زنجان
← همه اخبار
او همیشه برای ما کارگری می کرد

او همیشه برای ما کارگری می کرد

۱۵ تیر ۱۳۹۳کد خبر: 32831۲

در مراسم چهلم شهادت تیمسار بابایی، در میان ازدحام سوگواران، مرد میان سال روستایی که معلوم بود از روستاهای اطراف اصفهان است، بر مزار عباس خاک بر سرش می ریخت و به شدت گریه می کرد. آرام به او نزدیک شدم و با بغضی در گلو گفتم:

پدرجان، این شهید با شما چه نسبتی دارد؟ مرد سرش را بلند کرد و گفت: او همه زندگی ما بود و ما هر چه داریم از او داریم. گریه امانش نداد تا صحبتش را ادامه دهد. از او خواستم تا از آشنایی اش با عباس بگوید. با همان حالی که داشت گفت: من اهل ده زیار هستم. اهالی روستای ما قبل از اینکه شهید بابایی به آنجا بیاید از هر نظر در تنگنا بودند. ما نمی دانستیم که او چه کاره است، چون همیشه با لباس بسیجی می آمد. او برای ما حمام ساخت. مدرسه ساخت. حتی غسالخانه برای ما ساخت و همیشه هر کس که گرفتاری داشت برایش حل می کرد. همه اهالی او را دوست داشتند. هر وقت پیدایش می شد همه با خوشحالی می گفتند: ((اوس عباس آمد)). او یاور بیچاره ها بود. تا اینکه مدتی گذشت و پیدایش نشد. گویا رفته بود تهران. روزی آمدم اصفهان. عکس هایش را روی دیوار دیدم. مثل دیوانه ها هر که را می دیدم می گفتم او دوست من بود. ولی کسی حرف مرا باور نمی کرد. بچه های نیروی هوایی را که دیدم گفتم او دوست من بود. گفتند: پدرجان تو می دانی او چکاره بود؟ گفتم: او دوست من و دوست همه اهالی ده ما بود. او همیشه می آمد به ما کمک می کرد. گفتند: او تیمسار بابایی فرمانده عملیات نیروی هوایی بود. گفتم: ولی او همیشه می آمد برای ما کارگری می کرد. دلم از اینکه او ناشناس آمد و ناشناس رفت آتش گرفته بود... سرهنگ اصغر مطلق
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/PF3T62G

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir