زنجان
← همه اخبار
بکایی بر عاشوراییان _ قسمت اول / حسین عباسی نیا: پژوهشگر ، محقق و مدرس تئاتر استان زنجان

بکایی بر عاشوراییان _ قسمت اول / حسین عباسی نیا: پژوهشگر ، محقق و مدرس تئاتر استان زنجان

۲۹ آذر ۱۳۸۹کد خبر: 30661۳

تعزیه تنها نمایشی است که در آن شخصیت پردازی مطرح نیست- داستان پردازی مطرح نیست و قصدی جهت دراماتیزه کردن به چشم نمی خورد- نمایشی کاملا ً با جنبه ها و خصیصه های فرهنگ ایرانی که موضوع از طریق نمادها و تمثیل های زیبایی عنوان می شود و رویدادها و وقایع برای همه شناخته شده هست و باتفاق بازیگر و تماشاگر تواماً این رویدادها تحلیل می گردد

پژوهشی در باب تعزیه در استان زنجان
تعزیه این درام مستقل ایرانی که وجه تشابه زیادی به لحاظ فرم و بیان با تئاتر یونان دارد آئینی است ملهم از فرهنگ غنی ایرانی با جنبه های نمایشی بسیار ظریف و زیبا که با شکوه و جبروت تمام بر تارک نمایش های شرق می درخشد و نمایشی است کاملاً بومی و ایرانی که با تئاتر به مفهوم کلی و اروپایی آن به کل فرق دارد- اما جهان را از غنای خود متاثر کرده است و یکی از نمایشی ترین و زیباترین آئین های شرقی است در کنار آئین ها و نمایش های دیگر.
تعزیه تنها نمایشی است که در آن شخصیت پردازی مطرح نیست- داستان پردازی مطرح نیست و قصدی جهت دراماتیزه کردن به چشم نمی خورد- نمایشی کاملا ً با جنبه ها و خصیصه های فرهنگ ایرانی که موضوع از طریق نمادها و تمثیل های زیبایی عنوان می شود و رویدادها و وقایع برای همه شناخته شده هست و باتفاق بازیگر و تماشاگر تواماً این رویدادها تحلیل می گردد- همان اندازه که شهادت امام برای تماشاگر دردناک است به همان اندازه شمر را هم متاثر و متالم می نماید و برای شهادت امام گریه و ناله سر می دهد و سینه چاک می نماید- نمایشی که در آن هیچ گونه محدودیت زمانی و مکانی وجود ندارد- میدانچه ای که عرصه اجرای نمایش رزم گاه هم هست فرات هم هست- تل هم هست و دربار و یا هر مکان دیگر نیز می تواند باشد و برای نشان دادن هر کدام از آنها نیز به تعویض هیچ نوع ابزاری نمی باشد – در نمایش تعزیه زندگی و صحنه کاملاً هم ارز است یعنی همان خصیصه ای که در نقاشی ایران نیز هست درون و برون همه در معرض دید تماشاگر است و چیزی از نظر او پنهان نیست و با توجه همین خصیصه هاست که در تئاتر معاصر نیز جایگاهی عظیم دارد- نمایشی که در آن همه وقایع را از پیش می دانند و شبیه خوانان با اجرای نمایش تعزیه بنوعی یادآوری و تجدید خاطره می پردازند و نحوه و نوع حادثه را شرح می دهند- یعنی وقایع از زبان شبیه خوان توصیف می گردد و در این توصیف هم روایتگر شخصیت مصیبت دیده و هم تماشاگران در اندوه شهادت امام مرثیه سرائی می نمایند- حادثه یا حوادث کربلا و یا هر حادثه دیگر واگوئی دوباره می گردد و روایتگر حین واگوئی اعمال مربوط به شخصیت را نیز به تقلید انجام می دهد و در اوج فاجعه تماشاگر و روایتگر هر دو به تحلیل رویداد می پردازند- و این تنها نمایشی است که تماشاگران به جز وظیفه ی تماشا کردن وظیفه ی دیگری نیز دارند یعنی در عین این که تماشاگرند از گروه لشکریان اشقیا و یا اولیا هستند: اجرای تعزیه هیچ شباهتی به اجرای ارسطوئی و اجرای حماسی ندارد اما در عین حال اجرای حماسی را از غنای خود متاثر نموده است و امروزه به عنوان یکی از نمایش های زبده شرق در کنار کاتاکالی- پکن- ولو برای همه جهانیان و دست اندرکاران نمایش شناخته شده است.
استان زنجان و تعزیه:
 زنجان پایتخت شور حسینی و روستاها و شهرستان های تابعه از قدیم الایام مامن مرشدان و واقعه خوانان و نقالان و عاملان نمایش گری بوده و هر روز روایت راویان و خطابت خطیبان و منقبت مناقبی ها و فضیلت قصایلی ها به کمک دو عامل حرکت و بیان نظاره گران مشتاق و عاشقان پر ذوق و بی قرار را به میادین شهر می کشاند تا ناظر و شاهد اندوه و شادمانی قهرمانان و یلان افسانه ای در غالب حرکات نمایشی زیبائی باشند – بازی های نمایشی و نمایش های گوناگون میدانی- مطربی- نقالی و ... همه و همه در مناطق مختلف زنجان مرسوم بوده و تماشاگران شیدا و تشنه را لحظاتی از قیل و قال روزمرگی به دنیای افسانه و اسطوره می برده است و در کنار انواع نمایش ها و بازی های بکاء و مرثیه گری بر عاشوراییان همیشه ایام در استان زنجان مرسوم بوده و همه روزه بالاخص در ایام سوگواری خیل نظاره گران مشتاق جهت نظاره انواع مجالس تعزیه به میادین و کاروانسراهای شهر و روستای استان زنجان هجوم می آوردند تا از این تراژدی عظیم خاندان آل علی در زیر خیمه های با شکوه و حسینیه ها و میادین پر جنب و جوش شهر دیدن نمایند- استان زنجان بمانند بسیاری از مناطق تعزیه خیز ایران سهم بزرگی در تجسم درام شرقی به عهده دارد چرا که جنبه های نمایشی قابل اعتنا و بکر در مجالس تعزیه مناطق مختلف زنجان تجربه ایست ناب در بوجود آوردن پالایش در تماشاگر- البته ایمان مذهبی شهروندان استان زنجان و ارادت و عشق دیر پائی که به خاندان عصمت و طهارت دارند عنصر بسیار موثری در این رابطه می باشد- مراسم تعزیه و شبیه خوانی در استان زنجان از اول ماه محرم شروع و تا آخر ماه صفر ادامه پیدا می کند و در طول این مدت مجالس بسیار طرفه ای با جنبه های نمایشی بسیار ظریف خوانده می شد. در بیشتر شهرها و روستاهای استان زنجان، با اندکی تغییر از روز اول تا دوازدهم ماه محرم مجالسی مثل حجه الوداع- مسلم- حر- علی اکبر قاسم و عباس و امام خوانده می شد غروب عاشورا تنور خولی می خواندند و روز اربعین بازار شام که از مجالس ظریف و باشکوهی بود می خواندند- در روستاهایی مثل مشکین و ارمغان خانه و شهرستان قیدار از روز اول تا 12 ماه محرم به ترتیب مجالس حبیب ابن مظاهر- وهب نصرانی- عابس و شوذب- مسلم- حر- علی اکبر- قاسم- عباس- دو برادر- امام- تنور خولی و دیر راهب خوانده می شد روز اربعین بازار شام و روز 28 صفر تعزیه امام حسن و رحلت پیغمبر خوانده می شد- تقریباً در سایر شهرستان ها و روستاها نیز با اندکی تفاوت در ایام ماه محرم این مجالس خوانده می شد- در بعضی شهرها و روستاها مثل زنجان و ابهر و ارمغانخانه و مشکین و برکاب و نها ویس روز عاشورا را اختصاص می دادند به تغزیه عاشورا و تعزیه عاشورا مجلسی بسیار جذاب و بسیار طولانی بود اما گیرا: این مجلس گاهاً از طلوع تا غروب آفتاب طول می کشید و تماشاگران ناهار را هم همان جا در محل اجرای شبیه می خوردند و تعزیه را می دیدند در تعزیه عاشورا کلیه وقایع از حضور امام در مدینه و وورد به مکه و بعد عزیمت به طرف کوفه و حوادث بین راه ورود به کربلا و وقایع کربلا و اسارت خاندان امام تا ورود به بارگاه عبیداله همه به نمایش کشیده می شد و علی رغم طولانی بودن کسی را خسته نمی کرد و همه با اشتیاق و علاقه کار را دنبال می کردند تعزیه عاشورا حالیه نیز در روستاهای خنداب و سجاس و مشکین و ارمغانخانه در روزهای دهم ماه، اجرا می گردد اما شکل اولیه خود را از دست داده است- بجز ایام محرم و صفر در ایام سوگواری علی(ع) و امام جعفر صادق و سایر ائمه اطهار نیز در شهرها و روستاهای زنجان مجالس تعزیه بر پا می شود و مجالس مربوط به این بزرگواران خوانده می شود. در شهر زنجان در گذشته نه چندان دور در روزهای بهار و تابستان مجالس پراکنده ای مثل عباس هندو- شهادت حمزه- عالم زر- شمعون یهودی- هنده- مالک اشتر- جوانمرد قصاب- ذبح اسماعیل و ... در میادین و کاروانسراهای شهر اجرا می شد که متاسفانه بعدها منسوخ و محدود به ایام سوگواری شد- اخیراً این رسم مجدداً پا می گیرد و بعضاً در محله هایی مثل اسلام آباد- صفر آباد و مزار شهدا اقدام به اجرای مجالس تعزیه می شود که امیدوارم این حرکت از طرف متولیان و مسئولین به جد گرفته شود. بهر صورت استان زنجان یکی از مناطق تعزیه خیز می باشد و سهم بزرگی در تجسم درام بومی دارد و به جرات می توان گفت در ایام ماه محرم هیچ شهر و روستائی نیست که به این مهم نپردازد. با این توضیح که بر پائی مراسم تعزیه در بعضی از روستاها و شهرهای استان برجسته و با جذابیت های نمایشی و ظرفیت های تئاتری بیشتری توام است که به شرح هر کدام از آنها پرداخته می شود.
شهر زنجان:
 زنجان سابقه دیرینه ای با اجرای مراسم تعزیه دارد و پیشینه آن تا ایام سلطنت صفوی می باشد ولی بدلیل هجوم دولت عثمانی در ایام صفوی به این شهر و ویرانی و خرابی کامل هیچ اثر و رد پائی نمانده- گمانه زنی هائی هم اجرای انواع تعزیه را در زمان حکومت ذوالفقار خان افشار در این شهر را امکان پذیر می سازد-(ذوالفقار خان در زمان حکومت کریم خان زند در زنجان حکومت می کرد) در زمان سلطنت قاجار زنجان نیز مثل سایر شهرها به اوج تحول در تعزیه رسید و شهرها و روستاها در ایام ماه محرم و سایر ایم اقدام به برپائی انواع مجالس تعزیه می کردند و هر محله برای حود میدانچه بخصوصی برای اجرای تعزیه داشته است- ساختار و معماری شهر در قدیم طوری بود که هر محله ای برای خود میدانچه ای داشت و در آن میدانچه یک مسجد- یک حمام- یک نانوائی- یک آب انبار و یک بقال محله بوده و مردم جهت رفع مایحتاج مراجعه می کردند در وسط این میدانچه ها که هر محله برای خود داشت در ایام ماه محرم تعزیه اجرا می کردند و یا قمه می زدند- در سرتاسر ایام حکومت قاجار در این میدان ها اهل محله به برپائی تعزیه های طرفه ای می پرداخته اند. در زمان سلطنت پهلوی اول به دلیل ممنوعیت از اجرای تعزیه مدت ها در شهر زنجان مردم شاهد اجرای تعزیه ای نبودند اما در روستاها همچنان ادامه دداشت و در شهرها نیز بعضاً در کاروانسراها با کسب مجوز قبلی اجازه اجرای تعزیه به گروه ها می دادند- بعدها به دلیل ممنوعیت اجرای تعزیه از بعضی از ابزار و لوازم تعزیه در دسته های عزاداری سینه زنی و زنجیر زنی استفاده کردند. مثل حمل گهواره علی اصغر و حمل علم و کتل و در ادوار بعدی نیز حمل پیکر امام و شهدای کربلا پس بدعتی شد و در سال های بعد به صورت آئین عزاداری امام درآمد و از همین جا نطفه شکل دیگری از تعزیه در زنجان ریخته شد که بعدها به تعزیه سیار معروف شد- تعزیه سیار به مرور از عظمت و شکوه بی مانندی برخوردار گردید و رفته رفته تبدیل شد به یک اپرای عظیم که وقتی از خیابان های شهر راه می افتاد هیجان و احساس شگرفی را ایجاد می کرد و فضا و چهره شهر را بکل عوض می کرد و این علتی شد تا تعزیه سیار یکی از انواع تعزیه های بسیار طرفه ای باشد که در زنجان مرسوم و معمول بود در کنار تعزیه سیار تعزیه  سکو و تعزیه میدانی هم بود که بشرح هر یک پرداخته می شود.
تعزیه سیار از شکوه و جبروت خاصی برخوردار بوده و در حین حرکت دسته عزاداری و در مسیر حرکت دسته اجرا می گردید تعزیه بسیار با شکوه و عظمت بی مانندی داشته و در روزهای اجرا چهره شهر را به کلی عوض می کرد و خیابان ها و کوچه ها و معابر غبار آلود و غمبار شهر را به عرصه نمایشی با شکوه و عظیم و هنری متعالی اما ناشناخته مبدل می کرد تعزیه های سیار زنجان دو مسیر را طی می کردند مسیر اول از مسجد محل به طرف امام زاده و این به مثابه حرکت کاروان امام از مکه به طرف کربلا بود و مسیر دوم از امام زاده سید ابراهیم به طرف مسجد محل از راه دیگری غیر از راهی که آمده بودند و این مثابه حرکت اسرا و خاندان امام به طرف کوفه و شام بود در ابتدای حرکت دسته عزاداری بیرقی که مشخصات هیات و یا حسینیه را معرفی می کرد حمل می شد و در پی بیرق چند کودک که به دست هر کدام جام خالی آبی دیده می شد و به رهبری بزرگتری نوحه ای حزین می خواندند حرکت می کردند اغلب نوحه های این گرووه در تشریح تشنگی طفلان امام بود و با سوز تمام این شعرها  را می خواندند و بعضاً کاه و یا کاه و گل را با هم روی سر می ریختند.
اولدی عطشدن جگرم قان عمو
قویما بو چولده منی عطشان عمو
سوز عطشدن چگرم اولدی قان
سو یرینه قان ایچیرم قان عمو
در پی گروه کودک که نمادی از تشنگی طفلان و خاندان امام بود دسته موزیک حرکت می کرد دسته موزیک مارش های مختلف و گوناگونی را می نواختند و از صدای موزیک هیجان خاصی پدیدار می گشت و فضاهای مختلفی به ذهن خطور می کرد و اشتیاق عجیبی را بر می انگیخت پشت سر گروه موزیک معمولاً تماشاگران و مشتاقان بیشماری راه می افتادند بعد از دسته موزیک شترانی با قالیچه و آئینه و زین و یراق آراسته شده بودند حرکت می کردند و بر روی شتران بچه خوانها قرار داشتند ضغری، رقیه، سکینه، و ... که هر کدام با نوائی غرا نوحه سرائی می کردند.
الله سفردن شاه بی لشکر گلیدی- اکبر گلیدی
عباس نام آور کمین سرور گلیدی- اکبر گلیدی
و در پی شتران شمر سوار بر اسبی سیاه و من تشائی در دست رجز می خواند او گاهاً از اسب به زیر می آمد و اشتلم خوانی  می کرد و با حرکاتی زیبا و حساب شده نمایشی از پوشیدن لباس رزم- کشیدن خنجر و بریدن سر امام را با مهارت تمام به نمایش می گذاشت و وقتی تماشاگران غرق در حرکات او شهادت را مجسم می کردند و با شیون و درد گریه سر می دادند.
شمر نیز به همراهی آنان گریه می کرد و بر قاتلین امام لعنت می فرستاد.
 من او شمرم که قفادان کسمیشم راس حسینی
من او شمرم که گریان ایتمشم آل رسولی
 یخان آتدان او حیدر منظر عباسی منم من
 ویران پیکان علی اصغر بو غازیندان منم من
بعد از اسب شمر، گاری های تعزیه در پی او روان بودند و بر روی هر کدام از گاری ها فضاهائی مثل خیمه گاه، قتل گاه و قصر می ساختند و هر گاری را با توجه به نوع استفاده از آن تزئین می کردند و گاری ها به ترتیب اولویت پشت سر هم قرار می گرفتند که از این میان گاری شریعه و گاری ساربان و انگشتر و گاری نعش و شیر از جذابیت نمایشی خاصی برخوردار بودند و در روی هر گاری وقایع مربوطه به فضای ساخته شده نمایش داده می شد بعد از گاری ها دسته های عزاداری سینه زن با ریتم سنگین و وزینی نوحه سرائی می کردند و در پی دسته سینه زن ریش سفیدان محل در حالی که با پای پیاده و کاه و گل بر سر مالیده بودند حرکت می کردند و زیر لب آوای سنگین و محزونی را زمزمه می کردند و بعد از دسته ریش سفیدان دسته زنجیر زن حرکت می کردند و با نوحه سرائی بسیار با شکوهی راه می افتادند و  در آخر دسته قمه زن و جوشی بودند دسته عزاداری صبح زود بعد از انجام فریضه نماز صبح از جلو مسجد به قصد امام زاده سید ابراهیم به حرکت در می آمدند قبل از حرمت دسته و قبل از اذان صبح طبال دسته عزاداری بر پشت بام طبل می نواخت این طبل با طبلی که در دسته موزیک می نواختند فرق داشت بر روی گلدانی پوستی می کشیدند و با دو چوب نازک با ریتمی خاص بر روی آن می کوبیدند و این طبل حالت ندائی و اخباری داشت زمانی که طبال ها جهت خبر رسانی طبل می کوبیدند خادم جلوی مسجد را آب می پاشید و صبح وقتی مردم جهت شرکت در دسته عزاداری و یا تماشای دسته به طرف مسجد روان می شدند بوی نم خاک بوی دل انگیز و خوش آیندی را به مشام می رساند دسته بعد از به جا آوردن فریضه نماز راه می افتاد و در مسیر حرکت خود در چند محل توقف می کرد این توقف گاه ها به مثابه مکان هایی بود که کاروان امام در مسیر خود به طرف کربلا در آنجا توقف کرده بودند در هر توقف گاه شمر از اسب پایین می آمد و رجز خوانی و یا بحر طویل خوانی می کرد و روی گاری ها نیز با توجه به فضای به وجود آمده به اجرای نمایش می پرداختند دسته سینه زن و زنجیر زن در این توقف گاه ها نوحه های جوشی می گرفتند و پس از سینه و زنجیر توام با جوش و خروش دسته سینه زن و زنجیر زن می نشستند و مرثیه خوانی می کردند توقف گاه اول مرثیه علی اکبر می خواندند. که این نوع مرثیه سرائی را اصطلاحاً افراد خوانی می گفتند و در دسته قمه زن و جوشی نیز واقعه خوانی میکردند یعنی یک نفر واقعه خوان در وسط دسته اشعاری را از واقعه عاشورا به طریقه نقالی حماسی می خواند و این نوع مرثیه خوانی اصطلاحاً رباعی خوانی می گفتند رباعی به جز دسته قمه زن در دسته های زنجیر زنی و سینه زنی نیز مرسوم بوده و حالیه نیز هر از گاهی دسته ها به رباعی خوانی می پردازند.
 گل بابا دوشموشم آتدان یارالی
قان ایچینده ویریرم جان یارالی
دسته عزاداری در توقف گاه اول به مرثیه علی اکبر می پرداخت و در توقف گاه دوم به مرثیه قاسم ابن حسن و د ر توقف گاه سوم عباس می خواند و در توقف گاه چهارم علی اصغر می خواند و در توقف گاه ها خیل نظاره گران مشتاق را به بکاء و پالودگی وا می  داشت دسته در نهایت پس از ترک این توقف گاه ها به امام زاده می رسید و در حیاط امام زاده صحنه عاشورا را به نمایش می گذاشت قتل و غارت خیام و آتش زدن آنها و شهادت امام و یاران او د ر نهایت به اسارت گرفتن خاندان امام/ صحنه قتل و غارت و شهادت امام اوج تعزیه بود و در این لحظات چه نظاره گران و چه بازیگران در یک حالت خلسه گونه از خود بیخود می شدند و همه با هم اشقیا و اولیا و تماشاگران گریه می کردند و شمر با همان قدرت که شقاوت شمر در قتل و غارت و بریدن سر امام نشان می داد با همان شدت هم پس از شهادت امام گریه می کرد و بر سرش می کوبید و این جا بود که نمایشی با تمام زبدگی های نمایشی اجرا می شد و پالودگی به تمام معنی اتفاق می افتاد اما نه در صحنه ای که می خواهد واقعیتی را القا نماید بل در تقلیدی توجیهی و نمادی/ دسته عزاداران پس از اتمام و تعزیت در امام زاده به طرف مسجد محل مراجعت می نمود و این حرکت اسرا به طرف شام و کوفه را القا می کرد در مراجعه به مسجد بیشترین جلوه نمایشی از آن گاری نعش و شیر بود در حالی که نعش امام روی گاری افتاده بود و پیکان ها در بدن مطهر و بی سر او شیر با حرکاتی عجیب که گریه این حیوان را القا می کرد با دندان های خود پیکان ها را از بدن امام بیرون می کشید در مراجعه کودکان که حالا نقش اسرا را داشتند در حالی که مرتب توسط اشقیا تازیانه می خوردند شعرهایی در باب حضور حضرت زهرای اطهر(س) در بین اسرا می خواندند و این که حضرت زهرا به تعزیت امام آمده و بر سر پیکر مطهر او حاضر شده است. این شعر را در غروب روز عاشورا در شام غریبان نیز می خواندند.
دورای اوز قانینه غلطان حسین
عطشان حسین جان
گلیپ زهرا سنه مهمان حسین
عطشان حسین جان
 ندن اوز اهل بیتوی آتوبسان
 بله خاکستر و قانه باتوبسان
تعزیه سیار یکی از با شکوه ترین نمایش تعزیه است که جلوه ها و ظرافت های نمایشی آن بی حد و حصر است کارناوالی است که متاسفانه دیگر نشانی از آن نیست و تعزیه های سیاری که امروزه در دسته های عزاداری می بینیم به حمل چند نعش و یک گهواره محدود شده و ان شکوه و عظمت خود را از دست داده است.
پس از عاشورا مجالس دیگری در اطراف و اکناف شهر خوانده می شود عبدالله عفیف- مختار ثقفی- بازار شام- تنور خولی و در آخر ماه صفر نیز تعزیه امام حسن و رحلت پیغمبر با شکوه و جبروت خاصی اجرا می گردید و در نهایت چیزی که حائز اهمیت و بررسی است که این مجالس تعزیه زنجان همه تکنیک ها و جلوه های مجالس تعزیه را به همراه داشته نتیجتاً سهم به سزایی هم در شکل گیری درام مستقل ایرانی داشته و بعضی از نمایشگران تعزیه به راستی از واقعه خوانان حرفه ای و با مهارتی بوده اند کسانی مثل قاسم مثقفی(معروف به شمر قاسم) که شمر خوانی می کرد و مرحوم کربلائی محمود اوصانلو(عباس خوان) میکائیل کفاش(امام خوان) و ... روحشان شاد و یادشان قرین رحمت باد.

ادامه دارد ...

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/ZTGVHWX

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir