراز، که همزاد زغالم
من نیز به دل عشق رسیدن دارم
دلشاد که اصغر شده مقصود وصالم
چشمی پر از اشکم، که چرا ؟ من ناچار
بر رنج تو بیچاره شدم ازدالم
با بوسه ای سیراب شدم از لب تشنه
حالا تو بخواب، که بر غمت، من نالم
در یک نظری پاز جهانت کردم
در یک نظری بر تو فدا شد بالم
من بر تو صفای بیگران بخشیدم
گاهی نظری نیز به شرزمین حالم
چون تیر جفا نیست سها در کف یاغی
عشق است اگر جان بدمی مثقالم
وقتی که ز مشت، آب را پس دادی
فهمید جهان که عشق را استادی
در کرببلا شمع مگر چون می سوخت؟
هم سر به فدا و هم، دو بازو دادی
حقا که برادر به تو باید گفتن
در عهد و وفا تا آخرش استادی
لبهای صغیران حسین کرد ملول؟
بر محلکه ی عشق چنان افتادی
تو رفتی و من مهو وفایت گشتم
در وادی عشق چه خشنوا فریادی
افسوس و صد افسوس برادر بسیار
غافل زدلی کزان بخیزد یادی
اینجا دو برادر یست در رویت ما
وا مانده یکی و وان یکی در، پادی
حق تو عدا به آن سبب باید کرد
الحق که در عشق خود اخا معتادی
بر مهر تو شمشیر سنان حیران شد
تا کرببلا شود به خوابت وادی
نمی دانم چرا؟ پس دادی آبم
به من که در غم اصغر زتابم
مرا که پر به پروازی ندارم
مرا عشق تو در لب بود، از بر
تو که دستی به جانم مشت کردی
دلم گفت آفرین خوردی به دردی
ولی افسوس که چشم از من بریدی
به جایش دانه های اشک چیدی
دمی غرقاب شورد شوق بودم
به دل مسرور که از تو دل ربودم
نگو چشمی تو را در انتظار است
و بیش از من خدا، دل بیقرار است
هنوز در دل غم لبهای خشک است
چرا چشم از زلالم، عشق من بست
چرا دل را به تیر تیز بخشید
غم آتش را به جای من روا دید
چه خوش بودم که مشکی برد از من
دل غافل که راهش نیست ایمن
الا آب روان[، تریاک معتاد
که دادی خرمنم را دردم باد
تو استادی چگونه جان بگیری
چه سان آرام به گندابی بمیری
تو که سر تا به پایت اشک بودی
نه شد بر تشنگانم از تو سودی
تو که چون دشمن لال و چموشی
گهی غرقاب گهی یکمشت نوشی
با شمشیر آتش بی شعله چیدی
به اهداف شرور خود رسیدی
آخر تا کی ننه جان من غریبم
که شومی شد زیمن تو نصیبم
اگر آن روز دل پیکان نمی سوخت
زپیکان تو دل، آتش می آموخت
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir