زنجان
← همه اخبار
بابای من شمره توی تعزیه / فاطمه علیمردانی

بابای من شمره توی تعزیه / فاطمه علیمردانی

۱ اردیبهشت ۱۳۹۳کد خبر: 32682۳

از برگزیده اشعار نخستین سوگواره عاشورایی شعر کودک

تو کوچه مون تعزیه خونی داریم  سیاه نشسته رو تموم کوچه تکیه زدن کنار کوچه ما غصه می باره تو تموم کوچه ** بابای من شمره توی تعزیه وقتی میاد چشمامو هم می ذارم وقتی لباس قرمزو می پوشه تو اون لباس خیلی دوسش ندارم ** دوست منم باباش امام حسینه تو خونه کناریمون می شینن باباهامون با همدیگه رفیقن تو کوچه مون همدیگه رو می بینن ** روز دهم روز امام حسینه شمره باید شهید کنه امامو چشمامو با دست می گیرم می بندم دوست ندارن نگا کنم بابامو ** دلم می خواد این دفه خواب بمونه نتونه شمشیرشو دست بگیره کاش که می شد همین یه روز خدایا امام حسین این یه دفه نمیره ** امام حسینِ تعزیه همونه  اون آقایی که مهربونه چشماش  بابام داره خنجرو در میاره  خداجونم خودت مواظبش باش
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/YCU6D2C

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir