زنجان
← همه اخبار
بررسی جایگاه هنر در رواج اقتصاد و فرهنگ سازی جهاد اقتصادی

بررسی جایگاه هنر در رواج اقتصاد و فرهنگ سازی جهاد اقتصادی

۱۱ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31049۳

معصومه کندی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و مدرس دانشگاه دکتر شریعتی

چکیده:
جهاد اقتصادی مفهومی ارزشی و بیانگر تلاش و جهاد در عرصه اقتصاد است.گره زدن جهاد به مفهوم اقتصاد و ترکیب این مفهوم با فعالیت اقتصادی به معنای نوعی تلاش سخت کوشانه در مسیر به سازی اقتصادی، مبتنی بر انگیزه های الهی است.
برای ایجاد بسترهایی برگرفته از آموزه های دینی و اسلامی لازم است که از فرهنگ اسلامی تبعیت شود. آنچه که در قلمرو فرهنگ مورد بحث قرار می گیرد مجموعه ای از آداب و رسوم اندیشه هایی است که زمینه رشد و شکوفایی جامعه را ایجاد می کند. هنر و فرهنگ در بر گیرنده سرمایه ای است که به آن سرمایه فرهنگی می گویند. در جهاد اقتصادی قبل از هر کار اقتصادی فرهنگ سازی و جریان سازی فرهنگی در اولویت امور قرار می گیرد. پیشرفت های جوامع غربی با نگاه فرهنگی آنها به ظهور رسیده و ماموریت ما این است که با استفاده از زبان هنر بستر سازی مناسب برای تحقق جهاد اقتصادی را داشته باشیم. یکی از این امور توجه به بحث اقتصاد هنر است. اندازه بخش فرهنگ و هنر در اقتصاد هر کشور عبارت است از ارزش خالص همه کالاها و خدمات فرهنگی که در طول یک سال تولید شده است.
اگر هر چیزی که از هنر ها تولید می شود اثر هنری و به وجود آورنده آن نیز هنرمند نامیده شود و اقتصاد نیز مترادف با درآمد زایی آن فرض شود، تعابیری همچون هنر درآمد زا یا خودکفایی در هنر می تواند کاربرد داشته باشد.
در شرایطی که حوزه فرهنگ کشور در معرض تهاجمات شدید محصولات هنری بیگانگان است هر عاملی که موجب کمرنگ شدن میزان حضور فرهنگ و هنر خودی و کمتر شدن میزان مصرف محصولات متعهد و سالم شود خطری بومی و غیر قابل چشم پوشی برای تمام اقشار یک جامعه می باشد .
در مقاله حاضر انتظار می رود که با نگاهی عمیق، به بررسی پیامدهای غفلت از اهمیت هنر و فرهنگ سازی در جهاد اقتصادی پرداخته شود.
مقدمه:
جهاد اقتصادی مفهومی ارزشی و بیانگر تلاش، مجاهدت در عرصه اقتصاد است. جهاد در اقتصاد به معنای عمل و رفتار ایثار گرانه با قصد قربت در" تولید، توزیع و مصرف" ثروت است. بنابراین لزوم تحول و تغییر در نگاه و رویکرد به مقوله اقتصاد ضرورت می یابد. تحقق رفتار جهادی نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است.
خداوند در آیه 28 سوره توبه نیازمدیهای اقتصادی جامعه را عامل وابستگی اقتصادی و در نهایت وابستگی سیاسی و فرهنگی می شمارد و به مومنان و جامعه ایمانی هشدار می دهد تا با جهاد اقتصادی و تلاش، خود را از این وابستگی نجات بخشند و اجازه ندهند تا دشمن با سوء استفاده از نیازهای اقتصادی و وابستگی اقتصادی سرنوشت امت و جامعه ایمانی را در اختیار گیرد و سیاستهای نظامی و فرهنگی و سیاسی جامعه را تحت سلطه خود در آورد.
هر جامعه ای به گونه ای در دنیا شکل گرفته که اقتصاد، مایه قوام آن است از اینرو هر جامعه ای برای دستیابی به استقلال و در اختیار گرفتن سرنوشت خود نیازمند استقلال اقتصادی است، زیرا در صورت فقدان استقلال اقتصادی نمی تواند در مسیر اهدافی که برای جامعه خود تعریف کرده است گام بردارد.مادامی که فرهنگ اقتصادی مبتنی بر سود گرایی و سرمایه سالاری باشد جهاد اقتصادی مورد نظر اسلامی، تحقق پیدا نمیکند، به عبارت دیگر هر گاه مفاهیم، سیاستها، قوانین، ساختارها و مدیریت اقتصاد حول محور سرمایه تعریف می شود نمی توان بحث از تولید ثروت بر پایه جهاد را به میان آورد. پس می توان نتیجه گرفت از بین ابزارهای جهاد اقتصادی، فرهنگ متغیر اصلی است، و دیگر متغیر ها در مراحل بعدی دارای اهمیت هستند.
در شرایطی که حوزه فرهنگ کشور در معرض تهاجمات شدید فرهنگی بیگانگان است، هر عاملی که موجب کمرنگ شدن میزان حضور فرهنگ و هنر خودی و کمتر شدن میزان مصرف محصولات هنری متعهد و سالم شود، خطری جدی و غیرقابل چشم پوشی قلمداد می شود. این در حالی است که محصولات فرهنگی بیگانه چه از طریق قاچاق و عرضه در کوچه و بازار و چه از طریق ماهواره ها به بهایی بسیار ناچیز در اختیار مخاطبان داخلی قرار می گیرند.
اگر بخواهیم به دیدگاه اجتهادی با رهنمودهای اخیر معظم له برخورد نموده و فرمایشات ایشان را از دریچه اصول انقلاب اسلامی بسط دهیم، می بینیم که موضوع جهاد اقتصادی در عرصه فرهنگ مداخل فراوانی دارد و موضوع فرهنگ و هنر از سویی چقدر وابسطه در این مجال به جهاد اقتصادی است و از سوی دیگر چقدر جهاد اقتصادی وابسطه به مجاهدت های فرهنگی و هنری است که در مقاله حاظر به برخی از این موارد می توان اشاره کرد.
* آنچه که در قلمرو فرهنگ مورد بحث قرار می گیرد مجموعه ای از آداب و رسوم و اندیشه هایی است که زمینه رشد و شکوفایی جامعه را ایجاد می کند.
هنر و فرهنگ در بر گیرنده سرمایه ای است که به آن سرمایه فرهنگی گفته می شود. سرمایه فرهنگی از پایدارترین سرمایه ها در علم اقتصاد نوین به شمار می رود و از هنر مندان و نویسندگان به عنوان سهام داران این سرمایه می توان نام برد. با بهره گیری از ابزار هنر در بحث اطلاع رسانی به دنبال تبیین جهاد اقتصادی توسط رسانه ها می توان بود.
اندازه بخش فرهنگ و هنر در اقتصاد هر کشور عبارت است از ارزش خالص همه کالاها و خدمات فرهنگی که در طول یک سال تولید شده باشد و اندازه این بخش در اقتصاد ملی برابر است با همه هزینه های انجام شده برای خرید کالاها و خدمات فرهنگی و هنری و نیز سرمایه گذاری جدید برای تولید این کالاها و خدمات.
ایجاد تعامل پویا در بخش های کلیدی جامعه یکی ازمسوولیت های کلیدی سیاست گذاران فرهنگی برای توسعه همه جانبه است و لذا رسیدگی به وضعیت اقتصادی فرهنگ و هنر و چگونگی رشد آن نیز در زمره وظایف آن است. شناسایی و توصیف وضع موجود اولین قدم در راه توسعه و رشد هر گونه امر اجتماعی است. فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب، راهکارهای آینده را مشخص می کند. مهمترین مشکلی که در این سال ها هنر با آن دست و پنجه نرم می کند مشکل اقتصادی است که در حقیقت به مشکل زیر بنایی تبدیل شده است. گر چه از نیمه قرن بیستم تا کنون بسیاری از دولت ها به دلیل اتخاذ تعابیر مدیریتی در حوزه هنر و اجرای طرح های جامع به اقتصاد هنر رونق بخشیدند اما همچنان تا رسیدن به سطح جهانی فاصله زیادی وجود دارد. ( شش جوانی حمید رضا، اقتصادهنر و کارآفرینی )
رونق اقتصاد هنر در یک ارتباط چند سویه تاثیر مستقیمی بر فعالیت های هنرمندان سازمان ها و نهاد های هنری و مصرف کنندگان و مخاطبان آثار هنری دارد.
چگونگی تعیین امر هنری
اینکه مردم چگونه هنر را تعریف می کنند یکی از ابتدایی ترین موضوعات برای کسی است که می خواهد اقتصاد هنر را مطالعه کند. اقتصاد دانانی که درباره مفهوم هنر مطالعه می کنند عموما در پس ذهنشان در باره اینکه چه چیزی هنر است و چه چیزی نه، تصوری ضمنی دارند و به طور قطع این تصور، یافته های آنان را تحت تاثیر قرار می دهد.
سلیقه ها بین افراد و گروه های اجتماعی متفاوت است، اما تقریبا گونه ای طبقه بندی زیر ساختی جهانی وجود دارد که هنر برتر را از هنر فروتر و هنر را از غیر هنر متمایز می کند حتی زمانی که مردم از هنر برتر خوششان نمی اید به آن احترام می گذارند. اما مردمی که علاقه ای به هنر فروتر ندارند آنرا تحقیر می کنند. همه افراد به اندازه یکدیگر قدرت تاثیر گذاری بر این طبقه بندی را و بنابراین کمک به تعریف هنررا ندارند.
"هنر" یکی از مؤثرترین راه‌ها برای انتقال فرهنگ، تمدّن و ارزش‌های والای انسانی به آحاد مختلف جامعه بشری است. بهره برداری صحیح از هنر نیز منوط به تمیز هنر صادق و کاذب از یکدیگر است. به این دلیل که همواره هنر از دستبرد طواغیت مهاجم و مستکبر در امان نمانده، تا جایی که در قاموس غربی آن سوغاتی جز ارایه شهوت و غضب به جوامع بشری ندارد.
بازگشت به اندیشه مترقّی عالمان زمان شناسی چون امام خمینی (ره) که هنر را عبارت از دمیدن روح تعهد در انسان ها می دانستند، ما را در رسیدن به نقطه عطف « هنر اسلامی» راهنمایی می کند.
تولید و مصرف هنری در جامعه ایدیولوژیک
جامعه ای را در نظر بگیرید که دارای ساختارها و سازکارهای متناسب و کار آمد اقتصادی است. دولت در این جامعه در اقتصاد نقش یک کارفرمای بزرگ را ندارد. یعنی اگر چه موسسات اقتصادی دولتی نیز وجود دارند ولی این موسسات کنترل تمام و کمال اقتصادی را به عهده ندارند و اقتصاد آزاد چنان پویایی و تحرک اقتصادی را فراهم می سازد که در آن جامعه هم می تواند هنر مستقل و هم هنر ایدیولوژیک شکل بگیرد.
به چند دلیل این شرایط اقتصادی و اجتماعی در آن جامعه به افراد فرصت می دهد تا هنرمندانش به تولید و مردمش به مصرف هنری دست بزنند. چون شرایط اجتماعی مردم به ایشان اجازه می دهد تا به مصرف روی آورند، لذا کالای هنری می تواند در بازار هنری فروخته شود. از آنجا که این هنر از نظر اقتصادی مستقل است پس نیازمند حمایت های دولتی نیست. و از نظر محتوایی هم می تواند مستقل باشد.
نگاه اقتصادی به هنر
گرچه برخی بر این باورند که نگاه اقتصادی در حوزه هنر می تواند بسیاری از ارزش ها را از میان برده و به تولید آثار بازاری بیانجامد. نگاه صرف اقتصادی به هنر نیز پیامد های مطلوبی را به دنبال ندارد اما زیر ساخت های معنوی که هنرمند با تکیه به آنها اقدام به خلق اثری می کند باعث ماندگاری و تکرار آن شده و این استمرار به خودی خود قابلیت در آمد زایی دارد.
اگر هر چیزی که از هنر ها تولید می شود اثر هنری و به وجود آورنده آن نیز هنرمند نامیده شود و اقتصاد نیز مترادف با در آمد زایی آن فرض شود تعابیری همچون هنر درآمد زا یا خود کفایی در هنر می تواند کاربرد داشته باشد، ولی باید توجه کرد در این صورت آنچه که برای یک جامعه و با جهان بینی الهی مد نظر است اتفاق نخواهد افتاد.
اگر اقتصاد را به ممعنای تعادل و هنر را مشتمل بر آثاری بدانینم که در یکی از شاخه های هنر تولید می شود، در این صورت می توان رابطه منطقی و تنگاتنگی را برای آنان تصور نمود در این حالت هر دو مقوله" اقتصاد" و " هنر" به عنوان دو محمل اصلی "عدالت" در جامعه تجلی خواهند نمود، که یکی در پی ایجاد عدالت مادی و اجتماعی و انسانی در حیات جامعه است، و دیگری در پی عدالت روانی و معنوی و افزایش تعادل روحی و معنوی انسان می باشد.
رابطه "هنر" و " اقتصاد هنرمند" به تاثیر سرمایه بر کمیت و کیفیت آثار هنری می پردازد. برخی از آثار هنری بیشتر از سایرین به یک کالا که عده ای در تولید آن نقش داشته وعده ای آنرا مصرف می کنند شباهت دارند.
در برررسی رابطه "هنر" و " اقتصاد عمومی"به چگونگی تخصیص و مصرف بوجه های دولتی به تهیه و ترویج آثار هنری توجه می شود، که این بوجه ها قاعدتا نمی توانند تولید ذوق و نبوغ نمایند.
رابطه "هنر" و " اقتصاد ملی" را شاید بتوان یکی از مهمترین روابطی دانست که هنر و اقتصاد می توانند با یکدیگر داشته باشند، در واقع این رابطه می تواند در بر گیرنده همه ارتباطاتی باشد که اقتصاد همه نهادهای جامعه با هنر دارند. ضمن آنکه برنامه ریزی مناسب برای تبیین ارتباط هنر و اقتصاد ملی می تواند اولا در ترویج هنر و ثانیا بر تاثیر هنر بر فراورده های ذهنی و مادی و در نتیجه بر اقتصاد جامعه نقشی اساسی ایفا نماید. ( فصلنامه پژوهش-بهار و تابستان 1379، شماره 16و 17)
نینا مونتمان (Nina montmann ) در موسسه parachcte contemporary art در تحقیقی پیرامون اقتصاد و هنر به نقش در آمدها و اشتغال زایی بخش هنر در اقتصاد مدرن آمریکا می پردازد. به نظر او هنرمند با تکیه بر امنیت اقتصادی پله های رشد و ترقی را طی می کند و هم سو با شکوفایی اقتصاد کلان کشور گام بر می دارد. در حقیقت اشاره به انگیزه ها، ارزشها و نهادهای جامعه در تعین ماهیت و سرعت توسعه اقتصاد هنر و توسعه به طور کلی حداقل به اندازه سایر عوامل اقتصادی مهم است.گودلین (Craufurd, D.W.goodwin ) نیز در تحقیق خود با عنوان مداخل اقتصادی هنر که در سال 1999 نوشته است، بیان می کند که اقتصاد هنر نیز مانند شاخه های اقتصاد در خلال عرضه و تقاضا شکل می گیرد و تحقق این امر نیازمند سرمایه گذاری، تولید، توزیع و مصرف کالای هنری است. اما نبود مدیریت هنری مناسب اقتصادی در کشور های توسعه نیافته و یا در حال توسعه به عنوان یک خلا جدی وجود دارد. وی معتقد است حتی در فقیر ترین کشور ها هم منابع بالقوه ای برای سرمایه گذاری مجدد در مسایل هنری وجود دارد.
باید توجه داشت هنر علاوه بر ثمرات معنوی و روحانی که به هر حال بر درآمد جامعه از طریق افزایش کارآیی جامعه و کاهش هزینه تاثیر دارد در بلند مدت حتی برای نسل های بعد می تواند آثار اقتصادی مستقیم خویش را ارایه نماید.
پیشرفت های جوامع غربی با نگاه فرهنگی آنها به ظهور رسیده و ماموریت ما این است که با استفاده از زبان هنر بستر سازی مناسب برای تحقق جهاد اقتصادی را داشته باشیم و توجه به بحث اقتصاد هنر یکی از مهمترین وظایف ارگان های فرهنگی و هنری است.
در چنین سالی باید به اهمیت سرعت دادن به تولیدات هنری داخلی و کیفیت آنها و رهایی از وابستگی به تولیدات هنری بیگانگان بپردازیم. توجه به آفرینش هنری اصیل تلاشی جهاد گونه در بستر اقتصاد جامعه است که حاوی مفهومی مبتنی بر نگرشی الهی است.
باید این مساله در بین مردم و مسوولان نهادینه شود که هنر هم، می تواند به اقتصاد کشور کمک کند و هنرمندان در کنار دولتمردان می توانند در رشد اقتصادی کشور سهیم باشند.
یکی از ضرورت ها و پازل های جهاد اقتصادی در این سال از بین بردن هر گونه زمینه های " تاخیر فرهنگی و هنری" است که باید در سال "جهاد اقتصادی" در چهاچوب امور زیر مورد توجه جدی قرار گیرد:
1- در سال جهاد اقتصادی می بایست دولتمردان فرهنگ و استراتژیست ها و برنامه ریزان این بخش، گذشته ناتوان ادبی، بی رمقی هنری و بی رونقی فرهنگی کشور را بازکاوی نموده و با تغییر نگاه خویش از " فرهنگ هزینه ساز" به " فرهنگ ثروت آفرین" شرایط بازده و اثر بخشیدن فرهنگی را فراهم سازند.
2- در پی تغییر نگاه استراتژیک سران فرهنگی می باید زمینه های تحول سیستمی و دگر گونی ساختار های فرهنگی از وضعیت منجمد کنونی به اوضاعی پویا و تاثیر آفرین فراهم گردد.
3- کوچک سازی، فاصله گیری از اجزاء، دگر دیسی خط مشی ها و ارتقاء چشم اندازها، از جمله رژیم هایی است که باید با آن، اندام های پر چرب، بی حاصل و زمینگیر دستگاه های فرهنگی را نحیف و حرکت آنها را شتابان و پویا کرد تا وصف مذموم "خوردن و خوابیدن" از ساحت دستگاه های فرهنگی دور گردد.
4- باید مدیران فعال، مجریان خلاق، تاثیر گذاران سرنوشت ساز که در سالیان اخیر فراموش شده اند در عرصه فرهنگ و هنر باز "جویی"، دل"جویی"، و اعتماد سلب شده از آنها به آنها مرجوع شود.
5- باید نظام و سیستم تشویق و تنبیه در قالب نظارت های مغز افزاری در دل سیستم های نرم افزاری به گونه ای طراحی و تعبیه شود که هیچ حسن و قبع فعل فرهنگی بدون واکنش بر زمین جاری نماند.
6- متولیان و متصدیان اداره کشور باید در این سال بدانند که در نظام جهانی پیش رو " فرهنگ بازده" و " ثروت آفرینی فرهنگی"، اصلی ترین شاخص رشد اجتماعی و ملی ملتها است و غفلت از آن، هزینه جبران ناپذیری را به جیب ملت تحمیل خواهد کرد.
در یک کلام باید زمینه همه گیری محصولات جبهه فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی را فراهم کرد و این کار از طریق جریان سازی و شاخص سازی ممکن است.
"جریان سازی" در حوزه محصولات فرهنگی و هنری به سه عامل وابسته است: تیراژ انبوه، زبان همه فهم، دسترسی آسان.
در دستور زبان تولید محصولات هنری، وجود این سه ویژگی به معنی بالا رفتن ضریب اثرگذاری و همه گیری و در نتیجه، فتح بازار است. و در دستور زبان اقتصاد محصولات هنری نیز وجود این سه ویژگی به معنی افزایش شمار مخاطبان و پایین آمدن بهای تمام شده و در نتیجه، ارزان سازی محصول نهایی است که به همه گیری آن منجر می شود.
نتیجه گیری
با توجه به آنچه گذشت، در این فراز مقاله ضمن بیان نتایج حاصله، پیشنهادهایی در زمینه رابطه هنر و اقتصاد اشاره شد.
طبیعی است که برای اعتلا و ترویج هنر، داشتن سرمایه کافی برای آموزش و فضای ارایه هنرها کافی نیست. بلکه روحیه جهاد گونه و شوری انقلابی لازم است تا کشور را از وابستگی به کالای هنری بیگانه خودکفا سازد.
توجیه دولتمردان در باب اهمیت هنر و تذکر لزوم آن برای حیات سالم جامعه و یادآوری تبعات کیفی و حتی مادی آن برای جامعه امری ضروری است. این امر می تواند دولتمردان را در درک صحیح موضوع کمک نموده و نظر مساعدشان را در تخصیص بودجه لازم جلب نماید. یاری رساندن رشته های هنری مختلف با یکدیگر به این معنا که برخی هنرها ی درآمد زا مقداری از درآمد برخی رشته های هنری، مثل سینما، معماری و حتی هنرهای تجاری، به اعتلا و رواج سایر هنرها اختصاص یابد.
بودجه و سرمایه و ابزار را باید در اختیار هنر و هنرمند قرار داد.اگر تفکری معنوی و روحانی بر جامعه حاکم باشد، صرف سرمایه برای اعتلای معنویت جامعه، ضرورتی انکار ناپذیر است.واگر حسابگری مدرن نیز حاکم باشد، باز، نباید توقع بازدهی مادی آنی از هنر داشت و باید به آینده و بازدهی مادی آن حتی برای نسل های آینده فکر کرد.
به نظر می رسد سال جهاد اقتصادی می تواند نقطه شروعی برای تشکیل بازارهای فرهنگی و هنری برای برون رفت از چنین وضعیتی باشد و این بازار بتواند کمک کند که نهادهای کم تحرک فرهنگی به جای حراج اماکن فرهنگی هنری به بخش خصوصی دست به خلاقیت هایی بزنند که بتواند زمینه را برای تولید محصولات فرهنگی و به خدمت در آوردن عرصه های اقتصادی برای رونق برنامه های فرهنگی فراهم نماید.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/7QX32DR

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir