زنجان
← همه اخبار
تیرها و تیغ ها/ محمد حسین صادقی

تیرها و تیغ ها/ محمد حسین صادقی

۲۳ شهریور ۱۳۹۲کد خبر: 32184۲

از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)

تیرها و تیغ ها همه ی هوش و حواسشان به این است خود را به قهرمان نبرد برسانند و مسیر تاریخ را تغییر دهند  وا چه افتخاری است برایشان ! وا چه بلوایی است میانشان ! ایستادن بر قامت تو ...
اما تو به چیزهای دیگری فکر می کنی : به مشکی آب  که در عین کوچکیش رسالت بزرگی در دل دارد ؛ و به عهدی که بسته ای  برای برگشتن .
بر می گردی با ایثاری که در دستانت نهفته است - قلمهایی  که می خواهند  راهی به صفحات تاریخ بیابند و این بار "برادری" را  نه مثل برادران یوسف بنویسند -
بر می گردی و پشت سرت  دریایی که از خجالت آب شده است و پیش رویت مردی که پشتش هنوز به تو گرم است 1 در میان چشمهایی که  امیدشان به دستهای توست .
بر می گردی اما تیرها و تیغ ها  مثل همیشه ی تاریخ  ناگاه می رسند از راه می رسند و در این هیاهو دستهای توست که پیش از پیکرت  به روی خاک می افتند و آنگاه  جای بوسه های پدرت یکی یکی سبز می شود 2
تیرها و تیغ ها  - این فاتحان ذلیل – دست بر نمی دارند  و سرانجام  ماه را زمین گیر می کنند تا همه آبهای آرام  نا آرام شوند . زیبا بود و چه زیبا  واژه برادر که اولین و آخرین بار  از زبان تو جاری شد ! 3
و زیبا بود لحظه حضور برادر  بالای سرت که به احترامش می خواستی بلند شوی ! می خواستی بلند شوی ! اما دستهایت با تو همراه نبودند. 
آنروز تقابل ماه و خورشید به کسوفی بزرگ انجامید به کسوفی که تنها  چشمهای بیدار می توانند  رؤیتش کنند .
حقیقت داشت ! آنروز تو برگشتی و با شق القمری تمامی آیه های ایثار را  تفسیر کردی و خورشید را  از دوریت ذره ذره آب 4

-----------------------------------------------------------
1. اشاره به فرمایش امام حسین (ع) که وقتی حضرت عباس (ع) از ا سب بر روی زمین افتادند ، فرمودند : (الان انکسر ظهری و قلت حیاتی) ؛ یعنی (اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد) .  2. طبق روایات : گاهی حضرت على(ع) با نگاه بصیرت‏ آمیز خود آینده حضرت ابوالفضل (ع)را نظاره مى‏کردند و با لبختدى رضایت ‏آمیز، سرشک غم از دیدگانشان جارى مى‏شد و چون همسر مهربانشان از علت گریه مى‏پرسیدند ، حضرت مى‏فرمودند : روزی دستان عباس ، در راه یارى حسین(ع) قطع خواهند شد.  3. طبق روایات ، حضرت ابوالفضل به خاطر احترامی که به امام حسین (ع) داشتند ؛ تنها یک بار ایشان را به نام " برادر " خطاب کردند و آن زمانی بود که حضرت ابوالفضل (ع) از اسب به زمین افتادند و با صدای بلند به امام حسین (ع) ندا دادند: " اَدْرِکْنی یا اَخی ؛ برادرم ! مرا دریاب ." 4. اشاره به اینکه در صحنه کربلا ، تنها یک چیز امام حسین (ع) را به گریستن واداشت و آن شهادت حضرت ابوالفضل (ع) بود که فرمودند: " برادرم عباس ، عمر کوتاه من در گریه بر تو خواهد گذشت."

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/P2UCHA2

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir