زنجان
← همه اخبار

اندیشه ورزی آوینی؛ حلقه مفقود میان «هنر» و «انقلاب اسلامی»
۱۵ فروردین ۱۳۹۴کد خبر: 33500۲
ویژگی سید مرتضی آوینی در هنر مبتنی بر نوعی از تعمیق در بنیادهای فرهنگی بود که با ابزار اندیشه صورت می گرفت؛ آنچه از نظر او هنر را قوام می داد جدیت فکریی بود که از آغاز تاریخ همراه با آثار تاثیرگذار هنری بوده است و تفاوتی نمی کند این آثار در غرب عالم که از زمان سهروردی تا امروز نماد تاریکی شناخته می شود یا در شرق عالم، یعنی جایگاه نور خلق شده باشند.
پایگاه خبری حوزه هنری - علیرضا جباری دارستانی:
۲۰ فروردین، روز هنر انقلاب است. مدتها از تعیین این روز به عنوان روزی که در آن همگان اعم از هنرمندان و ارگانهای فرهنگی و رسانههای مختلف و... به بزرگداشت پدیده هنر پس از وقوع انقلاب اسلامی میپردازند، میگذرد؛ برنامههای مختلفی در این روز و روزهای پیش و پس از آن برگزار میشود و به هر نحوی تلاش میشود جریانی شکل گیرد که در آن هنر در بستر انقلاب اسلامی معرفی و بزرگ داشته شود. برنامهها و اقدامات این روز عموما در دو بستر صورت میگیرد؛ بخشی از آنها برنامههای فستیوالی برای معرفی و نمایش آثار مختلف در ژانرهای گوناگون است و بخش دیگر معرفی، بزرگداشت و تاکید بر نقش شهید سیدمرتضی آوینی در زمینه هنر است؛ شهیدی که در روز ۲۰ فروردین به شهادت رسید و از آنجا که یک هنرمند هم بود، این روز با عنوان روز هنر انقلاب اسلامی نام گذاری شد. آنچه در این میان عموما نااندیشیده باقی میماند، حلقه ارتباطی میان شهید آوینی و هنر است؛ حلقه ارتباطیای که میتواند به عنوان بهترین بهانه برای با مسمی دانستن روز ۲۰ فروردین به عنوان روز هنر انقلاب اسلامی باشد. این نااندیشیده باقی ماندن یا غفلت، از جایی ناشی میشود که خود سید مرتضی آوینی با توجه به روح اندیشهاش مایل بود آن را به نوعی از «تقدیر تاریخی» مرتبط بداند که در زمان ما، همگان را به شیوهای بسیار نرم در سطح، نگاه دارد و امکان تعمیق را از دسترس دور کند. این نوشتار تلاش دارد تا اشارهای به این حلقه واسط میان شهید آوینی و هنر داشته باشد تا شاید از این طریق ماهیت هنر انقلاب اسلامی بیشتر مورد اندیشه قرار گیرد؛ ویژگی سید مرتضی آوینی در هنر مبتنی بر نوعی از تعمیق در بنیادهای فرهنگی بود که با ابزار اندیشه صورت میگرفت؛ آنچه از نظر او هنر را قوام میداد جدیت فکریی بود که از آغاز تاریخ همراه با آثار تاثیرگذار هنری بوده است و تفاوتی نمیکند این آثار در غرب عالم که از زمان سهروردی تا امروز نماد تاریکی شناخته میشود یا در شرق عالم، یعنی جایگاه نور خلق شده باشند. او اثر هنری و اندیشه نهفته در آن را که باعث نفوذ آن شده، به خوبی تشخیص میداد و تلاش میکرد این عنصر را در آثار خود به شکلی کاملا شرقی (نورانی) و البته بومی عرضه کند. همین تعمق و اندیشه ورزی در هنر حلقه واسطی بود که آوینی تلاش کرد آن را میان آثار هنری پس از وقوع انقلاب اسلامی و خود انقلاب اسلامی ایجاد کند؛ او به این منظور از تفسیر انقلاب اسلامی به مثابه رویدادی اجتماعی، سیاسی فراتر رفته بود و واقعه بهمن ماه ۵۷ را به عنوان رخدادی هستیشناسانه میشناخت که در دل دوران جدید حوالتی تاریخی به همراه دارد تا انسان را از فضایی که پیش از آن در آن میزیسته جدا کرده و متوجه آیندهای کند که پارادایمی کاملا متفاوت با پارادایم گذشته دارد. انقلاب اسلامی در این معنا فرایندی تاریخی برای احیای معنویت و نورانیت انسانی است که مدت هاست فراموش شده. آوینی در این فضا ابزارش را از هنر وام گرفت، اما از آنجا که مقاومتهای بیرونی در کنار کج فهمیهایی که بیشتر از درون ناشی میشد بر او سخت تاثیر گذاشت، وی را ناگزیر کرد به مثابه یک اندیشمند دست به قلم بگیرد و وارد حوزه نظریهپردازی هم بشود. اگرچه او امروز به عنوان هنرمند و متفکری ایدئولوژیک مورد تقدیس قرار میگیرد و کمتر فرصت نقادی آثار او - اعم از آثار هنری و نظری - فراهم میشود، به هر حال تا روزی که کسانی توان نظری و بستر فرهنگی این نقد را داشته باشند، باید صبر کرد، ولی آنچه روشن است این است که شهید آوینی قطعا حرفهای بیشتری در هنر میداشت، اگر مقاومتها و موانع انسانی راه او را به سمت نظریهپردازی کج نمیکرد! فردریش نیچه فیلسوف آلمانی که شهید آوینی او را بسیار محترم میدانست و در شکل دادن به اندیشه آوینی بسیار هم موثر بود و قطعا درکش از مفاهیمی چون نیهیلیسم، نقد غرب، نقد روشنفکرمآبی، تاریخ و... را با کمک آثار او به دست آورده بود، میگوید: «ما بیشتر نیازمند آفریدنیم، نه دانستن!» آنچه آوینی در آفرینشهای هنریاش ارائه کرد بسیار اصیلتر از تلاشی بود که به اجبار خود را وقف آن کرد: «نظریهپردازی»! آوینی آمده بود بیافریند و از طریق اصالت هنر، اصالت انسانی را نشان دهد، نه اینکه درباره چند و چون این اصالت سخن بگوید و امروز هم بر مبنای غفلت گرایی دوران ما، آن سخنان نااندیشیده رها شوند.
۲۰ فروردین، روز هنر انقلاب است. مدتها از تعیین این روز به عنوان روزی که در آن همگان اعم از هنرمندان و ارگانهای فرهنگی و رسانههای مختلف و... به بزرگداشت پدیده هنر پس از وقوع انقلاب اسلامی میپردازند، میگذرد؛ برنامههای مختلفی در این روز و روزهای پیش و پس از آن برگزار میشود و به هر نحوی تلاش میشود جریانی شکل گیرد که در آن هنر در بستر انقلاب اسلامی معرفی و بزرگ داشته شود. برنامهها و اقدامات این روز عموما در دو بستر صورت میگیرد؛ بخشی از آنها برنامههای فستیوالی برای معرفی و نمایش آثار مختلف در ژانرهای گوناگون است و بخش دیگر معرفی، بزرگداشت و تاکید بر نقش شهید سیدمرتضی آوینی در زمینه هنر است؛ شهیدی که در روز ۲۰ فروردین به شهادت رسید و از آنجا که یک هنرمند هم بود، این روز با عنوان روز هنر انقلاب اسلامی نام گذاری شد. آنچه در این میان عموما نااندیشیده باقی میماند، حلقه ارتباطی میان شهید آوینی و هنر است؛ حلقه ارتباطیای که میتواند به عنوان بهترین بهانه برای با مسمی دانستن روز ۲۰ فروردین به عنوان روز هنر انقلاب اسلامی باشد. این نااندیشیده باقی ماندن یا غفلت، از جایی ناشی میشود که خود سید مرتضی آوینی با توجه به روح اندیشهاش مایل بود آن را به نوعی از «تقدیر تاریخی» مرتبط بداند که در زمان ما، همگان را به شیوهای بسیار نرم در سطح، نگاه دارد و امکان تعمیق را از دسترس دور کند. این نوشتار تلاش دارد تا اشارهای به این حلقه واسط میان شهید آوینی و هنر داشته باشد تا شاید از این طریق ماهیت هنر انقلاب اسلامی بیشتر مورد اندیشه قرار گیرد؛ ویژگی سید مرتضی آوینی در هنر مبتنی بر نوعی از تعمیق در بنیادهای فرهنگی بود که با ابزار اندیشه صورت میگرفت؛ آنچه از نظر او هنر را قوام میداد جدیت فکریی بود که از آغاز تاریخ همراه با آثار تاثیرگذار هنری بوده است و تفاوتی نمیکند این آثار در غرب عالم که از زمان سهروردی تا امروز نماد تاریکی شناخته میشود یا در شرق عالم، یعنی جایگاه نور خلق شده باشند. او اثر هنری و اندیشه نهفته در آن را که باعث نفوذ آن شده، به خوبی تشخیص میداد و تلاش میکرد این عنصر را در آثار خود به شکلی کاملا شرقی (نورانی) و البته بومی عرضه کند. همین تعمق و اندیشه ورزی در هنر حلقه واسطی بود که آوینی تلاش کرد آن را میان آثار هنری پس از وقوع انقلاب اسلامی و خود انقلاب اسلامی ایجاد کند؛ او به این منظور از تفسیر انقلاب اسلامی به مثابه رویدادی اجتماعی، سیاسی فراتر رفته بود و واقعه بهمن ماه ۵۷ را به عنوان رخدادی هستیشناسانه میشناخت که در دل دوران جدید حوالتی تاریخی به همراه دارد تا انسان را از فضایی که پیش از آن در آن میزیسته جدا کرده و متوجه آیندهای کند که پارادایمی کاملا متفاوت با پارادایم گذشته دارد. انقلاب اسلامی در این معنا فرایندی تاریخی برای احیای معنویت و نورانیت انسانی است که مدت هاست فراموش شده. آوینی در این فضا ابزارش را از هنر وام گرفت، اما از آنجا که مقاومتهای بیرونی در کنار کج فهمیهایی که بیشتر از درون ناشی میشد بر او سخت تاثیر گذاشت، وی را ناگزیر کرد به مثابه یک اندیشمند دست به قلم بگیرد و وارد حوزه نظریهپردازی هم بشود. اگرچه او امروز به عنوان هنرمند و متفکری ایدئولوژیک مورد تقدیس قرار میگیرد و کمتر فرصت نقادی آثار او - اعم از آثار هنری و نظری - فراهم میشود، به هر حال تا روزی که کسانی توان نظری و بستر فرهنگی این نقد را داشته باشند، باید صبر کرد، ولی آنچه روشن است این است که شهید آوینی قطعا حرفهای بیشتری در هنر میداشت، اگر مقاومتها و موانع انسانی راه او را به سمت نظریهپردازی کج نمیکرد! فردریش نیچه فیلسوف آلمانی که شهید آوینی او را بسیار محترم میدانست و در شکل دادن به اندیشه آوینی بسیار هم موثر بود و قطعا درکش از مفاهیمی چون نیهیلیسم، نقد غرب، نقد روشنفکرمآبی، تاریخ و... را با کمک آثار او به دست آورده بود، میگوید: «ما بیشتر نیازمند آفریدنیم، نه دانستن!» آنچه آوینی در آفرینشهای هنریاش ارائه کرد بسیار اصیلتر از تلاشی بود که به اجبار خود را وقف آن کرد: «نظریهپردازی»! آوینی آمده بود بیافریند و از طریق اصالت هنر، اصالت انسانی را نشان دهد، نه اینکه درباره چند و چون این اصالت سخن بگوید و امروز هم بر مبنای غفلت گرایی دوران ما، آن سخنان نااندیشیده رها شوند.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/DDMNWGR
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir