زنجان
← همه اخبار

بابای خوب من! صدایم کن، صدایم/ سعیده موسوی زاده
۱۹ آبان ۱۳۹۲کد خبر: 32305۲
از برگزیده اشعار نخستین سوگواره عاشورایی شعر کودک
دیگر چرا قرآن نمی خوانی برایم!
بابای خوب من! صدایم کن، صدایم
پس کو تنت؟ تا زخم هایش را ببندم
بابا سرت را می گذاری روی پایم؟
شب ها تو می خواندی برایم لای لایی امشب نمی گویی برایم، بی صدایی! بابا نبوسیدی مرا، نازم نکردی؟ حالا بیا پیشم، بیا بابا کجایی؟
من خوب می دانم تو هم خوابت نبرده از بس که هر جای تنت شمشیر خورده برگشت اسب نازنینت بی تو امروز دیدی تمام دست و پایش تیر خورده؟
در خواب می دیدم شدی مثل کبوتر زخمی نداری می زنی در آسمان پر بابا بزرگت آمده با مشک پر آب دارد مرا هم می برد تا حوض کوثر
سعیده موسوی زاده
شب ها تو می خواندی برایم لای لایی امشب نمی گویی برایم، بی صدایی! بابا نبوسیدی مرا، نازم نکردی؟ حالا بیا پیشم، بیا بابا کجایی؟
من خوب می دانم تو هم خوابت نبرده از بس که هر جای تنت شمشیر خورده برگشت اسب نازنینت بی تو امروز دیدی تمام دست و پایش تیر خورده؟
در خواب می دیدم شدی مثل کبوتر زخمی نداری می زنی در آسمان پر بابا بزرگت آمده با مشک پر آب دارد مرا هم می برد تا حوض کوثر
سعیده موسوی زاده
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/4JWYTTR
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir