زنجان
← همه اخبار
اعجاز عشق در «حوض نقاشی»

اعجاز عشق در «حوض نقاشی»

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲کد خبر: 31847۲

آغاز یک بحران جدی بی تردید ساخت آثاری با مضامین اجتماعی آن هم با هدف آسیب شناسی جامعه شناسانه و روان شناسانه، همواره یکی از مضامین موردعلاقه کارگردانان سینمای اجتماعی است.«مازیار میری» نیز در جدیدترین اثرش «حوض نقاشی»، با دستمایه قرار دادن زندگی یک زوج عقب مانده ذهنی، می کوشد به بحران های حاصل از این ازدواج بپردازد. عبوری گذرا بر آشنایی زوج جوان دچار معلولیت ذهنی که زندگی ساده و به دور از هیاهو و جنجال های امروزی دارند...

اما زندگی سرشار از خوشبختی و آرامش رضا و مریم، با بزرگ تر شدن فرزندشان «سهیل» و برآورده نشدن نیازهای روحی، عاطفی و روانی وی، به مرز بحران می رسد. در نتیجه سهیل از خانه می گریزد تا زندگی دیگری را از جنسی متفاوت برای خود جست و جو کند. تابلویی زیبا از یک زندگی دوست داشتنی «مازیار میری» در «حوض نقاشی» می کوشد تا از ورای زندگی ساده، بی پیرایه و به دور از کشمکش، به تصویری از یک زندگی ساده اما زیبا برسد که انسان امروزی غرق شده در فضای پرهیاهوی معاصر، در حسرت کسب آن به هر دری می زند. کارگردان در اثرش کنار داستان اصلی، روایتی از زندگی آدم هایی معمولی در فضایی همسان با رضا و مریم، ارائه می کند. آدم هایی که چنان به مبارزه با دشواری ها و سختی های زندگی مشغول اند که فرصت تماشای زیبایی ها و آرامش را ندارند و فرسنگ ها از خوشبختی، آرامش، آسایش روحی و لذت بردن از زندگی محروم اند. «میری» با پرهیز و اجتناب از به بازی گرفتن احساسات مخاطب و احترام به شعور وی، هوشمندانه از نمایش اغراق آمیز لحظات احساسی زندگی «رضا» و «مریم» پرهیز می کند و هم چون نقاشی زبردست، در «حوض نقاشی» تابلویی زیبا از یک زندگی دوست داشتنی را نقاشی می کند.
بغضی که نمی ترکد «مازیار میری» در «حوض نقاشی» مخاطب را به درک بالای عاطفی و فکری، از یک زندگی سالم، احساسی و به دور از فضای پرتنش جامعه امروزی می رساند و از ارزش هایی سخن می گوید که در انبوه زندگی ماشینی و مدرن امروزی، رنگ باخته اند. «حوض نقاشی» با ایجاد حس همذات پنداری در مخاطب، به وی اجازه برقراری یک ارتباط تاثیرگذار با اثر را می دهد. اگرچه تماشاگر در پایان با بغضی شیرین که نمی ترکد و نیز پرسش هایی که در ذهنش شکل می گیرد، سالن سینما را ترک می کند. ایده ای درخشان، شخصیت پردازی های قابل قبول، داستانی متفاوت و جذاب و گره افکنی های به جا، نحوه روایت قابل تأمل از «حوض نقاشی» اثری ساخته است که زوج اصلی آن تنها با بهانه هایی کوچک زندگی زیبا و سرشار از عاطفه و احساس را برای خود رقم می زنند. بهانه ای برای نمایش سادگی و صداقت «حوض نقاشی» داستانش را بر پایه یک تحول روایت می کند و آن را پیش می برد. تحول «سهیل» فرزند «رضا و مریم» که درباره پدر و مادرش به شناخت جدیدی می رسد و تحول رضا و مریم که به سبب مسئولیت پدر و مادر بودنشان، باید مهارت هایی را برای ایجاد یک زندگی به دور از تنش برای فرزندشان «سهیل» بیاموزند. «حوض نقاشی» در میان انبوه هیاهوها و آسیب های زندگی امروز، بهانه ای می شود برای کارگردان تا زیبایی های یک زندگی سرشار از سادگی، صداقت و صمیمیت را باورپذیر روایت کند. «میری» تقابل زندگی بی روح، سرد و کسالت بار خانم معلم سهیل با همسرش و با زندگی مملو از سادگی، احساس و عاطفه رضا و مریم را به خوبی و باورپذیر به تصویر کشیده است. سوژه ناب «حوض نقاشی» حکایت از نیاز جامعه کنونی به حس همدردی، سازگاری، عزت نفس، تلاش، رعایت انصاف، گذشت و احترام به والدین دارد.
نجوای دردناک همه انسان های درمانده از شرایط دشوار زندگی های پرتجمل امروزی که آنان را، از ایفای وظایف خود در قبال جامعه و فرزندان باز می دارد. اعجاز عشقی ساده اما صمیمی «حوض نقاشی» یک ملودرام اجتماعی موفق و هنرمندانه است که کارگردان در نهایت جزئی نگری، ظرافت های یک اثر هنری ماندگار و تاثیرگذار را مدنظر قرار داده است. نمایش زندگی زوجی که با دیگران فرق دارند اما با این وجود می کوشند به دیگران اثبات کنند که این تفاوت را با اعجاز عشقی ساده اما صمیمی کم رنگ کرده اند. در کنار امتیازات فراوانی که کار جدید «میری» را اثری قابل تأمل معرفی می کند، کاستی هایی چند هم به چشم می آید. از جمله به میان کشاندن موضوع تحریم اقتصادی، به عنوان علت اصلی بیکاری رضا به اثر، انگ تاریخ مصرف دار بودن می زند. علاوه بر آن اغراق در نمایش برخی صحنه ها از جمله تلاش رضا برای فرار از بیکاری و روی آوردن به حرفه هایی که با شرایط روحی و جسمی وی همخوانی چندانی ندارد، حمایت یک جانبه فیلم ساز از مریم و مقصر نشان دادن خطای رضا در گریزان شدن سهیل از کانون خانواده، نپرداختن کافی به دوران کودکی «سهیل» پرداخت ناکافی سکانس شتابزده نخست فیلم که نشان از آشنایی مریم و رضا دارد و … با این وجود، «حوض نقاشی» اثری است درخور توجه به لحاظ نمایش یک زندگی سرشار از نیاز، تنهایی، غربت و حسرت درک شدن. از شعارزدگی خبری نیست مازیار میری در «حوض نقاشی» اگرچه ارتباط تنگاتنگی با احساسات و عواطف تماشاگر دارد، اما هرگز به ورطه شعارزدگی نمی افتد.
وی در نمایش سبک زندگی دو خانواده متفاوت و تقابل آن ها موفق است. کارگردان در اثرش خالق لحظاتی ناب است که برای مدت ها در ذهن مخاطب رسوب می کند. حساس بودن سهیل به غذای تکراری روزانه مریم، خجالت وی به خاطر حضور «رضا و مریم» در مدرسه، ترس «مریم» در شهربازی که مانع تفریح سهیل می شود، بازی های درخشان، باورپذیر و گریم متفاوت شهاب حسینی و نگار جواهریان، دیالوگ های نغز به ویژه مونولوگ به خاطرماندنی رضا به پسرش پشت پنجره کلاس که می گوید: «منو ببخش که پدرت شدم سهیل»، سیلی زدن رضا به سهیل به خاطر توهین او به مریم، تلاش رضا برای پیک موتوری شدن، سکانس زیبا و غافلگیر کننده پایانی که یک «زوم بک» طولانی است. نمایی که دوربین خانواده سه نفری رضا را در جامعه پرهیاهوی امروز کوچک تر و کوچک تر می کند و از توجه قدرتی برتر (خداوند) به انسان ها و به ویژه خانواده رضا و مریم حکایت دارد. کات های موفق فیلم به ویژه کات صحنه آغازین پس از دیدار مریم و رضا که به نمای بیدار کردن سهیل از خواب منتهی می شود، تلاش رضا و مریم برای تهیه پیتزا، هل دادن موتور توسط سهیل در خیابان ها و حیاط خانه و صدای شادی و خنده سه نفری آن ها و … بی شک مازیار میری در «حوض نقاشی» تماشاگرش را وا می دارد پیگیر ماجراهای باورپذیر اثرش باشد. یک زندگی سرشار از عشق و محبت و صمیمیت که این روزها غنیمتی کمیاب است.

روزنامه خراسان - احمد صبریان
----------------------------------
«حوض نقاشی» بهتر از فیلم شان پن
روزنامه ایران در یادداشتی فیلم «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری را موفق‌تر از فیلم «من سام هستم» با بازی شان پن معرفی کرد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری به نقل از سوره سینما، امیرعلی نوروزشمسیان درروزنامه ایران نوشت: این تصور که همواره درونمایه یا ساختارهای نوشتاری و اجرایی، می توانند به تنهایی، المان های خوب بودن یک اثر هنری باشند، در عصر مدرنیته کنونی، دیگر چندان محلی از اعراب ندارد.بنابراین نباید این گونه آثار را با این سنگ محک ها آزمود و تحلیل در مورد آن ها را از این زاویه انجام داد. این مقدمه بسیار کوتاه را گفتم تا به بزرگترین اهمیت فیلم «حوض نقاشی» اشاره کنم. فیلمی که برخلاف بسیاری از فیلم های خوب سینمای ما، فیلمنامه پرچالشی ندارد، تعلیق داستانی خاصی را به خود نمی بیند و داستان، همواره بر روی یک خط صاف حرکت می کند.اما با تمام این فقدان ها، «حوض نقاشی» می تواند رسالت خود را به مخاطب تفهیم کند.رسالتی که تنها محدود به نشان دادن حالت های کاراکترهای دارای ضریب هوشی پایین است. بنابراین نگاهی که سازندگان «حوض نقاشی» از ابتدا بدان توجه داشتند، رسیدن به یک فیلم «حالت» بوده نه یک ملودرام پرسوز و گداز ناشی از ناتوانی جسمی و هوشی این کاراکترها در قبال مشکلات زندگی و مصائب آن.
کما این که فیلم به شدت مستعد رسیدن به چنین مرزی نیز هست و اگر هم این اصل را به کار می برد، مطمئنا یکی از پرسوزترین ملودرام های تاریخ سینما شکل می گرفت اما چون توجه سازندگان بر روی نشان دادن حالت های تیپ های اینچنینی در جامعه است، بنابراین داستان می طلبد که تعلیق نداشته و از پیچش های معمول بی بهره باشد. چهار هیجان اصلی که در نهاد هر انسانی است، این بار با شخصیت های خاص فیلم «حوض نقاشی» به تصویر کشیده می شود.اتفاقی که حتی سازندگان اثر، از آن به عنوان پوستر اصلی فیلمشان استفاده کرده و شخصیت های مریم و رضا را به صورت کادرهای کوچک، در هیجانات مختلف کار کرده اند.
از آنجا که هدف فیلم، رسیدن به حالت های مختلف این شخصیت ها است و داستان مدونی برای آن لحاظ نشده، در نتیجه، مشکل فیلم، تنها پیتزا درست کردن این دو نفر است که ترکش های آن، منجر به اتفاقاتی چون بازگشت سهیل به خانه می شود که این بعد داستان با به صدا درآمدن زنگ خانه در سکانس ماقبل آخر فیلم به نتیجه می رسد و بنابراین نمی شد پایان بندی خاص و کلاسیکی برای این فیلم در نظر گرفت.کما این که پایان این فیلم که سوار موتور شدن رضا و مریم و هل دادن موتور توسط سهیل بود، به نوعی بیانگر هدایت مسیر زندگی رضا و مریم در دستان سهیل است که این مقوله، با توجه به این که فیلم اصرار دارد شباهت بسیاری به زندگی های قاطبه مردم ایران سال ۹۲ داشته باشد، روندی کاملاً منطقی و قابل قبول است.
مطمئنا برای رسیدن به حالت های خاص این تیپ شخصیت های دارای اختلال، نیاز به بازیگران قدرتمندی بود که البته انتخاب ها، به خوبی صورت پذیرفت.شهاب حسینی و نگار جواهریان، با بازی های خوبی که از خود نشان دادند، یک سر و گردن بالاتر از سایر بخش های فیلم، حتی کارگردانی و فیلمنامه ظاهر شدند و برگ برنده این فیلم ها بودند.«حوض نقاشی» در بیان دراماتیک خود، مطمئنا بهتر و اثرگذارتر از «من سام هستم» عمل کرده است. فیلمی که ریزه کاری های داستانی خاصی ندارد اما با ریزبینی در هر اقدام شخصیت هایش، می توان نکات قابل تامل مفهومی بسیاری را استخراج نمود. یک فیلم قابل قبول دیگر از مازیار میری که این سال ها، دارد نشان می دهد که در مسیر یک کارگردان شش دانگ گام برمی دارد.

روزنامه ایران - ایر علی نوروز شمسیان
------------------------------------------
فروش فیلم سینمایی «حوض نقاشی» به کرگردانی مازیار میری به مرز ۲ میلیارد تومان رسید
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری به نقل از سوره سینما- غلامرضا فرجی مدیر پخش و بازاریابی سازمان سینمایی سوره حوزه هنری درباره آخرین آمار فروش «حوض نقاشی» گفت: فروش روز چهارشنبه و پنج‌شنبه این فیلم در تهران به‌ ترتیب ۱۰ و ۲۳ میلیون تومان بوده است. در کل تاکنون فروش «حوض نقاشی» در تهران به یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان رسیده است.
وی درباره فروش این فیلم در شهرستان‌ها هم گفت: تا شب گذشته (۱۲ اردیبهشت‌ماه) فروش «حوض نقاشی» در سینماهای شهرستانی به ۵۵۰ میلیون تومان رسیده است. بنابراین فروش کلی این فیلم به یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان رسیده است.
»حوض نقاشی» که در سی‌و‌یکمین جشنواره فیلم فجر توانست بالاترین رای تماشاگران را به دست آورد، داستان یک زوج کم‌توان ذهنی است که یک پسربچه دارند و زندگی آن‌ها به دلایلی با چالش رو به رو می‌شود، ولی این زوج موفق می‌شوند با همدلی بر این مشکلات فائق آیند.
این فیلم به کارگردانی مازیار میری و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی با بازی شهاب حسینی، نگار جواهریان، فرشته صدرعرفایی، سیامک احصایی و مهسا محجوب محصول حوزه هنری است.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/PXFRN8Q

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir