زنجان
← همه اخبار

بوی بهشت می دهی ای زن تو کیستی؟
۲۴ مهر ۱۳۹۰کد خبر: 30814۲
بوی بهشت می دهی ای زن تو کیستی؟ من سال هاست خواب زنی را ...
بوی بهشت می دهی ای زن تو کیستی؟
من سال هاست خواب زنی را ... تو نیستی؟
آن زن درست مثل تو لبخند می زد و
باخنده زخم های مرا بند می زدو
آرام سر به سجده ی این خاک می گذاشت
شاید از آنچه قسمت او شد خبر نداشت
می خواست سال ها بنشیند برابرش
هم خواهر حسین شود، هم برادرش
احساس می کنم که تویی خواب هرشبم
قدری بایست! مقصدت این جاست زینبم
آنجا که گفته اند پر است از بلا ، منم
آری درست آمده ای ، کربلا منم
ای که فدای تو همه چیزم...خوش آمدی
زینب به خاک حادثه خیزم خوش آمدی
هرجا غم تو را ببرم شعله می کشد
حتی فرات -چشم ترم - شعله می کشد
گرمای من به خاطر ذات کویر نیست
این داغ توست برجگرم شعله می کشد
در بندبند هستی من رخنه کرده ای
روحم،دلم،تمام سرم شعله می کشد
این پچ پچ از دودل شدن نارفیق هاست
این حرف های پشت سرم شعله می کشد
زینب نبین تو را به خدا! شاعرانه نیست
جنگ است جنگ! جنگ که دیگر زنانه نیست!
اینجا جدال حنجره و تیغ و خنجر است
این جا جدال ِ بین... نگوییم بهتر است
هرچندآمدی که بمانی... خوش آمدی
سر روی خاک من بنشانی...خوش آمدی
شرمنده در اسارت مشتی زمینی ام
بانوی من مگر که تو زیبا ببینی ام
رویاباقری
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/4WZ6ED4
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir