
ارجاعات ذهنی سوار بر شانه های اندیشه ما هستند
ناصر سیفی هنرمند نقاش گفت: راهی را که انتخاب می کنیم مبدا و مقصدی دارد و فضاهایی را که خلق می کنیم ناگزیر به ارجاعات ذهنی ما بستگی دارند که این ارجاعات ذهنی سوار بر شانه های اندیشه ما هستند.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، دفتر نقد مرکز هنرهای تجسمی با حضور ناصر سیفی و جمعی از هنرمندان کارگاه تجسمی حوزه هنری، نشست "تجربه عمومی – تجرید" را سه شنبه 22 اسفند ماه 1391 ساعت 16 در مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری برگزار کرد. در این نشست ناصر سیفی هنرمند نقاش به نقد موضوع «تجربه عمومی - تجرید» پرداخت. سیفی در این خصوص گفت: هنرمند با یک تجربه عمومی مسیر هنری خود را طی می کند و در این مسیر با استفاده از تجربه میدانی خود و مورد مطالعه قرار دادن آثار دیگر هنرمندان به فردیت می رسد.
وی ادامه داد: شاید بشود گفت که در عصر مدرنیته هنرمند بسیاری از قواعد را کنار زد و در آزادی و بدون مقید بودن به روال گذشته شروع به کار کرد بنابراین در این دوران با آثار فراوانی از هنرمندان مواجه می شویم. اما آزادی مطلق وجود ندارد آزاد بودن به نوعی در دیار عدم بودن است .
این هنرمند بیان کرد: در دیار هستی ناگزیر می شویم که پذیرای اصولی باشیم. در نقاشی هنرمندی که اعتقاد دارد به چیزی مقید نیست و در کار خود آزاد است با این حال در ذهن خود چارچوب ها و اصولی دارد پس نمی شود گفت که عمل او هم آزادانه است.
وی با بیان اینکه سوالی در اینجا مطرح است که چرا با حضور مدرنیته، فردیت خود را بیشتر از قبل نشان داده است، اذعان داشت: هنرمندان در اجتماع زندگی می کنند و هم با خودشان در مورد قابلیت های شان به گفتگو می نشینند لذا در تجرید هم تجربه عمومی درونی تر را داریم.
این هنرمند با اشاره به اینکه تجرید به معنای دقیق و مفرد کلمه وجود ندارد تاکید کرد: راهی را که انتخاب می کنیم مبدا و مقصدی دارد و فضاهایی را که خلق می کنیم ناگزیر به ارجاعات ذهنی ما بستگی دارند که این ارجاعات ذهنی سوار بر شانه های اندیشه های ما هستند و به نوعی خود را تحمیل می کنند. چگونه می شود فضایی را بدون در نظر گرفتن این مبانی خلق کرد؟
این نقاش خاطرنشان کرد: تصویر ذهنی به طور حتم عینیتی نسبت با تاریخ، سیاست، اجتماع و ... دارد و هماهنگ کردن ذهنیت به عینیت در فضای فردی به وجود می آید. با تمام تلاشی که افراد موفق در تاریخ هنر کردند، کارها و آثار آن ها را می توان ردیابی و رمز گشایی کرد و به اندیشه آن هنرمند پی برد. یعنی هنرمند با تمام تلاشی که می کند در مسیر خود به فردیت برسد باز هم از فضای بیرون گریز و رهایی ندارد.
سیفی در پایان افزود: هنرمند قابلیت های خود را شناسایی و در عالم ذهن خود رسوخ می کند. منظور از ذهن تخیل و خیال پردازی نیست. عالم ذهن مبتنی بر داشته هایی است که در خدمت فرد است و ذهنیت به نوعی منسجم است. با وجود اینکه هنرمند معتقد است که ذهنیت اثر را به وجود می آورد بعد از مدتی با طراحی یا کشیدن اشیا، عناصر و فرم ها هستند که ملکه ذهن می شوند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir