زنجان
← همه اخبار
اقتدای یک روحانی به امیر ادبیات ایران

اقتدای یک روحانی به امیر ادبیات ایران

۷ اردیبهشت ۱۳۹۳کد خبر: 32619۲

عصر روز جمعۀ گذشته که به مجلس سالگرد درگذشت مرحوم امیرحسین فردی در مسجد جوادالائمه پا نهادم، انتظار می‌کشیدم در کنار یاران این مسجد و دیگر اهالی قلم ادبیات انقلاب، مردان ثابت‌رنگ و ثابت‌رأیی همچون حاج آقا سید محمود دعایی را هم با آن روش و منش همگرایانه‌اش ببینم و دیری نپایید که انتظارم تحقق یافت و آن سید روحانی راسخ را هم د یدم که روی یک صندلی در انتهای مجلس نشسته بود.

از یاران مسجد جوادالائمه، همان بروبچه‌های صاحب قلم همدل و همراه و به قول خودشان شاگردهای آقای فردی، هم همان انتظار می‌رفت که عمل می‌کردند. یارانی که از روزهای اول انقلاب در همان فضای مسجد، قلم را سلاح خود ساختند و ادبیات انقلاب را سنگر خود، و با گردآوری و تدوین و چاپ و نشر مجموعه‌های سوره و بچه‌های مسجد، کارهای ادبی‌ای کردند کارستان و الگویی از تلاش‌هایی از جنس ادبیات، در سنگر مساجد را بنا نهادند. الگویی که می‌تواند و باید فراتر از مرزهای ملی، برای دیگر مسلمانان کشورها یا دیگر کشورهای مسلمان، راه‌نشان باشد.  از این مقوله بگذریم که اکنون موضوع سخنم نیست و در این مجال بر خود فرض می‌دانم صحنه‌ای خاص را به تصویر کشم که دست اتفاق، آن را فقط به رویت من رساند و شاید باید آن را به دیگران نشان دهم؛  کمتر از یک سال مانده بود به پرواز روح امیرحسین فردی، در یک ظهر، در نمازخانه قبلی حوزه هنری، آقای سیدمحمود دعایی را دیدم که برای ادای فریضه نماز، زمانی وارد شد که جماعت تازه به اتمام رسیده بود و آقای فردی در کنج نمازخانه مشغول نمازی فرادا بود، آقای دعایی بدون درنگ به آن سمت رفت و با اقتدا به او، فیض نماز جماعتی به امامت آقای امیرحسین فردی را نصیب خودشان ساخت.  تصور کنید که این دو یار عزیز انقلاب ولی با دو نگرش کاملاً متفاوت، چه صحنۀ زیبایی از یک جماعت را ایجاد کرده بودند. امام جماعت، فرزانه‌ای خوش سیرت و با مویی سپید و مأموم هم روحانی سیدی با قامت بلند، و به حق چه خوش نمازی گزاردند.  زیباتر آن که بعدها، آقای فردی که نمی‌دانست من از نزدیک شاهد آن صحنه بوده‌ام، در ذکر مناقب آقای دعایی برای من تعریف می‌کرد؛ آن روز که آقای دعایی این حرکت را انجام داد، من کار دیگری نتوانستم بکنم جز آن که پس از اتمام نمازم، عبای سیاهش را بوسیدم و بی‌صدا او را در ادامۀ نمازش تنها گذاشتم.  و من به عنوان تنها شاهد آن صحنه و تنها شنونده این کلام آقای فردی، با خود می‌اندیشیدم؛ ای کاش همه با هر نگاه و روش و نگرشی، این‌گونه می‌بودیم. 
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/NB6XH53

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir