اعترافات یک کانکس رنگ و رو رفته!/ مردانی از جنس استقامت برای سرفرازی ادبیات مقاومت و انقلاب
در موقعیت جغرافیایی شمال غربی حیاط، نزدیک خط مرزی باغچه و کنار یک درخت خرما، کانکسی نقرهای رنگ قرار داشت که شاهدان عینی خوب بخاطر دارند که وقتی باران میآمد آب از سقفش چکه میکرد؛ داود امیریان یکی از این شاهدان عینی است که در اعترافاتش به این نکته اشاره کرده است.
در تجلیل از سرهنگی، بهبودی و کمری، از پایه گذاران ادبیات انقلاب و مقاومت
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری به نقل از رجانیوز، کانکس رنگ و رو رفته فوق الذکر دو میز رو در رو داشت که حتی بدون مراجعه به اسناد هم میتوان مطمئن بود که با وجود این دو میز، تقریبا دیگر جایی برای بقیه افراد باقی نمیمانده است؛ البته قرار داشتن یکی دو صندلی اضافی محتمل است.
اینکه در این کانکس سایر لوازم از جمله تلفن و... موجود بوده است یا نه گزارشی وجود ندارد اما برخی شواهد و قراین حکایت از آن دارد که سوژهها پیش از ورود به این کانکس در اتاقی استقرار داشتهاند که تلفنش حتی شماره مستقیم نداشته است و فقط برای تماسهای داخلی بکار میآمده است. گفتنی است این اتاق در مجاورت اتاق فردی بنام سید مرتضی آوینی بوده که در آن مجله سوره را در میآورده است.
آنچنان که از گزارشات بر میآید سوژهها پیش از حضور در این کانکس در روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت کرده و بعنوان خبرنگار جنگ فعال بودهاند. پیشنهاد تاسیس «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» در اسناد مختلف بنام این دو نفر ثبت شده است، هرچند که کمی بعد شخصی به نام علیرضا کمری هم به آنها اضافه میشود.
طبق آماری که در بیست و سومین سال تاسیس این دفتر در آذر ماه سال 1390 منتشر شده است، انتشار 600 عنوان کتاب تنهایکی از دستاوردهای این دفتر است. هرچند که برخی افراد مرتبط با تاریخ و ادبیات اعتراف کردهاند، سر و سامان دادن به خاطرهنگاری دفاع مقدس و از آن مهمتر، تربیت دهها نویسنده و تدوینگر خاطرات شفاهی، از انتشار این کتابها هم مخمتر است و اصلا این تعداد کتاب، حاصل همین تربیت نیرو است.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
